فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اسلام و نیازهای زمان – جلد اول

کتاب اسلام و نیازهای زمان – جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب اسلام و نیازهای زمان – جلد اول به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اسلام و نیازهای زمان – جلد اول

کتاب حاضر مشتمل بر بیست و شش سخنرانی از استاد شهید آیت‌اللّه‌ مرتضی مطهری تحت عنوان «اسلام و مقتضیات زمان» است. نوشته کوتاهی به قلم ایشان در همین موضوع مقدمه این بحث قرار گرفته است. سخنرانیها در زمستان سال ۱۳۴۵ هجری شمسی و در شبهای ماه مبارک رمضان در مسجد اتفاق (تهران) و در یک جمع عمومی ایراد شده و به همین جهت بیانی ساده و روان دارد. نوارهای این سخنرانیها در دست نیست و کتاب حاضر تنظیم شده متنی است که در همان زمان از نوار استخراج گردیده و در اختیار استاد شهید گذاشته شده است.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.78 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اسلام و نیازهای زمان – جلد اول

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه چاپ نوزدهم

کتاب حاضر مشتمل بر بیست و شش سخنرانی از استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری تحت عنوان «اسلام و مقتضیات زمان» است. نوشته کوتاهی به قلم ایشان در همین موضوع مقدمه این بحث قرار گرفته است. سخنرانیها در زمستان سال ۱۳۴۵ هجری شمسی و در شبهای ماه مبارک رمضان در مسجد اتفاق (تهران) و در یک جمع عمومی ایراد شده و به همین جهت بیانی ساده و روان دارد. نوارهای این سخنرانیها در دست نیست و کتاب حاضر تنظیم شده متنی است که در همان زمان از نوار استخراج گردیده و در اختیار استاد شهید گذاشته شده است و البته ایشان چهار جلسه اول آن را ملاحظه نموده و ضمن اصلاحات عبارتی، مطالبی بر آن افزوده اند. در تنظیم این مجموعه، جهت حفظ امانت، به اصلاح اندک عبارتی اکتفا شده و حالت گفتاری مطالب حفظ گردیده است. عناوین سخنرانیها ـ غیر از چهار جلسه اول که از استاد شهید است ـ از ویراستار می باشد و حتی المقدور سعی شده است که از متن سخنرانیها استخراج شود.
رسم استاد بر این بود که پس از تفکر و تعمق کافی درباره یک موضوع، در اطراف آن یک یا چند سلسله سخنرانی می نمودند و اگر قرار می شد که آن سخنرانیها به صورت کتاب منتشر شود، متن پیاده شده از نوار را با توجه به سوالات حضار اصلاح و تکمیل می کردند به طوری که گاهی متن تنظیم شده چند برابر متن سخنرانیها می گردید. بنابراین نباید انتظار داشت که کتاب حاضر، بحثی کامل در موضوع مذکور باشد. با این حال این کتاب همچون دیگر آثار آن متفکر گرانقدر حاوی بحثهایی جالب و دلکش در موضوع خود بوده و حلاّل مسائل مبتلابه زیادی در باب «اسلام و مقتضیات زمان» است، خصوصا که ما امروز به یمن انقلاب شکوهمند اسلامی در پی اجرای احکام اسلام می باشیم و طبعا این سوال پیش می آید که آیا با توجه به تغییرات و تحولات زمان، اسلام که در چهارده قرن پیش نازل شده می تواند پاسخگوی مشکلات این زمان و هر زمان دیگری باشد؟ این کتاب پاسخگوی این گونه سوالات است.
استاد شهید بحثهایی در همین موضوع در سال ۱۳۵۱ در انجمن اسلامی پزشکان ایراد نموده اند. این بحثها جلد دوم این کتاب را تشکیل می دهد.
همچنین آن متفکر فرزانه دو سخنرانی در این موضوع، یکی تحت عنوان «اسلام و نیازهای جهان امروز» و دیگری با عنوان «قوانین اسلام در مقایسه با توسعه و تحول دنیای جدید» داشته اند که در کتاب پانزده گفتار ایشان درج شده است.
این کتاب اولین بار در سال ۱۳۶۴ منتشر شد و از آن تاریخ تا کنون از استقبال خوبی برخوردار بوده است چنانکه تعداد چاپ آن گواهی می دهد.
در چاپهای گذشته، کتاب در قطع رقعی منتشر می شد ولی نظر به حجم نسبتا زیاد آن، تصمیم گرفته شد که در قطع وزیری منتشر و ضمنا کتاب یک بازبینی شود و نقایص احتمالی از نظر علامتگذاری و غیره رفع گردد و آنگاه از نو حروفچینی شود. از جمله، مطالب کتاب عنوان گذاری شد. لذا این چاپ با مزایایی از حیث دقت و زیبایی و غیره نسبت به چاپهای گذشته منتشر می شود. امید است رضایت خاطر علاقه مندان به آثار آن اسلام شناس گرانقدر را فراهم آورد.
نظر به اینکه در بحثهای انجمن اسلامی پزشکان، استاد تصریح می کنند که عنوان «اسلام و نیازهای زمان» مناسبتر از عنوان «اسلام و مقتضیات زمان» است زیرا «مقتضیات زمان» شامل اموری که نیازهای واقعی زمان نیستند نیز می شود و بحث ما درباره رابطه اسلام و نیازهای واقعی زمان است، لذا بهتر دیدیم که در این چاپ که کتاب به شکل تازه ای منتشر می شود نام کتاب را نیز به نام مورد نظر آن متفکر شهید تغییر دهیم.
از خدای متعال توفیق بیشتر در نشر آثار چاپ نشده این متفکر شهید گرانقدر و این حاصل عمر و پاره تن امام خمینی(ره) مسئلت می نماییم.

اردیبهشت ۱۳۸۱ برابر با صفر ۱۴۲۳

مقدمه: اسلام و مقتضیات آن

برای روشنفکران مسلمان در عصر ما که از نظر کیفیت زبده ترین طبقات اجتماعی می باشند و از نظر کمیت خوشبختانه قشر قابل توجهی به شمار می روند، مهمترین مسئله اجتماعی «اسلام و مقتضیات زمان» است.
دو ضرورت فوری، مسئولیتی سنگین و رسالتی دشوار بر دوش این طبقه می گذارد: یکی ضرورت شناخت صحیح اسلام واقعی به عنوان یک فلسفه اجتماعی و یک ایدئولوژی الهی و یک دستگاه سازنده فکری و اعتقادی همه جانبه و سعادت بخش، و دیگر ضرورت شناخت شرایط و مقتضیات زمان و تفکیک واقعیات ناشی از تکامل علم و صنعت از پدیده های انحرافی و عوامل فساد و سقوط.
برای یک کشتی که می خواهد اقیانوسها را طی کند و از قاره ای به قاره دیگر برود، وجود قطب نما برای جهت یابی و هم لنگر محکم برای محفوظ ماندن و غرق نشدن و زیر پا گذاشتن جزر و مدها ضروری است، همچنان که شناخت وضع و موقعیت جغرافیایی دریا در هر لحظه امری حتمی است. ما باید از طرفی اسلام را به عنوان یک راهنمای سفر و یک لنگر محکم و نگهدارنده از غرق شدن در جزر و مدها، و هم شرایط خاص زمان را به عنوان مناطق و منازل بین راه که باید مرتبا به آنها رسید و گذشت کاملاً بشناسیم تا بتوانیم در اقیانوس متلاطم زندگی به سرمنزل مقصود برسیم.
از نظر گروه نامبرده، در اینجا مشکل لاینحلّی وجود ندارد. فقط آشنا نبودن با حقایق اسلام و یا تمیز ندادن میان عوامل توسعه و پیشروی زمان و میان جریانها و پدیده های انحرافی که لازمه طبیعت بشری است، ممکن است مسئله را به صورت معما جلوه دهد.
ولی افراد و طبقاتی هستند که این مسئله را واقعا به صورت یک معمای لاینحل و به صورت یک تضاد آشتی ناپذیر می نگرند و معتقدند «اسلام» و «مقتضیات زمان» دو پدیده غیرمتوافق و ناسازگارند و از ایندو حتما یکی را باید انتخاب کرد: یا باید به اسلام و تعلیمات اسلامی گردن نهاد و از هرگونه نوجویی و نوگرایی پرهیز کرد و زمان را از حرکت بازداشت، و یا باید تسلیم مقتضیات متغیر زمان شد و اسلام را به عنوان پدیده ای متعلق به گذشته به بایگانی تاریخ سپرد. روی سخن در این مقاله با این گونه افراد است.
استدلال این گروه این است که اسلام به حکم اینکه دین است بویژه که دین خاتم است و دستوراتش جنبه جاودانگی دارد و باید همان طور که روز اول بوده برای همیشه باقی بماند، یک پدیده ثابت و لایتغیر است. و اما زمان در طبع خود متغیر و کهنه و نوکن است. طبیعت زمان اقتضای دگرگونی دارد و هر روز اوضاع و احوال و شرایط جدیدی خلق می کند مغایر با شرایط پیشین. چگونه ممکن است چیزی که در ذات خود ثابت و لایتغیر است با چیزی که در ذات خویش متغیر و سیال است، توافق و هماهنگی داشته باشند؟ آیا ممکن است تیرهای برق و تلفن که در منطقه معینی در کنار جاده ها نصب می شوند با اتومبیلهایی که مرتبا از جاده ها عبور می کنند و در دو لحظه در یک نقطه نیستند، توافق و هماهنگی داشته باشند؟ آیا ممکن است جامه ای که برای یک کودک دوساله دوخته می شود تا بیست سالگی او مورد استفاده قرار گیرد، در حالی که جامه در طول بیست سال همان است که بوده و تن کودک ماه به ماه و سال به سال رشد می کند و بر ابعادش افزوده می گردد؟!
باید اعتراف کرد که مشکلی است و ارائه راه حل صحیح آن چندان آسان نیست. این مشکل آدمی را به یاد مشکلی می اندازد که فلاسفه الهی تحت عنوان «ربط متغیر به ثابت» و «ربط حادث به قدیم» طرح کرده و راه حل آن را ارائه کرده اند. مشکل فلاسفه از آنجا پیدا می شود که علت متغیر باید متغیر و علت ثابت باید ثابت باشد و همچنین علت حادث باید حادث و علت قدیم باید قدیم باشد، پس چگونه است که همه متغیرها و حادثهای جهان در نهایت امر به یک علت ازلی غیرقابل تغییر منتهی می گردد؟ فلاسفه «رابطی» کشف کرده اند که از وجهه ای ثابت و ازلی است و از وجهه ای متغیر و حادث، و معتقدند که اوست پیونددهنده متغیرها و حادثها به ذات قدیم و کامل ازلی.
اینجا طبعا این پرسش در ذهن مطرح می شود که آیا در مسئله «اسلام و مقتضیات زمان» نیز که یک مسئله اجتماعی است پای یک «رابط» در میان است؟ اگر چنین است، آن رابط چیست و از چه مقوله ای است؟
حقیقت این است که در استدلال فوق درباره عدم امکان توافق میان اسلام و مقتضیات زمان، نوعی مغالطه به کار رفته است، هم در ناحیه اسلام و هم در ناحیه مقتضیات زمان.
اما از ناحیه اسلام از آن نظر که جاودانگی قوانین اسلام و نسخ ناپذیری آن که امری قطعی و از ضروریات اسلام است با قابلیت انعطاف که امری است مربوط به سیستم قانونگذاری اسلام و خود اسلام خود به خود با مکانیسم مخصوص که از مختصات سیستم قانونگذاری اسلام است به وجود می آورد، یکی فرض شده است و حال اینکه این دو تا کاملاً از یکدیگر جدا هستند. قدرت شگرف جوابگویی فقه اسلامی به مسائل جدید هر دوره ای نکته ای است که اعجاب جهانیان را برانگیخته است. تنها در زمان ما مسائل جدید رخ ننموده است؛ از آغاز طلوع اسلام تا قرن هفتم و هشتم که تمدن اسلامی در حال توسعه بود و هر روز مسائل جدید خلق می کرد، فقه اسلامی بدون استمداد از هیچ منبع دیگر وظیفه خطیر خویش را انجام داده است. در قرون اخیر بی توجهی مسئولین امور اسلامی از یک طرف و دهشت زدگی در مقابل غرب از طرف دیگر، موجب شد که این توهّم پیش آید که قوانین اسلامی برای عصر جدید نارساست.
اما از ناحیه مقتضیات زمان: مغالطه ای که از این ناحیه به کار رفته از آن جهت است که چنین فرض شده که خاصیت زمان این است که همه چیز حتی حقایق جهان را نیز فرسوده و کهنه نماید و حال آنکه آنچه در زمان کهنه و نو می شود ماده و ترکیبات مادی است. یک ساختمان، یک گیاه، یک حیوان، یک انسان محکوم به کهنگی و زوال است اما حقایق جهان ثابت و لایتغیر است. آیا جدول فیثاغورس به حکم اینکه بیش از دو هزارسال از عمرش می گذرد کهنه شده است؟ آیا گفته سعدی: «بنی آدم اعضای یک پیکرند» چون هفتصدسال از عمرش می گذرد منسوخ و غیرقابل عمل است؟ آیا به دلیل اینکه عدالت و مروّت و وفا و نیکی چندین هزارسال است که دهان به دهان می گردد مندرس شده است؟ بلکه گفتن اینکه جدول فیثاغورس عمر چند هزارساله دارد و گفته سعدی عمر هفتصدساله، غلط است. محتوای جدول فیثاغورس و شعر سعدی حقایقی ازلی و ابدی می باشند و آنان بازگوکننده آن حقایق اند و بس.
می گویند قوانین عصر برق و هواپیما و فضانورد نمی تواند عینا همان قوانین عصر چراغ نفتی و اسب و قاطر و الاغ باشد. جواب این است که شک نیست که در عصر برق و هواپیما مسائل جدیدی رخ می نماید که باید پاسخ خودش را بازیابد، ولی هیچ ضرورتی ایجاب نمی کند که الزاما چون برق بجای چراغ نفتی و هواپیما بجای الاغ آمده است باید مسائل حقوقی مربوط به اینها از قبیل خرید و فروش و غصب و ضمان و وکالت و رهن هم یکسره تغییر کند و یا چون والدین و فرزندان و زوجین اعصار گذشته الاغ سوار بوده اند و پدران و مادران و فرزندان و شوهران و زنان عصر ما هواپیماسوارند پس الزاما باید حقوق والدین بر اولاد و حقوق اولاد بر والدین و حقوق زوجین بر یکدیگر در عصر ما بکلی دگرگون شود.
اسلام راه است نه منزل و توقفگاه. خود اسلام از خود به عنوان راه (صراط مستقیم) یاد می کند. غلط است که بگوییم چون منزلها عوض شود راه هم باید عوض شود. در هر حرکت منظم دو عنصر اساسی وجود دارد: عنصر تغییر مواضع که متوالیا صورت می گیرد، و عنصر ثبات راه و مدار حرکت.
ثانیا آیا تنها اسلام است که به عنوان یک ایدئولوژی و یک فلسفه اجتماعی و یک راهنمای سفر و حرکت و تکامل مدعی جاودانگی است؟! آیا مکتبهای اجتماعی دیگر که خود بیش از همه سنگ اصل تغییر را به سینه می زنند و هر پدیده ای را ناپایدار می دانند، خود آن مکتب را نیز متغیر و ناپایدار می دانند؟ می دانیم که جهان بینی مارکسیسم بر اصل تغییر و عدم ثبات طبیعت بنا شده است ولی هرگز مارکسیستهای اصیل، مارکسیسم را به عنوان پدیده ای کهنه و متعلق به قرن گذشته تلقی نمی کنند؛ هرگز نمی گویند به دلیل اینکه شخص کارل مارکس دوران جوانی را پشت سر گذاشت، پیر شد و سپس مرد، مارکسیسم هم محکوم به پیری و مرگ است. برعکس از مارکسیسم به عنوان اصولی پولادین و خلل ناپذیر یاد می کنند.
لنین درباره مارکسیسم می گوید:

شما نمی توانید حتی یکی از فرضیات اساسی یا یک جزء ذاتی از فلسفه مارکسیسم را حذف کنید بدون آنکه ترک حقیقت واقعی کرده باشید و بدون آنکه در آغوش دروغهای ارتجاعیون بورژوا قرار گرفته باشید. فلسفه مارکس مانند یک قطعه محکم پولاد است(۱).

چرا؟ آیا استثنایی در جهان رخ داده است؟ یا خیر، مارکسیسم از آن جهت این ادعا را دارد که یک فلسفه است نه یک پدیده، و بعلاوه فلسفه ای است که به حسب ادعای خود قوانین واقعی زندگی بشر را شناخته است.
بدیهی است که مارکسیسم نمی تواند این ادعا را در انحصار خود قرار دهد. هر فلسفه اجتماعی می تواند این ادعا را اظهار کند و دلیل خود را ارائه دهد. هیچ مکتب اجتماعی را به دلیل شناسنامه و تاریخ تولد نمی توان محکوم به زوال و فنا دانست.
از این رو ما اگر بخواهیم درباره اسلام و مقتضیات زمان قضاوت کنیم تنها راه این است که با معارف اسلامی آشنا شویم و روح قوانین اسلامی را درک کنیم و سیستم خاص قانونگذاری اسلامی را بشناسیم تا روشن شود که آیا اسلام رنگ یک قرن معین و عصر مشخص دارد و یا از مافوق قرون و اعصار وظیفه رهبری و هدایت و سوق دادن بشر را به سوی تکامل بر عهده گرفته است.
البته توجه داریم که نظریه ای درباره تاریخ وجود دارد که می توانیم آن را «مادیت تاریخ» بنامیم؛ یعنی اینکه تاریخ از نظر ماهیت یک موجود صد درصد مادی است، نیرویی که موتور تاریخ را به حرکت می آورد روابط اقتصادی جامعه بشری است و سایر شئون حیاتی اعم از فرهنگی و دینی و قضایی و اخلاقی تابعهای متغیری است از روابط اقتصادی و روسازیهایی است بر روی این زیرسازیها و طبعا با دگرگونی روابط تولیدی و اقتصادی، همه شئون زندگی دگرگون می گردد. اگر این نظریه درست باشد، جبرا و الزاما با تکامل ابزار تولیدی و روابط اقتصادی همه چیز باید تغییر کند.
اکنون مجال نقد این نظریه ـ که نیازمند به بسط زیادتری است ـ نیست. همین قدر می گوییم این نظریه نتوانسته است توجیه درستی از تاریخ بیابد و هم نتوانسته تاییدی از صاحب نظران مستقل الفکر و غیرمقلد به دست آورد. تاریخ، ساخته انسان و روابط انسانهاست. در انسان و در روابط انسانی، عناصر پایدار زیادی وجود دارد که ثبات و بقای خود را علی رغم تغییرات روابط اقتصادی حفظ کرده است.
***
اکنون نوبت آن است که در مختصات سیستم قانونگذاری اسلام بحثی به عمل آوریم، همان مختصاتی که سبب شده بدون آنکه اجازه بدهد نسخ و تبدیل در اصل قوانین اسلام رخ دهد و بدون آنکه بگذارد کوچکترین آسیبی به جاودانگی آن برسد، آن را نرم و قابل انعطاف و انطباق با صور متغیر زندگی ساخته است.

نظرات کاربران درباره کتاب اسلام و نیازهای زمان – جلد اول