فیدیبو نماینده قانونی صدرا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پنج مقاله

کتاب پنج مقاله
دين و مذهب، احتجاجات قرآن، نقدی بر ترجمه‌ای از قرآن، نماز، اسلام برتر است

نسخه الکترونیک کتاب پنج مقاله به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پنج مقاله

کتاب حاضر مشتمل بر پنج مقاله به قلم استاد شهید آیت اللّه‌ مطهری است که در زمانها و به مناسبتهای مختلف نگارش یافته است. وجه مشترک این مقالات ـ گذشته از این که همه از آثار قلم آن شهید محسوب می‌شوند ـ نگاه کلی یا خاص به اسلام و قرآن است. مقاله اول تحت عنوان «دین و مذهب» نگاهی کلی به ادیان خصوصا دین مبین اسلام و بالاخص مذهب شیعه دارد و با توجه به بیان روشن آن برای اقشار مختلف سودمند است. مقاله دوم با عنوان «احتجاجات قرآن» قسمتی از درس استاد شهید در دانشکده الهیات دانشگاه تهران بوده است. «نقدی بر ترجمه قرآن مجید به اهتمام آقای ابوالقاسم پاینده» عنوان مقاله‌ای است که استاد شهید در حدود سال ۱۳۴۰ در مجله «یغما» به چاپ رسانده‌اند و شامل نکات قابل توجهی است. مقاله چهارم درباره «نماز» است که عنوان اصلی آن «حرکتی بر ضد مسیر آب» می‌باشد، . آخرین مقاله (اسلام برتر است) در اصل با عنوان «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» (اسلام برتری می‌یابد و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد) بوده که این جمله حدیث مشهور نبوی است و برای آن که عنوان مقاله برای عموم قابل فهم باشد از عنوان «اسلام برتر است» استفاده شد.

ادامه...
  • ناشر صدرا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.51 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پنج مقاله

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

کتاب حاضر ـ چنان که از نام آن پیداست ـ مشتمل بر پنج مقاله به قلم استاد شهید آیت اللّه مطهری است که در زمانها و به مناسبتهای مختلف نگارش یافته است. وجه مشترک این مقالات ـ گذشته از این که همه از آثار قلم آن شهید محسوب می شوند ـ نگاه کلی یا خاص به اسلام و قرآن است.
مقاله اول تحت عنوان «دین و مذهب» ظاهرا برای کتاب تعلیمات دینی دوره دبیرستان در حدود سال ۱۳۵۰ نگارش یافته تا به وسیله افرادی مانند شهید دکتر بهشتی و شهید دکتر باهنر که در آموزش و پرورش دوره قبل از انقلاب اسلامی نفوذ کرده بودند به چاپ برسد. این مقاله نگاهی کلی به ادیان خصوصا دین مبین اسلام و بالاخص مذهب شیعه دارد و با توجه به بیان روشن آن برای اقشار مختلف سودمند است.
مقاله دوم با عنوان «احتجاجات قرآن» قسمتی از درس استاد شهید در دانشکده الهیات دانشگاه تهران بوده است و روشن نیست که سایر قسمتهای این درس به رشته تحریر در آمده یا خیر، به هر حال در اختیار این شورا نیست. بدیهی است چنانچه فرد یا افرادی از دانشجویان سابق آن دانشکده قسمتهای مذکور نزدشان باشد و در اختیار این شورا قرار دهند موجب امتنان خواهد بود.
«نقدی بر ترجمه قرآن مجید به اهتمام آقای ابوالقاسم پاینده» عنوان مقاله ای است که استاد شهید در حدود سال ۱۳۴۰ در مجله «یغما» به چاپ رسانده اند و شامل نکات قابل توجهی است.
مقاله چهارم درباره «نماز» است که عنوان اصلی آن «حرکتی بر ضد مسیر آب» می باشد، کنایه از این که نوشتن کتابی درباره نماز توسط یکی از دوستان قدیمی استاد در آن دوره ـ یعنی در حدود سال ۱۳۵۶ که جوّ مارکسیسم زدگی و تاویل مفاهیم معنوی به مفاهیم مادی حاکم بود ـ حرکت بر ضد مسیر آب است. این مقاله حاکی از ناخرسندی آن متفکر شهید از آن جوّ فکری است.
آخرین مقاله (اسلام برتر است) در اصل با عنوان «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» (اسلام برتری می یابد و چیزی بر آن برتری نمی یابد) بوده که این جمله حدیث مشهور نبوی است و برای آن که عنوان مقاله برای عموم قابل فهم باشد از عنوان «اسلام برتر است» استفاده شد.
این مقاله قسمتی از یادداشت «عظمت و انحطاط مسلمین» در بخش یادداشتهای موضوعی استاد است که نظر به این که حالت مقاله داشت و از نظر موضوع نیز با چهار مقاله قبلی سنخیت داشت به عنوان پنجمین مقاله این کتاب انتخاب شد و بدیهی است که در مجلد مربوط به یادداشتهای استاد (جلد دهم) درج نخواهد شد.
لازم به ذکر است که در فهرست مطالب، غیر از عناوین فرعی مقاله اول و دوم، سایر عناوین فرعی از استاد شهید نیست و توسط «شورای نظارت» استخراج شده است.
امید است این اثر آن حکیم فرزانه که پس از ۲۶ سال از شهادت آن عزیز منتشر می شود همچون دیگر آثار آن عالم ربانی و مجاهد بزرگ برای همه علاقه مندان به معارف اسلامی مفید و راهگشا باشد.

دی ماه ۱۳۸۴
برابر با ذیقعده ۱۴۲۶

دین و مذهب

دین و مذهب(۱)

یکی از اموری که همیشه در میان جامعه بشر بوده و باز هم خواهد بود، دین و مذهب است. طبق تحقیقات علمی که در آثار تاریخی از زمانهای بسیار قدیم به عمل آمده است، از زمانی که بشر وجود داشته دین و مذهب هم در میان بشر وجود داشته است، چنانکه اکنون نیز ادیان زیادی در جهان وجود دارد و اکثریت مردم جهان از یک دینی پیروی می کنند. ادیان بزرگ و معروف جهان عبارت است از: دین اسلام، یهودیت، مسیحیت، بودایی. هریک از ادیان اسلام و مسیحیت و بودایی اکنون(۲) چند صد میلیون پیرو دارد.
همه ادیان آسمانی، بشر را به پرستش خدای یگانه دعوت کرده اند و از پرستش غیر او منع نموده اند، و همچنین همه آنها از جهانی دیگر خبر داده اند که در آن جهان بشر پاداش اعمال نیک و کیفر اعمال بد خویش را دقیقا درخواهد یافت، و نیز همه ادیان آسمانی بشر را به راستی و درستی و خیرخواهی و نیکوکاری دعوت کرده و می کنند. آنچه در طول تاریخ زندگانی بشر راستی و درستی و نیکوکاری و سایر صفات حسنه اخلاقی در میان مردم دیده می شود نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم ادیان آسمانی و تعلیمات پیغمبران الهی بوده است. از این رو سهم دین و مذهب در بهبود و رفاه و سعادت بشر بیش از هرچیز دیگر بوده و هست.
دین و مذهب مانند علم و فرهنگ جزو مایحتاج زندگی بشر است، بشر نمی تواند از آن بی نیاز باشد. همچنان که نداشتن علم و فرهنگ سبب بدبختی فرد و ویرانی اجتماع می گردد، نداشتن دین و مذهب نیز به نوبه خود موجب بدبختی فرد و ویرانی اجتماع می شود.
و همان طوری که ممکن است افرادی جاهل پیدا شوند و یا یک ملتی از علم و فرهنگ بی بهره بماند اما ممکن نیست علم و فرهنگ از جامعه بشر رخت بربندد، ممکن است افرادی بی دین و لامذهب زندگی کنند و یا ملتی به علل خاصی از موهبت دین بی بهره بماند اما ممکن نیست دین و مذهب بکلی از جامعه بشر رخت بربندد، زیرا هر چیزی که برای بشر مفید و ضروری و لازم باشد و چیز دیگر نتواند جای او را بگیرد طبعا ثابت و پابرجا می ماند و هیچ گاه منسوخ نمی شود. دین نیز مانند علم به حکم اینکه برای بشر مفید و ضروری و لازم است و در زندگی بشر به کار می آید و چیز دیگر نمی تواند جای او را بگیرد طبعا و قطعا همیشه باقی خواهد ماند.

خداشناسی

اساس و پایه همه ادیان آسمانی خداشناسی است. هدف اوّلی پیغمبران الهی این بوده که بشر خداشناس شود و در مقام پرستش و عبادت، فقط خدا را پرستش کند و غیر او را پرستش نکند، و در مقام تسلیم و اطاعت فقط فرمان خدا را لازم الاطاعه بشمارد و اطاعت غیر او را جز با اذن و فرمان او بر خود لازم نشمارد.
خداوند را با چشم نمی توان دید ولی به دلیل عقل یعنی از راه آثار و مخلوقاتش او را می توان شناخت. تمام موجودات و مخلوقات جهان، آثار و دلایل و نشانه های وجود آفریننده ای دانا و توانا و حکیم و مدبّرند، زیرا در همه آنها نظم و ترتیب به کار رفته و در همه آنها آثار حکمت و تدبیر و علم و مهارت هویداست.
انسان همان طوری که بسیاری از چیزها را به وسیله حواس پنجگانه خود تمیز می دهد و با تجربه های حسی آنها را می شناسد، بسیاری از چیزها را هم به وسیله عقل خود می فهمد و تشخیص می دهد.
اگر مثلاً پارچه ای ظریف و محکم دارای خطها و نقشها و رنگها در برابر انسان قرار بگیرد، انسان در آن حال چیزهایی را به وسیله حس باصره و لامسه خود حس می کند و چیزهایی را به وسیله عقل خود می فهمد و تشخیص می دهد. آنچه به وسیله حس باصره و لامسه درک می کند عبارت است از ظرافت و محکمی و رنگها و نقشها و پهنا و درازای آن پارچه، و اما آنچه در همان حال به وسیله عقل خود می فهمد و تشخیص می دهد این است که آن پارچه بافنده ای داشته و آن بافنده در کار خود دانا و ماهر بوده و از روی بصیرت و توجه آن پارچه را اینچنین ظریف و محکم و زیبا و پر از نقش و نگار بافته است. عقل او به او می گوید هیچ چیزی خود به خود درست نمی شود و خود به خود نظم و ترتیب پیدا نمی کند، نخها خود به خود پهلوی هم قرار نمی گیرند و خطها و نقشها و زیباییها خود به خود و بدون توجه بافنده به وجود نمی آیند. باز هنگامی که همان پارچه به صورت یک دست لباس دوخته و کامل، دارای دوخت عالی، جیبها و دگمه ها و جا دگمه ها و سایر لوازم هرکدام در جای خود در مقابل انسان قرار بگیرد، عقل او به او می گوید که دوزنده ای بوده و آن دوزنده در کار خود علم و مهارت داشته و از روی توجه و بصیرت هریک از جیبها و دگمه ها و جا دگمه ها و غیر اینها را در جای خود گذاشته است.
ما آدمیان هنگامی که در خلقت خودمان یا سایر مخلوقات با نظر دقت می اندیشیم و مثلاً می بینیم که خود ما دارای عقل و هوش و چشم و گوش و دست و پا و زبان و دهان و دندان و انگشتان و قلب و ریه و معده و کبد و کلیه هستیم و هرکدام از اینها به درد کاری می خورد و برای کاری ساخته شده است، بلکه هرکدام از این اعضا دارای هزارها جزء است و هر جزئی به درد کاری می خورد و برای آن کار ساخته شده است، عقل ما به ما می گوید قطعا آفریننده دانا و بینا و حکیم و ماهری داریم و او از روی علم و دانش اینچنین نظم حیرت انگیزی به وجود آورده و همه این اعضا و قوا را با توجه به کاری که از آنها ساخته است آفریده است.
انسان هر اندازه در خلقت خودش و در خلقت سایر موجودات بیشتر فکر کند و هر اندازه به تحقیقات و اکتشافات دانشمندان علوم طبیعی بیشتر آگاه گردد، زمینه معرفت و شناسایی اش نسبت به خداوند بیشتر فراهم می گردد. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۶۴ می فرماید:

ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل اللّه من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بثّ فیها من کل دابّه و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لآیات لقوم یعقلون.

یعنی «همانا در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتی که به سود مردم در دریا روان است، و آبی که خدا از آسمان فرود آورده و به این وسیله زمین را پس از مردگی زندگی بخشید و از همه جنبندگان در آن پراکند، و گرداندن بادها و ابری که میان آسمان و زمین تحت فرمان است، نشانه هاست برای کسانی که با نیروی عقل بیندیشند.»
سعدی می گوید:

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار

که تواند که دهد میوه الوان از چوب
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار

عقل حیران شود از خوشه زرّین عنب
فهم عاجز شود از حقّه یاقوت انار

پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز
ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیحند
نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

پیغمبران

افرادی از بشر که از جانب خداوند برای هدایت و ارشاد دیگران برگزیده شده اند «پیغمبر» نامیده می شوند.
پیغمبران احکام و دستورهای الهی را از طریق وحی و الهام دریافت می کنند و به مردم می رسانند.
ما از کیفیت و چگونگی وحی آگاهی کامل نداریم اما می دانیم که وحی و الهام حقیقت دارد و بعضی از افراد بشر از این موهبت بزرگ بهره مند شده اند.
همه مخلوقات جهان، اول ضعیف و ناقصند و تدریجا قوی و کامل می گردند، یعنی هر موجودی تدریجا باید راهی را طی کند تا به حد کمال برسد و هیچ موجودی از اول کامل آفریده نشده است.
خداوند متعال که موجودات عالم را آفریده است راه رسیدن آنها را به حد کمال نیز به آنها نموده است؛ یعنی هیچ مخلوقی بلاتکلیف و مردد و معطل و سرگردان آفریده نشده است، همچنان که در قرآن کریم آمده است: ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی(۳). یعنی پروردگار ما همان است که هر چیزی را آنچنان که شایسته است آفریده و سپس آن را در راهی که باید برود هدایت فرموده است.
این قانون کلیت دارد و در همه مخلوقات جاری است، از کوچکترین ذره گرفته تا بزرگترین کهکشانها، از جماد بی جان بی شعور گرفته تا انسان ذی شعور عاقل.
هریک از حواس ظاهری و باطنی ما چراغی است که برای راهنمایی و هدایت ما به سوی اموری که مورد نیاز ماست قرار داده شده است.
خداوند انسان را برای بقا و خلود آفریده است، یعنی انسان به طور مطلق فانی نمی شود و در جهانی دیگر باقی می ماند. بعلاوه خداوند انسان را اجتماعی بالطبع آفریده است و می بایست در سایه قانون و اخلاق و ایمان زندگی کند و بدون آن میسر نیست. از این رو برای اینکه بشر در کارهایی که در سعادت آن جهانی او موثر است راهنمایی شده باشد و هم اینکه دارای ایمان و اخلاق محکم و قوانین اجتماعی بوده باشد پیغمبرانی مبعوث فرمود که او را هدایت و راهنمایی کنند، چنانکه در قرآن کریم فرموده است: یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا. و داعیا الی اللّه باذنه و سراجا منیرا(۴) یعنی ای پیغمبر، ما تو را به عنوان گواه و شاهد بر اعمال مردم و نوید دهنده و بیم دهنده و دعوت کننده به سوی خدا و چراغ پرتوافکن فرستادیم. و نیز قرآن کریم فرموده است: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط(۵). یعنی ما پیغمبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آنها کتاب و وسیله سنجش نازل کردیم تا مردم در زندگی اجتماعی بر اساس عدالت زندگی کنند.
پیغمبران هرکدام بشری هستند از جنس ما، مانند ما غذا می خورند و راه می روند و حوائج طبیعی دارند. فرقی که هست این است که به آنها وحی می شود و از تاییدات الهی به نوع خاصی بهره مندند.
پیغمبران پاکترین و بی آلایش ترین و خالصترین بندگان زمان خود می باشند. هرگز کسی به دلیل ثروتمندی یا شهرت یا مُلک و قدرت، یا داشتن ایل و فامیل، یا وابستگی به نژاد خاص یا اقلیم و سرزمین مخصوص به درجه نبوت ارتقاء نیافته است. خداوند پیغمبران خود را همواره از میان افراد پاکدامن و منزه و راستگو و مهربان و امین و نیک نفس و خیرخواه و نیکوکار انتخاب می کند. او خودش بهتر می داند کی از همه سزاوارتر است و برای پیغمبری شایسته تر است: اللّه اعلم حیث یجعل رسالته(۶). پیغمبران الهی زیاد بوده اند، عدد آنها از شماره بیرون است، اما عدد پیغمبرانی که صاحب کتاب و شریعت و قانون بوده اند زیاد نیست. آنها که صاحب کتاب و قانون بوده اند «اولوالعزم» نامیده می شوند و از پنج نفر تجاوز نمی کنند. سایر پیغمبران خدا در هر جا که بوده اند مردم را به کتاب و قانون و شریعت آنها دعوت کرده اند. این پنج نفر به ترتیب زمانی عبارتند از: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمّد بن عبداللّه صلوات اللّه علیهم اجمعین.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله آخرین پیغمبران است و بعد از آن حضرت پیغمبری نیامده و نخواهد آمد.

اسلام

دین اسلام که آورنده آن، حضرت خاتم النبیین محمّد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله و کتاب آسمانی آن قرآن مجید است خاتم و ناسخ همه ادیان دیگر است.
همه ادیان آسمانی که به وسیله پیغمبران الهی برای بشر آمده است از یک اصل و یک مبدا سرچشمه می گیرند و به یک راه و به سوی یک مقصد بشر را دعوت می کنند. ان الدّین عنداللّه الاسلام(۷). شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه(۸). چیزی که هست دوره به دوره استعداد بشر برای قبول هدایت دینی زیادتر شده و دین قبلی جای خود را به دینی کاملتر و جامعتر داده است، تا رسیده به آنجا که آنچه باید از طریق هدایت وحی به بشر تعلیم داده شود از معارف غیبی و دستورهای مربوط به عبادت خداوند و دستورهای کلی اخلاقی و اجتماعی، تعلیم داده شده و دیگر نیازی به تعلیمات دیگر که از راه وحی به بشر داده شود نبوده است. همینکه به این مرحله رسید، نبوت و رسالت برای همیشه ختم و پایان آن اعلام شد. دیگر نوبت این است که بشر تحت راهنمایی آخرین دستورهای الهی که کاملترین و جامعترین دستورهاست، به کمک عقل و علم شاهراه مستقیم حیات را طی کند و به سوی ترقی و تعالی گام بردارد.
با مبعوث شدن حضرت خاتم النبیین و آمدن قرآن مجید نبوت و رسالت پایان یافت.
دین مقدس اسلام که خوشبختانه یگانه دینی است که کتاب روشن دارد و آن کتاب دست نخورده باقی مانده است دینی است جامع و کامل و دارای مقررات اخلاقی زنده و قوانین اجتماعی مترقی، دینی است ساده و فطری و هماهنگ با ترقی و تکامل. هر ملتی که واقعا پایبند به این دین باشد سعادتمند خواهد شد، همان طور که تا زمانی که ملل مسلمان مقررات اسلامی را رعایت می کردند خوشبخت ترین و پیشرفته ترین ملل عالم بودند و از آن روزی که به علل تاریخی معنی و حقیقت اسلام را از دست دادند و تنها به اسم قناعت کردند و از خودشان بدعتهایی بر آن افزودند راه تنزل و انحطاط پیمودند.
بر ماست که به حقایق دین اسلام آشنا شویم و به آنها عمل کنیم و بدعتها و خرافات را دور بریزیم و ملت خود را مسلمان و با ایمان بار آوریم تا گوی سعادت را در دنیا و آخرت برباییم.

پیغمبر اسلام

نام مبارک آن حضرت «محمّد» و لقبش مصطفی است. نام پدرش عبداللّه است و نسب آن حضرت به ابراهیم خلیل می رسد و در شهر مکه که خانه کعبه در آنجا قرار دارد به دنیا آمد.
عبداللّه پدر آن حضرت در آغاز جوانی که هنوز بیش از چند ماه از ازدواجش با آمنه دختر وهب نگذشته بود هنگام برگشتن از مسافرت شام در مدینه درگذشت. رسول اکرم هنگام فوت پدر در رحم مادر بود و آن حضرت یتیم به دنیا آمد. جدّش عبدالمطّلب تا زنده بود متکفل آن حضرت بود. پس از درگذشت عبدالمطّلب در کفالت عمویش ابوطالب قرار گرفت.
از کودکی آثار هوش و ذکاوت فوق العاده و علائم نجابت و اصالت از آن حضرت هویدا بود. همه او را به امانت و راستی و درستی و پاکی می شناختند و او را «محمّد امین» لقب داده بودند.
مردم مکه در آن زمان بت پرست و تجارت پیشه و عیاش بودند و در جهالت و نادانی به سر می بردند. انواع مفاسد اخلاقی از شرابخواری و قماربازی و رباخواری و ستم به زیردستان و تشکیل اماکن فساد در میان آنها رایج و شایع بود. رسول اکرم از آغاز جوانی به عادات و اعمال مکیان و سایر اعراب با نظر نفرت و انزجار می نگریست و از آنها کناره می گرفت، هرگز در کارهای سبک و آمیخته به سبکسری قوم خود شرکت نکرد، به مجالس لهو و لعب آنها پا نگذاشت، چیزهایی را که آنها مایه فخر و مباهات و خودنمایی می شمردند او حقیر و ناچیز می شمرد، هرگز به بتی از بتها که آن مردم آنها را می پرستیدند اعتنا نکرد. او از کودکی با عقل روشن و ضمیر صافی خویش خدای یگانه را شناخته بود و فقط او را عبادت می کرد. مکانی خلوت در بالای کوهی به نام «حراء» برای خلوت و عبادت انتخاب کرده بود و به آنجا می رفت و به عبادت و تفکر می پرداخت، تا آنکه در سن چهل سالگی به پیغمبری مبعوث شد و از آن پس تا آخر عمر به ارشاد و هدایت مردم و کوشش در راه نجات آنها از بدبختی و ضلالت پرداخت و در ده سال آخر، شهر مدینه را مرکز قرار داد و در سن شصت و سه سالگی از دار فانی رحلت فرمود.
رسول اکرم اُمّی یعنی «استاد ندیده» بود. در همه عمر به مکتب و مدرسه ای نرفت و نزد معلمی از معلمان بشری درس نخواند. تا آخر عمر نه خط نوشت و نه کتابی خواند، اما چنان صفای قلبی پیدا کرد که خداوند متعال بزرگترین کتاب آسمانی یعنی قرآن را به او وحی کرد و او خودش معلم و نجات دهنده بشر شد و مردم را به علم و حکمت و خواندن و نوشتن تشویق و تاکید کرد.
مردم سرزمین عربستان از فرهنگ و تمدن و قانون و حکومت و مقررات اجتماعی بی بهره بودند. در میان آنها مکتب و مدرسه و تالیف و تعلیم و کتاب و معلم وجود نداشت. اشخاصی که می توانستند بخوانند یا بنویسند اندک و انگشت شمار بودند. معلومات و اطلاعات آنها عبارت بود از یک رشته حکایتها و افسانه ها درباره بتهایی که می پرستیدند یا درباره قتل و غارتها که خودشان یا پدرانشان کرده بودند. بزرگترین اثر فرهنگی آنها عبارت بود از یک سلسله اشعار که مضامین آنها از حدود وصف شراب و معشوق و اسب و شتر و نیزه و شمشیر و دلاوری و افتخار به آباء و اجداد و یادآوری قتل و غارتها تجاوز نمی کرد.
در میان چنین مردمی خداوند پیغمبر اکرم را مبعوث فرمود و بر او قرآنی نازل کرد مشتمل بر حکمتها و پندهای عالی و قصه های عبرت انگیز و اصول متین اخلاقی و مقررات عالی اجتماعی و قوانین حقوقی و جزایی و یک سلسله معارف الهی در باب توحید و معاد و غیره.
مردم جزیره العرب از این حقایق بهره ای نداشتند و این خود معجزه روشن خاتم الانبیاء به شمار می رود.

نظرات کاربران درباره کتاب پنج مقاله

ساده،صریح،کوتاه... روح شهید بزرگوار شاد.
در 1 ماه پیش توسط mddr m
کتاب مختصر و خوبی است. مقالات درون آن هم اصولی و مفید است.
در 1 سال پیش توسط وحید سیامک نژاد