فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صمیمیت و ترس از صمیمیت

کتاب صمیمیت و ترس از صمیمیت

نسخه الکترونیک کتاب صمیمیت و ترس از صمیمیت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب صمیمیت و ترس از صمیمیت

روابط صمیمانه برای ما فرصت‌های مقدسی هستند تا عشق را، راهی برای رشد و تحول شخصی، روحی و معنوی خود قرار دهیم. روابط صمیمی ما را بر آن می‌دارد تا درهای بسته‌ی خود را بگشاییم و بی‌حس و کرخت نباشیم و با تمام وجود آن را احساس کنیم. خاموش نباشیم و ابراز کنیم. هنگامی که این صمیمیت اتفاق می‌افتد، موانع و فضاهای میان ما و شخص دیگر فرو می‌ریزند و قلب‌های‌مان یک‌دیگر را لمس می‌کنند. زمانی دوست داشتن و صمیمیت ایجاد می‌شود که ما اجازه دهیم روح‌مان، روح کسی را که دوست داریم را لمس کند و با همسرمان نگرش و هدف مشترکی از با هم بودن داشته باشیم و با صداقت تمام برای تحقق آن هدف متعهد شویم. صمیمیت یعنی قدرت ورود به دنیای انسانی دیگر، چنان که حس او را درک کرده و رشته‌ای قوی ما را به هم مرتبط سازد. یعنی این‌که بتوانیم با نقشه‌ای که خود از جهان داریم و نقشه‌ای که او از جهان دارد، حرکت کنیم و این، کلید یک ارتباط موفق است. رابطه‌ی صمیمانه بهترین وسیله‌ی رسیدن به نتیجه، با همکاری دیگران است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.09 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب صمیمیت و ترس از صمیمیت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول: صمیمیت؛ مفاهیم و نظریه ها

یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
«حافظ»

به عقیده ی ما آن چه روان شناسی امروز باور دارد آن است که رابطه ی موثر، از قوی ترین ابزارهایی است که بشر برای سالم زیستن در اختیار دارد. رابطه ی موثر رابطه ای نیست که نفع شخصی فرد را در بر داشته باشد، بلکه رابطه ای است هدفمند که در عین سودمندی دو طرفه، بهبود وضعیت روحی و روانی هر دو طرف را به دنبال دارد. یکی از مهم ترین روابطی که ما در طول زندگی خود ایجاد می کنیم و انتظار داریم که نیاز روحی ما یعنی دوست داشتن و دوست داشته شدن را تامین کند صمیمیت است. همه ی ما نیاز داریم که دوست بداریم و دوست مان بدارند و با این حال تحقق این نیاز مستلزم تلاش فراوانی است. ایجاد روابط زناشویی پردوام و سرشار از عشق و محبت برای رسیدن به سلامت روانی یک ضرورت است. اما ایجاد این رابطه و دوام آن چیزی بیش از یک نیت خیرخواهانه است و به مهارت، تمرین و تعهد و پایبندی به رشد آن احتیاج دارد. انسان با جریانی بی پایان از نیازهای جسمانی، عاطفی، ذهنی و معنوی روبه روست که باید ارضا شوند. برآورده نشدن هر یک از نیازهای ما می تواند تمام وجود ما را رنجور سازد. یکی از مهم ترین این نیازها، همان نیاز به صمیمیت و عشق است که تامین نشدن آن، منجر به ناکامی در زندگی می شود.

تعریف صمیمیت(۱)

باگاروزی(۲) (۱۳۸۵) صمیمیت را، نزدیکی، تشابه و یک رابطه ی شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر می داند که مستلزم شناخت و درک عمیق از فرد دیگر به منظور بیان افکار و احساساتی است که به عنوان منشا تشابه و نزدیکی به کار می رود. پل(۳) (۲۰۰۷) در تعریف صمیمیت می گوید: صمیمیت فرایندی است که طی آن افراد عواطف، احساسات، هیجان ها، ترس ها و آرزوهای خود را بدون نگرانی با دیگری درمیان می گذارند. صمیمیت یک فرایند تعاملی است که شامل تعدادی از ابعاد مرتبط به هم است. محور این فرایند، شناخت، درک، پذیرش و همدلی با احساسات فرد دیگر و قدردانی یا پذیرش دیدگاه منحصر به فرد دیگری از دنیاست. صمیمیت یک نیاز اساسی در انسان است، نه این که فقط یک تمایل یا آرزو باشد. دکتر توماس تریدول و همکارانش(۴)، که مقیاس تجدید نظر شده ی نگرش صمیمانه را تهیه کرده اند، معتقدند کسانی که نمرات بالایی در این مقیاس به دست می آورند، تمایل دارند با مردم روابط صمیمی داشته باشند، یعنی خیلی راحت اسرار خود را در اختیار دیگران بگذارند، احساس کنند زندگی را در کنترل دارند، خود را فعال تصور می کنند و کم تر احساس از خود بیگانگی دارند. این افراد با دوستان، اطرافیان، اعضای خانواده و فامیل خیلی راحت هستند (آمیدون(۵)، ۲۰۰۶).
اریک برن، بنیانگذار تحلیل رفتار متقابل، در مورد صمیمیت معتقد است: صمیمیت مبادله ای مستقیم و سرشار از نوازش است. حالتی است که مردم آرزوی آن را دارند اما به ندرت به آن می رسند. صمیمیت یکی از رضایت بخش ترین روش های نوازش شدن است که متاسفانه برای اکثر مردم مقدور نیست. استرنبرگ(۶) صمیمیت را عبارت از احساس محبت و اظهار آن، علاقه، مراقبت، مسئولیت، همدلی و غمخواری نسبت به فردی که او را دوست داریم، می داند. صمیمیت جنبه ی هیجانی و عاطفی دارد و نوعی احساس گرمی، محبت، نزدیکی، مرتبط بودن و در قید و بند طرف مقابل بودن در فرد ایجاد می کند. رابین(۷) صمیمیت را میل تماس نزدیک و صمیمی با فردی دیگر در فضایی مملو از اعتماد و باور می داند. استرنبرگ بیان می کند که صمیمیت مولفه ی هیجانی عشق است و مشارکت و تفاهم متقابل و حمایت عاطفی را شامل می شود، این مولفه ایجاد کننده ی گرما و ارتباط عاطفی است.

نظریه های مرتبط با صمیمیت

نظریه ی سالیوان(۸)

نظریه پردازانی مانند سالیوان و اریکسون(۹) با یک چشم انداز تحولی نسبت به ظرفیت درگیر شدن در روابط صمیمی نظر افکنده اند. نظریه ی سالیوان ترکیب کلی صفات شخصیت را «سیستم خود» می خواند که در مراحل مختلف و از راه تجربیات بین فردی به دست می آید، نه ظاهر شدن نیروهای درون روانی. در دوره ی قبل از نوجوانی، توانایی دوست داشتن و همکاری با هم جنس ها رشد می یابد، این دوره ی به اصطلاح «آشنایی» نمونه ای برای احساس صمیمیت بعدی است. در دوره ی جوانی، آدمی کاملاً اجتماعی، مستقل و متمایل به جنس مخالف است و قادر به برقراری ارتباط انسانی با دیگران می باشد. انسان در این دوره می تواند صمیمانه ترین و نزدیک ترین روابط را در چارچوب ازدواج به تحقق برساند.

نظریه ی تحول روانی ـ اجتماعی اریکسون

مراحل اریکسون درباره ی تحول جوانان و میان سالان، گام هایی را که به واسطه ی آن ها، اشخاص ظرفیت های خود را برای دوست داشتن و مراقبت و توجه به دیگران گسترده تر و عمیق تر می سازند، توصیف می کند. نوجوانان به شکل بارزی جذب خود می شوند و به مسائلی از این قبیل که «چه کسی هستند»، «دیگران آن ها را چگونه ارزیابی می کنند» و این که «در آینده چه خواهند شد»، توجه دارند. آن ها از نظر جنسی به طرف دیگران جلب و حتی عاشق می شوند ولی چنین وابستگی هایی در واقع اغلب کوشش هایی برای «تعریف خود»(۱۰) است. پس از آن که نوجوان به کسب هویت عقلانی(۱۱) خود نایل آمد، می کوشد آن را در مقابل دیگران تقویت می کند و آن وقت برای صمیمیت و سرمایه گذاری در این راه آماده می شود، بدون آن که خطر «هویت باختگی در دیگری» در کار باشد.
صمیمیت واقعی تنها هنگامی امکان پذیر است که قبل از آن، یک بینش یا حس منطقی و صحیح هویت استقرار یافته باشد. فقط آن کسی که در مورد هویت خود احساس امنیت و اطمینان و اعتماد دارد، می تواند در یک رابطه ی دو سویه ی واقعی هر چیز خود را در جهت کانون علاقه ی خود واگذارد. برای مثال، مرد جوانی که در مورد قدرت مردانگی (آلت احلیلی، توانایی جنسی) خود دچار تشویش است نمی تواند بهترین فرد عاشق باشد. او بیش از حد نگران خود و رفتارش است، بیش از آن که بتواند خود را آزادانه و از روی محبت به همسر خود واگذارد. به هر اندازه که اشخاص در رسیدن به رابطه ی دو سویه دچار شکست شوند، آن گاه در قطب مخالف این مرحله یعنی انزواطلبی و در خود فرورفتگی(۱۲) گرفتار می شوند. اریکسون معتقد است پس از استقرار هویت، تعهد بین شخصی در نوجوان شکل می گیرد. تعهد بین شخصی برای هر فرد مستلزم داشتن ظرفیت های مبادله ی متقابل، یعنی امکان برقرار کردن روابط صادقانه ی متقابل است، همان روابطی که نیازها و ویژگی های شخص دیگر را محترم می شمارد. از آن جا که این روابط در یک چارچوب جنسی تحقق می پذیرد، اکثر جوانان این ظرفیت را در ازدواج خود تحقق می بخشند، بدین معنی که هر یک از طرفین خود را با دیگری و آفرینش یک خانواده همسان می سازد.

نظریه ی دوست داشتن و عشق ورزیدن رابین

رابین یکی از اولین روان شناسان اجتماعی بود که سعی کرد دوست داشتن و عشق را اندازه گیری کند. او سیستم های درجه بندی جداگانه ای برای عشق و دوست داشتن تنظیم کرد. رابین برای تنظیم این سیستم های درجه بندی از نظرات زوج های زیادی استفاده کرد. بر اساس این نظریات، دوست داشتن، مهربانی همراه با احترام و عشق ورزی به سه مشخصه ی زیر قابل تقسیم است:
۱) علاقه مندی و دل بستگی: نیاز قوی برای حضور فیزیکی و حمایت از فرد دیگر و میل به برآورده شدن این نیاز توسط کسی که دوست داریم.
۲) مراقبت: احساس نگرانی نسبت به فرد دیگر و میل به کمک و حمایت او.
۳) صمیمیت: میل به تماس نزدیک و صمیمی با فرد دیگر در فضای مملو از اعتماد و باور.
رابین دریافت که با در نظر داشتن احساس زوج ها نسبت به هم دیگر هیچ تفاوت واضحی بین ابراز عشق میان زن ها و مردها نیست، ولی زن ها تمایل دارند مردها را بیش تر از آن چه مردها زن ها را دوست دارند، دوست داشته باشند. مردها و زن ها در تحقیقات، هم جنس های خود را به یک اندازه دوست داشتند، ولی زن ها تمایل داشتند عشق بیش تری به دوستان خود ابراز کنند. به نظر رابین شاید به این دلیل که با توجه به ارتباط بین افراد، مردها فقط در جریان یک رابطه ی عشقی تمایل به عشق ورزی دارند در حالی که زن ها بیش تر دوست دارند همه ی اجزای دل بستگی، مراقبت و تمایل را نسبت به طیف وسیع تری از جامعه تجربه کنند. در جلسات تجربی، رابین در سال ۱۹۷۳ دریافت زوج هایی که نمرات بالایی در معیار عشق به دست می آورند، تماس چشمی بیش تری دارند و بیش تر دوست دارند عشق خود را ابراز کنند. در یک مطالعه ی پی گیر شش ماهه، معیارهای رابین به خوبی قادر بودند پیش بینی کنند که کدام رابطه موفقیت آمیز خواهد بود و کدام رابطه ناموفق. کسانی که نمرات بالایی در معیار عشق کسب کردند، بیش تر دوست داشتند هنوز با هم باشند و خود را نسبت به داشتن ارتباط مداوم، متعهد می دانستند.

مثلث عشق استرنبرگ

استرنبرگ سه مولفه ی مرکزی برای عشق قایل است که عبارتند از:
۱) صمیمیت: عبارت است از احساس محبت و اظهار آن، علاقه، مراقبت، مسئولیت، همدلی و غمخواری نسبت به فردی که او را دوست داریم. صمیمیت جنبه ی هیجانی و عاطفی دارد و نوعی احساس گرمی، محبت، نزدیکی، مرتبط بودن و در قید و بند مقابل بودن، در فرد ایجاد می کند.
۲) شوریدگی (شهوت): عبارت است از احساس جذابیت فیزیکی، همراه با کنش فیزیولوژیکی و اشتغال ذهنی مثبت نسبت به فرد دیگر. این بُعد جنبه ی انگیزشی دارد و میل شدید همراه با برانگیختگی فیزیولوژی توام با میل به رابطه ی نزدیک عطوفت ورزانه در فرد ایجاد می کند.
۳) تصمیم ـ تعهد: ک مولفه ی شناختی عشق است و شامل تصمیم های کوتاه مدتی است که عشق به صورت لحظه ای ایجاد می کند و نیز تعهد طولانی مدت که باعث دوام عشق می شود، شامل تصمیم های خودآگاهانه و ناخودآگاهانه ای که فرد برای دوست داشتن دیگری اتخاذ و خود را متعهد به حفظ آن می کند و تصمیم گیری در مورد این که این ارتباط را مهم تر از ارتباط با هر فرد دیگری تلقی کند. استرنبرگ و بارنس(۱۳) معتقدند شناخت هر یک از این سه مولفه ضروری است و از نظر سرعت ایجاد و محو شدن، با یک دیگر تفاوت دارند. شهوت به سرعت ظاهر می شود و معمولاً به سرعت نیز محو می شود. تعهد تدریجاً شکل می گیرد و به سطوح بالاتر می رسد. صمیمیت به تدریج رشد می کند و به مرور زمان تثبیت می شود. استرنبرگ در سال ۱۹۸۶ پرسش نامه ای تهیه کرد و آن را به گروه های مختلف با روابط متفاوت مثل برادران، خواهران، والدین، فرزندان، زنان و شوهران و افرادی که با هم روابط صمیمانه و نزدیک داشتند، داد. او مشاهده کرد نوع واکنش، احساس و نگرش افراد در نوع مختلف روابط صمیمانه متفاوت است. مثلاً نوع عقاید، احساسات و اشتغالات ذهنی و نوع رابطه ی صمیمانه ی یک مادر و کودک نسبت به یک دیگر متفاوت از کنش، احساس، اشتغالات فکری و نوع رابطه ی صمیمانه ی همسران نسبت به یک دیگر است. از نظر استرنبرگ سه بُعد عشق به ندرت در فردی به طور مساوی جمع می شود و میزان وجود هر یک از ابعاد روابط عاشقانه متفاوت است. از نحوه ی ترکیب سه بُعد عشق با هم دیگر هشت حالت یا نوع عشق به وجود می آید که عبارتند از:
۱) فقدان عشق: زمانی است که ابعاد سه گانه ی عشق یعنی صمیمیت، شوریدگی و تعهد در روابط افراد بسیار کم رنگ است یا اصلاً وجود ندارد.
۲) مهر و علاقه: زمانی است که فقط عامل صمیمیت وجود دارد.
۳) دل باختگی: زمانی است که صمیمیت و تعهدی وجود ندارد و بُعد شوریدگی بر روابط افراد حاکم است. به عقیده ی استرنبرگ (۱۹۸۶) احتمالاً زیباترین نوع عشق، عشق رمانتیک است که دربرگیرنده ی شهوت و صمیمیت اما فاقد تعهد است. عشق رمانتیک را می توان در سرتاسر جهان و تاریخ مشاهده کرد. با وجود این، عشق رمانتیک لزوماً به معنی ازدواج نیست، زیرا ازدواج اغلب بین دو جنس مخالف صورت می گیرد، در حالی که برای عشق رمانتیک نیازی نیست که چنین باشد. ثانیاً در اکثر فرهنگ ها عقیده ی یگانه ای وجود دارد که ماجرای عشقی با همسر بوده است. حتی به نظر می رسد که جاذبه ی ازدواج برای عشق در سال های اخیر میان زنان افزایش یافته است، شاید به این دلیل که نقش زنان تغییر کرده است و آن ها به پیدا کردن یک تامین کننده ی خوب نیازی ندارند.
۴) عشق تهی: زمانی است که در رابطه از صمیمیت و شوریده گی خبری نیست یا بسیار کم رنگ است و فقط بُعد تعهد و تصمیم وجود دارد.
۵) عشق آرمانی: این نوع عشق ترکیبی از صمیمیت و شوریدگی و بر اساس جذابیت فیزیکی و عاطفی است. در این رابطه صمیمیت بسیار بالاست، نوعی احساس نزدیکی، قرابت و پیوند بین دو زوج است و طرفین رابطه اعتماد بسیار بالایی نسبت به یک دیگر دارند. در این حالت خودافشایی بسیار بالاست و شخص بدون ترس از طرد شدن، عقاید و افکار خود را برای طرف مقابل ابراز می دارد.
۶) عشق رفاقتی: این نوع عشق، ترکیبی از صمیمیت و تعهد است. یک رابطه ی دوستانه ی پایدار، طولانی مدت و متعهدانه که همراه با صمیمیت است.
۷) عشق ابلهانه: در این نوع عشق که ترکیبی از شوریدگی و تصمیم ـ تعهد است، از صمیمیت خبری نیست و صرفاً بر اساس حالت شوریدگی نسبت به هم متعهد هستند و رابطه ی صمیمیت و عاطفی با هم دارند که با فروکش کردن این هیجان آن رابطه ی صمیمیت و نزدیکی نیز از بین می رود.



شکل (۱-۱) اشکال مختلف رابطه ی عاشقانه بر اساس ترکیب ویژگی های عشق استرنبرگ را نشان می دهد.
۸) عشق کامل: این عشق ترکیبی از سه حالت صمیمیت، شوریده گی و تعهد است که زن و شوهر از طریق برقراری ارتباط درست با یک دیگر، احساس نزدیکی صمیمیت می کنند.

نظریه ی فیلتر

کروکهوف و دیویس(۱۴) اعتقاد دارند که عموم مردم با کسانی صمیمی می شوند که احساس درونی دوست داشتن در آن ها آن چنان شکل بگیرد که در کامل ترین حالت به عشق منجر شود. بر اساس نتایج کروکهوف و دیویس، در تمام مراحل روابط، متغیرهای اجتماعی مانند طبقه ی اجتماعی، مذهب و تحصیلات برای کسانی که شریکی را ترجیح می دهند که در موقعیتی شبیه خودشان باشد تا بیش تر صمیمی شوند، کارکردی هم چون فیلتر دارند.

نظریه ی تحریک ـ ارزش ـ نقش (SVR)

مورستین(۱۵) در مورد این الگو پیشنهاد می کند که انتخاب شریک صمیمی با گذر از سه مرحله اتفاق می افتد که با عبور از هر کدام، قدرت انتخاب محدود می شود و میل به تصمیم گیری سریع برای انتخاب این که «آیا باید به رابطه ادامه یا پایان داد» بیش تر می شود.
۱) در مرحله ی تحریک، طرف مقابل رابطه را از لحاظ موقعیت فیزیکی ارزیابی می کند. یعنی آیا شخص جذاب است یا خیر. در مرحله ی تحریک به هیچ گونه تلاشی میان دو نفر برای محدود شدن رابطه نیازی نیست.
۲) در مرحله ی ارزش، افراد ارزیابی می کنند که آیا ارزش ها و ایده های قابل سازگاری با طرف مقابل دارند یا خیر.
۳) در مرحله ی نقش، طرفین به یک دیگر اعتمادی رو به افزایش دارند. آن چه می خواهند، روشن شدن این نکته است که آیا طرف رابطه نقش مناسب اجتماعی دارد یا خیر.

نظرات کاربران درباره کتاب صمیمیت و ترس از صمیمیت

از نمونه مشخصه زبانش برای مخاطب عام چندان مناسب نیست.
در 1 سال پیش توسط gh....osi