فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نسل نواندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تحول روح، تجلی عشق

کتاب تحول روح، تجلی عشق
دستیابی به خردی برتر؛ خلق زندگی سرشار از بیداری، آزادی و معنویت

نسخه الکترونیک کتاب تحول روح، تجلی عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تحول روح، تجلی عشق

کتاب‌هایی که در زندگی به دست ما می‌رسند، به‌سانِ هدایایی ارزشمند هستند که گاهی از طریق یک دوست، گاهی از طریق یک مقاله، نامه یا گذر از کتابفروشی، راهشان را به زندگی ما باز می‌کنند. گاهی ندای درونمان می‌گوید: «تو باید این کتاب را بخوانی!» همین ندا، هدایتگر ما به مقصدی است که سال‌ها در انتظارش بودیم. این پیام، پاسخ دعاها و خواسته‌هایمان است. شاید جواب یک سؤال باشد یا آبی گوارا پس از سال‌ها تشنگی! شاید همان عطش‌هایی که درونمان حس می‌کردیم اما به هر دلیل اجازه بروزشان را ندادیم تا با یک کتاب سیراب شوند. و یک‌باره همه چیز به‌گونه‌ای میسر می‌شود؛ گویی روحمان قبل از آن‌که ذهن مداخله کند، تصمیم می‌گیرد کتابی را بخواند. روح همان تکه‌ گمشده‌ی‌ معمای زندگی را می‌یابد و به ما نشان می‌دهد. برخی کتاب‌ها اطلاعات می‌دهند و برخی ما را به سفر می‌برند. این کتاب هر دو هدف را دنبال می‌کند. هنگام نگارش این کتاب دلم می‌خواست با هر جمله، خشت‌های معبدی پاک از کلمات را کنار هم بگذارم و در نهایت پناهگاهی برای خوانندگانم خلق کنم تا در هر سن و شرایطی، الهام‌بخش و هدایتگرتان باشد و در سفر به مقصد آزادی و رهایی همراهی‌شان کند.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نسل نواندیش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.47 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تحول روح، تجلی عشق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:





پیشگفتار

«خودشکوفایی، بزرگ ترین خدمتی است که آدمی می تواند برای هستی انجام دهد.»

رامانا ماهارشی(۱)

امیدوارم در این سفر، زیبا والاترین نیکی های من با برترین نیکی های شما یک سو شوند. بسیار خرسندم قولی را که به هم داده ایم به یاد دارید و مهم تر از آن، نسبت به قولی که به خود داده اید، وفادار مانده اید. قرار است با هم به آزادی محض عاطفی و معنوی برسیم.
سال های متمادی خود را برای استقبال از شما آماده می کردم و نتیجه آن خلق کتابی سرشار از بهبودی، الهام و یادآوری است. اکنون این گنجینه و ناب، آماده و همه چیز برای سفرمان میسر است. زمان آن رسیده که درها را بگشایم و شما عزیزان را دعوت نمایم.

این همان کاری است که مربیان انجام می دهند - ما خودمان را آماده می کنیم تا به دانشجویان خدمت کنیم و سپس به انتظار شکوفایی و کمال دانشجوها می نشینیم. پس این لحظه را گرامی می دارم و در نهایت آنچه را که سال های سال برایتان کاشته ام چون میوه ای شیرین به شما تعارف می کنم. مربیان من نیز همین گونه بودند. من آنقدر خوش شانس بودم که امروز مانند آن ها در خدمت شادمانی، آزادی و برترین موهبت های معنوی شما باشم.
بیش از چهل سال است که نویسنده، سخنگو، کارگردان برنامه های رادیو و تلویزیون و از همه مهم تر، دانش پژوه هستم. اما بیشتر از هر چیز خود را اهل عرفان می دانم. اهل عرفان کسی است که مسیرهای نامرئی درون انسان ها را درک می کند، با آن ها ارتباط برقرار می کند و آن ها را ترسیم می نماید. از وقتی کودک بودم ترسیم این بزرگراه های درونی برایم راحت و خوشایند بود. از آن زمان تا به امروز درست زمانی در زندگی دیگران ظاهر می شوم که آماده اند به سوی آگاهی، بهبودی و بیداری فراوان تر گام بردارند.
در طول چهل سال گذشته، کار من در مقام مربیِ تحول، دچار گذارهای عظیم شده و هر بار از درون این دگرگونی بیرونی، تحولات معنویِ درونی زاده شده اند؛ دگرگونی های بنیادین و مهم که از من انسانی قوی و شفاف برای انتقال عشق و خرد ساختند. حال، این انرژی های شفابخش را به دانشجویان خود می دهم تا امواج و ارتعاش های خود را مثبت کنند و جاده کمال و یگانگی با هستی را سریع تر طی نمایند.
اکنون در جایگاهی قرار دارم که از زندگی توشه ای از خرد و آگاهی گرفته ام. این ثمره زیبا هرگز بدون تجربه روند مرموز کیمیاگری، تعمق، عرفان و گذشت زمان دست یافتنی نبود.
کاشفی را تجسم کنید که می داند مقصدی زیبا و جذاب در انتظارش است و برای رسیدن به آن باید سال ها سفر کند، دست به اکتشاف بزند و رنج زیادی متحمل شود، اما وعده نیل به آن مقصد رویائی آنقدر زیباست که ارزشش را دارد. او عزم سفر می کند، می رود و وقتی برمی گردد، خودش نیست. او دیگر همان آدم قبل نیست. من نیز این سفر پرحادثه را طی کرده ام و پس از هشت سال دوری از نگارش و غرق شدن در تعالیم معنوی و تعمق در سفر خویش، سوغات خوبی برایتان آورده ام: تحول روح، تجلی عشق به جرات می توانم بگویم این مهم ترین اثر زندگی من است. این کتاب مرا متحول کرده، دانشجویانم را دگرگون ساخته و امید دارم شما را هم در مسیر تکامل رهنمون باشد. ماهیت این خردمندی به گونه ای است که آدمی را مشتاق به انتقال تعالیم و آموزه هایش می سازد. یک مربی حقیقی و پرشور، هرگز نمی خواهد خودش دیده شود. او می خواهد گنجینه ناب و طلایی رنگ خردمندی را به دانشجویانش نشان دهد. او نمی گوید: «مرا ببینید،» بلکه می گوید: «به این جام درخشان معنویت بنگرید. به لعل شناخت، به زمرد معرفت نگاه کنید که زینتِ زیبایی هستند و من می خواهم همه شما به آن مزین شوید.»

کتاب هایی که در زندگی به دست ما می رسند، به سانِ هدایایی ارزشمند هستند که گاهی از طریق یک دوست، گاهی از طریق یک مقاله، نامه یا گذر از کتابفروشی، راهشان را به زندگی ما باز می کنند. گاهی ندای درونمان می گوید: «تو باید این کتاب را بخوانی!» همین ندا، هدایتگر ما به مقصدی است که سال ها در انتظارش بودیم. این پیام، پاسخ دعاها و خواسته هایمان است. شاید جواب یک سوال باشد یا آبی گوارا پس از سال ها تشنگی! شاید همان عطش هایی که درونمان حس می کردیم اما به هر دلیل اجازه بروزشان را ندادیم تا با یک کتاب سیراب شوند. و یک باره همه چیز به گونه ای میسر می شود؛ گویی روحمان قبل از آن که ذهن مداخله کند، تصمیم می گیرد کتابی را بخواند. روح همان تکه گمشده ی معمای زندگی را می یابد و به ما نشان می دهد.
برخی کتاب ها اطلاعات می دهند و برخی ما را به سفر می برند. این کتاب هر دو هدف را دنبال می کند. هنگام نگارش این کتاب دلم می خواست با هر جمله، خشت های معبدی پاک از کلمات را کنار هم بگذارم و در نهایت پناهگاهی برای خوانندگانم خلق کنم تا در هر سن و شرایطی، الهام بخش و هدایتگرتان باشد و در سفر به مقصد آزادی و رهایی همراهی شان کند.
* * *
«میوه ها دیر می رسند اما به محض رسیدن، می افتند و اگر از آن ها بهره نگیریم، می پوسند.»

نیسارگاداتا ماهاراج(۲)

سال ۱۹۷۱ بیست ساله بودم و شش ماهی را در جزیره ماجورکا(۳) در ساحل اسپانیا گذراندم تا از تعالیم اولین مربی معنوی ام بهره مند شوم. این دوره بخشی از برنامه آموزشی مربی تمرکزم بود. مربی ما انسانی مثبت و بزرگوار بود. او هر شب کنار ما می نشست و خرد، دانش عمیق و اثرگذار خود را در اختیارمان قرار می داد. در طول این شش ماه تک تک واژه هائی را که می گفت در دفترچه های بزرگ یادداشت می کردم.
دیروز ندای درونم مرا به پیدا کردن این دفترچه های ارزشمند ترغیب کرد و آن ها را ورقی زدم. وقتی مطالب را می خواندم به این جمله زیبا رسیدم که ایشان یک روز قبل از اتمام دوره بیان کردند. ما پس از اتمام دوره به مکان های دیگر می رفتیم تا آموزه های خود را به دیگران انتقال دهیم. او در این جمله می گوید:

«وقتی درختی به بار می نشیند شاخه هایش بیشتر به سمت زمین خم می شوند.»(۴)

در همین جمله به ظاهر ساده اما عمیق، لایه هایی از خِرد در هم تنیده اند. میوه ای که می رسد، سنگینی زیادی به شاخه ها تحمیل می کند، به این ترتیب شاخه های درخت خمیده می شوند و این دست های پربار راحت تر در اختیار رهگذرانی هستند که می خواهند میوه ها را بچینند. میوه ها قبل از رسیدن روی درخت جوانه می زنند، شکوفه می دهند و درخت بابت این همه زیبایی مغرور نمی شود بلکه در برابر هیبت این معجزه، سر تعظیم فرود می آورد.
این مربی «چگونه مربی بودن» را به ما آموخت: این که به یاد داشته باشیم آموزش نوعی خدمت است؛ این که هرگز برای دانسته هایمان مغرور نباشیم بلکه برای به ثمر نشستن میوه ی آگاهی و دانش پس از سال ها رنج و باغبانی فروتنی ورزیم.
اکنون پس از چهل سال من نیز به درختی تبدیل شده ام که روی شاخه هایش محصول خرد و بیداری نشسته است و من در برابر فرصت خدمت به دیگران، سر تعظیم فرود می آورم تا شاید راهنمایی در مسیر رشد و ابزاری برای شفا و بهبودی انسان های دیگر باشم. این کتاب همان میوه ی رسیده و شیرینی است که با عشق به شما تقدیم می کنم. از این که وسیله ای هستم تا شما را به تکامل و تحول روح هدایت کنم، خوشحالم و با تمام وجود می خواهم موهبت ها، الهام ها و آموزه هایم را با شما به اشتراک بگذارم، شاید سپاس خود را نثار هستی کرده باشم.

رسالت ما در مقام موجودات زنده، کاوشگران باهمت و تغییردهندگان روی زمین آن است که باز و باز خود را متولد سازیم.

امیدوارم کتاب تحول روح، تجلی عشق همان گونه که مرا دگرگون کرد، در شما نیز تحولی مثبت بیافریند.

باعشق،
بارابار دی آنجلیس
آگوست ۲۰۱۴، سانتا باربارا، کالیفرنیا

مقدمه: رهنمودهایی برای کسب خردِ بیشتر از کتاب حاضر

«اندیشه های ناب و خردمندانه، هزاران بار به ذهن آدمیان خطور کرده اند اما اندک اند آنانی که این افکار را به حقیقت بدل کرده اند. این انسان های انگشت شمار، آنانی هستند که آن قدر صادقانه و ژرف در این اندیشه ها تعمق کرده اند که در وجودشان ریشه دوانده است.»

یوهان ولفگانگ وُن گوته(۵)

وقتی کتابی می خوانید که بیش از آن که مجموعه ای از واژگان دلفریب باشد، فضایی معنوی و روحانی است و شما را به سفرهای جذابی می برد که تا به حال تجربه اش نکرده اید، نوعی کیمیاگری مرموز اما درست و اصیل درونتان رخ می دهد. این جاست که می توانید بگوئید در روند دگرگونی روح و جان هستم.
نوشتن برای من آخرین مرحله فرایندی عرفانی، عمیق و مقدس است: آفرینش گردبادی پویا از انرژی است که روح آدمی را درمی نوردد، علف های هرز را بر باد می دهد و بستری برای رشد جوانه های معنویت فراهم می سازد. از نظر من این کتاب به مثابه همان گردباد است. سال های زیادی صرف کرده ام که این انرژی را به شکل مامن های خرد، بیداری، شفافیت و بهبود در آورم و از آن ها معابدی پاک برای خلوت کردن بیافرینم تا هر کسی که واردشان شد، تعالی و تحول یابد. کلماتی که این فضای روحانی را به وجود آورده اند، مقصد نیستند. آن ها مَرکب های حامل انرژی یا دروازه های ورود به عرصه دگرگونی حقیقی یا همان تحول عظیمی هستند که درون این گردباد نهفته است.

اگر می پرسید در این کتاب چه چیزهایی می خوانید، باید بگویم که کتاب تحول روح، تجلی عشق دو نوع محتوا دارد: محتوای اطلاعاتی و محتوای ارتعاشی. محتوای اطلاعاتی طوری طراحی شده که بر ذهن شما تاثیر بگذارد و همان چیزهایی را که همیشه از خواندن کتاب در نظر داشتیم؛ یعنی ایده ها، مفاهیم و توضیحات جدیدی که روش های جدید تفکر برای شناخت بهتر خویش و هستی هستند، بیاموزیم.

اما محتوای ارتعاشی برای درک ذهنی ترسیم نشده بلکه قرار است دل و جان شما را نشانه گیرد تا تاثیری ژرف و حقیقی بر انرژی درونی و بیرونی شما داشته باشد. بین روند جمع آوری اطلاعات در مورد چیزی به طور ذهنی (مواجهه ذهنی) با تجربه درونی و حقیقی آن چیز (مواجهه ارتعاشی) تفاوتی چشمگیر وجود دارد. در ادامه مطالب بیشتری در مورد ارتعاش می آموزید اما اکنون همین قدر بدانید که هدف از این محتوای ارتعاشی کمک به دگرگونی درونی و حقیقی شماست.
مثل این است که تفاوت بین شنیده های ما در مورد بستنی را با زمانی که طعم خامه و شیرینی بستنی را زیر زبان حس می کنیم، مقایسه کنید یا کسی از شنا کردن در دریایی آرام و گرم برایمان حرف بزند و یک روز خودمان در آب های نیلی و گرم، شناور باشیم. صحبت در مورد شنا در دریایی آرام به نظر خوب می رسد اما تجربه ی حقیقی آن حسی خوب در آدمی ایجاد می کند. این حس تغییری از درون ایجاد می کند. صمیمانه دلم می خواهد با خواندن کتاب تحول روح، تجلی عشق همین حس پاک و مانا در شما ریشه گیرد، چیزی را به شما اضافه کند و تجربه هایی دلنشین برایتان رقم زند.

فراتر از دانش: دریافت ارتعاش انرژی

می خواهم توصیه کنم که کتاب حاضر را نه تنها منبع اطلاعات بلکه یک منبع انتقال انرژی نیز تصور کنید. در هر یک از این صفحات، مفاهیمی ذکر شده اند که شاید ذهن نتواند آن ها را درک کند. شاید کتاب های دیگری از من یا نویسندگان دیگر خوانده و همین کیمیاگری را در آن ها تجربه کرده باشید. اگر چنین تجربه ای را از قبل نداشته اید، از شما می خواهم این کتاب را با نگاهی متفاوت بخوانید و منتظر رویدادهای شیرین باشید.

واژگانی که نویسنده، معلم یا مربی، فراتر از ذهن خویش بیان می کند، همان واژگانی هستند که از آگاهی وسیع او برمی خیزند و به خوانندگان منتقل می شوند.
آن ها کلماتی راکد نیستند بلکه فرکانس های فعال، زنده و حقیقیِ انرژی و بیداری هستند.
اگر با چنین شناختی به این کلمات نزدیک شوید، می توانید با گنجینه ی ارزشمندی که از آن نشات گرفته اند، ارتباط برقرار کنید و همان تجربه ها را درون خویش بیافرینید.

روش دیگر این است که فکر کنید با یک سوکت الکتریکی به شبکه اینترنت متصل شده اید و می توانید هر آنچه را که لازم دارید از آن دانلود کنید.
اگر این گونه بیندیشید دریچه جان خویش را به روی انرژی ارتعاشی این کتاب می گشائید و حتی اگر بسیاری از مطالب را درک نکنید، انرژی آن ها را جذب می کنید و وقتی کلمات را از زیر نگاه خود می گذرانید، فکر می کنید نه تنها از نظر فیزیکی آن ها را می بینید بلکه نور درون آن ها در صفحات کتاب و سپس درون شما بازتابانیده می شود.
همچنین این آگاهی را داشته باشید که این کتاب فقط یک مجموعه از کلمات و ایده ها نیست بلکه موجودی زنده است که همراه با او به نظاره انرژی ای می نشینید که به زندگی خود دعوت کرده اید تا سفر زندگی را با عشق، هدایت و محبت ادامه دهید. هربار که جمله ای از این کتاب می خوانید، حس می کنید پیری خردمند با شما صحبت می کند. می توانید حس کنید انرژی و عشقی که هر یک از این کلمات به قلب شما می ریزند، چقدر دل نشین و آرام بخش اند.
می توانید یک ریسمان طلایی را تصور کنید که شما را به این کتاب و خردی که به قلب شما وارد می کند، وصل کرده یا قلب مرا به قلب شما متصل ساخته تا شاهد حوادثی عمیق و زیبا باشیم.
البته ممکن است هیچ یک از این توصیه ها را جدی نگیرید و این کتاب را به دلیل اطلاعاتی که در اختیارتان قرار می دهد، بخوانید و در این صورت نیز امیدوارم آن را ابزاری برای تعالی و رشد خود تلقی کنید. در هر صورت این کتاب فراتر از اطلاع رسانی گام برداشته و اگر احساسی خاص درون شما ایجاد کرد، متعجب نشوید.

به دنبال دروازه های ورود

کتاب تحول روح، تجلی عشق شامل دروازه های انرژی و امواج است. من کلمات، عبارت ها و جریانی از ایده ها را در این کتاب آورده ام تا به منافذ ارتعاشی درون شما رخنه کنند. همان طور که در طول سطرهای این کتاب پیش می روید، دروازه های ارتعاشی برایتان آشکار می شوند و امکان درک بقیه مطالب نیز برای شما فراهم می شود.
چطور این کار را انجام دهید؟ خیلی ساده، هربار که عبارتی را خواندید و این عبارت هیجانی را درونتان زنده کرد یا حسی مانند شتاب، تلاطم یا انبساط در لایه های عمیق وجود شما جوانه زد، بدانید نسبت به آن عبارت واکنشی ارتعاشی نشان داده اید و در حقیقت به دروازه رسیده اید:

واژگان این کتاب چیزی فراتر از کلمات هستند.
آن ها پل های ارتعاشی هستند که باید از رویشان عبور کنید تا به دروازه های ارتعاشی برسید.

نمی خواهم هیچ یک از این دروازه ها را جا بگذارید. موارد مهم کتاب با خطی تیره تر نوشته شدند تا بلافاصله به اهمیت آن ها پی ببرید.
پیشنهاد می کنم هر گاه حس کردید به یکی از این دروازه ها رسیدید، لحظه ای وقت گذاشته و آن بخش را با صدای بلند بخوانید یا اگر کتاب را با دوست یا همسر خود می خوانید، به نوبت بخش های مهم را برای یکدیگر بازخوانی کنید. گوش دادن به کلمات، ارتعاش شما را با ارتعاش خرد درونی این کتاب هماهنگ می کند و به شما این فرصت را می دهد تا کمال و تعمق لازم را به دست آورید. بهتر است دفترچه یادداشتی کنار خود داشته باشید تا بتوانید از مطالب مهم یادداشت بردارید.
این کتاب نیز مانند هر هدیه دیگر برای دیدن و تمجید کردن نیست؛ بلکه باید آن را باز کنید، از آن بهره گیرید و با آن زندگی کنید. خطوط این کتاب، حاوی تمرین ها و تکنیک هایی است که با انجام هر یک از آن ها به تدریج به فهم کامل دانشی دست می یابید که از لایه های معنویت و روح چشمه می گیرد. شناخت و معرفت شما نه به جهت کلام من که به سبب تجربه های خودتان از به کارگیری این مفاهیم در عمل، میسر خواهد شد.

برنامه ریزی سفر تحول روح

کتاب حاضر را طوری طراحی کرده ام که جاده ای هموار، ساده، روشن و مهیج پیش روی شما باز کند. محتوا به گونه ای انتخاب شده که لایه های شناختی به ترتیب، تعریف و توصیف شوند و هر مفهوم جدید روی مفهوم قبلی بنشیند و پلکانی جذاب به رویتان گسترده شود، پلکانی که با هر گام خود به تعالی نزدیک تر شوید.
کتاب تحول روح، تجلی عشق را در چهار بخش نگاشته ام:

بخش یکم: دروازه هایی به سوی بیداری آگاهانه

بخش یکم همان میعادگاه شروع سفر است. همان جایی که مسافران گرد هم جمع می شوند و نقشه ها، مواد غذایی، توشه ها و جهت سفر را مشخص می کنند. در این بخش به این شناخت مهم دست می یابید که چرا دگرگونی و تحول حقیقی از درون به بیرون است و هیچ چیز درون انسان بیهوده نیست؛ همه چیز به خوبی در هم تنیده شدند و مسیر را برای بیداری و آگاهی میسر کرده است. آگاهی و هوشیاری همان صفحه کنترل زندگی شماست و در این بخش متوجه می شوید چطور آگاهی خود را طوری تغییر دهید که دست از تلاش بیهوده برای کنترل و مدیریت زندگی خود و دیگران بردارید و زندگی را با مهارت حقیقی و توکل ادامه دهید.

بخش دوم: فناوری تحول

تحول به خودی خود رخ نمی دهد. در حقیقت نوعی فناوری در آن وجود دارد که کار را سهل تر و سریع تر می کند. من نام این فناوری را «فیزیک معنوی» می نامم. در بخش دوم می آموزید چرا متون علمی نوین و متون معنوی کهن یک حرف را می زنند: این که انسان موجودی ارتعاشی است و هر آنچه برایش رخ می دهد، یک تجربه ارتعاشی است. برای تغییر زندگی، افکار و روابط خود در بیرون ابتدا باید ارتعاش های درونی خود را دوباره بررسی و ارزیابی کنید. روش این کار را برایتان توضیح می دهم. در این بخش یاد می گیرید چگونه ارتعاش های حقیقی و معتبر را تشخیص دهید و برداشت کنید. انتخاب درست ارتعاش ها، تاثیری عمیق بر اعتمادبه نفس شما دارد و روابط شما را با خود و دیگران دگرگون می سازد.

بخش سوم: دگرگونی های روح برای دستیابی به معنویت عملی

این بخش از کتاب، تکنیک های بسیار قدرتمندی برای تحول روح ارائه می دهد و به شما کمک می کند که نه تنها برای مدتی محدود بلکه همواره با قدرت برتر الهی پیوند داشته باشید. در این بخش متوجه می شوید چطور آموزه های بخش یکم و دوم را به کار گیرید تا تغییراتی حقیقی و جاودان در تمامی ابعاد زندگی خود بیافرینید. معنویت عملی، برایتان توضیح می دهد آدمی چطور می تواند بدون آن که بفهمد، با دستان خود شادمانی زندگی را نابود سازد و چطور می توان صرف نظر از رویدادهای خوب و بد زندگی، آگاهی خود را با درونی بصیر پیوند دهید و شادمانی حقیقی و ماندگار را در زندگی خود ثبت کنید.

بخش چهارم: زنده نگه داشتن دگرگونی های روحی

چطور می توان هر روز، هدف خود را حفظ کرد؟ چطور می توان با وجود اتفافات سخت و حزن انگیز شادمانی، آزادی و عشق بیشتر را وارد لحظات خود کرد؟ در این بخش یاد می گیرید چگونه تحولات درونی خود را حفظ کنید. با کمال روح آشنا می شوید و برنامه های کیهانی خود را بهتر می فهمید. من در این قسمت، تمرین های بیشتری در اختیارتان می گذارم تا دل و جان خویش را شفاف و گشاده تر سازید و روح خود را تعالی دهید. فصل های پایانی به شما اثبات می کنند که می توانید فراتر از تصور امروز خود در این جهان تغییراتی مثبت بیافرینید.

سبک فراگیر تدریس من

فرض کنید به موزه ای رفته اید تا مجسمه های مشهور و قدیمی عظیم را ببینید. می خواهید آن ها را تجربه کنید و زیبایی آن ها را کاملاً حس کنید. آیا یک نقطه را در نظر می گیرید و همان جا می ایستید و از همان زاویه به مجسمه ها نگاه می کنید؟ آیا جای خود را اصلاً تغییر نمی دهید و مجسمه ها را از پهلو و پشت نگاه نمی کنید؟ مسلماً جوابتان منفی است.
متاسفانه بیشتر مردم عادت دارند خود و زندگی خود را این گونه ببینند. آن ها ترجیح می دهند برای مدت طولانی در همان نقطه ای که دوست دارند، بایستند و مجسمه زندگی خود را از همان جا نظاره کنند یا هربار که می خواهند از دیدن منظره کوه، خط افق یا جنگلی سرسبز لذت ببرند، خودروی خود را همان جای قبلی پارک می کنند. همان جا می مانیم و فکر می کنیم همه چیز را می بینیم و پایه شناخت خود از واقعیت را روی همان فرضیه می سازیم، اما حقیقت این است که فقط از یک زاویه به مجسمه، کوه و حتی خودمان نگاه می کنیم. من این را «دیدن جهان از نقطه نظر شخصی» می نامم.

سبک تدریس من چیزی است که آن را فراگیر می نامم. من از دانشجو، مخاطب یا خواننده ام می خواهم چند سانتی متر از استنباط ها و برداشت های قبلی خود فراتر رود و به آن ها می گویم: «حالا از این زاویه جدید به خودت یا موقعیتی که در آن قرار داری، نگاه کن. این زاویه، دیدی کاملاً جدید به تو می دهد.» بعد برای او یک مکان بهتر در نظر می گیرم و از او می خواهم به این موقعیت جدید بیاید و مسائل خود را از این جهت نیز در نظر گیرد. سپس او را سوار بر هواپیمایی مجازی می کنم و اجازه می دهم بر فراز موقعیت پیش فرض خود به پرواز درآید و به او می گویم: «حالا از این بالا به موقعیت خود نگاهی بیانداز!» وقتی این کار هم تمام شد، با هم سوار آسانسوری می شویم و آنقدر پائین می رویم تا ریشه های یک مسئله را نیز در نظر گیریم. در واقع به سراغ ریشه اصلی مشکلات، درگیری ها و موقعیت ها می رویم.
این سبک فراگیر به مثابه یک تور مسافرتی است که خود و موقعیت تان را به طور کامل و بسیط نشان می دهد. محدودیت ها و دلایلی که شما را در همان زاویه بسته نگاه داشته شفاف می کند، مسیرهایی را که به خروج از این محدودیت ها منتهی می شوند مشخص می نماید و مسیرهایی که شما را از تنگنا نجات داده و به آزادی می رسانند، روشن می سازد. در طول کتاب متوجه می شوید از استعاره ها استفاده می کنم. این استعاره ها بخشی از تور مسافرتی ما هستند زیرا روش های متفاوتِ بررسی یک موضوع یا موقعیت مشابه را فراهم می کنند. آن ها ابزار مهمی هستند که به کمک شما می آیند تا اصولی مناسب را انتخاب کنید و آن ها را به روشی عملی و محکم هر روز رعایت کنید.

احترام به تمام عقاید و مسیرهای مرتبط با قدرت برتر الهی

الهامات و ارزش های زیادی از خرد، نمادها و روایت های فرهنگ ها و مذهب های مختلف در سفر معنوی و شخصی خودم به دست آورده و این ارزش ها را در طول این کتاب با شما در میان گذاشته ام. متوجه می شوید که برخی از این داستان ها، ریشه در مطالعات من در اندیشه شرقی دارند؛ اما می خواهم همین جا تاکید کنم که این کتاب، طرفدار یک فرهنگ یا یک مسیر خاص معنوی نیست و هیچ وابستگی به مذهب یا سنتی خاص ندارد و تمام آن از تجربه های شخصی ام ریشه گرفته است. کتاب حاضر برای همه است و از شما می خواهد به بیداری و آگاهی دائمی برسید و احساس می کنم دستیابی به بیداری جاودان، هدف تمام الگوهای معنوی است.
اصراری نیست شما از مسیر من پیروی کنید. مهم آن است که با ابزاری که در اختیارتان می گذارم بهتر از قبل، مسیر فردی خویش را تعیین نمائید و باورهای راستین خود را باموفقیت بیشتر جامه عمل بپوشانید. آنچه اهمیت دارد، پیوستن به مسیری است که ما را به قدرت برتر منتهی کند.

خودتان را به ژرف ترین نقطه رهنمون سازید

یک روز تابستانی وقتی بیست ساله بودم از دوره آموزشی تمرکز که در اروپا برگزار شده بود، بازمی گشتم. تصمیم گرفتم برخی مکان های مقدس را با یکی از دوستانم ببینم. در یکی از توقفگاه ها اتفاقی افتاد که هرگز فراموش نکردم. در مورد صومعه ای زیبا و آرام چیزهای زیادی شنیده بودیم و به آنجا سفر کردیم تا از آن همه زیبایی و هنر ناب بهره مند شویم. وقتی به محل مورد نظر رسیدیم از هم جدا شدیم و هر کدام مسیر جداگانه ای انتخاب کردیم. یک ساعتی مشغول لذت بردن از نمازخانه های کوچک و باغ های زیبا بودم. امید داشتم از فضای معنوی آن مکان مقدس که سال های سال در آن نماز و دعا برپا می شد، منفعتی نصیبم شود.
راس ساعت مقرر به دوستم ملحق شدم. چشمانش از شادی برق می زد. از او پرسیدم: «به نظرت جالب نبود؟ من که خیلی خوشحالم که این همه راه آمدیم. ارزشش را داشت!»
او هم با من موافق بود و گفت: «باورنکردنی بود. می دانی من بیشتر از همه از آن اتاقی خوشم آمد که پر از شمع بود و تصویر پیامبران روی دیوارش نقش بسته بودند!»
با تعجب پرسیدم: «اتاق پر از شمع؟ کدام اتاق را می گویی؟ شوخی می کنی؟» آهی کشیدم و با ناراحتی گفتم: «من همه جا را دیدم، پس چرا آن اتاق را از دست دادم؟»
او جواب داد: «از پله ها که پائین می رفتی، داخل زیر زمین بود. یک در کوچک داشت که به پله های سنگی می رسید و اگر همان پله ها را پائین تر می رفتی، زیباترین بخش را می دیدی.»
با ناراحتی جواب دادم: «یک طبقه پائین رفتم اما نمی دانستم طبقه دیگری هم هست.»
دوستم همدلانه نگاهم کرد و گفت: «فکر می کنم باید عمیق تر می دیدی.»
سال ها بعد وقتی کارم را به عنوان مربی و نویسنده آغاز کردم، همان لحظه خاص را به یاد آوردم. کلمات پرمعنای دوستم را دوباره تکرار کردم: «فکر می کنم باید عمیق تر می دیدی!» آن روز نمی دانستم این جمله چه پیام مهمی برایم دارد اما امروز این عبارت به بخش خاصی از تدریس من تبدیل شده است و همیشه آن را به دانشجویانم می گویم. وقتی به آن روز برمی گردم، می خندم چون انرژی و نیروی اتاقی را که هرگز ندیدم، با همین جمله دوستم دریافته بودم.

در طول این سفر مشترک، صمیمانه از شما می خواهم عمیق شوید خود را با این کتاب همراه کنید و به ژرفای مکان هایی بروید که این کتاب شما را می برد.
به عمق خردی که سال های سال اندوخته ام و امروز عاشقانه در اختیارتان می گذارم، به ژرفای معابد پنهان عزت انسانی و مساجدی که در عمیق ترین لایه های قلب شما نهفته اند، قدم بگذارید.

این اکتشاف عمیق، این گشایش ژرف و این تسلیم و سرسپردگی ناب به خداوند، همان چیزی است که برای شفای حقیقی، دگرگونی و بیداری بی نظیر آدمیان لازمست. وقتی به این مرحله رسیدید، تمام نیازهایتان برآورده شده است.

علم و دانش برای انسان جمالی است که از هیچ کس پوشیده نیست. نسبی است که هرگز مورد جفا قرار نمی گیرد.
امام علی (ع)

مساله این نیست که خرید کتاب چقدر گرون تموم می شه، مساله اینه که اگر کتاب نخونی چقدر برات گرون تموم می شه!

خواننده گرامی:

کتاب های انتشارات نسل نواندیش
در تمامی مراحل تولید از «تالیف و ترجمه، حروف چینی و صفحه آرایی و ویرایش» تا «طراحی جلد، امور چاپ و صحافی» با کیفیتی بسیار باالا تولید شده و با قیمت چاپی پشت جلد در اختیار شما قرار می گیرد.
چنانچه کتاب حاضر فاقد این ویژگی ها باشد، تقلبی محسوب می شود.
خواهشمندیم در صورت مواجهه با هر یک از این موارد با تلفن ۹ - ۸۸۹۴۲۲۴۷ واحد حقوقی نسل نواندیش تماس حاصل فرمایید.







نظرات کاربران درباره کتاب تحول روح، تجلی عشق

تمام مطالب گفته شده تواین کتاب مثل تمام کتابهای روانشناسی فقط اسمهاتغییرکرده به سلیقه نویسنده گفته شده.منکه اصلاخوشم نیامدراهکارهای بدردبخوری بیان نشده اینقدرکه ازخاطراتش گفته بهتربودکتاب خاطرات مینوشت.وقت هدرکردن خوندنش.
در 1 سال پیش توسط bah...115
باربارا دی آنجلس یکی بزرگترین مربیان معنوی و روانشناسی دنیاست و کتابهاش بینهایت کاربردی و عمیقند.
در 1 ماه پیش توسط خلیل خوش رو