پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست

کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست

نسخه الکترونیک کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست

«اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست» یکی از داستان‌های کوتاه چارلز بوکوفسکی است. قلم منحصر به فرد بوکوفسکی در این اثر به خوبی دیده می‌شود. او کتاب اعترافات را بر اساس سبک رئالیسم کثیف نوشته است و به آوارگی‌های یک فرد عصبی می‌پردازد. درون مایه‌ی اصلی کتاب اعترافات پوچی انسان‌هاست. کتاب «اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست» در مجموعه‌ی شاهکارهای 5 دقیقه‌ای توسط نشر افق منتشر شده است.

درباره‌ی کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست

چارلز بوکوفسکی استاد به بازی گرفتن دغدغه‌های همیشگی بشر است. غم، فقر، تنهایی و یاس عناصر اصلی داستان و اشعار او را تشکیل می‌دهند. کتاب اعترافات  نیز از این قاعده مستثنی نیست. این کتاب  از 9 بخش تشکیل شده است. شخصیت اصلی کتاب راوی داستان خود است. و هر یک از این 9 بخش لحظات مختلف زندگی او را بازگو می‌کند. بوکوفسکی در کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست» با زبان کنایه با مخاطب صحبت می‌کند.  تک جمله‌های بی‌نظیر او که با طنزی شیرین آمیخته شده است این اثر را بسیار خواندنی کرده است.  کتاب اعترافات نثری روان و ساده دارد و فضاسازی‌های بوکوفسکی بر جذابیت‌های آن افزوده است.

شهرزاد لولاچی مترجم جوان و توانا کتاب اعترافات را ترجمه و نشر افق آن را در 64 صفحه در سال 1395 روانه بازار کرده است.

 

درباره‌ی چارلز بوکوفسکی

چارلز بوکوفسکی شاعر و نویسنده‌ی آمریکایی در سال 1920 در شهر آندرماخ آلمان به دنیا آمد. مادر او آلمانی و پدرش آلمانی-آمریکایی بود. خانواده‌ ژوکوفسکی تنها زمانی که چارلز 3 سال داشت به آمریکا مهاجرت کردند. بوکوفسکی کودکی و نوجوانی سختی را پشت سر گذاشت. پدر و مادر او شغل‌های کم درآمدی داشتند و مشکلات مالی همواره گریبان گیر آن‌ها بود. علاوه بر آن پدر چارلز بوکوفسکی فردی بددهان بود و با او و همسرش بدرفتاری می‌کرد.

بوکوفسکی از دوران کودکی در کلاس انشا نشان داد که در نویسندگی استعداد دارد. او عاشق کتاب بود به همین دلیل در کتابخانه شهر عضو شد. بوکوفسکی در آن سال‌ها با آثار نویسندگان بزرگی مانند ارنست همینگوی سینکلر لویز آشنا شد.او که اکنون به ادبیات پناه آورده بود به تدریج آرزوی نویسنده شدن در ذهنش نقش می‌بست. او اولین داستان خود را در بستر بیماری و تنها زمانی که 15 سال داشت نوشت. پس از اتمام دوران دبیرستان شغل‌های مختلفی را در تجربه کرد اما به نوشتن برای خود نیز ادامه داد. داستان کوتاه «عواقب یک یادداشت بلندِ مردود» اولین اثر بوکوفسکی است که در مجله داستان منتشر شد. او در هنگام انتشار اولین داستانش 23 ساله بود. دو سال بعد داستان دیگری تحت عنوان «20 تشکر از کاسلدان» از او منتشر شد.

بوکوفسکی یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر آمریکا به شمار می‌آید و الهام‌بخش نویسندگان نسل بعد از خود است. با این حال او هیچگاه تحصیلات آکادمیک خود را به پایان نرساند زیرا محیط‌های دانشگاهی را غیرواقعی می‌دانست و نمی‌توانست با آن ارتباط برقرار کند. او نویسندگانی که تحصیلات اکادمیک داشتند را زیر سوال می‌برد و از آنها دوری می‌کرد. جهان‌بینی آشوب طلبانه‌ی بوکوفسکی به او بینش خاصی بخشیده بود. به همین دلیل است که او پس از انتشار دومین داستان کوتاهش به سراسر آمریکا سفر کرد. او در اتاق‌های ارزان اقامت داشت و به کارهای موقتی روی آورد. بوکوفسکی مدت زمان کوتاهی را در شهرهای جرجیا، تگزاس، سانفرانسیسکو، نیواورلئان و آتلانتا گذراند.

بوکوفسکی در سال 1994 در کالیفرنیا دار فانی را وداع گفت. او در آخرین سال‌های عمر خود به سرطان خون مبتلا شده بود. آخرین رمان بوکوفسکی تحت عنوان «تفاله» تنها کمی قبل از مرگش در سن 73 سالگی به اتمام رساند. بر روی سنگ مزار او عبارت Don’t try  به معنی تلاش نکن حک شده است. همسر او معتقد است منظور چارلز بوکفسکی از این جمله آن است که وقتتان را فقط صرف تلاش کردن نکنید. هر آنچه تاکنون انجام داده‌اید بخشی از تلاش شماست. برای انجام کاری فقط باید آن را شروع کنید.

سبک نویسندگی و آثار چارلز بوکوفسکی

اغلب آثار چارلز بوکوفسکی تحت تاثیر مکان زندگی او، یعنی شهر لس آنجلس است. سبک او رئالیسم کثیف نامیده می‌شود. در این سبک نویسنده از کلمات ساده و لحن عامیانه و کوچه بازاری استفاده می‌کند. رئالیسم کثیف به بیان روی تاریک و ناخوشایند جامعه می‌پردازد و موضوعاتی مانند فساد و بی‌اخلاقی را در برمی‌گیرد. مجله تایم در سال 1986به  بوکوفسکی لقب مرشد فرودستان داد و او را یکی از تاثیر گذارترین نویسندگان و شاعران معاصر آمریکا نامید. آثار بوکوفسکی در اروپا مورد استقبال گسترده‌ای قرار گرفته است. او در یکی از  مصاحبه‌های خود عنوان کرد فرهنگ قدیمی و غنی اروپا دغدغه‌های او را تجربه و لمس کرده‌اند به همین با کتاب‌های او ارتباط بیشتری برقرار می‌کنند.

بوکوفسکی تاکنون بیش از 100 داستان کوتاه و شعر از خود به جا گذاشته است. 6 رمان بلند نیز در کارنامه‌ی ادبی او دیده می‌شود. از آثار شاخص بوکوفسکی می‌توان به «هالیوود» و «عامه پسند» اشاره کرد. این دو کتاب توسط پیمان خاکسار ترجمه و منتشر شده است. از دیگر آثار ترجمه شده‌ی بوکوفسکی در ایران کتاب‌های «ساندویچ ژامبون»، «برای من غمگین نشوید» و «حکایت‌هایی از دیوانگی‌های روزمره» را می‌توان نام برد.

در بخشی از کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست می‌خوانیم

وقتی به اسکله رسیدیم. ویلی آمد پایین و گفت خیلی زود برمی‌گردد. خیلی زود هم برنگشت. سه روز و سه شب غیبش زد. همه‌مان را همان‌جا گذاشت. بدون هیچ حرفی با اتومبیلش راهش را کشید و رفت.

یکی از دخترها گفت:«اون دیوونه است.»

دیگری گفت:«آره.»

با این حال، یک عالمه خوراکی و نوشیدنی آنجا بود. پس همان‌جا منتظر ویلی ماندیم. دخترها با پپر چهار تاایی

شدند. آن پایین خیلی سرد بو مجبور شدیم هرچه پتو و روتختی بود بین هم قسمت کنیم. پتوها کافی نبودند پس شروع کردیم به جر و بحث که کی باید چی بردارد.

متوجه شدم یک تاس همراه خودم دارم و همه نشستیم روی زمین و یک بازی مزخرف را شروع کردیم. هیچ‌کس حال درستی نداشت. دخترها پول داشتند و من آه در بساط نداشتم. اما بعد از کمی بازی» پول و پله‌ای به هم زدم. آن‌ها درست متوجه بازی نشدند و همان‌طور که بازی می‌کردیم. بازی را برایشان توضیح می‌دادم و با توجه به شرایط خودم دربازی، قواعد بازی را تغییر می‌دادم.

وقتی ویلی برگشت. ما را در آن حال پیدا کرد پهن شده روی زمین و مشغول بازی. از بالای پله‌ها فریاد زد:«من تو این قایق اجازه‌ی قمار نمی‌دم!»

کانی از پله‌ها دوید بالا و از او استقبال کرد. پیرمرد لبخندزنان آمد پایین» به روی خودش نیاورد که چه گفته و همه نشستیم به صحبت و خنده و او از یک قطعه اپرا تعریف کرد که می‌خواست برای ارگ بنویسد. امپراتور سان‌فرانسیسکو. من به او قول دادم که برای موسیقی اپرا شعر می‌نویسم و آن شب برگشتیم به دوران قدیم بگوبخند و خوش‌گذرانی. اولین سفر تقریباً الگوی سفرهای بعدی بود. یک شب پیرمرد ریق رحمت را سر کشید و همه‌مان دوباره آواره خیابان شدیم.

مشخصات کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست

  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۴ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات می‌زیست

بازم از بوکوفسکی کتاب بیارین. عامه پسند و هالیوود..
در ۳ سال پیش توسط نازنین بنایی ( | )
محشره.بوکوفسکی همیشه عالیه
در ۳ سال پیش توسط ket...nab ( | )
در مورد بوکوفسکی همیشه یک کلمه برای توصیف کفایت میکنه : شاهکار
در ۳ سال پیش توسط محمدرضا کاوسی ( | )
'شاهکارهای ۵ میلی متری'ای که نشر افق چاپ میکنه واقعن واسه اونایی که تو خوندن تازه کارن مناسب نیست،گول حجم کمشو نخورین
در ۳ سال پیش توسط محمدرضا عباس زاده ( | )
قلم خشن بوکوفسکی مثل شلاق به تن آدم میخوره و ردش هم هیچوقت از بین نمیره! این کتاب کاملا چیزیه که اسمش هست البته اینکه منظورش از حیوان چی بوده...؟
در ۲ سال پیش توسط س عابدینی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • بعدی ›
  • آخرین ››