فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آغاز و انجام هستی و راهبری انسان

کتاب آغاز و انجام هستی و راهبری انسان

نسخه الکترونیک کتاب آغاز و انجام هستی و راهبری انسان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آغاز و انجام هستی و راهبری انسان

انسان از همان آغاز که پای بر زمین نهاد با سوالاتی چون از کجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ به کجا خواهم رفت؟ آیا این جهان خالقی دارد؟ و... روبرو بوده است. پرسش هایی که همواره به دغدغه اصلی بشر تبدیل شده اند. به قول هایدگر: انسان حیوان ناطق نیست، بلکه انسان پرسشگر است. گویا روح سرگشته او از جایی آمده است که هوس بازگشت را همواره زنده نگه می دارد، با بررسی تمامی مکاتب بشری نیز به راحتی متوجه می شویم که ریشه به وجود آمدن همه آنها نیاز انسان به یافتن پاسخ به این سوالات بنیادین مواجه بوده است.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.07 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آغاز و انجام هستی و راهبری انسان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول: آغاز و انجام هستی

مقدمه

۱. تعریف اصول دین

تعریف لغوی: اصول، جمع اصل به معنای پایه و اساس، و دین به معنای جزا و پاداش است.
تعریف اصطلاحی اصول دین: این تعریف معمولاً مرتبط با تعریف لغوی (مثل صلوه و حج که به معنای دعا و نیت است و به معنای اصطلاحی آن ربط دارد) و عبارت است از مجموعه اعتقادات و بینش های اصلی که کلیه رفتارها و کردارهای انسان مبتنی بر آن است.
البته در بعضی از کتاب های کلامی، دین، «مجموعه دستورالعمل هایی برای رسیدن به سعادت» تعریف شده است که فقط شامل ادیان الهی می شود، ولی بر اساس تعریف پیش گفته، هیچ انسانِ بدون «دین»ی وجود ندارد و دین داشتن، سرنوشت محتوم انسان است. بنابراین، یک انسان لاابالی نیز، صاحب دین و مکتب لاابالی گری است. همان طورکه در سوره کافرون، از عقیده کفار و مشرکین به دین تعبیر شده است: لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِی دینِ؛ دین شما برای خودتان و دین من برای خودم (کافرون، ۶).
در واقع می توان گفت، انسان محصور در سه جبر است:
الف) جبر بودن (تولد)،
ب) جبر رفتن (مرگ)،
ج) جبر انتخاب مسیر برای طی زندگی (دین).
ولی در کنار این سه جبر، اختیار بزرگی نیز دارد که عبارت است از: انتخاب راه؛ یعنی انسان، ناگزیر به داشتن دین است، ولی کدام دین؟ این از اختیارات اوست. بر همین اساس، مرحوم علامه طباطبایی می گوید: «دین راه زندگی است که آدمی به ناچار در دنیا، می پیماید.» (۱۳۷۲، ج۸: ۱۳۴)
مطالب قابل ارائه در دین، به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) اِخباری که شامل هست ها و نیست ها می شود، مثل این که خدا هست یا نیست؟ قیامت وجود دارد یا نه؟ و....
ب) اِنشائی که شامل بایدها و نبایدها است، مثل این که نباید دروغ گفت، نباید غیبت کرد، باید نماز خواند، باید خمس داد و....
با دقت در تعریف فوق، متوجه می شویم: بایدها و نبایدها، از بطن هست ها و نیست ها برمی خیزند؛ یعنی، چرا باید نماز خواند، چرا نباید دروغ گفت؟ چون خدا هست، قیامت هست و عذاب و پاداش وجود دارد. به همین دلیل مرحوم علامه طباطبایی در تعریف دیگری از دین می گوید: «دین، نظام عملی مبتنی بر اعتقادات است.» (۱۳۷۲، ج۸: ۱۳۴)
در بعضی از کتاب ها به دین، مکتب، و به هست ها و نیست ها، جهان بینی، و به بایدها و نبایدها، ایدئولوژی می گویند.

۲. ضرورت بحث در مورد اصول دین

الف) ضرورت های عقلی

اول: اقتضای انسانیت انسان

انسانیت انسان، اقتضا می کند که پرسش هایی برای او مطرح و درصدد یافتن پاسخ برای آن ها باشد. بنا بر این تنها موجودِ عالم که بعضی از موضوعات، نگرانش می کند و به عنوان پرسش اساسی، دغدغه زندگی او را تشکیل می دهد، انسان است؛ پرسش هایی از قبیل از کجا آمده ام؟ به کجا خواهم رفت؟ هدف زندگی چیست؟ آیا جهان مبدا و مقصدی دارد؟ و.... تجربه نشان داده است، مهم ترین مسئله انسان در طول تاریخ، پاسخ گویی به این نیاز بوده است که آیا زندگی هدف و معنایی دارد؟ به گونه ای که حتی در دوران معاصر نیز این موضوع در صدر نیاز های بشر قرار دارد. موسسه «گالوپ» در آخرین پژوهش خود در آمریکا شش مسئله مهم مردم را بررسی کرده که در صدر آن ها، پاسخ به سوال معنا و هدف زندگی است. بدیهی است پاسخ این گونه پرسش ها، در مباحث اعتقادی مطرح و بحث می شود.

دوم: قاعده دفع ضرر و جلب منفعت احتمالی

این ضرورت عقلی می گوید: انسان، نه تنها باید از ضرر قطعی بگریزد، بلکه اگر احتمال ضرر هم بدهد، باید از آن موضوع، دوری کند و همین طور، نه تنها باید به سوی منفعت قطعی بشتابد، بلکه اگر احتمال سود هم می دهد، باید به سوی آن برود. مانند احتمال وقوع زلزله یا احتمال اعزام به مکه از طریق قرعه کشی.
در این قاعده، درصدِ احتمال، نقش تعییین کننده ای ندارد، بلکه موضوعِ احتمال اهمیت دارد که به آن مُحتَمَل می گویند. یعنی اگر موضوعِ احتمال، قوی بود و نقش سرنوشت سازی داشت، اگرچه احتمال وقوع آن یک درصد باشد، باید به آن توجه کرد، ولی اگر موضوعِ احتمال، قوی نبود و نقش تعیین کننده ای در زندگی ما نداشت، اگر احتمال صددرصد هم بدهیم، به آن توجه نمی کنیم.
بر اساس این قانون می گوییم در طول تاریخ، در هر عصری و برای هر نسلی، انسان های مورد اطمینانی (انبیاء) آمده و گفته اند: مردم! جهان، صاحبی به نام خدا دارد و پس از مرگ، قیامتی برپا می شود و به حساب و کتاب شما رسیدگی خواهد شد، پس بیایید به دستورات الهی عمل کنید.
بر اساس قاعده عقلی فوق، اگر ما احتمال دهیم انبیاء درست می گویند، چون احتمال عقلایی وجود دارد که درست می گویند، فارغ از درصد احتمال، برای بررسی این که، آیا محتمل قوی است؟ و در سرنوشت ما تاثیری دارد؟ به بحث در مورد نتایج هر نوع موضع گیری در قبال سخنان ایشان می پردازیم:

حالت اول: فرض می کنیم سخن انبیاء واقعیت ندارد، در آن صورت:

الف) گروهی به آموزه های آن ها عمل می کنند:
زیان: چشم پوشی از بعضی لذات در مدتی محدود، حداکثر هشتاد سال.
سود: در این فرض، سودی متصور نیست.
ب) گروهی به آموزه های ایشان عمل نمی کنند:
سود: بهره مندی از تمام لذات در مدتی محدود، حداکثر هشتاد سال.
زیان: در این فرض، زیانی متصور نیست.

حالت دوم: فرض می کنیم سخن انبیاء واقعیت دارد، در آن صورت:

الف) گروهی به آموزه های آن ها عمل نمی کنند:
سود: بهره مندی از تمام لذات در مدتی محدود، حداکثر هشتاد سال.
زیان: گرفتار عذاب الهی، در بی نهایت سال. (خالدین فی النار)
ب) گروهی به آموزه های ایشان عمل می کنند:
سود: بهره مندی از نعمات الهی، در بی نهایت سال. (خالدین فی الجنه)
زیان: چشم پوشی از بعضی لذات در مدتی محدود، حداکثر هشتاد سال.
با بررسی این دو حالت و چهار گروه، متوجه می شویم، اگر سخنان انبیا درست باشد و ما به رهنمود های ایشان عمل نکنیم، بی نهایت سال عذاب در انتظار ماست و اگر هم به دستورات آن ها عمل کنیم، بی نهایت سال از نعمات الهی بهره مند خواهیم بود و اگر هم سخن ایشان، واقعیت نداشته باشد، به جز تحمل محدودیت چند ساله در دنیا، چیزی را از دست نخواهیم داد. بدین ترتیب، عقل حکم می کند، حتی بدون بررسی نیز، لازم است به سخنان آن ها عمل کنیم. ولی با وجود این، در اصول عقاید، به بحث درباره این آموزه ها می پردازیم تا در صورت حاصل شدن یقین، با اطمینان در این راه گام برداریم.
تجزیه و تحلیل فوق، برداشتی از مکالمه امام صادق(ع) و ابن ابی العَوجا است.
یک سال در ایام حج، ابن ابی العوجا در کنار کعبه دیده شد؛ یکی از شیعیان به امام(ع) عرض کرد: آیا ابن ابی العوجا مسلمان شده است؟
حضرت فرمودند: خیر، قلب او نسبت به اسلام، کور است و هرگز مسلمان نمی شود.
هنگامی که چشم ابن ابی العوجا به امام صادق(ع) افتاد؛ حضرت فرمودند، برای چه به این جا آمده ای؟ گفت: به رسم و عادت به این جا آمده ام تا دیوانگی، سرتراشی و سنگ پرانی مردم را بنگرم. حضرت فرمودند، تو هنوز به سرکشی و گمراهی خود باقی هستی؟ ابن ابی العوجا همین که خواست سخن بگوید؛ امام صادق(ع) به او فرمود: مجادله و ستیز در مراسم حج روا نیست؛ آنگاه امام(ع) فرمود: اگر حقیقت آن است که ما به آن معتقد هستیم ـ چنان که حقیقت همین است ـ در این صورت ما رستگاریم نه شما؛ و اگر حق با شما باشد ـ چنان که چنین نیست ـ هم ما و هم شما رستگاریم؛ بنابراین ما در هر حال رستگاریم؛ ولی شما در یکی از دو صورت؛ به هلاکت خواهید رسید؛ در این هنگام حال ابن ابی العوجا منقلب شد و به اطرافیان خود رو کرد و گفت: در قلبم احساس درد می کنم؛ مرا برگردانید، وقتی که او را بازگرداندند؛ از دنیا رفت. (کلینی، ۱۳۸۷، ج۱، باب۲۰: ۵۹)
مولوی نیز در تاکید این قاعده عقلی می گوید:

گر تو را گوید یکی طفلی که هان
از تحاشی، پیرهن بیرون کنی

این همه اقوال پیغمبر که هست
زیر بازویت شده، عقرب نهان

گوش بر آن گفته مجنون کنی
نزد تو، از قول طفلی کمتر است؟

ب) ضرورت های دینی

اول: چهار منبع قرآن، سنت، اِجماع و عقل، به ضرورت بحث درباره اصول دین، حکم کرده اند.
قرآن: فَاعْلَمْ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ...
بدان (بیآموز) که غیر از الله، خدای دیگری وجود ندارد... (محمد، ۱۹)
سنت: امام صادق(ع): لَا یکونُ الْعَبْدُ مُوْمِناً حتَّی یعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْاَئِمَّهَ کلَّهُمْ وَ اِمامَ زَمانِهِ؛ بنده مومن نمی شود تا اینکه خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد. (کلینی، ۱۳۸۷ ج۱: ۲۵۵)
اِجماع: اَجمَعُ العُلَماء باِن یجِبَ عَلی عامَهِ المُکلَفین مِن مَعرِفَهِ اُصُولُ الدینِ؛ علمای امت اجماع کرده اند، بر همه مکلفین واجب است تا نسبت به اصول دین شناخت پیدا کنند. (غرویان، ۱۳۸۸)
عقل: که در در بخش (الف) ذکر شد.
دوم: یقین به اصول دین، پیش نیاز عمل به احکام است. به عبارت دیگر، از آن جا که اصول دین، مقدمه عملِ به احکام است، به عنوان مقدمه واجب، واجب می شود و باید این مباحث را بررسی کرد، زیرا در هنگام عمل به احکام مهم و سرنوشت ساز، ممکن است پرسش هایی پیش آید که موجب تردید در عمل به آن حکم شود، مانند پرداخت مبلغ زیادی خمس و یا اعزام فرزند عزیزی به جبهه جنگ و.... این تردیدها، به این علت است که مباحثی مانند وجود خدا، معاد، سوال و جواب، بهشت و جهنم و... هنوز برای آن شخص جا نیافتاده است؛ مانند کسی که پزشکی را بدون تحقیق و بررسی انتخاب کند، هنگامی که آن پزشک پیشنهاد عمل جراحی خطرناکی را بدهد، او نسبت به انجام آن عمل، تردید می کند، اما اگر در ابتدا با بررسی دقیق، آن پزشک را انتخاب کرده باشد، همه دستورات او را با اطمینان انجام می دهد.

۳. فواید و آثار بحث از اصول دین

گرچه بنا به ضرورت عقلی و دینی، باید به مطالعه اصول عقاید پرداخت، ولی بحث در این زمینه، آثار و فوایدی نیز برای شخص دارد که برخی از موارد آن عبارت اند از:
الف) مصونیت در قبال انحرافات فکری. کسی که پایه های اعتقادی اش محکم باشد، در مقابل تمام افکار انحرافی، تردید به خود راه نمی دهد و تحت تاثیر قرار نمی گیرد. امام صادق(ع) می فرمایند: بادِروا اَولادَکِم بِالحدیثِ قَبلَ اَن یسبِقَکُم اِلَیهِم المُرجِئَه؛ فرزندانتان را با مسائل دین آشنا کنید، پیش از آن که عوامل گمراهی بر آنان چیره شود. (کلینی، ۱۳۸۷، ج۶: ۷۴)
ب) متخلق شدن به اخلاق اسلامی. بیشترِ مفاهیم اخلاقی، ناشی از بینشی است که در مباحث اعتقادی حاصل می شود. به عنوان مثال وقتی در توحید افعالی، گفته می شود: لامُوَثِرَ فِی الوُجُودِ اِلاالله؛ در جهان هیچ عامل تاثیرگذاری به جز خداوند وجود ندارد، و این مطلب به جانِ انسان بنشیند، آنگاه، کاری را برای غیر خدا انجام نمی دهد و بدین ترتیب به چند صفات اخلاقی، از جمله اخلاص، توکل، صبر و... متخلق می شود.
ج) افزایش ایمان. انسان در هر درجه ای از ایمان که باشد، با مطالعه و بحث درمورد اصول دین، به درجه ای بالاترمی رسد، زیرا مطالعه در مورد هر موضوعی، باعث ازدیاد معرفت، و سپس عمل کردن به یافته ها، موجب افزایش ایمان و افزایش ایمان نیز موجب گسترش عمل می شود. همان طورکه امام علی(ع) می فرمایند: فَبِالاْیمَانِ یستَدَلُّ عَلَی الصَّالِحَاتِ وَ بِالصَّالِحَاتِ یستَدَلُّ عَلَی الْاِیمَانِ...؛ ازایمان به عمل صالح راه می یابیم و از عمل صالح نیز به افزایش ایمان می رسیم. (نهج البلاغه، خطبه ۱۵۵)
د) آرامش خاطر و اطمینان نفس. انسان ها، در طول زندگی، درگیر پرسش هایی در مورد جهان هستی می شوند که آرامش آن ها را سلب می کند، همان طورکه در وبگاه «پرسش ها» با ۱۶ میلیون نفر مراجعه کننده در ماه، «معنا و مفهوم زندگی» درصدر پرسش ها است. بدیهی است کسی که پایه های دینی اش قوی باشد، در مقابل این پرسش ها، مقاومت کرده و با اطمینان، این امواج را از سر می گذراند.
ه) فراهم شدن زمینه آشنایی با معارف اسلامی. در هنگام تبیین پنج اصل اعتقادی، مجموعه ای از آیات، روایات، قواعد عقلی، اشعار بزرگان و... مورد بحث و بررسی قرار می گیرد که فرد، پس از طی این دوره، با مجموعه ای از معارف اسلامی آشنا می شود.

۴. مباحث موجود در اصول دین

در اصول دین، راجع به اصلی ترین «هست» ها و«نیست» ها، بحث می شود که عبارت است از توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد. البته بعضی از متکلمین می گویند اصول دین اسلام، سه اصل توحید، نبوت و معاد، و اصول مذهب شیعه، دو اصلِ عدل و امامت است و دلیل این که شیعه، عدل را از بطن توحید و امامت را از بطن نبوت خارج کرده و به صورت مستقل به آن پرداخته است، تبیین اهمیت آن ها در مقابل بی توجهی اهل سنت، نسبت به این دو اصل است. بدین ترتیب، آن سه اصل، مرز بین اسلام و کفر و این دو اصل، مرز بین تشیع و تسنن است.

نظرات کاربران درباره کتاب آغاز و انجام هستی و راهبری انسان