فیدیبو نماینده قانونی انتشارات فرنام و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ۱۰۱  راه برای دوست داشتن شغل

کتاب ۱۰۱ راه برای دوست داشتن شغل

نسخه الکترونیک کتاب ۱۰۱ راه برای دوست داشتن شغل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ۱۰۱ راه برای دوست داشتن شغل

این کتاب در ابتدا برای خطاب قراردادن زمینه حرفه شخصی، مهارت ها و بینش های لازم برای ایجاد اطمینان از استوار بودن، بدون استرس بودن و شفاف سازی این موضوع با توجه به نوع شخصیت شما تنظیم شده است. تصور نمی کنم بتوانیم به طور موثری با افرادی کار کنیم که هیچ شرکت تأسیس شده‌ای تحت نظر ما نداشته اند. در غیر این صورت به آن مهارت ها "مهارت های فردی" گفته می شوند که می توانند به عنوان مهارت‌های ساختگی یا دستکاری شده تحقق یابند. به محض این‌که از انگیزه و توانایی های خود اطمینان حاصل کردید این کتاب نقطه تمرکز خود را تغییر می دهد و مهارت‌ها و رویکردهایی را فراهم می آورد که برای کار تأثیر گذار با دیگر افراد ضروری است. به این معنی که چگونه با دیگر افراد در محیط کار "خوب بازی کنیم".

ادامه...

بخشی از کتاب ۱۰۱ راه برای دوست داشتن شغل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول: مهارت های شخصی در محیط کار

"هرکه هستی، انسان خوبی باش"

آبراهام لینکُلن

۱. هر که هستی، انسان خوبی باش

شغل چیزی بیش از یک چک پرداختی است. آن ها عرصه های اجتماعی، محیط های کاری الهام بخش، زمین های بازی رشد دهنده و درمانی گروهی و یکی از بهترین ابزارها برای یادگیری در مورد خودمان هستند. هر کسی که از یک شغل اخراج شده باشد می تواند به شما بگوید که این عامل تنش زای قابل توجه، یکی از بهترین تجارب یادگیری زندگی اش (ولو دردناک) بوده است. مهم تر این که شاید وقتی ما در محل کار شاد نباشیم در خانه هم شاد نیستیم و وقتی که عاشق کارمان باشیم هنگامی که سر کار نباشیم هم این احساس را به اطراف، منتقل می کنیم.
افراد نمی توانند دو مظهر مهم وجود انسان را از یکدیگر جدا سازند: کار و عشق به آن. اگر یکی از آن ها زجرآور باشد دیگری نیز هست. شما (حداقل) هشت ساعت در روز را سر کار هستید و این کار را برای دریافت یک چک (حقوق) انجام می دهید. درست، اما این موضوع شما را به طور خاص، مولد و راضی نگه نمی دارد. آن چه که نیاز است تا شما پر انرژی، بدون استرس، پر انگیزه، شاد و وفادار بمانید چیزی بیش از یک چک پرداختی است.

اما چه چیزی باعث می شود تا شما هر روز بیش از روز دیگری انگیزه داشته باشید؟

چنان چه مطمئن نیستید که زندگی کاریتان حداقل می تواند زندگی دیگران را آسان تر کند، در این صورت در برخی موارد دچار مشکل می شوید. به طور خلاصه، برای این که کارتان معنادارتر باشد باید آن را با دیده کاری و برای سود دیگران ببینید. مانند کارهای داوطلبانه، مگر این که هزینه ای به دوشتان بیفتد.
برای مثال، امیدوارم که آن چه من در کلاس های آموزشی خود انجام می دهم تا زمانی که شرکت کنندگان کلاس را ترک می کنند در آن ها تغییری ایجاد کرده باشد. هدف شخصی من اطمینان از این است که آن ها احساس مجهز بودن کنند و با درک بهتری کار کنند. این که افراد چگونه منطبق می شوند و چه چیزی افراد را منطبق می سازد و چگونه از عملکرد خود و دیگران نتیجه گیری کنیم. سپس به هنگام به کار گیری چنین مهارت هایی در محیط کاری آن ها، این شیوه جدید بر روی مشتریان، شهروندان و حتی خانواده هایشان مدل سازی می شود. شاید یک امید واهی باشد!
اما مطمئناً هر روز مرا از چرت های بیهوده صبحگاهی باز می دارد.



۲. همین امروز یک انسان خوب باشید

آیا توجه کرده اید که شما بر روی کارگران، مشتریان یا شهروندان تاثیری مستقیم می گذارید؟ افرادی در چنین موقعیت هایی به عنوان افسران پلیس، آتش نشان ها یا معلمان مدارس می توانند به آسانی با شغل و تاثیر خود ارتباط بگیرند اما بقیه افراد چطور؟
کارگران فاضلاب و جمع کنندگان زباله چطور؟ خوب، ما می خواهیم که آب تمیز داشته باشیم. اگر زباله ها هرگز جمع نشوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ وظایف مالی و حسابرسی چطور؟ همه ی ما در انتظار چک خود به طور منظم و صحیح هستیم و این دلیل شماره یک ما برای کار کردن است. من هر یک از افرادمان را به مبارزه می طلبم تا یک روز و یا کمتر از یک هفته بدون این که نسخه ای از کار خود تهیه کنند به کار خود ادامه دهند.
من اغلب از افراد می شنوم که می گویند:" حداقل من یک برگر فیلیپین نیستم." اما مشکل برگر فیلیپین چیست؟ من حداقل یک بار در هفته به یک فروشگاه درایو ترو (مترجم: فروشگاهی که در آن محصولات را بدون این که از ماشین پیاده شوید به شما می فروشند) می روم تا برای خود و خانواده غذا بخرم. این موضوع مهمی است و امیدوارم فردی که آن هفته در قسمت فروش است کار خود را خوب انجام دهد.
نکته را گرفتید؟ امروز به اعماق خود فرو روید و ببینید در کجا، جزئی از یک کل بودید. زیاد هم بر آن پافشاری نکنید زیرا به نظر می رسد که دست نیافتنی است. مهم است که شما ندای خود را بیابید و تنها به چیزی که دریافت می کنید راضی نباشید. این که شما تاثیر خود را بر سازمان می دانید و این که این تاثیر چگونه بر شهری که در آن کار می کنید و سپس آن استان و یا حتی بر دنیا اثر می گذارد. (آیا زیاده روی کرده ام؟)
اگر برای داشتن شغلتان و احساس رضایت از بالا بردن کیفیت کاری دیگران، خود را خوش شانس نمی دانید... توصیه ی من این است که به تعمق خود ادامه دهید (در این میان کارگران حفاری را فراموش نکنید- بدون آن ها چه خواهیم کرد؟)



۳. نیروی عادت

همان طور که در مقدمه ذکر شد، من یک خواننده سیری ناپذیر برای کمک به اعتماد به نفس هستم و برای تعریف کامل یک شغل با استفاده از جملات، برنامه ریزی می کنم "من فقط این کتاب فوق العاده را خوانده ام و اکنون بگذارید در مورد آن برای تان بگویم...!"
مهارت های میان فردی، انگیزه، خود سازی، تعیین و دستیابی به اهداف همگی این ها موضوعاتی هستند که نمی توانم به قدر کافی از آن ها بهره ببرم. گرچه، به تازگی در مطالعات خود با یک بازگویی مواجه شده ام. کتاب های"جدید" همگی اصولاً یک چیز مشترک را بیان می کنند. با این حال به اندازه ای که یک دانش جدید برای بهبود زندگی را یافته ام این کتاب ها مرا متعالی نکرده اند. با این حال مطالبی که به من توصیه می کردند را انجام می دادم اما نتایج معمول را نگرفتم. وزن کریسمس خود را کم نکردم و میزان بهره وری را نسبت به سال گذشته افزایش ندادم. به نظر نمی رسید که بتوانم موسسه انسانی را برای زمان داوطلبی خود تاسیس کنم و در واقع گیر افتاده بودم.
یکی از استانداردهای مورد علاقه ی من در توسعه ی مهارت های خود کفایی شغلی در کتاب کلاسیک هفت عادت مردان بزرگ است. اکنون من این کتاب را بیش از یک بار خوانده ام و آن را در یک کارگاه تدریس کرده ام شاید این کار را چهل مرتبه انجام داده ام (در واقع یک کارگاه سه روزه است که تا کنون ۱۲۰جلسه شده است). به جرات می توانم بگویم که به این برنامه تسلط کامل دارم.
اما این مهارت را تا پیش از خواندن کتابی به نام نیروی تمرکز به دست نیاوردم که در آن عوامل بسیار مهمی مد نظر قرار گرفت. با این که من کلاسی به نام "هفت عادت" را تدریس می کردم اما هرگز متوجه نبودم که این برنامه در مورد تنظیم کردن عادات، سخن می گوید. اسم آن "هفت فلسفه" یا "هفت نظریه" نبود با این حال برای من واضح نبود که پیام آن تنظیم کردن (یا شکستن) عادات است. با خواندن تنها یک فصل از کتاب نیروی تمرکز، نهایتاً به آن لحظه ای که چندین ماه به دنبال آن بودم دست یافتم.
به جای این که اهداف را تنظیم کنید، عادات را تنظیم کنید. منظور من این است که به طور خاص به عملکردهای تکرار شونده خود بنگرید و ببینید آیا شما را به آن چه که می خواهید می رسانند یا خیر. وقتی اهداف را تنظیم می کنیم، می خواهیم از نقطه ای که نقص دارد یا مورد قضاوت است شروع کنیم یعنی با خود می گوییم: "من باید نظم بیشتری داشته باشم." خوب، در تنظیم اهداف برای رفتارهای جدید تلاش می کنیم مانند تنظیم سیستم های بایگانی یا تلاش برای مرتب کردن اداره عمل کنیم، اما این عامل منجر به نتایج به هم ریخته ای می شود.
این مسئله فعالیت بیش از حد، مانند فعالیت فکری نیست. من اهداف را مانند لیست کارهایی که باید انجام شود می دیدم که باید به دست می آمد. من می خواستم این "ماموریت" را بررسی کنم و برای چیزهای سرگرم کننده به عقب بر گردم. متعاقباً این هدف را به عنوان یک مسئولیت و یک کار سخت می دیدم و اشتیاق من آشکار کردن این طرز فکر بود. من هر آن چه که در توانم بود انجام می دادم و سپس یک تا دو روز دست می کشیدم (که باعث می شد تمام مسیر را از دست بدهم) یا از تمام آن طفره بروم. تنها بعد از این که افکار خود را از این اهداف به سوی خلق عادات جدید تغییر دادم به آن چیزی که نیاز داشتم رسیدم. این تغییر باعث افزایش اشتیاق من، سهولت در تکمیل فعالیت های روزانه و نهایتاً رسیدن به نتیجه شد.

۴. نیروی عادت در عمل

همان طور که در کتاب نیروی تمرکز نقل می شود که اگر ۹۰ درصد فعالیت من از روی عادت باشد، در این صورت عادات برای تنظیم تمرکز و دستیابی به نتایج مطلوب من چه کاری انجام می دهد؟ این طرز فکر یک تفاوت عظیم در به دست آوردن نتایج ایجاد می کند. در اینجا چند نکته وجود دارد که به محض آمیختن با این واقعیت شیوه ی تفکر من را تغییر داد.

وقتی به عقب باز می گردم به خود نمی گویم چه فرد بی نظمی هستم و یا این که یکباره همه چیز را برای رسیدن به کمال رها کرده ام. متوجه شده ام که تمام عادت های قدیمی من بیش از عادت های جدیدم در من رخنه کرده است. بنابراین آن قدر این عادت های جدید را باید تکرار کنم تا عادت های قدیمی پاک شوند. همین که یک دوره سه تا چهار هفته ای را برای ایجاد یک عادت جدید می گذرانم، عادت دیگری را می یابم که شکستن آن دشوارتر می گردد. تلاش ذهنی من برای عادت های قدیمی نیست بلکه برای ایجاد عادت های جدید است.

من خودم عادت های قدیمی را ساخته ام و می توانم برای خودم مجدداً برنامه ریزی کنم تا به جای آن ها از عادت های جدید پیروی کنم. برای مثال، آیا کسی هست که تنها با یک بار خوردن فست فود عاشق آن نشود؟ سیگار چطور؟ این عادت ها تلاشی برای ایجاد یک شیوه زندگی هستند. بگذارید با آن مواجه شویم. تست کردن این چیزها برای اولین بار مطلوب است با این حال کسانی که به آن ها عادت دارند عوارض منفی آن را در ابتدا کنار می گذارند تا با علاقه یا حتی از روی نیاز به مصرف آن ها ادامه دهند. چرا همه نمی توانند همین شیوه را ادامه دهند؟
پس پیشنهاد من به شما این است که عادت های فعلی خود را بر شمرید (منظور شکست های فعلی یا عدم پیشبرد کارها نیست). سپس عادت های جدید را که برای تغییر نتایج تان ضروری هستند را جایگزین کنید. داشتن عادت های بد در این جایگاه برای شما "معمولی" است زیرا آن ها را بارها و بارها تکرار کرده اید. تغییر رفتارتان برای حداقل سه تا چهار هفته احساس عجیبی به شما خواهد داد، همان طور که عادت های کنونی شما در هفته های اول همین احساس را به شما داده اند.



۵. نیروی حفظ عادات

شاید چالش اولیه خود با یک عادت که بهره فعلی شما را فراهم نمی کند به یاد نیاورید اما احتمالاً این چالش وجود دارد. حتی اگر قسم بخورید که چنین چیزی وجود ندارد؛ تاثیر منفی احتمالاً وجود دارد اما از آن غفلت می شود.
به محض این که عادت های جدید شما به بهره نشستند بیش از پیش در شما رخنه می کنند که تمام آن انگیزه ای می شود که شما برای حفظ آن نیاز دارید را به همراه دارند و عادت های قدیمی وسوسه انگیز را دور می سازند.
زندگی ما از هر آن چه که روزانه انجام می دهیم خلق می شود. نقل قول های زیر در مورد عادت ها بر اهمیت این موضوع تاکید دارند که مطمئن باشید که هر عمل روزانه شما همانی است که برای حفظ آن تلاش می کنید.

"در واقع، به نظر می رسد که نیمه دوم زندگی یک انسان چیزی نیست جز عادت هایی که در طول نیمه ی اول زندگی اش آن ها را جمع کرده است."

فئودور داستایوسکی

"یک میخ با میخی دیگر بیرون کشیده می شود. یک عادت نیز بر عادت دیگر غلبه می کند." 

دزیدریوس اراسموس

" ابتدا عادت ها را شکل دهید، سپس تلاش کنید بعد از مدتی بر عادت های بد خود غلبه کنید یا عاقبت آن ها بر شما غلبه خواهند کرد."

دکتر راب گیلبرت

نظرات کاربران درباره کتاب ۱۰۱ راه برای دوست داشتن شغل

شغل اگر متناسب با اهداف و شخصیت ما باشه میتونه دلپذیر باشه در غیر اینصورت تنها عذاب روزانه است.
در 2 سال پیش توسط مصطفی .م