فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آئین دانشوری در سیره امام خمینی(ره)

کتاب آئین دانشوری در سیره امام خمینی(ره)
ره

نسخه الکترونیک کتاب آئین دانشوری در سیره امام خمینی(ره) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آئین دانشوری در سیره امام خمینی(ره)

پیرامون شخصیت امام خمینی(ره)، سخن فراوان گفته شده است و کتاب‌های بسیار به رشته تحریر در آمده است و به جرأت می‌توان گفت که هیچ‌یک از علما و دانشوران بسان ایشان موضوع سخن و محور بحث قرار نگرفته اند، تا بدانجا که تجلی و ظهور ابعاد مختلف بلکه متضاد شخصیتی ایشان در عرصه‌های گوناگون فردی و اجتماعی و سیاسی در عصر حاضر، باور وجود ابعاد متضاد را در افقی بس والاتر در شخصیّت مقدس مولای متقیان، برای دیرباوران آسان‌تر نموده است. آنچه که ایشان را این گونه در کانون توجه گویندگان و نویسندگان قرار داده است، توفیقات کم‌نظیر بلکه بی‌نظیر ایشان در ابعاد و زمینه‌های گوناگون بوده است که آن یگانه دوران را به عنوان الگویی موفق و درخشان در عرصه‌های مختلف فکر و عمل به عالم انسانیت عرضه داشته است و این همه از برکات زلال کوثری است که خداوند متعال به جدش حضرت رسول‌الله(ص) عطا فرموده است. بدون تردید لزوم آشنایی با ابعاد گوناگون شخصیتی امام راحل برای الگوبرداری و تقدیم آن به نسل حاضر و نسل‌های آینده انکار‌ناپذیر است. البته همان طور که اشاره گردید در این زمینه کارهای بسیاری به انجام رسیده است. در این راستا ما نیز در این مجموعه در پی آن هستیم که تا حد امکان با استفاده از منابع موجود، نمایی روشن از سیره عملی امام خمینی(ره) از مراحل گوناگون دانش‌آموزی تا احراز مقام مرجعیت و زعامت دینی و سیاسی ایشان ارائه دهیم.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.69 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آئین دانشوری در سیره امام خمینی(ره)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا»؛(۱)
و کسانی که در راه ما کوشیده اند، به یقین راههای خود را بر آنان می نماییم.
آن گاه که نور علم با عمل و مجاهدت خالصانه در آمیزد امدادهای غیبی فرامی رسد و مجاهد فی سبیل الله را در نیل به اهدافش مددرسان خواهد بود و این وعده تخلف ناپذیر خداوند قادر متعال است. امام خمینی(ره) به راستی که مصداق کامل تحقق این وعده الهی در عصر حاضر بودند. ایشان از سنین نوجوانی با توفیق الهی پای در راه کسب علم و دانش نهادند و علم را نه فقط برای علم بلکه برای عمل برگزیدند و با عشق به محبوب حقیقی و پیراستن خویش از انگیزه های غیرالهی، خود را برای محبوبش خالص ساختند و او نیز کام بنده اش را از معرفت بندگی شیرین ساخت تا میل به اغیار نکند و برای غیر او گامی برندارد و محبتش را نیز در دل مومنان بیفکند تا مطیع اوامر او باشند و در پی اجرای منویاتش جان فدا کنند.
پیرامون شخصیت امام خمینی(ره)، سخن فراوان گفته شده است و کتاب های بسیار به رشته تحریر در آمده است و به جرات می توان گفت که هیچ یک از علما و دانشوران بسان ایشان موضوع سخن و محور بحث قرار نگرفته اند، تا بدانجا که تجلی و ظهور ابعاد مختلف بلکه متضاد شخصیتی ایشان در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی و سیاسی در عصر حاضر، باور وجود ابعاد متضاد را در افقی بس والاتر در شخصیّت مقدس مولای متقیان، برای دیرباوران آسان تر نموده است. آنچه که ایشان را این گونه در کانون توجه گویندگان و نویسندگان قرار داده است، توفیقات کم نظیر بلکه بی نظیر ایشان در ابعاد و زمینه های گوناگون بوده است که آن یگانه دوران را به عنوان الگویی موفق و درخشان در عرصه های مختلف فکر و عمل به عالم انسانیت عرضه داشته است و این همه از برکات زلال کوثری است که خداوند متعال به جدش حضرت رسول الله(ص) عطا فرموده است.
بدون تردید لزوم آشنایی با ابعاد گوناگون شخصیتی امام راحل برای الگوبرداری و تقدیم آن به نسل حاضر و نسل های آینده انکار ناپذیر است. البته همان طور که اشاره گردید در این زمینه کارهای بسیاری به انجام رسیده است.
در این راستا ما نیز در این مجموعه در پی آن هستیم که تا حد امکان با استفاده از منابع موجود، نمایی روشن از سیره عملی امام خمینی(ره) از مراحل گوناگون دانش آموزی تا احراز مقام مرجعیت و زعامت دینی و سیاسی ایشان ارائه دهیم.
از میان معالم و برجستگی های اخلاقی و رفتاری آن امام راحل، اخلاص و تقوای ایشان، دوری گزینی از مقام و شهرت، پرهیز از تشریفات و تجملات و نظم مثال زدنی در امور تحصیلی و زندگی، به ایشان ویژگی های خاصی بخشیده است که پویندگان طریق دانشوری برای اقتدا و الگو پذیری، به آن سخت محتاجند.
عمل به رهنمودها و تمسک به سیره ایشان در مسایل اخلاقی و تربیت علمی و آموزشی دانش پژوهان و ترغیب و تکلیف روحانیت به دخالت در سرنوشت سیاسی و اجتماعی مسلمانان، تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی دانشوران و جوامع اسلامی خواهد بود.
آن چه در این کتاب گرد آمده است گوشه ای از سیره آن امام راحل عظیم الشان در عرصه دانشوری است؛ امید آن که به مانند چشمه ای فیّاض، کام بخش رهپویان علم و دانش قرار گیرد.
پیرامون این کتاب توضیح نکات ذیل ضروری به نظر می رسد:
۱. مطالب این کتاب مشتمل بر فرمایشات و رهنمودهای امام خمینی(ره) و خاطرات اطرافیان، شاگردان، یاران و... می باشد.
۲. مطالب این کتاب بدون تحلیل ارائه گردیده است.
۳. ذکر مطالب و خاطراتی که تکراری به نظر می رسد از یک سو مشتمل بر نکات اضافی و از سویی دیگر نشانه سیره مستمره ایشان است ولی در عین حال میزان صحت و سقم مطالب خاطرات به عهده راویان این خاطرات است.
۴. سه بخش پایانی این کتاب (اخلاق و تهذیب روحانیت، روحانیت و سیاست، تبلیغات) قبلاً به طور مستقل منتشر گردیده است، لکن به جهت تناسب با موضوع این کتاب، با تجدید نظر و اضافاتی مجدداً مورد استفاده قرار گرفته است.
۵. مطالب بخش های ۴ تا ۶ و نیز کلیه مطالب این کتاب که از صحیفه امام و یا سایر کتب امام خمینی(ره) نقل گردیده است، به غیر از عناوین آنها، تماماً از فرمایشات و یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.
۶. از همکاری موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز این مجموعه بوده است تشکر و قدردانی می گردد.

رسول سعادتمند

بخش ا و ل: پیشینه علمی و آ مو ز شی

فصل اول: دوران تحصیل

مختصری از پیشینه علمی امام به قلم ایشان

به حسب شناسنامه شماره ۲۷۴۴ تولد ۱۲۷۹ شمسی در خمین. اما در واقع ۲۰ جمادی الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری، تاریخ قطعی تولد ۲۰ جمادی الثانی مطابق اول مهر ۱۲۸۱ شمسی است.
نام خانوادگی: مصطفوی
پدر: آقا مصطفی
مادر: خانم هاجر ـ دختر مرحوم آقا میرزا احمد مجتهد خوانساری الاصل و خمینی المسکن. صدور در گلپایگان به وسیله صفری نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان.
در خمین در مکتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقا شیخ جعفر و مرحوم میرزا محمد «افتخار العلما» درس های ابتدایی، سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدی «دایی» مقدمات شروع و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق شروع و نزد حضرتعالی(۲) ظاهراً «سیوطی»(۳) و «شرح باب حادی عشر»(۴) و منطق و مسلّماً در «مطوّل»(۵) مقداری.
در اراک که سنه ۱۳۳۹ قمری برای تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد علی بروجردی «مطوّل» و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی «منطق» و نزد مرحوم آقا عباس اراکی «شرح لمعه»(۶) پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم(ره) ظاهراً هجرت ایشان رجب ۱۳۴۰ قمری بود، هجرت آیت الله حائری به قم، رجب ۱۳۴۰ و نوروز ۱۳۰۰ شمسی است تتمه «مطوّل» را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقا میرزا محمد علی و «سطوح»(۷) را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری مقداری یا بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی کاشانی تا آخر «سطوح» و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت الله حائری حاج شیخ عبدالکریم می رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات، «هیئت»،(۸) حساب نزد ایشان و مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی(۹) و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقای آقامیرزا محمد علی شاه آبادی بوده است.
پس از وفات مرحوم آقای حائری با عده ای از رفقا بحث داشتیم تا آنکه مرحوم آقای بروجردی(ره) به قم آمدند برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدت ها قبل از آمدن آقای بروجردی عمده اشتغال به تدریس «معقول»(۱۰) و «عرفان» و سطوح عالیه اصول و فقه بود. پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه باز ماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود، و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم که تاکنون ادامه دارد....(۱۱)

قهر طبیعت

طبق آزمون، طبیعت، همیشه با رادمردان روزگار از در سختی در می آید و پیوسته آنان را با محرومیت های توانفرسا وگرفتاری های گوناگون دست به گریبان می سازد و این برخلاف فلسفه آفرینش و راز خلقت نبوده و خالی از حکمت و مصلحت نمی باشد چنانکه سیمای انقلابی تاریخ اسلام، حضرت امام علی(ع) می فرماید:
«خداوند دانا مردان نبرد را در فتنه اندازد و بدین وسیله جوهر جانشان را آزمایش کند، تا بنگرد بردبار و صبور کیست، تا معلوم شود پرهیزگار و پاکدامن کدام است، تا بنده را به روز رستاخیر بر خدای خود حجت نباشد و کسی در آن بازپرسی، نیازموده قدم نگذراد»(۱۲)
آری مردان روزگار، پیوسته با رنج و فشار، تنهایی، بی کسی و فتنه و آشوب دست به گریبان بوده، جام بلا بیشتر در کامشان فرو می ریزد تا ورزیده و کار آزموده شوند و جوهر وجودشان در دست استاد تقدیر و آموزگار روزگار شکل بگیرد و آبدیده گردد و برای تحمل، بردباری و پایداری در برابر شداید و ناملایماتی که در زندگی پر آشوب آنان روی خواهد داد آماده گردند. امام خمینی نیز از این فلسفه و راز طبیعت، مستثنا نبود و چنانکه گفته آمد در ماه های نخست زندگی، پدر مهربان خویش را از دست داد و برای همیشه از دیدن پدر محروم شد. بیش از ۱۶ سال نداشت که روزگار بار دیگر ضربه تازه ای بر روح او وارد آورد و عمه عزیزش بانو صاحبه، نوازشگر مهربان که در تربیت و پرورش او سهم بسزایی داشت و برای او غمگسار فداکار، سرپرستی دلسوز، و در حقیقت پدری مهربان به شمار می رفت به طور ناگهانی درگذشت (۱۳۳۶ هجری قمری ـ ۱۲۹۷ شمسی) و انبوه درد و رنج واندوه یکباره بر قلب حساس او فرو ریخت و روح آزرده و رنجیده او را بیش از پیش اندوهگین ساخت. دیری نپایید که اجل گریبان مادر مهربانش را نیز گرفت و آن بانوی مردآفرین را در بستر مرگ آرمید و چراغ عمرش به دست تند باد اجل خاموش شد(۱۳۳۶ قمری ـ ۱۲۹۷ شمسی). بانو هاجر در گذشت و با مرگ او غنچه نشکفته زندگانی پر رنج و حسرت امام خمینی پژمرده و افسرده شد و نهال سرسبز و نورس زندگی حساس و پرهیجانش دستخوش تندباد حوادث روزگار قرار گرفت.
لیکن این رنج ها، اندوه ها و سوگ های ناگهانی و توان فرسا به جای این که او را از پای درآورد و در کام امواج خروشان دریای ناکامی، نومیدی و شکست فرو برد، از او انسانی کارآزموده و ورزیده ساخت، روح محزون و روان او را گرمی و حرارت بخشید، تاروپود وجودش را مستحکم تر و نیرومند تر ساخت و او را بیش از پیش به خود متکی و آزاده بار آورد.
امام خمینی با از دست دادن عزیزان خود، هرچند دچار رنج ها، ناکامی ها و ناهمواری های توانفرسایی شد، ولی هیچ گاه خود را نباخت و در برابر سیل حوادثی که از هر طرف بر پیکر کوچکش فرو می ریخت کمر خم نکرد و از پای در نیامد، بلکه دلیرانه پایداری ورزید و در سایه اعتماد به نفس، به کوشش در راه پیشرفت و تکامل و تحصیل علم و دانش و فضیلت پرداخت.(۱۳)

در راه تکامل

امام خمینی که دارای هوش و استعداد سرشاری بود، در همان اوان کودکی آغاز به درس کرد و داخل منزل خود، نزد معلمی به نام «میرزا محمود» به خواندن و نوشتن پرداخت و سپس قدم به مکتب گذاشت و نزد استاد مکتبی که «ملاابوالقاسم» نام داشت تحصیلات خود را دنبال کرد و نیز پیش اساتید دیگری به نام های «شیخ جعفر» و «میرزا محمد» به درس و آموزش ادامه داد و آنگاه به مدرسه جدید ـ که در آن روز تاسیس شده بود ـ گام گذاشت و نزد شخصی به نام «آقا حمزه محلاتی» که استاد خط بود به تمرین و تعلیم خط پرداخت و سرانجام پیش از آنکه ۱۵ سال را تمام کند، تحصیلات فارسی آن روز را به پایان رسانید و در خواندن و نوشتن از استاد بی نیاز شد.
آنگاه به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در محضر یکی از دایی های خود به نام «حاج میرزا محمد مهدی» و برادر خود سید مرتضی پسندیده و آقا نجفی خمینی، صرف و نحو و منطق را آغاز کرد و تا سال ۱۳۳۸ قمری (۱۲۹۹ شمسی) به تحصیل مقدمات در محضر آنان ادامه دارد.
آنگاه که بنا شد برای ادامه درس به حوزه علمیه اصفهان رهسپار شود، نغمه دل انگیز روحانی حوزه علمیه اراک که در آن روز تحت زعامت استاد بزرگ، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رونق بسزایی داشت، او را به آن سو جذب کرد و در سال ۱۳۳۹ قمری (۱۳۰۰ شمسی) به اراک شتافت و در محضر اساتید فن مانند شیخ محمد علی بروجردی، شیخ محمد گلپایگانی و آقا عباس اراکی به آموختن ادبیات مشغول شد. در سال ۱۳۴۰ قمری (۱۳۰۱ شمسی) که آیت الله حائری حوزه علمیه اراک را به شهر مقدس قم انتقال داد، امام نیز، که تازه کتاب مطوّل را شروع کرده بود. به قم رفت و در مدرسه «دارالشفاء» مسکن گزید و در حوزه جدید التاسیس قم تحصیلات خود را با جدیت بیشتری نزد اساتید بزرگ مانند میرزا محمد علی ادیب تهران ـ سید محمد تقی خوانساری ومیرزا سید علی یثربی کاشانی دنبال کرد و با پشتکار و کوشش های شبانه روزی موفق شد تا سال ۱۳۴۵ قمری (۱۳۰۶ شمسی) سطوح عالیه را به پایان رسانیده و در حوزه درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری شرکت کند و پایه های علمی و مبانی فقهی و اصولی خود را تحکیم بخشد و به درجه اجتهاد فایق گردد. در سال ۱۳۵۵ قمری (۱۳۱۶ شمسی) که آیت الله حائری از جهان رخت بر بست، امام خمینی دارای مبانی محکم، مستقل و علمی بود و در زمره مجتهدین مبرّز و نوابغ علمی قرار داشت و همانند ستاره درخشانی در آسمان علم و فضیلت حوزه علمیه قم می درخشید و از برجسته ترین علمای حوزه قم به شمار می آمد.
امام خمینی علاوه بر مقام ممتاز فقاهت، در علوم هیات فلسفه، حکمت و عرفان علمی و عملی نیز دارای مهارتی ویژه و تخصص کامل می باشد. استاد او در علم هئیت، شیخ علی اکبر یزدی (معروف به حکیم) و بعضی از علمای آن عصر می باشند و متون مختلفه کتب عرفان، حکمت و فلسفه را نزد عالم مهذب، شیخ محمد علی شاه آبادی فرا گرفته است.(۱۴)

امام خمینی در آسمان علم و فضیلت

نکته ای که لازم است خاطر نشان گردد آنکه در میان علما و مراجع بزرگ اسلام کمتر دیده شده است که عالمی در چند رشته از علوم، تخصص ویژه و مهارتی کامل داشته باشد. چنانکه در علوم روز نیز کمتر کسی دارای چندین دکترای متفاوت و مختلف می باشد؛ مثلاً دکتر در طب کمتر اتفاق می افتد که دکترای حقوق، ادبیات و... نیز باشد. در علوم اسلامی نیز کمتر یافت می شود عالمی که در فقه یا اصول تخصص ومهارت دارد، در فلسفه و حکمت نیز متخصص و متبحر باشد؛ فقیهی که در فهم و استنباط احکام دارای مهارت و تخصص است، در رشته های دیگر علوم مانند فلسفه، حکمت و عرفان یا اساساً وارد نیست و یا آنکه در حد متعارف و معمولی اطلاعاتی دارد؛ نیز فیلسوفی که در رشته خود تخصص کم نظیری یافته است، از مبانی فقه و اصول ـ اگر بی نصیب نباشد ـ اطلاعات اندکی دارد و همچنین علمای عرفان و غیره که غالباً در رشته های دیگر علوم تخصص ندارند.
اکنون در این رهگذر می بینیم که امام خمینی را امتیاز ویژه ای است که مقام علمی او را از دیگران ممتاز و مشخص می کند و بنا به اعتراف بسیاری از علما و فضلای خبره و وارد، امام در رشته های مختلف علوم معقول و منقول: فقه، اصول، فلسفه و عرفان، تخصص ویژه و مهارت کامل دارد و دارای فنون علمی و جامع معقول و منقول می باشد؛ و آنگاه که از مراتب علمی او در هر رشته ای از رشته های علوم و فنون مختلف سخن به میان می آید، دیده می شود که بسیاری از علما و فضلای خبره، او را در آن رشته، بی مانند دانسته و به امتیاز چشمگیر و برتری او از دیگر متخصصین بنام آن رشته اعتراف می کنند. اگر از مقام فقاهت امام پرسش به عمل آید، از طرف بسیاری از علما و صاحب نظران پاسخ داده می شود که سرآمد علمای این رشته در عصر حاضر بوده و نسبت به اعصار گذشته کم نظیر است؛ اگر از اصول او سوال شود نیز گروه زیادی از صاحب نظران، اصول او را برتر و ژرفتر از «اصولیین» معاصر می دانند؛ نیز وقتی که از مراتب علمی او در علوم عقلیه سخن به میان می آید، گروه بی شماری او را یکه تاز میدان فلسفه و حکمت و عرفان معرفی کرده، در برابر عظمت فکری او در بررسی مسائل غامض و پیچیده علوم عقلیه، سر تعظیم فرود می آورند. چنانکه گفته شد، در تاریخ علمای شیعه کمتر به چنین شخصیتی برمی خوریم که در هر دو رشته علوم معقول و منقول صاحب نظر باشد و دست کم، نزد جمعی از صاحب نظران در فقاهت بی مانند و در فلسفه بی همتا بوده، فقیه دوران و فیلسوف زمان خوانده شود.
تخصص ویژه امام خمینی در علوم عقلیه موجب شد که او در همان عنفوان جوانی، تنها پاسخگوی اشکالات و شبهات عقلی نسبت به اسلام، در حوزه علمیه قم باشد و در آن روز اگر کسی نسبت به مسائل دینی اشکالی داشت و برای حل آن به قم رجوع می کرد ـ با اینکه علمای زبردست و طراز اول در قم می زیستند ـ او را برای برطرف کردن ابهام و اشکالش به حضور امام خمینی راهنمایی می کردند. گویا در سال ۱۳۶۳ قمری بود که شخصی، به علت شبهاتی که معاندین به او تلقین و تزریق کرده بودند، در ایمان و عقاید دینی خود دچار لغزش شد و برای به دست آوردن حقیقت به قم مراجعه کرد و او را به امام خمینی معرفی کردند؛ امام با پشتکار و اهتمام فراوان در مقام رفع شبهات و ابهاماتی که در ذهن او جای گرفته بود برآمد، و تا آنجا به آن اهتمام ورزید که سه روز حوزه درس خویش را تعطیل کرد و سرانجام موفق شد که شبهات را از ذهن او دور سازد و از انحطاط فکری او جلوگیری کند و راه حق و حقیقت را به او نشان دهد.
نیز آن روز که کتاب سفسطه آمیز اسرار هزار ساله منتشر شد، نظر به اینکه مطالب آن به مسائل عقلی مربوط بود، از طرف علما و مراجع قم برای رد آن به امام خمینی مراجعه شد و او با اینکه مدتی بود به درد چشم مبتلا بود و به مطالعه و نوشتن قادر نبود، دست به کار ردّ آن کتاب منحرف کننده شد.(۱۵)
آورده اند که وقتی امام به نوشتن رد این کتاب دست زد و کتاب کشف اسرار را تالیف می کرد، به طور معجزه آسا درد چشم او برطرف شد؛ به طوری که گویا عارضه ای متوجه آن نبوده است.
این احاطه و مهارت کم نظیر امام خمینی در علوم عقلیه و بررسی ها و تحقیقات ژرف و پیگیری که در مسائل پرپیچ و خم فلسفه و عرفان دارد. او را استاد منحصر به فرد حوزه علمیه قم در علوم عقلیه قرار داد و عده بی شماری از فضلا، علما و دانش پژوهان برای استفاده و اندوختن سرمایه علمی و به او روی آوردند و همانند هاله ای به گرد او حلقه زدند و از وبوستان علم و دانش او بهره مند شدند و می توان گفت که اکثر علما و دانشمندان حوزه علمیه قم که از رشته معقول اطلاعاتی دارند یا مهارتی یافته اند، از شاگردان امام بوده و از معدن پر ذخایر او در علوم عقلیه استفاده برده اند.(۱۶)

آغاز تدریس فلسفه

امام خمینی تدریس کتب فلسفی را در سال های ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷ هجری قمری (۱۳۰۷ یا ۱۳۰۸ شمسی) که بیش از ۲۷ سال نداشت ـ آغاز کرد؛(۱۷) لیکن در انتخاب شاگرد و کتابی که باید مورد بحث قرارگیرد، دقت و احتیاط می کرد و مقید بود که در مجلس درس فلسفه او افراد ساخته شده فاضل و معتقد شرکت کنند؛ و با وجود این با امتحان کتبی و شفـاهـی ـ که مـرتب از شاگردان درس فلسفه خود به عمل می آورد ـ شاگردان را کنترل می کرد و اگر فردی شایستگی آموختن این علم را نداشت، از شرکت او در مجلس درس جلوگیری به عمل می آورد. چه بسا اتفاق می افتاد که می دید در مجلس درس، افراد ناباب و کم جنبه شرکت جسته اند ـ که ممکن است به انحراف و گمراهی کشیده شوند ـ که از درس گفتن خودداری می ورزید و از مجلس درس خارج می شد. ضمناً همزمان با تدریس فلسفه، برای افراد شایسته و مورد اعتماد به طور خصوصی و سرّی، بحثی از علوم عرفان را نیز شروع کرد.(۱۸)

تدریس خارج فقه و اصول

امام خمینی تدریس علوم «منقول» و خارج فقه و اصول را در سال ۱۳۲۵ هجری شمسی ۱۳۶۴ قمری، همزمان با ورود مرحوم آیت الله بروجردی به قم آغاز کرد. البته او پیش از شروع درس خارج، سالیان درازی به تدریس «سطح» اشتغال داشت و کتاب های فقه و اصول را با بیانی شیوا، رسا و شیرین برای گروهی از فضلا و محصلین علوم اسلامی شرح و بسط می داد. یکی از علمای معاصر که اکنون در نجف اشرف به سر می برد(۱۹) و در آن زمان نزد امام خمینی کتاب رسائل را خوانده است، روایت کرد که امام خمینی در مبحثی از رسائل فرمود: «این مبحث را که اکنون برای شما تدریس می کنم، نه خوانده ام و نه مباحثه کرده ام!» با وجود این، با چنان احاطه و مهارتی برای ما شرح و توضیح می داد که مایه شگفتی ما بود و دیگر استادی همانند ایشان ماهر، کامل و وارد به مسائل اصول و مطالب آن کمتر پیدا کردیم.
امام خمینی با شروع درس خارج فقه و اصول، دگرگونی ژرف و پرارجی در حوزه علمیه قم به وجود آورد و با سرمایه سرشار علمی خویش ـ که همانند دریای بیکرانی از عمق قلب زرخیز و پر ذخایر او می خروشد و موج می آفریند ـ جویبارهایی از دانش و فضیلت در بوستان روحانیت روان ساخت و حوزه علمیه قم را به گهواره علم، فضیلت و کمال بدل کرد؛ و از شکرزار دانش خویش شهد و شکر به کام دانش پژوهان روحانی فرو ریخت و چاشنی بخش زندگی علمی محصلین علوم اسلامی عصر خویش قرار گرفت.
سبک تدریس و شیوه ویژه او در بررسی مسائل علمی و موشکافی ها، باریک بینی ها و ژرف نگری هایی که در مسائل و مطالب غامض فقه و اصول به عمل می آورد، علاوه بر اینکه شاگردان را اهل دقت و تحقیق بار می آورد، از دنبال روی و طوطی صفتی که کلمات دسته کرده استاد را به ذهن بسپرد و همچون ضبط صوت تحویل دهد، عمیقاً باز می دارد و اصولاً حوزه درس او مجتهد پرور بوده، محصلین و دانش پژوهان را استقلال فکری می بخشد و راه و روش استنباط احکام را به آنان می آموزد؛ از این رو، می بینیم که بیش از پانصد نفر مجتهد صاحبنظر و بی نیاز از تقلید، از حوزه درس امام خمینی در قم فارغ التحصیل شدند که بعضی از آنان اکنون خود دارای صدها مقلد می باشند.
لازم به یادآوری است که شیوه درس امام خمینی در سطحی قرار دارد که برای هر کسی قابل استفاده نیست و لازم است محصل، چند سالی خارج دیده و پایه های علمی خود را تا حدی بالا برده باشد تا بتواند از حوزه درس او استفاده کند و از این رو در حوزه قم محصل تازه به خارج رسیده، کمتر به درس امام خمینی می آمد. با این وجود، بزرگترین کرسی تدریس علوم اسلامی از آن او بود و جمعیت حوزه درس او از لحاظ کمیت و کیفیت با دیگران قابل مقایسه نبود و حدود هزار نفر از فضلا و صاحب نظران محقق و چیره دست که امام خمینی را به عنوان استادی دانا، صاحب نظری توانا و عالمی بی همتا می شناختند، در حوزه درس او زانو زده، از آن دریای موّاج علم و فضیلت بهره مند می شدند و آنگاه که درس امام پایان می یافت، انبوه شاگردان در مسیر مسجد سلماسی ـ مدرسه فیضیه موج می زد و حالتی روحانی به خیابان ارم و حومه صحن مطهر قم می بخشید. در این سال های اخیر که امام خمینی در قم می زیست، تعداد شاگردان درس او از هزار و دویست نفر تجاوز می کرد که یک برابر و نیم شاگردان درس آیت الله بروجردی در سال های آخر زندگی آن مرحوم می باشد.(۲۰)

اسامی جمعی از شاگردان امام خمینی

در اینجا مناسب است که اسامی بسیاری از علما و فضلایی که در علوم منقول یا معقول و یا در هر دو رشته، افتخار شاگردی امام خمینی را داشته و از مکتب پر فیض او کسب دانش کرده اند، آورده شود و با نام آنان این صفحات مزین گردد؛ لیکن از آنجا که به دست آوردن اسامی کلیه شاگردان بزرگ مرجعی که حدود ۳۰ سال، بهترین و بزرگترین کرسی تدریس شیعه را بر عهده داشته است و در هر چند سالی صدها نفر عالم، فاضل و مجتهد از حوزه درس او فارغ التحصیل شده به اطراف و اکناف کشور پراکنده شده اند، برای ما امکان پذیر نمی باشد، به آوردن اسامی برخی از آنان اکتفا می کنیم و از دیگر علما و فضلای مبرّز که افتخار شاگردی امام را داشته اند و نام آنان در اینجا آورده نشده است پوزش می خواهیم. امیدواریم که عذر ما بپذیرند. «والعذر عند کرام الناس مقبول»(۲۱).
اسامی جمعی از علما، فضلا و دانشمندانی که در علوم منقول، یا معقول و یا در هر دو رشته افتخار شاگردی امام خمینی را دارند:
احمد آذری قمی، سید جلال آشتیانی، میرزا ابوالقاسم آشتیانی، آل طه قمی، سید محمدباقر ابطحی اصفهانی، سید محمد ابطحی کاشانی، سید عباس ابوترابی، شیخ علی اصغر احدی، اخوان مرعشی، شیخ بهاءالدین اراکی، شیخ یحیی اراکی، سید غنی اردبیلی، سید ضیاء استرآبادی، علی اسلامی، سعید اشراقی، شیخ شهاب الدین اشراقی، اشرفی اصفهانی، شیخ مرتضی اشرفی، شیخ مصطفی اشرفی، سید اسدالله اشکوری، سید ضیاء اشکوری، صدر اشکوری، شیخ عطاءالله اصفهانی، شیخ عباسعلی اصفهانی، شیخ عبدالجواد اصفهانی، افتخاری گلپایگانی، الهی قمشه ای، سید احمد امامی اصفهانی، امامی کاشانی، شیخ حسین املایی، امینیان گیلانی، شیخ صفرعلی امینی، شیخ ابراهیم امینی نجف آبادی، شیخ یحیی انصاری شیرازی، عطاءالله انصاری همدانی، سید عبدالمجید ایروانی، شیخ عباس ایزدی نجف آبادی، سید رضا برقعی، سید مرتضی برقعی، شیخ محمدرضا بروجردی، بطحائی گلپایگانی، شیخ مرتضی بنی فضل تبریزی، محمدحسین بهجت یزدی، شیخ علی آقا پهلوانی، سید مهدی تامشی شاهرودی، سید یوسف تبریزی، شیخ جواد تبریزی، شیخ محمود تحریری، شیخ علی اکبر تربتی، هاشم تقدیری، شیخ حسین تقوی اشتهاردی، شیخ محمدرضا توسلی محلاتی، شیخ اکبر آقا تهرانی، شیخ حسن تهرانی، شیخ عزیزالله تهرانی، شیخ مجتبی تهرانی، سید محمد تهرانی، شیخ محمدصادق تهرانی، شیخ مرتضی تهرانی، شیخ حسن ثقفی خراسانی، سید مرتضی جزایری، جعفری اراکی، جعفری کاشمری، جلالی خمینی، جلیلی کرمانشاهی، شیخ غلامرضا جماعتی، شیخ احمد جنتی، جوادی آملی، مهدی حائری تهرانی، شیخ مرتضی حائری یزدی، شیخ مهدی حائری یزدی، شیخ مجتبی حاج آخوند، سید عبدالرضا حجازی، علی حجتی کرمانی، شیخ محمدجواد حجتی کرمانی، شیخ محسن حرم پناهی، سید محمد حسینی بهشتی، سید محمدعلی حسینی تهرانی، شیخ حسین حقانی، شیخ محمد حکیمی، حیدری نهاوندی، حیدری یزدی، خائفی گیلانی، سید عباس خاتم یزدی، سید علی خامنه ای، سید محمد خامنه ای، سید محسن خراسانی، نصرالله خراسانی، حسین خرم آبادی، شیخ ابوالقاسم خزعلی، سیدهادی خسروشاهی، تقی خلخالی، سید مرتضی خلخالی، شیخ صادق خلخالی، سید احمد خمینی، سید مصطفی خمینی، شیخ جواد خندق آبادی، شیخ حسین خندق آبادی، سید فضل الله خوانساری، شیخ رضا خویی، سید هاشم دستغیب، سید محمود دعائی، علی دوانی، محسن دوزدوزانی، زین العابدین ذوالفقاری، شیخ حسین راستی، شیخ محمدمهدی ربانی گیلانی، شیخ محمدرضا رحمت، سید هاشم رسولی، عبدالمجید رشیدپور تهرانی، رضوانی اصفهانی، شیخ غلامرضا رضوانی خمینی، رضوی تهرانی، شیخ عباس رفسنجانی، سید حمید روحانی، شیخ ابوالقاسم روحانی، شیخ حسین روحانی بسطامی، سید مجتبی رودباری، حسین زرندی قمی، زرندی کرمانشاهی، میرزا عباس زریاب خویی، شیخ مصطفی زمانی، صادق زنجانی، عزالدین زنجانی (امام جمعه زنجان)، شیخ عبدالحسین زنجانی، نجم الدین زنجانی، شیخ جعفر سبحانی، شیخ علی ستاری، سید محمد سجادی، شیخ مسلم سرابی، شیخ خلیل سروش محلاتی، سید محمدرضا سعیدی، سید علی سیستانی، روح الله شاه آبادی، شیخ محمد شاه آبادی، شیخ نصرالله شاه آبادی، سید محمد شاهچراغی، شیخ حسین شب زنده دار، شیخ محمدحسین شریفی، سید عبدالرسول شیرازی، سید کرامت الله شیرازی، سید منیرالدین شیرازی، سید حسن شیرازی (شریعتمداری)، مجدالدین شیرازی، صابری همدانی، شیخ محمدصادقی تهرانی، شیخ حسن صافی اصفهانی، شیخ علی اصغر صالحی کرمانی، شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی، شیخ حسن صانعی، شیخ یوسف صانعی، سید رضا صدر، سید محمد صدر، سید موسی صدر، شیخ اسماعیل صدر محلاتی، صدیقین اصفهانی، شیخ غلامرضا صلواتی، شیخ محمد طاوسی، سید حسن طاهری خرم آبادی، سید جلال طاهری، صالح طاهری، شیخ علی اصغر طاهری کنی، عابدی زنجانی، سید مرتضی عسکری، ابوالفضل علمایی سرابی، علم الهدی اهوازی، سید محمد علم الهدی خراسانی، سید محمدجواد علم الهدی خراسانی، علوی بروجردی، سید ابراهیم علوی خوئی، شیخ محمدعلی علیپور، شیخ عباسعلی عمید زنجانی، ابراهیم غضنفری، شیخ حسن فاضل افغانی، شیخ ابراهیم فاضل فردوسی، شیخ محی الدین فاضل هرندی، شیخ اسماعیل فردوسی پور، فشارکی، میرزا هادی فقهی آذرشهری، فقیه برقعی، شیخ محمدحسین قائینی، شیخ سیف الله قاسم پور، قاضی تبریزی، قاضی خرم آبادی، سید محمد قافله باشی موسوی، شیخ علی قدوسی، شیخ محمدحسن قدیری، شیخ صدرا قفقازی، هادی قمی سامرایی، شیخ محمود قوچانی، شیخ علی کاشانی (فرید)، سید ابراهیم کرمانشاهی، شیخ حسن کروبی، کریمی مازندرانی، شیخ محمدرضا کشفی تهرانی، جواد آقاکنی، شیخ رضاکنی، شیخ مهدی کنی، شیخ حجت الله کیانرثی، شیخ محمدعلی گرامی، شیخ جلال الدین گلپایگانی، شیخ رضا گلسرخی، شیخ عبدالله لنکرانی، محمدحسین لنگرودی تهرانی، متقی شهمیرزادی، شیخ احمد مجتهدی تهرانی، سید علی اکبر محتشمی پور، شیخ ابوالقاسم محجوب شیرازی، شیخ عبدالعظیم محصلی خراسانی، شیخ عباس محفوظی گیلانی، محقق افغانی، شیخ فضل الله محلاتی، شیخ محمد محمدی گیلانی، شیخ محمود محمدی یزدی، سید اسدالله مدنی، سید حسن مرتضوی شاهرودی، شیخ علی اصغر مروارید، شیخ ابوالقاسم مسافری، شیخ علی اکبر مسعودی، مسلمی کاشانی، مشایخی اراکی، شیخ علی مشکینی، شیخ محمدتقی مصباح یزدی، شیخ مرتضی مطهری، حسین مظاهری، شیخ هادی معرفت، سید حسن معین شیرازی، شیخ محمد مفتح همدانی، شیخ حسین مفیدی دلیجانی، شیخ مرتضی مقتدایی، سید طه مقدسی، مناقبی، شیخ حسینعلی منتظری، شیخ محمد موحدی فاضل، موحدی کرمانی، سید محمد موسوی بجنوردی، موسوی درچه ای، سید یعقوب موسوی زنجانی، سید کمال موسوی، سید باقر موسوی، سید هادی موسوی، محمد موسوی کاشانی، سید ابوالقاسم موسوی کرمانی، سید علی اکبر موسوی یزدی، شیخ حسین مومن شیرازی، شیخ محمد مومن قمی، مومنی شهمیرزادی، شیخ محمدرضا مهدوی کنی، سید مرتضی مهری، میر عبدالعظیمی، سید عباس میریونسی، شیخ محمدرضا ناصری، نصراللهی، نصیری سمنانی، شیخ اسدالله نوراللهی اصفهانی، شیخ حسین نوری، شیخ محمد نهاوندی، فرید نهاوندی، نیری بروجردی، شیخ مرتضی نیکنام، واعظ زاده خراسانی، سید محمد وحیدی تبریزی، شیخ احمد وحیدی یزدی، محمد هاشمیان کرمانی، شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم هاشمی نژاد خراسانی، سید مهدی یثربی کاشانی، سید جعفر یزدی، سید علی یزدی، سید محمد یزدی، شیخ محمد یزدی و...(۲۲)

تالیفات امام خمینی

امام خمینی علاوه بر مقام کم نظیر علمی و مهارت و تخصص ویژه در فقه، اصول، فلسفه و عرفان، از قلم و بیان (بیان حماسی و انقلابی، بیان اخلاقی، و پندآمیز) و فن خطابه نیز بهره دارد؛ همچنین از طبع شعر نیز برخوردار است و کتاب هایی در رشته های گوناگون عرفانی، کلامی، فلسفی، اخلاقی، سیاسی، فقهی و دیگر علوم اسلامی تالیف کرده است که شماری از آنها هنوز به چاپ نرسیده است. سیر تالیفی امام از مسائل عقلیه آغاز گردیده و در زمینه اخلاقیات و علوم عملیه و فقه و اصول ادامه یافته است. در حدود ۲۷ سالگی کتاب مصباح الهدایه را به رشته تحریر درآورد که از نظر سیر عرفانی نمونه ای از معارف الهی می باشد و بعضی از علمای بزرگ معاصر بر آن حاشیه زده اند. در ۲۹ سالگی شرحی بر دعای سحر ماه رمضان نگاشت که نشان دهنده اوج فکری او در مسائل عقلیه است. آنگاه کتاب اربعین حدیث را تالیف کرد که ۷ حدیث مربوط به مسائل عقلیه و ۳۳ حدیث مربوط به اخلاقیات می باشد و کتاب های دیگر که تالیف کرده است عبارت است از:
۴. حاشیه برفصوص الحکم قیصری.
۵. حاشیه بر مفتاح الغیب(۲۳).
۶. اسرار الصلوه یا معراج السالکین.
۷. رساله فی الطلب والاراده.
۸. حاشیه بر رساله شرح حدیث راس الجالوت قاضی سعید و شرح مستقلی بر همان حدیث.
۹. الرسائل: درباره قاعده لاضرر ولاضرار، استصحاب، تعادل، تراجیح و اجتهاد و تقلید و تقیه. در دو جلد.
۱۰. شرح حدیث جنود عقل و جهل.
۱۱. آداب الصلوه.
۱۲. تحریر الوسیله: متن کامل دوره فقه که در دو جلد چاپ شده است.
۱۳. البیع: درس های فقهی امام خمینی در نجف اشرف که تاکنون چهار جلد آن به چاپ رسیده است.
۱۴. کتاب الطهاره: بحث های فقهی که در چهار جلد چاپ شده است.
۱۵. تهذیب الاصول: تقریرات درس اصول فقه در قم، به قلم استاد جعفر سبحانی در سه جلد به چاپ رسیده است.
۱۶. کشف اسرار.
۱۷. نیل الاوطار فی بیان قاعده لاضرر ولا ضرار: تقریر درس خارج.
۱۸. رساله فی الاجتهاد والتقلید: تقریر درس خارج. شماره ۱۷ و ۱۸ به ضمیمه جلد سوم «تهذیب الاصول» چاپ گردیده است.
۱۹. توضیح المسائل.
۲۰. زبده الاحکام.
۲۱. حکومت اسلامی یا ولایت فقیه: مجموعه ای از سخنرانی ها و درس های امام خمینی درباره حکومت اسلامی که از سوی این نگارنده در شش دفتر تدوین شده است.
۲۲. مبارزه با نفس یا جهاد اکبر: مجموعه ای از سخنرانی های امام در نجف اشرف درباره اخلاق که از سوی نگارنده گردآوری و تدوین شده است.
۲۳. مکاسب محرمه. دو جلد.
۲۴. رساله ای مشتمل بر فوایدی در بعضی مسائل مشکله.(۲۴)
* تقریرات دروس فلسفه در سه جلد.
* تفسیر سوره حمد.
* انوار الهدایه فی التعلیقه علی الکفایه.
* مناهج الوصول فی علم الاصول.
* لمحات الاصول.
* کتاب الطهاره: تقریرات درس امام خمینی(ره) پیرامون وضو و آبها، به قلم حضرت آیت الله محمد فاضل لنکرانی (قدس سره)(۲۵).

نظرات کاربران درباره کتاب آئین دانشوری در سیره امام خمینی(ره)

ایول به قیمت
در 2 سال پیش توسط علیمحمد افتخاری