فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کرگدن و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هراس از معرفت

کتاب هراس از معرفت
در نقد نسبی‌انگاری

نسخه الکترونیک کتاب هراس از معرفت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب هراس از معرفت

نسبی‌انگاری اخلاق، نقش مهم و روزافزونی در فرهنگ معاصر ایفا می‌کند. به نظر بسیاری از انسان‌های اندیشور، و به‌ویژه آنها که مایل نیستند اخلاقیات خود را از دین بگیرند، چنین گرایشی اجتناب‌ناپذیر به‌نظر می‌رسد. چنین افرادی استدلال می‌کنند که اگر موجودی متعالی‌ در کار نباشد که واقعیات مطلق در باب درست و نادرست را مقرر بدارد، این واقعیات از کجا نشأت گرفته‌اند؟ ما باید مطلق‌های اخلاقی را رد کنیم، حتی اگر اعتقادات راسخ اخلاقی خود را حفظ کنیم، و به درست و نادرست به عنوان اموری نسبی (نسبت به این یا آن نظام اخلاقی، و نه اموری فی‌نفسه) راه دهیم. (به‌عنوان نمونه بنگرید به مقالۀ میهمان استنلی فیش در نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۱ با عنوان «محکوم کردن، بی‌توسل به مطلق‌ها».) آیا پذیرفتنی است که واقعیات مطلق اخلاقی را با توسل به دیدگاهی نسبی‌انگارانه در باب اخلاق رد کنیم؟ چرا دیدگاهی افراطی‌تر برنگزینیم، یعنی هیچ‌انگاری که بر اساس آن از به‌کار بردن واژگانی هنجاری مانند «درست» و «نادرست»، چه در لباس مطلق‌گرایی و چه در لباس نسبی‌انگاری، کلا دست می‌شوییم؟

ادامه...

بخشی از کتاب هراس از معرفت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

معرفی کتاب هراس از معرفت

محسن زمانی

۱. مقدمه

«حقیقت نسبی است». «واقعیت ساخته ماست». «هرکس قدرت دارد، واقعیت و اخلاق را می سازد». «پارادایم ها قیاس ناپذیرند». «جهان مدرن با جهان سنتی متفاوت است». «پست مدرن ها نشان داده اند که نه صدقی وجود دارد و نه عقلانیت مستقل از سنتی». «این عقلانیتی که از آن دم می زنی ساخته غربی هاست، ما باید عقلانیتِ خودمان را بسازیم». «نمی توان ثابت کرد که پزشکی جدید بهتر از پزشکی قدیم است. دوره این اثبات کردن ها گذشته است». «مسحیت برای مسیحیان صادق است و اسلام برای مسلمانان». «انشتن [کذا فی الاصل] نشون داده که همه چی نسبیه».
احتمالا شما هم چنین جمله هایی را شنیده اید. معمولا کسانی را که این گونه ادعاهایی می کنند «نسبی انگار» می خوانند. نسبی انگاری درباره هر حوزه ای، اجمالا، بدین معناست که در آن حوزه واقعیتی مستقل از اشخاص و جامعه ها وجود ندارد. نیازی نیست که جست وجوی زیادی کنیم تا دریابیم نسبی انگاری، یا آنچه گمان می شود نسبی انگاری است، در ایران بسیار پرطرف دار است، مخصوصا در میان تحصیل کردگان. اگر در خیابان های تهران، مثلا، به عامی ای بگویی که اگر انسانی نمی بود، کوهِ دماوندی در کار نمی بود، احتمالا دیوانه ات خواهد پنداشت. ولی در همین تهران، اگر به خیلی از تحصیل کردگان بگویی فکر می کنی کوه دماوند، الکترون یا برخی ارزش های اخلاقی مستقل از ما انسان ها وجود دارند، به احتمال زیاد باید منتظر باشی که سخن رانی ای درباره توماس کون، دلوز، فیزیک کوانتم، کلان روایت ها یاچنین کسان و چیزهایی بشنوی؛ خود اگر متهم به دگم و فناتیک بودن نشوی.
این همه بدین معنی نیست که نسبی انگاری از سنخِ مشهورات بی مبناست و شایسته تامل و تدقیق نیست. اتفاقا فیلسوفان بزرگی و دانشمندان علوم تجربی یا انسانی برجسته ای، چه در بین متقدمین و چه در بین متاخرین، چه در بین قاره ای ها و چه در بین تحلیلی ها، نسبی انگارند. اما همانند هر مرام و مکتبی که مد می شود، نسبی انگاری هم در معرض این خطر است که بد فهمیده شود. مشخصا ممکن است چنین دردسری رخ دهد: صورت بندی مبهمی از آن به دست داده شود، بدین معنی بین تعبیرهای متفاوت از آن نتوان به راحتی تمیز گذارد. چنان که با در نظر داشتن تعبیر درستی از آن صورت بندی، گمان کنند که تعبیر یا تعبیرهای دیگر آن هم درست اند. بگذارید چند مثال بزنم.

ادعای ۱: این که اخلاط اربعه وجود ندارند، برای تو صادق است، نه برای من.
تعبیر اول: تو این را صادق می شمری که اخلاط اربعه وجود ندارند. من آن را صادق نمی شمرم.
تعبیر دوم: هم باور تو به اینکه اخلاط اربعه وجود ندارند، به یک معنی از صدق، صادق است و هم باور من به اینکه اخلاط اربعه وجود دارند، به یک معنی دیگری از صدق، صادق است.
ادعای ۲: باور به اینکه اخلاط اربعه وجود ندارند، برای تو عقلانی است، نه برای من.
تعبیر اول: تو شاهدهایی داری که باور تو را به اینکه اخلاط اربعه وجود ندارند عقلانی می کنند. من شاهدهای دیگری دارم که باور مرا به اینکه اخلاط اربعه وجود دارند عقلانی می کند.
تعبیر دوم: شاهدهایی که من و تو در اختیار داریم باور تو را به اینکه اخلاط اربعه وجود ندارند عقلانی می کنند، ولی همین شاهدها باور مرا به اینکه اخلاط اربعه وجود دارند عقلانی می کنند.
ادعای ۳: علاقه ها و منفعت های تو تبیین می کنند که چرا باور داری اخلاط اربعه وجود ندارند.
تعبیر اول: اینکه باور داری اخلاط اربعه وجود ندارند از جمله به این سبب است که به این موضوع علاقه مندی و در کشف حقایقی درباره آنها سودی به دست می آوری. به همین علت سعی کرده ای شاهدهایی در این باره به دست آوری و بر اساس آنها چنین باور آورده ای.
تعبیر دوم: شاهدها نقش تعیین کننده ای در کسب این باورت نداشته اند. تنها چون دوست داری یا به نفعت است، چنین باوری آورده ای.

کسی که نسبی گرا نیست می تواند با تعبیرهای اول هر سه ادعایی که آوردم موافق باشد. در مقابل تعبیرهای دوم این سه ادعا از نسبی انگاشتن، به ترتیب، این سه حوزه خبر می دهند: واقعیات، توجیه و تبیین عقلانی. نکته این است که گاهی ادعاهای سه گانه پیش گفته مطرح می شوند و، باتوجه به مقبولیت شهودی تعبیرهای اول آنها، گمان می رود که به سود تعبیرهای دوم استدلال شده است. اگر آنچه را که تا به حال نوشتم جالب یافته اید، به احتمال زیاد از خواندن این کتاب بسیار لذت خواهید برد: هراس از معرفت در نقد نسبی انگاری، نوشته پل بوغوسیان، ترجمه یاسر میردامادی.

یادداشت مترجم

از باب پرهیز از کافری که «کافرِ مخلوق، کافرِ خالق است»: من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق و در آمدن به سلک شاکری، تکلیفِ مشتاقانه من است که کسانی را سپاس گزارم که در به ثمر رسیدنِ این پارسی گردانیده، از سرِ لطف، نقشی مهم ایفا کردند.
از دانشی دوست ِ گرامی ام، جناب آقای دکتر جواد حیدری، که از «ترکانِ پارسی گو» و از «بخشندگانِ عمر» است، سپاس دارم که نه تنها ترجمه این اثر را به من پیشنهاد کرد، بلکه در مدت طولانی ترجمه، بی منت و بی رشوت، از هیچ کوششی برای به کردِ آن فرونگذاشت. امیدوارم تا جان در بدن دارد، این سان فرشته خوی بماند.
از دوست دانشمندم جناب آقای دکتر بابک عباسی که او نیز از «ترکان پارسی گو» و «بخشندگان عمر» است، متشکرم که پیگیر چاپ این اثر در نشر نوپای شان «کرگدن» بود، نشری که خلاف اسم پرمهابتش مدیرانی لطیف، فرهیخته و غزال آسا دارد. همچنین دکتر عباسی از سر لطف تمام این اثر را ویراستاری شکلی و محتوایی کردند. ویراستاری دقیق، عالمانه و در عین حال منعطف ایشان به من چیزهای زیادی آموخت. برای ایشان دوام در بخشندگی عمر آرزو دارم. همچنین از دکتر محسن زمانی سپاس فراوان دارم که از روی لطف و احسان و در زمانی به هنگام نکات محتوایی و شکلی متعددی را در باب ترجمه این اثر متذکر شد، نکاتی که در آخرین لحظات نهایی شدن کتاب اکثر آنها را پسندیدیم و به کار بستیم.
و سرآخر، از همسرِ به اسم و مسمی ریحانه ام، سپاسی ویژه دارم که در این زمانه دربه دری، دخل های قطره ای و خرج های اقیانوسی، و بلاهایی که بر سرِ آنانی فرود می آید که می خواهند «به شیوه خود باشند» با تمام نداشتن های ظاهری و باطنی همسرش و فراز و فرودهای زندگی مان ساخت، تا سرآخر کار این ترجمه به سامان برسد. اگر نبود اَنحای پشتیبانی های او، این ترجمه روی پیش خوان کتاب فروشی ها را به خود نمی دید. امیدوارم خُلق نیکوی اش میراثی برای فرزندمان باشد چنان که خَلق نیکوی اش چنین است.
این اثر را به دخترکم سوفیا تقدیم کرده ام. هم او که در میانه پروقفه ترجمه این اثر، با ناله ای کوتاه چشم به جهان گشود و حال که این اثر بر روی پیش خوان ها نشسته است، او نیز مدت هاست که بر پای خود می ایستد. از سویدای دل و پدرانه امیدوارم روزی در اوان جوانی، آن توان و مهارت را به دست آورد که از شجاعتِ پرسشگری این میوه ممنوعه، که محصول رضوان عقلانیت است برخوردار گردد و بر عقلِ خود بایستد.
اما نکاتی چند در باب ترجمه: نخست اینکه، در موارد اندک شماری پانوشت هایی برای توضیح مطالب متن یا اشاره به ترجمه فارسی آثار مورد اشاره در کتاب افزوده شده است که این پانوشت ها با علامت اختصاری «م» از پانوشت های اصل کتاب متمایز گردیده است. دو دیگر آنکه، مقاله کوتاهی از دکتر محسن زمانی در معرفی این کتاب افزوده شد تا خواننده تصویری از استدلال ها و جهت گیری کلی کتاب پیدا کند. دیگر اینکه، این کتاب اگرچه در نقد نسبی انگاری است، به نسبی انگاری «اخلاق»، جز به اشارتی، نپرداخته است، زیرا تمرکز آن بر نقد نسبی انگاری «معرفت» است. بر این اساس، به نظرم مناسب آمد نوشته ای گویا و کوتاه از نویسنده در نقد نسبی انگاری اخلاق در قالب ضمیمه به این اثر افزوده شود. در پایان نیز یادداشت کوتاهی از مترجم در باب نسبی انگاری اخلاق آمده است.
و در انجام، حضرت بی نام را می خوانم برای هر آنچه در خور خواندن است.

یاسر میردامادی
شهرِ هیوم پرورِ ادینبرا
ymirdamadi@yahoo.com

این کتاب را یکی از فیلسوفان تحلیلی بزرگ و معاصر نوشته است، و چنان که انتظار می رود پر از تدقیق هایی درباره چیستی ادعاهای نسبی انگارانه و بررسی دلیل های له و علیه آنهاست. تفکیک هایی که بین تعبیرهای مختلف از ادعاهای سه گانه بالا آوردم، ساده ترین تدقیق های کتاب اند و آنها را در یکی دو فصل اول آن خواهید یافت.
اگرچه هدف بوغوسیان رد نسبی انگاری معرفت است، این کتاب برای مدافعان نسبی انگار ی معرفت هم بسیار خواندنی است. هم بدین سبب که با خواندن آن می توان از منقح ترین صورت بندی های نسبی انگاری آگاه شد و هم بدین سبب که نویسنده کوشیده است، لااقل به زعمِ خود، تقریری به دست دهد از بهترین استدلال هایی که ممکن است به سود نسبی انگاری آورده شوند. ای بسا برخی از این استدلال ها را خود نسبی انگاران نیز، بدین دقتی که در کتاب آمده است، نیاورده باشند.
نویسنده در مقدمه می گوید که این کتاب را برای خواننده غیرمتخصص نوشته است، با این حال کتاب برای کسانی که فلسفه را حرفه ای دنبال می کنند هم نکات زیادی دارد. اقبالی که دیگر فیلسوفان به این کتاب نشان داده اند، موید این ادعاست. با جست وجویی ساده در گوگل اسکالر درخواهید یافت که در حدود ده سالی که از انتشار این کتاب گذشته است، بیش از ۷۰۰ بار در مجله ها و کتاب های تخصصی به این کتاب ارجاع داده اند. چنین تعداد ارجاعی به آثار فلسفی معاصر نادر است.

نظرات کاربران درباره کتاب هراس از معرفت

عالی 👌👌
در 8 ماه پیش توسط حدیث فرخی