فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

کتاب سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

نسخه الکترونیک کتاب سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

در اندیشه­های لیبرالیسم و سوسیالیسم که بر پایۀ کفر و الحاد شکل گرفته‌اند، اساس هستی‌شناسی‌شان بر اصالت مادّه مبتنی است، به همین دلیل انسان­شناسی این دو مکتب هم بر اساس اومانیسم است. در اومانیسم چون میان مادّیات، انسان برترین مادّه به حساب می‌آید، اصل و محور وجود قرار می­گیرد و اصالت در زندگی از آنِ اوست. در این تفکر همه چیز فدای انسان می­شود و تمام امکانات در جهت تحقق میل­ها و خواسته‌های وی به کار گرفته می‌شوند. زندگی برخاسته از اندیشۀ اومانیستی به منزلۀ مهمانخانه‌ای است که تمام لذایذ، خوشی­ها و وسایل راحتی در آن فراهم شده و بشر فقط باید از این امکانات برای وجود خود بهره­گیری کند. به بیان دیگر از نظر بینش­های مادّی، زندگی در عرصۀ هستی انسان، بستر تحقق جمیع گرایش­های انسان و موقعیتی برای هر چه بهتر خوردن، پاسخ دادن به خواهش­های نفسانی، اجرای خواسته­های غریزی و در یک کلام خوشگذرانی است. در مقابل، در جهان‌بینی توحیدی، هر چند بشر در جایگاه اشرف مخلوقات قرار گرفته، بالاترین نقطه، ذات اقدس الله است و بشر در مسیر تعالی، پیوسته در جریان زندگی به سمت این نقطۀ کمال در حال حرکت است.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.72 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بخش اول: مقدمه

نوشتار حاضر در پی تبیین سبک زندگی در عرصه بندگی خدا از منظر آیات قرآن، ویژگی­های عملی و نظام رفتاری عبادالرحمن است. این نوشتار بر پایه توجه به آیات پایانی سوره فرقان (آیات ۶۳ ـ۷۶) فراهم آمده است.
از آن رو که انتخاب شیوه و نحوه زیستن، کیفیت رفتار و چگونگی عملکرد در حوزه­های مختلف حیات و در یک کلام تعیین سبک زندگی، با تعریف و تفسیر زندگی و هدف از زیستن در ارتباط مستقیم است، قبل از ورود به اصل بحث آیات، ضرورت دارد تا متناسب با تفسیر دین از جریان حیات و تشریح جایگاه زندگی در عرصه هستی انسان از منظر وحی، زندگی و ابعاد مختلف آن از نظر دین تعریف و سبک زندگی دینی تبیین شود:

۱. زندگی از منظر دین اسلام

کشف رویکرد یک اندیشه و مکتب فکری نسبت به زندگی، بر اصول پذیرفته شده آن مکتب درباره هستی­شناسی مبتنی است، چون شناخت واقعیت زندگی در این جهان بر شناخت انسان، ماهیت و حقیقت وجود او مبتنی است و انسان شناسی بر شناخت هستی.
در اندیشه­های لیبرالیسم و سوسیالیسم که بر پایه کفر و الحاد شکل گرفته اند، اساس هستی شناسی شان بر اصالت مادّه مبتنی است، به همین دلیل انسان­شناسی این دو مکتب هم بر اساس اومانیسم است. در اومانیسم چون میان مادّیات، انسان برترین مادّه به حساب می آید، اصل و محور وجود قرار می­گیرد و اصالت در زندگی از آنِ اوست. در این تفکر همه چیز فدای انسان می­شود و تمام امکانات در جهت تحقق میل­ها و خواسته های وی به کار گرفته می شوند.
زندگی برخاسته از اندیشه اومانیستی به منزله مهمانخانه ای است که تمام لذایذ، خوشی­ها و وسایل راحتی در آن فراهم شده و بشر فقط باید از این امکانات برای وجود خود بهره­گیری کند. به بیان دیگر از نظر بینش­های مادّی، زندگی در عرصه هستی انسان، بستر تحقق جمیع گرایش­های انسان و موقعیتی برای هر چه بهتر خوردن، پاسخ دادن به خواهش­های نفسانی، اجرای خواسته­های غریزی و در یک کلام خوشگذرانی است.
در مقابل، در جهان بینی توحیدی، هر چند بشر در جایگاه اشرف مخلوقات قرار گرفته، بالاترین نقطه، ذات اقدس الله است و بشر در مسیر تعالی، پیوسته در جریان زندگی به سمت این نقطه کمال در حال حرکت است. مغبون و متضرر بودن کسی که دو روزش با هم مساوی باشد که امام صادق(ع) فرمود: (مَنِ استَوَی یوْماهُ فَهُوَ مَغْبونٌ)(۱) در سخن پیش گفته ریشه دارد، زیرا در انسان­شناسی توحیدی، انسان یک موجود پویا و در حال حرکت است که باید هر روز پیشرفت کند و از نظر تعالی و طی مسیر کمال، جلوتر از گذشته باشد.
بر این اساس در نگاه وحیانی، ماهیت و حقیقت زندگی، حرکت به سمت کمال و در مسیر وصول به جایگاه قرب خداوندی است. همان طور که انسانِ در حال حرکت به سمت یک مقصد، به نوع خوراک و پوشاکش نظر دارد و با وجود چنین مسائلی دغدغه اصلی­اش این است که چه مقدار از مسیر را طی کرده، چه مقدار باقی مانده و چه زمانی به مقصد خواهد رسید، برای موحدان نیز زندگی مادّی به خودی خود اهمیتی ندارد و دغدغه مهم ایشان در زندگی، تلاش برای پیشرفتِ هر چه بیشتر در مسیر تقرّب به خداوند است.
مویّد قرآنی این تحلیل درباره مفهوم زندگی، آیاتی­ می باشند که از اعطای نور به اهل ایمان حکایت دارند، از جمله آنجا که خدای سبحان مومنان را مخاطب قرار داده که ای اهل ایمان تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و برایتان نوری قرار دهد که با آن راه بروید: (یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنوا اتَّقوا اللَّهَ وَآمِنوا بِرَسولِهِ یوْتِکمْ کفْلَینِ مِن رَّحْمَتِهِ وَیجْعَل لَّکمْ نورًا تَمْشونَ بِهِ).(۲)
از آنجا که نور ابزار حرکت بوده، بهره­مندی از آن برای پیمایش مسیر ضروری است، اعطای نور به اهل ایمان نشان می­دهد که حقیقت زندگی مومنانه، راهپیمایی و پیمایش مسیر برای نزدیک شدن به ذات اقدس خداوند است.
برخی مفسران مراد از نور اعطایی خداوند به اهل ایمان در آیه مورد اشاره را نوری می­دانند که روز قیامت به آنان داده می­شود و با آن نور بین مردم آمد و شد می­کنند؛ همان نوری که مطابق آیات دیگر قرآن پیش رو و سمت راست مومنان حرکت می­کند: (یوْمَ تَرَی الْموْمِنِینَ وَالْمُوْمِناتِ یسعَی نُورُهُم بَینَ اَیدِیهِمْ وَبِاَیمانِهِم)(۳).(۴) لکن همان گونه که علامه طباطبایی(قدِّس سرُّه) بیان داشته اطلاق آیه مزبور سوره حدید نشان می­دهد که مومنان در دنیا و آخرت نور دارند و مقید کردن آیه به آخرت، محدود ساختن بدون دلیل است.(۵)
با توجه به اینکه ایمان به رسول خدا(ص) از لوازم قطعی ایمان به ذات اقدس خداوند است؛ یعنی کسانی که توحید را پذیرفته­اند به طور طبیعی نبوّت را هم قبول کرده­اند، معنای امر پروردگار به اهل ایمان برای ایمان آوردن مجدّد به رسول خدا(ص) که فرمود: (یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ) به این معناست که باورمندی خود را عملی کنند و با اطاعت تام و پیروی کامل از رسول خدا(ص) در زندگی، به رنگ آن حضرت درآیند. در غیر این صورت، امر کردن افراد به محقق ساختن وصفی که به آن متّصف اند، تحصیل حاصل بوده، صدور چنین فرمانی از حکیم لغو است. بشارت به بهره­مندی مضاعف مومنان از رحمت پروردگار در ادامه آیه که می­فرماید: (یوْتِکمْ کفْلَینِ مِن رَّحْمَتِهِ) نیز با معنای پیش گفته تناسب دارد، چه بهره یادشده هم به خاطر باورمندی به رسول خدا(ص) است و هم در سایه تبعیت و اطاعت از ایشان.
موید دیگر درستی تحلیل پیش گفته درباره حقیقت و ماهیت زندگی از منظر دین، گفتار و احادیث نورانی حضرات معصومان(ع): است که جامعه دینی را به کشتی یا ناقه تشبیه کرده­اند، جمله رسول خدا(ص) در حدیثی جامعه را به منزله کشتی در حال حرکت معرفی کرده و انسان ها را به حفظ این کشتی موظّف دانسته اند: (مَثلُ القائمِ عل حدودِ اللّهِ و الواقع فیها کمَثلِ قومٍ استَهَمّوا علی سفینهٍ فی البحرِ، فاصابَ بعضهم اعلاها و اصابَ بعضهم اسفلَها. فکانَ الذینَ فی اسفلِها اذا استَقُوا مِنَ الماءِ مَرُّوا علی مَن فوقَهم، فقالوا: لو انّا خَرَقنا فی نَصیبِنا خرقاً وَلمَ نوذِ مَن فوقَنَا. فاِن یترکوهم وَما ارادُوا هَلَکوا جمیعاً. وَاِن اَخذُوا علی ایدیهِم نَجوا ونَجوا جمیعاً).(۶)
حضرت صدیقه طاهره(س) که در خطبه غرّایی بعد از حوادث تلخ پس از رحلت رسول خدا(ص) در جمع زنان عیادت کننده ایراد فرمودند جامعه به ناقه ای تعبیر شده که رسول خدا(ص) زمامداری آن را به دست امیرالمومنین علی(ع) سپرده بودند: (وَ اللَّهِ لَوْ تَکافُّوا عَنْ زِمامٍ نَبذَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) اِلَیهِ، لَاعْتَلَقَهُ وَ لَسارَ بِهِمْ سَیراً سُجُحاً لَا یکلُمُ خِشَاشهُ وَ لَا یتَعْتِعُ رَاکبَهُ، وَ لَاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً فَضْفَاضاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ، وَ لَاَصدَرَهُمْ بِطَاناً قَدْ تَحَیرَ بِهِمُ الرَّی غَیرَ مُتَحَلٍّ مِنْهُ بِطائِلٍ اِلَّا بِغَمْرِ الْماءِ وَ رَدْعِهِ شَرَرَهُ السَّاغِبَ، وَ لَفُتِحَتْ عَلَیهِمْ بَرَکاتٌ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ سَیاْخُذُهُمُ اللَّهُ بِمَا کانُوا یکسِبُون).(۷)
به طور طبیعی هر حرکتی باید در یک بستر و مسیر انجام شود. در آیات قرآن کریم از جاده حرکت به سوی ذات اقدس پروردگار با عنوان «صراط مستقیم» یاد شده است.
از جمله در سوره فاتحه الکتاب از خداوند می­خواهیم که ما را به صراط مستقیم هدایت کند: (اهدِنَا الصرَاطَ المُستَقِیمَ).(۸) خدای سبحان در جای دیگر با یادآوری عهد و پیمانی که از انسان­ها گرفته، صراط مستقیم را عبادت و بندگی ذات اقدس خود بیان فرموده است:

(اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَیکمْ یا بَنِی آدَمَ اَن لَّا تَعْبدُوا الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکمْ عدُوٌّ مُّبِینٌ. وَاَنْ اعْبدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ).(۹)

معنای این سخن این است که قدم نهادن در مسیر بندگی پروردگار با گام گذاشتن در جاده حرکت به سمت کمال و تقرب الی الله هم آهنگ مرادف است. پس زندگی بر اساس سبک دینی آن زیستنی است که بر پایه بندگی خداوند شکل گیرد؛ به این معنا که مهم­ترین اصل برای پی ریزی سبک زندگی دینی، محور قرار دادن عبادت و بندگی خداوند در زندگی است.

۲. ایمان به خدا و اطاعت از حق، دو عنصر ضروری عبودیت

برای عینیت­بخشی به جریان عبودیت و بندگی خدا در زندگی، وجود دو عنصر اصلی ضرورت دارد: ایمان به خدا و اطاعت از پروردگار.
کسی که می­خواهد بنده خدا باشد باید نخست به خدا ایمان آورد و در وهله بعد اطاعت از فرامین خداوند را خط قرمز فعالیت­های خود در جریان حیات قرار دهد. بنابراین جوانان مومنی که در ابتدای مسیر زندگی قرار دارند و دنبال زیستن بر اساس تعالیم دین و اتخاذ سبک زندگی دینی می باشند باید تلاش کنند تا ضمن تقویت ایمان به پروردگار، اوامر الهی را انجام دهند و نواهی الهی را ترک کنند.
یادکردنی است که ایمان به خدا مهم­تر از اطاعت پروردگار و مقدَّم بر فرمانبری از خداوند است. انجام دادن اعمال شایسته بدون برخورداری از ایمان سودی ندارد، چنانکه امام صادق(ع) می­فرماید: اگر بندگان، درباره حقْ دادِ سخن دهند و البته به آن عمل کنند، لیکن در قلب خود به حق بودن آن معتقد نباشند، از عمل خود سودی نمی­برند:

(لَوْ اَنَّ الْعِبَادَ وَصفُوا الْحَقَّ وَ عَمِلُوا بِهِ وَ لَمْ یعْقِدْ قُلُوبُهُمْ عَلَی اَنَّهُ الْحَقُّ مَا انْتَفَعُوا).(۱۰)

البته در این میان آنچه ایمان به خدا را در متن زندگی نمایان می­کند فرمانبری از ذات اقدس پروردگار است. در واقع ایمان به ذات اقدس الهی نقش زیربنایی برای اطاعت دارد؛ به طوری که باورمندی به حقایق توحیدی، عامل محرّک انسان برای انجام دادن کارهای شایسته است.
بیان مطلب اینکه ایمان کامل سه شاخص اصلی دارد: ۱. باورمندی؛ ۲. ارزش گذاری و فرهنگ­سازی؛ ۳. و در نتیجه تنظیم نظام رفتاری. مطابق شاخص نخست.
مومن کامل و حقیقی کسی است که افزون بر قبول اصول دین و علم تفصیلی به معالم شریعت، آن­ها را باور داشته باشد. چه بسیار افرادی که مثلاً بر وجود خدا استدلال و بر قطعیت معاد برهان اقامه می­کنند، اما آگاهی­های خود را باور ندارند، از این رو عِلمشان مولِّد عمل نیست. حال آنکه نتیجه تخلف­ناپذیر باور به آگاهی­ها، عمل کردن بر اساس آن است.
ضرورت و لازمِ بعدی ایمان همراه باورمندی به عنوان دومین شاخص، ارزش گذاری به مجموعه باورهای دینی است؛ به این معنا که مومن کامل برای فرمان های خداوند متعالی به عنوان عناصر خشنودکننده خدا ارزش و جایگاه قایل است. در نتیجه سیره رفتاری و فرهنگ زندگی خود را نیز بر اساس ارزش های دینی سامان می­دهد.
از نظر مومن واقعی هیچ عملی بی­ارزش­تر و ناپسندتر از نافرمانی خدا نیست. همان گونه که در نگاه او هیچ کاری زیباتر و پسندیده­تر از فرمانبری خداوند نیست.
سرانجام آنکه به طور طبیعی باورمندی همراه با ارزش گذاری و فرهنگ­سازی به تنظیم نظام رفتاری انسان می­انجامد که نسبت به دو شاخص دیگر، شاخص اصلی­تر ایمان است، بدین سبب راه شناخت مومن واقعی، تامّل در نظام رفتاری و نحوه عملکرد اوست.
وجود اقدس امام هشتم(ع) در پاسخ به پرسش اباصلت هروی درباره ایمان، به مولفه­های پیش گفته چنین اشاره فرمود:
ایمانْ اعتقاد قلبی، اظهار زبانی و بروز رفتاری است و تصریح کردند که ایمان جز این نیست: «عَنْ اَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِی قالَ ساَلْتُ الرِّضا(ع) عَنِ الْاِیمانِ؟ فَقالَ(ع): (الْاِیمانُ عَقْدٌ بالْقَلْبِ وَ لَفْظٌ بِاللِّسانِ وَ عَمَلٌ بالْجَوَارِحِ لَا یکونُ الْاِیمَانُ اِلَّا هَکذَا)».(۱۱)
معنای اعتقاد قلبی باورمندی است، چه اگر انسان چیزی را باور کند در دلش نقش می­بندد. ارتباط اظهار زبانی با ارزش گذاری و فرهنگ سازی نیز این است که کسی که ایمانش را اظهار می­کند از ترویج ارزش­ها در جامعه شرمنده نیست؛ بلکه نسبت به اظهار وابستگی خود به خدا افتخار و به آن مباهات می­کند. چنین شخصی دنبال ترویج تعالیم دین در عرصه فرهنگ اجتماعی است. لازمِ دو عنصر باورمندی قلبی و اظهار زبانی، تنظیم نظام رفتاری بر پایه عبودیت و بندگی خداوند است.
معنای بخش پایانی کلام امام رضا(ع) که فرمود: (لَا یکونُ الْاِیمَانُ اِلَّا هَکذَا) این است که انجام دادن اعمال شایسته، علامت و نشانه برخورداری از ایمان و باور حقیقی است و ادعای برخورداری از ایمان از سوی کسی که در پی آن، کارهای شایسته انجام نمی­دهد و چه بسا مرتکب اعمال ناپسند هم می­شود، جز وهم و خیال اعتقاد مومنانه و تظاهر به ایمان چیزی دیگر نیست.
اکنون که روشن شد مهم­ترین نکته در اجرای سبک زندگی دینی عبودیت و بندگی خدای سبحان است، می­توان گفت آنچه در آیات قرآن به عنوان ویژگی های عملی و نظام رفتاری بندگان خدا ذکر شده، اصول و بنیان­های کلی اجرای سبک زندگی دینی را به دست می­دهند.
آیات پایانی سوره فرقان که خداوند متعال در آن­ها صفات برجسته بندگان خاصّ خود را برشمرده از این قبیل می باشند که این نوشتار در پی بیان آن هاست.

بخش دوم: سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

آیات

(وَ عِبادُ الرَّحْمانِ الَّذِینَ یمْشونَ عَلی الْاَرْضِ هوْنًا وَ اِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا * وَ الَّذِینَ یبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِیامًا * وَ الَّذِینَ یقُولونَ رَبَّنَا اصرِفْ عَنَّا عذَابَ جَهَنَّمَ اِنَّ عذَابَهَا کانَ غَرَامًا * اِنَّهَا ساءَتْ مُستَقَرًّا وَ مُقامًا * وَ الَّذِینَ اِذَا اَنفَقواْ لَمْ یسرِفُواْ وَ لَمْ یقترُواْ وَ کانَ بَینْ َ ذَالِک قَوَامًا * وَ الَّذِینَ لَا یدْعُونَ مَعَ اللَّهِ اِلَهًا ءَاخَرَ وَ لَا یقْتُلونَ النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ اِلَّا بالْحَقِّ وَ لَا یزْنُونَ وَ مَن یفْعَلْ ذَالِک یلْقَ اَثامًا * یضاعَفْ لَهُ الْعذَابُ یوْمَ الْقِیامَهِ وَ یخَلُدْ فِیهِ مُهانًا * اِلَّا مَن تابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحًا فاُوْلَئک یبدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسنَاتٍ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفورًا رَّحِیمًا * وَ مَن تابَ وَ عَمِلَ صالِحًا فاِنَّهُ یتوبُ اِلی اللَّهِ مَتابًا * وَ الَّذِینَ لَا یشهَدُونَ الزُّورَ وَ اِذَا مَرُّواْ باللَّغْوِ مَرُّواْ کرَامًا * وَ الَّذِینَ اِذَا ذُکرُواْ بِایاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یخَرُّواْ عَلَیهَا صُمًّا وَ عُمْیانًا * وَ الَّذِینَ یقُولونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ اَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیتِنَا قُرَّهَ اَعْینُ ٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ اِمامًا * اُوْلَئک یجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِمَا صبرَواْ وَ یلَقَّوْنَ فِیهَا تحَیهً وَ سَلَامًا * خَلِدِینَ فِیهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقَامًا)

ترجمه:

«بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان آن­ها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آن ها سلام می گویند (و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند) * کسانی که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنند * و کسانی که می گویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پر دوام است! * مسلّماً آن (جهنم)، بد جایگاه و بد محلّ اقامتی است!» * و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سخت گیری بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند * و کسانی که معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده، جز به حق نمی کشند و زنا نمی کنند و هر کس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید * عذاب او در قیامت مضاعف می گردد، و همیشه با خواری در آن خواهد ماند * مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است *و کسی که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوی خدا بازگشت می کند (و پاداش خود را از او می گیرد) * و کسانی که شهادت به باطل نمی دهند (و در مجالس باطل شرکت نمی کنند) و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن می گذرند * و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی­افتند * و کسانی که می گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان» * (آری،) آن­ها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیبایی شان به آنان پاداش داده می شود و در آن، با تحیت و سلام روبه رو می شوند * در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند چه قرارگاه و محلّ اقامت خوبی»

نظرات کاربران درباره کتاب سبک زندگی عبادالرحمن در قرآن

????
در 2 سال پیش توسط iat...600