فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دعوت اسلامی

کتاب دعوت اسلامی
مفاهیم بنیادین علوم انسانی اسلامی

نسخه الکترونیک کتاب دعوت اسلامی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دعوت اسلامی

موضوع دعوت اسلامی یا تبلیغ اسلامی در این کتاب یکی از موضوع‌هایی است که می‌تواند با به‌کارگیری مطالعات میان‌رشته‌ای از دیدگاه علوم تسلامی و علوم انسانی و اجتماعی، به دستاوردهای علمی و عملی دست یابد که نه تنها در نزدیک کردن منطقی این دو قلمرو علمی مفید و موثر می‌باشد، بلکه در جهت فهم هرچه بهتر و عمیق‌تر این موضوع مهم اسلامی کمک شایانی بکند. این کتاب علاوه بر اینکه یه کتاب دانشگاهی است، برای بسیاری از علاقه‌مندان به موضوع دعوت اسلامی نیز می‌تواند مفید فایده باشد.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.77 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دعوت اسلامی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه ی مولف

مطالعات میان رشته ای یکی از مهمترین و در عین حال مشکل ترین رویکردهای کنونی در حوزه های علم است. اگر این مطالعات میان علوم انسانی و اجتماعی از یک طرف و علوم اسلامی از طرف دیگر صورت گیرند، به مراتب مشکل تر و پیچیده تر می شوند. یکی از دلایل این پیچیدگی، چگونگی نگاه کردن به مسائل حوزه ی دین و مسائل حوزه ی علوم انسانی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، ما به این دو حوزه با چه رویکرد یا رویکردهایی نگاه می کنیم؟ از جهت دیگر، آیا در این مطالعات باید به دنبال ایجاد ارتباط، کشف زمینه های مشترک، تبیین زمینه های تفاوت، تلفیق موضوع ها یا مفاهیم یا نتایج، ایجاد همپوشانی مفهومی یا نظری و بالاخره زمینه سازی برای امکان همزیستی این دو حوزه با یکدیگر باشیم، یا اینکه اصولاً این موارد نمی توانند این گونه مطالعه شوند و حوزه ی دین، از نظر ماهوی و جهان بینی به دلیل اینکه خواستگاه الهی دارند، کاملاً با رویکردهای انسانی در علوم انسانی و اجتماعی، حتی اگر هم در تناقض یا تضاد نباشند، نمی توانند با همدیگر جمع، یا مقایسه، یا تلفیق و یا هم تراز برای ایجاد نوعی از همبستگی علمی یا واقعی در نظر گرفته شوند. بنابراین می توان در حوزه ی مطالعات میان رشته ای میان علوم اسلامی و علوم انسانی و اجتماعی سه رویکرد را پیش بینی کرد:

۱. عدم امکان مطلق این مطالعات به دلیل خواستگاه های الهی علوم اسلامی و خواستگاه انسانی علوم اجتماعی.
۲. امکان مطلق این مطالعات به دلیل اینکه، آنچه که در دین آمده برای انسان در نظر گرفته شده است و آنچه در علوم انسانی و اجتماعی نیز مورد بحث قرار می گیرد، مسائل همین انسانی است که مورد نظر دین نیز می باشد. بنابراین دست کم موضوع هر دو رویکرد (اسلامی و اجتماعی) انسان است. به عبارت دیگر، به دلیل اشتراک موضوع مورد مطالعه، رویکردها یا مسائل و راه حل های پیشنهادی برای آن مسائل از طرف دین و از طرف تجربه ی انسانی می توانند در برخی از وجوه مشترکاتی داشته باشند.
۳. رد امکان و یا عدم امکان مطلق مطالعات مورد نظر و پذیرش نوعی از انفصال و تجزیه در مسائل، رویکردها، روش ها، و بالاخره موضوع های مورد مطالعه است. به عبارت دیگر، در اینجا ما با امکان ها و امتناع های متعدد در اینگونه مطالعات روبرو هستیم که بنا به شرایط متفاوت می توانند به عنوان یک حوزه ی میان رشته ای مطالعه شوند و این موضوع نمی تواند به عنوان راه حلی تعمیم یافته بر همه ی مسائل، موضوع ها و رویکردهای این دو حوزه ی علمی باشد.
نگارنده، به رغم اینکه رویکرد دوم را یک رویکرد امکان پذیر می داند و جایگاه خاصی برای عقل انسان، به مثابه ودیعه ی الهی و وسیله ای برای رسیدن به خالق انسان می داند، اما به دلیل اینکه گرایش های تخیلی و توهمی و انحراف در شیوه های دست یابی به حقیقت می توانند نوعی از حجاب علمی یا معرفتی در مسیر عقل انسان به وجود آورند، نگاه کلی به این امکان را یک دیدگاه قابل تامل، بلکه تا اندازه ی زیادی به دلیل کلیت آن غیر قابل تحقق می داند.
بنابراین، آنچه که می تواند در این زمینه رویکردی امکان پذیر تلقی شود، دیدگاه سوم است که هر مسئله را بنا به ظرفیت های علمی و عملی آن، می توان از منظر دین و علوم انسانی و اجتماعی در شرایط خاص زمانی، مکانی، موقعیتی و در نهایت گفتمانی به عنوان یک موضوع میان رشته ای مطالعه و بررسی کرد. با چنین رویکردی از یک طرف می توان از تعمیم کل گرایانه در مورد مطالعه ی موضوع های مورد نظر دوری کرد و از طرف دیگر به نتایج عینی تر، جزئی تر و ملموس تر رسید که بر آنها اطلاق کلی و تعمیم گرایی غیرمنطقی سایه نیانداخته است. این رویکرد از طرف دیگر نیز می تواند به عنوان مسیری مطمئن در مطالعات میان رشته ای دین و علوم اجتماعی تلقی شود و آن اینکه اگر نوعی از تفاوت یا تشابه یا همپوشانی و یا تلفیق و ترکیبی نیز در نظریه ها، روش ها و یا نتایج ایجاد شود، می توانند در طی زمان و موقعیت های مختلف متکامل تر، عمیق تر و دقیق تر شوند و دستاوردها به دلیل تفاوت میان آن دو حوزه از علوم، می توانند به عنوان یک امر مسلم و غیرقابل تغییر یا تعدیل و یا تکمیل تلقی نشوند.
با چنین دیدگاهی نوعی از روایی و پایایی همزمانی و درزمانی را می توان برای چنین مطالعاتی قائل شد که این دو روایی الزاما نه مشابه هستند و نه مطابقت کامل بر یکدیگر دارند بلکه از منظر همزمانی برخی از این مطالعات می توانند دارای روایی لازم و پایائی مقطعی باشند که بخشی از روشنگری علمی را تامین می کنند. همچنین می توان گفت که بخشی از این مطالعات می توانند به نوعی از روایی و پایایی درزمانی به معنای تکامل در طول زمان و تکمیل حلقه های علمی در موضوعی خاص را به وجود آورند که الزاما هر مرحله با مرحله قبل در تعارض و تضاد نبوده، بلکه در این فرایندِ تکاملی نوعی از روایی و پایایی درزمانی ایجاد می شود که در جهت تکامل معنایی، مفهومی و نظری، قابل پذیرش می باشد.
بسیاری از مسائل و مفاهیم اسلامی با چنین تبیینی از شیوه ی انجام مطالعات میان رشته ای نه تنها قابل مطالعه از منظر علوم انسانی و اجتماعی هستند، بلکه نوعی از روایی و پایایی همزمانی و درزمانی را می توان برای آنها تصور کرد که این روایی برای مقطع همزمانی نتایج مقطعی قابل قبول از منظر معرفتی ایجاد می کند و از نظر درزمانی نوعی از تکامل معنایی و معرفتی را تامین می کنند که یک فرایند تکاملی از علم را سازماندهی می کنند.
مفاهیم دینی (اسلامی)، به رغم خاستگاه الهی و ماورایی آنها، اما درنهایت برای سعادت، تکامل و هدایت انسان نازل شده اند. انسان نیز در طول حیات خود به دنبال همین سه امر مهم حیاتی است. آنچه که در این زمینه تفاوت اساسی می یابد، راه حل های انسان برای وصول به چنین اهدافی است که به دلیل انحرافات نفسانی، وسوسه های شیطانی، ابهام های معنایی و روشی درنهایت می توانند انسان را از جاده ی واقعی تحقق آن اهداف خارج کرده و آن را به بیراهه بکشاند. البته هیچ گاه انسان، تا آنجایی که برهان قاطعی بر اشتباه وی در این زمینه ظاهر نشود، هرگز راه های انتخابی خود را به طور کلی نادرست یا غیرعقلانی و غیرواقعی ندانسته و بر حقانیت روش ها، نظرات و نتایج به دست آمده تاکید می کند.
بنابراین مطالعه ی مفاهیم یا رویکردهای مختلف اسلامی به حوزه های مختلف رفتاری، هنجاری، گرایشی، اعتقادی، و غیره با دستاوردهای انسانی در همین حوزه ها که بر اساس تجربیات علمی و عملی انسان به دست آمده است، می توانند شیوه ها و اشکال زیر را داشته باشند:
۱. تلاش برای کشف حوزه های معنایی مشترک میان مفهوم خاص دینی و مفهوم مزبور در علوم انسانی و اجتماعی.
۲. تلاش برای کشف روش های مشترک ممکن برای مطالعه ی مفهوم خاص انسانی از دو منظر علوم اسلامی و علوم اجتماعی.
۳. تلاش برای کشف امکان نظریه پردازی مشترک برای مفاهیم مشابه در دو حوزه ی مزبور با مطالعه ی آنها در یک یا چند جهت مشترک.
۴. تلاش برای کشف شیوه های کاربردی مفاهیم و دستاوردهای علمی مشترک برای تحقق اهداف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی مشروع.
۵. تلاش برای به کارگیری همه جانبه ی اخلاق مطلوب با کشف زمینه های مشترک میان رویکردهای ارزشی و اخلاقی علوم اسلامی و علوم انسانی و اجتماعی موجود.
پنج حوزه ی پیش گفته، حوزه های مهمی است که می توان در رابطه با آنها نوعی از مطالعات میان رشته ای را به کار گرفت که به نتایج علمی و عملی رسید.
موضوع «دعوت اسلامی» یا «تبلیغ اسلامی» در این کتاب، یکی از موضوع هایی است که می تواند با به کارگیری مطالعات میان رشته ای از دیدگاه علوم اسلامی و علوم انسانی و اجتماعی، به دستاوردهای علمی و عملی دست یابد که نه تنها در نزدیک کردن منطقی این دو قلمرو علمی مفید و موثر می باشد، بلکه در جهت فهم هر چه بهتر و عمیق تر این موضوع مهم اسلامی کمک شایانی بکند.
«دعوت»، در طول زندگی بشری وجود داشته است. اولین پیامبر، حضرت آدم بود که توحید را تبلیغ و انسان را به بندگی خداوند متعال و اطاعت از وی دعوت کرد.
همه ی پیامبران الهی، «داعی» یا «مبلغ» رسالات الهی بودند. اصولاً «دعوت» مردم به پیروی از دستورات خداوند متعال مهمترین و بزرگترین مسئولیت پیامبران الهی بوده است.
قدرت های مختلف در جوامع انسانی در طی زمان با گسترش ساختارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... نیز به دنبال دعوت مردم به شیوه های مختلفی از زندگی، تفکر، برنامه ریزی و غیره بوده اند.
تحول اساسی در رسانه های جهان و عبور از مراحل و کهکشان های گوناگون شفاهی، کتبی، و دیجیتالی باعث شد تا بسیاری از مراکز قدرت، اعم از دولتی و خصوصی با «تبلیغات» گوناگون در حوزه های بازرگانی، خبر و اطلاع رسانی، و به طور کلی ارتباطات درصدد جذب مخاطبان مختلف و همسو کردن آنان با اهداف خود باشند.
موضوع «پروپاگاندا» که عمدتا معنای منفی «تبلیغات» را منعکس می کند، یکی از موضوع های جدی مورد استفاده از سوی مراکز قدرت برای تحقق اهداف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره بوده است. به رغم اینکه این مفهوم از یک بار منفی برخوردار است، اما در نهایت نوعی از تبلیغات را منعکس می کند که در آن اهداف خاصی دنبال می شود.
جذب افکار عمومی با تبلیغات، باعث ظهور بسیاری از سیاست ها و روش های نوین ارتباطی شده که می توان آن را در حوزه ی «ارتباطات سیاسی» مطرح کرد. دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای، از موارد عمده این گونه ارتباطات است که با گسترش ارتباطات بین الملل و میان فرهنگی و تحولات قدرت از سخت افزاری به نرم افزاری گسترش فراوانی یافته است. دیپلماسی عمومی و رسانه ای نیز شیوه ای از تبلیغات و ارتباطات عمومی هستند که درصدد تسخیر افکار عمومی دولت مردان و جهانیان با شیوه های مختلف و عمدتاً به شکل غیرمستقیم هستند.
گرچه تاکنون مطالعات گوناگونی در حوزه ی تبلیغ و دعوت از دو منظر علوم ارتباطات و علوم اسلامی انجام گرفته است، اما این کتاب علاوه بر ارائه ی یک جمع بندی نسبتاً جامع در سبک و شیوه ی دایره المعارفی، درصدد است تا روش مطالعات میان رشته ای را در این زمینه بررسی و مطالعه و تلاش کند تا این روش را در حوزه ی تبلیغ و دعوت از منظر علوم انسانی و اجتماعی و نیز علوم اسلامی مورد آزمایش قرار دهد.
بدیهی است تلاش برای گسترش این گونه مطالعات، علاوه بر در آغاز راه دانستن آنها، نه تنها با مشکلات متعددی از نظر روشی و نظری روبه رو خواهد بود، بلکه امکان نوعی از تقلیل گرایی، فقدان پوشش امکان های مختلف همپوشانی یا حوزه های تلفیقی، کلیشه ای شدن مطالعات مورد نظر، ضعف های علمی و غیره در نتایج آن نیز ممکن خواهد بود. تلاش نگارنده بر این بوده است که تا جای ممکن این مطالعه انجام شود و به دور از آسیب های مزبور باشد.
کتاب «دعوت اسلامی» علاوه بر مقدمه و نتیجه گیری نهایی از هشت فصل تشکیل شده است که توضیح مربوط به هر فصل به اختصار آورده می شود:

فصل اول، با عنوان «مفهوم شناسی دعوت» درصدد بوده است که دو مفهوم اساسی مورد بحث یعنی «تبلیغ» و «دعوت» و نیز مفاهیم پیرامونی آنها را از دیدگاه لغوی، اصطلاحی، ارتباطی و جامعه شناسی مورد بررسی کامل قرار دهد و فرایندهای مربوط به آنها در انجام دعوت اسلامی را پیشنهاد کند.
فصل دوم، به نام «دعوت اسلامی» تعریف دعوت اسلامی از منظرهای مختلف را بررسی کرده و در نهایت تعریفی به شرح زیر برای آن پیشنهاد داده است:
«دعوت یا تبلیغ، تلاش کلامی و غیرکلامی مسئولیت محوری است که درصدد به کارگیری نشانه های گوناگون مرتبط برای تولید معنای خاصی است که دارای قدرت پیام دهی بوده و توانایی ارتباط با دیگران را برای متقاعدسازی داشته باشد.»
مراحل متقاعدسازی دعوت، چارچوب نظام دعوت اسلامی، مهمترین رویکردهای دعوت اسلامی، اصول و محورهای اساسی ده گانه ی دعوت اسلامی به مثابه «نقشه راه دعوت اسلامی»، اخلاق دعوت اسلامی، و درنهایت شیوه های دعوت اسلامی در این فصل بررسی شده اند.
فصل سوم، با عنوان «دعوت قرآنی» رویکردهای مهم دعوت قرآنی را مطالعه و بررسی کرده است. اصولاً دعوت قرآنی، اساس دعوت اسلامی است. دعوت نبوی و سنت علوی در دعوت اسلامی نیز در راستای تحقق دعوت قرآنی است. در حقیقت، دعوت قرآنی، راهنما و مانیفست (بیانیه) دعوت اسلامی است که بر اساس آن محتوا، شیوه، روش، اخلاق، اصول، مبانی و کلیه ی موارد مرتبط با دعوت اسلامی تعیین، تبیین و مشخص شده است.
در همین زمینه معانی دعوت / تبلیغ از دیدگاه قرآن کریم بررسی و موارد لغوی آنها مشخص شده اند. همچنین رهیافت های دعوت قرآنی مورد بحث قرار گرفته اند. شیوه های دعوت قرآنی نیز به شکل مبسوط مطالعه شده اند. مخاطبان دعوت قرآنی و ویژگی های دعوت کننده / مبلّغ از دیدگاه قرآن کریم نیز در پایان بررسی شده اند
فصل چهارم، به نام «دعوت نبوی» مراحل مختلف دعوت نبوی و مسائل مرتبط با آن را بررسی کرده است. در حقیقت، دعوت نبوی، در راستای دعوت اسلامی، تجربه نبوی در رابطه با چگونگی دعوت را تبیین می کند. گرچه آثار این دعوت قبل از بعثت به مثابه زمینه سازی لازم برای مراحل بعدی بوده است، اما با بعثت پیامبر اکرم(ص) دعوت نبوی که مراحل مختلف پنهان و آشکار را تجربه کرده است آغاز می شود.
تدریجی بودن دعوت نبوی یکی از مهمترین ویژگی های این دعوت است که مراحل «خودسازی»، «دعوت از خویشاوندان»، «دعوت از ساکنان شهر مکه»، «دعوت از شهرهای اطراف مکه»، «دعوت از قبایل دیگر»، «دعوت از ساکنان شبه جزیره عرب»، «دعوت از ملل دیگر» را تجربه کرده است.
در همین رابطه، مراحل مختلف دعوت نبوی، شیوه های دعوت نبوی، چارچوب دعوت نبوی، محورهای مهم روش های دعوت نبوی، مراحل «دعوت نبوی» از منظر ارتباطات و درنهایت راهبرد های مهم دعوت نبوی مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.
فصل پنجم، با عنوان «دعوت رسانه ای» بررسی و مطالعه ی «دعوت دینی» به طور کلی و «دعوت اسلامی» به طور خاص از طریق رسانه ها، به ویژه رسانه های نوین را مورد توجه قرار داده است. این دعوت/ تبلیغ می تواند شامل کلیه ادیان الهی و غیرالهی باشد. گرچه واژه ی «دعوت» می تواند مفهوم «تبلیغ اسلامی» را داشته باشد، اما همان گونه که تاکید شده است، واژه دعوت بدون پسوند اسلامی، مرادف تبلیغ به طور کلی و «دعوت اسلامی» به مثابه «تبلیغ اسلامی» در نظر گرفته شده است.
در این فصل در مورد تشابه و تفاوت رسانه های سنتی و مدرن، تفکیک رسانه های دینی و غیردینی سنتی در جوامع اسلامی، ظرفیت های رسانه های نوین برای پیام رسانی، ظرفیت محتوای دینی برای انتشار از طریق رسانه های جدید، مباحث مربوط به دعوت رسانه ای مسیحی، دعوت رسانه ای و انحراف دینی و موارد مرتبط دیگر، بحث و بررسی شده است. در پایان نیز پارادایم های چهارگانه ی رابطه ی دین و رسانه مطرح شده اند.
فصل ششم، با عنوان «تبلیغات اسلامی» درصدد بوده که تبلیغات/دعوت اسلامی را که نوعی از «ارتباطات اسلامی» است از زوایای مختلف بررسی کند.
تبلیغات/ دعوت اسلامی به نوعی درصدد اقناع مخاطبان با به کارگیری شیوه های اخلاقی و فکری مشروع برای پذیرش اسلام یا کاهش بدبینی نسبت به اسلام است. بنابراین هر اقدامی که بتواند در دو جهت «جذب» یا «دفع» با رویکردهای خاص خود، در خدمت مفاهیم و اصول اسلامی قرار گیرد، نوعی از تبلیغات / دعوت اسلامی به شمار می آید.
«تربیت اسلامی» در این زمینه را نیز می توان یکی از عناصر مهم و موثر در شناخت و انجام «تبلیغات اسلامی» دانست. در این فصل، برای شناخت هر چه بهتر تبلیغات / دعوت اسلامی، تعاریف مختلف مطرح، و محورهای اساسی آنها مشخص شده که شامل بررسی چهار مفهوم اساسی است.
در همین زمینه رابطه ی تبلیغات اسلامی و فرایند ارتباطات نیز مورد بحث قرار گرفته و عناصر پنجگانه لاسول در حوزه ی تبلیغات/ دعوت اسلامی تشریح شده اند. همچنین منابع چهارگانه مهم تبلیغات/ دعوت اسلامی، و ویژگی های تبلیغات/ دعوت اسلامی توضیح داده شده اند.
در پایان فصل اهداف کلان و پیرامونی تبلیغات/دعوت اسلامی و نیز وظایف و مسئولیت های تبلیغات / دعوت اسلامی مورد بحث قرار گرفته اند.
فصل هفتم، با عنوان «دعوت کنندگان و دعوت شوندگان در تبلیغات/دعوت اسلامی» ویژگی ها و صفات لازم برای دعوت کنندگان و نیز مسائل مرتبط با دعوت شوندگان به طور نسبتاً مشروح مطالعه و بررسی شده است.
معانی و واژه های مرادف با دعوت کنندگان/ مبلّغان نام برده شده و به چهار واژه ی واعظ، مبشر، منذر و محتسب اشاره شده است.
صداقت و راستگویی در همین زمینه به عنوان مهمترین ویژگی مبلّغان مطرح شده و سه رویکرد راستگویی در عمل، در سخن و در نیت مورد بحث قرار گرفته است.
سپس ویژگی های اعتقادی و اخلاقی و ذاتی دعوت کنندگان، انواع دعوت شوندگان، و در نهایت ضرورت اتخاذ شیوه ی تدریج در دعوت اسلامی برای جذب مخاطبان مورد بحث قرار گرفته اند.
فصل هشتم، با عنوان «آسیب شناسی دعوت اسلامی» فصل پایانی کتاب قبل از نتیجه گیری است. در این فصل تلاش شده است تا حوزه های آسیب شناسی دعوت اسلامی از منظرهای مختلف، مطالعه و بررسی شوند.
فهم آسیب شناسانه ی دعوت اسلامی، می تواند شناخت ما را در مورد ماهیت و مسائل مرتبط با این مسئولیت بزرگ اسلامی آشناتر سازد. این شناخت آسیب شناسانه، بسیاری از موارد سلبی و منفی مرتبط با این حرکت اسلامی را می تواند با برنامه ریزی مناسب برطرف سازد. علاوه بر آن، با این شناخت، می توان روش ها، اهداف، وسائل مرتبط و نیز اخلاق حاکم بر این مسئولیت مهم را بازبینی کرد و از انحرافات احتمالی دور ساخت.
برای تحقق این مطالعه ی آسیب شناسانه، آسیب های کلان دعوت اسلامی در سه حوزه ی اساسی «دعوت کنندگان / مبلّغان پیام»، «دعوت شوندگان / مخاطبان پیام» و «پیام دعوت» بررسی شده اند.

در بخش نتیجه گیری، نیز مهمترین دستاوردهای کتاب در حوزه ی «دعوت» به ویژه «دعوت اسلامی» جمع بندی شده اند.
نگارنده امیدوار است با گسترش مطالعات مربوط به مفاهیم مختلف ارتباطات از منظر علوم اسلامی و علوم انسانی و اجتماعی به شکل میان رشته ای، بتوان در آینده نسبت این حوزه ها را با همدیگر سنجید و به یک فهم مشترک از مفاهیم مزبور دست یافت.
این کتاب می تواند فتح بابی برای راه اندازی مجموعه ای با عنوان «مفاهیم بنیادین فرهنگ اسلامی» باشد که به پیشنهاد نگارنده با برادر بزرگوار و اندیشمند جناب آقای مهندس چینی فروشان، مدیر عامل محترم دفتر نشر فرهنگ اسلامی مطرح شد و ایشان با اخلاق والایی که دارند تشویق کننده این اقدام بودند. البته آنچه که تهیه و تدوین می شود باید شایستگی لازم را داشته باشد تا مورد پذیرش قرار گیرد.
امیدوارم با این کتاب، که اولین اثر از مجموعه «مفاهیم بنیادین فرهنگ اسلامی» است، بتوان گامی موثر در فهم مطالعات میان رشته ای علوم اسلامی با سایر علوم انسانی و اجتماعی برداشت.
بدیهی است که نقد عالمانه و سازنده ی چنین آثاری نه تنها بر غنای آنها خواهد افزود، بلکه برکات آن شامل مطالعات بعدی خواهد شد که امیدوارم اندیشمندان این حوزه ی مطالعاتی در این زمینه همکاری و همفکری لازم را داشته باشند.

دکتر حسن بشیر
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)

فصل اول: مفهوم شناسی دعوت

کلیات

دعوت و تبلیغ، یک رویکرد انسانی برای برقراری ارتباط، ایجاد اقناع و همسو کردن دیگران با «خود» است. این رویکرد، یک نیاز بشری است. بشر در همه ی مراحل زندگی به دو مسئله توجه وافر دارد:
۱. دوست داشتن خود و دیگران؛
۲. دوست داشتن خود از سوی دیگران.
اروینگ گافمن، در این زمینه در کتاب «معرفی خود در زندگی روزمره»(۱) (۱۹۹۰) تاکید می کند که انسان ها ذاتاً خواهان دوست داشتن و دوست داشته شدن هستند. (Goffman, ۱۹۹۰)
گافمن این دوست داشتن و دوست داشته شدن را نوعی «معرفی خود»(۲) می داند که اساس نظریه ی «تعامل گرایی»(۳) وی شده است. در حقیقت فرایند دوست داشتن و دوست داشته شدن از سوی دیگران، نوعی از «معرفی خود» می باشد. خود در اینجا می تواند، «خود فردی»، «خود اعتقادی» و یا «خود رفتاری» باشد. این «خود»، در تعامل با دیگران، هم مطرح می شود و هم شکل می گیرد.
دوست داشتن در حقیقت هدایت کننده ی انسان به آنچه که فکر می کند به نفع وی است، می باشد. این هدایت گاهی در حوزه ی اعتقادی و گاهی در حوزه های دیگر زندگی بشری است. بر اساس برداشت انسان، هر چه که بهتر و مفیدتر است، این گونه تصور می شود که به نفع «خود» نیز می باشد.
دوست داشته شدن انسان از سوی دیگران نیز یکی دیگر از نیازهای بشری است. این نیاز یک نیاز ارتباطی، اجتماعی و بالاخره ایدئولوژیک و فکری است. به عبارت دیگر، انسانِ گرایش یافته به یک موضوع مایل است که دیگران نیز یا همفکر و هم رای وی شوند و وی را به همین دلیل دوست داشته باشند؛ یا اینکه دست کم تایید کننده ی وی باشند و همسو بودن با وی را اعلام کنند که خود نیز نوعی ابراز حمایت و دوستی است.
این دو نیاز، دعوت و تبلیغ را نه تنها یک رویکرد انسانی، بلکه یک نیاز انسانی می داند که در طول تاریخ وجود داشته است.
شهید مطهری(ره) در کتاب «سیری در سیره نبوی»، در این زمینه می گوید: «پدیده ی دعوت که فردی از افراد یک نوع، سایر افراد را به عقیده و مرامی بخواند و آنها را به سویی بکشاند، از مختصات اجتماع بشری است.» (مطهری، ۱۳۶۸ـ ب: ۱۳)
این نیاز بشری، با وجود گرایش های ایدئولوژیکی و دینی تشدید می شود. دین، یک رویکرد اعتقادیِ مسئولیت زا است. یک حرکت درونی و فردی که به شدت با جامعه پیوند دارد و نمی تواند به دور از افراد دیگر حضور کامل خود را نشان دهد. دین در حقیقت، یک حرکت اعتقادی اجتماعی است که فرد نیز در آن حضور کامل دارد.
دعوت و تبلیغ از منظر دیگر نیز حائز اهمیت است و آن حوزه ی اقناع و متقاعدسازی است. اقناع در حقیقت، در پاسخ گویی به همان نیاز دوست داشتن از سوی دیگران است. اندرسون (۱۹۷۱) معتقد است «متقاعدسازی به عنوان فرایندی ارتباطی است که طی آن پیام دهنده به دنبال برانگیختن پاسخ های مطلوب نظر خویش است.» (حکیم آرا، ۱۳۸۴: ۱۲۲)
«برانگیختن پاسخ های مطلوب نظر خویش» نوعی از تایید خود از سوی دیگران و به عبارت دیگر نوعی دوست داشته شدن انسان از سوی دیگران است که گافمن بر آن تاکید می کند.
در فرایند اقناع سازی، طبیعی است که رویکرد «دوست داشتن» با آنچه که در موارد دیگر همانند عشق و محبت، مثلاً محبت مادر به فرزند یا استاد به دانشجو و غیره، متفاوت باشد. دوست داشتن در فرایند اقناع سازی، نوعی از پذیرش ایدئولوژیکی است که فرد مایل است دیگران برای ابراز محبت به وی آن را اعلام نمایند. بتینگهاوس و کودی (۱۹۹۴) طی تعریفی، متقاعدسازی را کوشش آگاهانه ای دانسته اند که طی آن فرد یا گروه از طریق ارسال پیام به تغییر نگرش ها، باورها و رفتار فرد یا گروه های دیگر اقدام می کند. (Bettinghaus and Cody, ۱۹۹۴)
تغییر نگرش و باور و رفتار فرد یا گروه یک حرکت اقناعی برای تایید فرد مطرح کننده ی نگرش است. بنابراین نوعی از دوست داشتن و گرایش به وی از طریق پذیرش ایده و تفکر وی است. اقناع سازی از این منظر، یک حرکت روانی ـ احساسی است که به شدت با نوعی از تایید، دوست داشتن، پذیرش دیگری و همراه و همفکر شدن با انسان، مرتبط می باشد.
همسو شدن دیگران با خود، نیز یک نیاز انسانی است که در همین راستا قابل تبیین است. همسو شدن به معنای، هم گام شدن، همفکر شدن، هم رای شدن و همدل شدن است. این هماهنگی فکری ـ روانی، نوعی پذیرش انسان و دوست داشتن وی در حوزه ی مطرح شده می باشد.
دعوت و تبلیغ در رویکرد دینی نیز با هر سه حوزه ی «ارتباطی»، «اقناعی» و «همسویی» پیوند اساسی دارد. دعوت دینی نوعی از ارتباط است که درصدد برقراری رابطه، ایجاد اقناع و بالاخره تحقق همسویی انسان با محتوای دینی است. این ارتباط از خدا آغاز و به دیگران اعم از انسان، حیوان، طبیعت و موجودات ماورای طبیعت تسرّی می یابد. اقناع نیز، در همین راستا، پذیرش اعتقادات دینی و در حقیقت ایمان به آنچه که از خداوند متعال از طریق پیامبران(ع) نازل شده است، می باشد. دعوت دینی، به دنبال ایجاد اقناع و متقاعدسازی است. در حقیقت، این رویکرد نیز حرکت دوست مداری دین است که به دنبال جذب دیگران برای دوست داشتن آن و پیوند خوردن با آن می باشد.
«همسویی» نیز در رویکرد دعوت دینی، به دنبال همفکر و همدل ساختن انسان با تعالیم دین است، با باورهای دینی است و به دنبال ساختن انسانی معتقد و عاشق دین در حوزه های مختلف می باشد.
از طرف دیگر، دعوت یا تبلیغ دینی، از جمله دعوت اسلامی، به دنبال گفتمان سازی دینی است. این گفتمان سازی، نوعی از مطرح کردن «خودِ اعتقادی دین» در سطح اجتماعی است. به عبارت دیگر، اگر دین به شکل گفتمان اعتقادی به یک تعامل روزمره ی انسان با خود، خدا و دیگران تبدیل شود، به یک دعوت مداوم دینی تبدیل می شود. گفتمان سازی دینی در حقیقت، شکل دهنده ی دعوت دینی در سطح فکری ـ عملی است. از طرف دیگر، دعوت دینی نیز به دنبال طرح نوعی از گفتمان دینی است که تثبیت کننده ی اعتقادات و مفاهیم فکری و عملی دینی در سطوح فردی و اجتماعی است. بنابراین در اینجا نیز نوعی از تعامل وجود دارد که می توان در حوزه ی دعوت دینی آن را «تعامل گرایی گفتمان دینی» نامید.
در بخش های بعدی این فصل به مسائل مختلف دعوت و تبلیغ از منظرهای گوناگون پرداخته خواهد شد تا معنا و گستره ی مصداقی آن مشخص تر شود.

معنای لغوی «تبلیغ»

«تبلیغ» از نظر لغوی معانی متعددی دارد. معنای مزبور عمدتا بر پایه ی کارکردهای آن تعیین و به کار گرفته شده است. البته می توان گفت که به دلیل اینکه این واژه ریشه در کلمه «بَلَغَ» یعنی «رسیدن» و «ایصال» دارد و هر نوع رسیدن یا رسانیدن و یا ایصال مورد نظر نیست، بلکه مقصود رسانیدن نوعی از پیام و مقصود و نه رسانیدن مثلاً ابزارهای مادی است، بنابراین، به شدت با موضوع پیام رسانی و اطلاع رسانی مرتبط است.

مصدر عربی تبلیغ

«تبلیغ که واژه ای عربی بر وزن «تفعیل» و مصدری متعدی از ریشه ب ـ ل ـ غ (بلغ، یبلغ، بلوغاً= رسیدن) (لویس، ۱۹۷۳م: ۴۸) به معنای رسانیدن (الیاس، ۱۳۶۳) یا رساندن (العوینی، ۱۹۸۱: ۱۷۵) می باشد. در زبان فارسی با حفظ این محتوا موارد استعمال مختلفی یافته و کمتر در معنای اصلی خود مورد استفاده قرار گرفته، بلکه با حفظ محتوای اصلی خود، محتوایی جدید نیز در خود جای داده است.» (خندان، ۱۳۶۹: ۹)
در همین زمینه باید اشاره کرد که سه واژه ی«تبلیغ»، «بلاغ» و «ابلاغ» از یک ریشه بوده و به معنای «رسانیدن» است.
ابن منظور در کتاب معروف «لسان العرب» می گوید: و البلاغ الابلاغ، و فی التنزیل: «اِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ» (جن: ۲۳)؛ وظیفه ی من فقط رساندن [برنامه های سعادت بخش] از سوی خدا و [رساندن] پیام های اوست، و الابلاغ الایصال و کذلک التبلیغ. (ابن منظور، ۱۴۰۵) یعنی بلاغ ابلاغ و از جلمه تبلیغ به معنای رسانیدن است.
«بلغ» نیز که فعلی لازم است به مفهوم رساندن است. (ابن فارس، ۱۳۹۰ ه.ق:۳۰۱)
یکی از تفاوت های اساسی میان رساندن پیام و رساندن یک شیء خارجی در همین جا مشخص می شود. در تبلیغ آنچه که رسانده می شود پیام است، در حالی که در عمل، «ایصال» که همان رساندن است، شیء خارجی رسانده می شود. این رویکرد معنایی یکی از مهمترین تفاوت های موجود میان معنای ارتباطات (Communication) به مثابه «ایصال» و «اتصالات» (Transportation) با معنای دیگر آن که «ارتباط»، «همدلی» و «هم معنایی» است.
در زبان عربی نیز میان واژه ی«اتصالات»(۴) و «علاقات»(۵) تفاوت اساسی وجود دارد. اتصالات در حقیقت، درباره ی رسانیدن اشیاء خارجی است. اما «علاقات» ایجاد نوعی از ارتباط بر پایه ی انتقال و رسانیدن پیام می باشد.
در اینجاست که می توان گفت، به رغم اینکه فرهنگ های قدیم لغات عربی بر واژه ی «ایصال» برای تبلیغ تاکید داشته اند، اما این ایصال در زمان های متاخر، به واژه ی «علاقات» تبدیل شده است که می تواند منعکس کننده ی معنای «ارتباطات» باشد.

معنای لغوی تبلیغ در فارسی

تبلیغ در فرهنگ لغات فارسی نیز عمدتا به معنای رسانیدن و «ایصال» آمده است. دو واژه ی «تبلیغ» و «ابلاغ» هر دو از ریشه ی «بلغ» بوده و به معنای رساندن (ایصال) می باشد.
در لغتنامه ی دهخدا آمده است «تبلیغ یعنی رساندن، خواندن کسی به دینی، عقیده ای و مذهبی و مسلکی و روشی، کشیدن کسی به راهی که تبلیغ کننده قصد دارد.» (دهخدا، ۱۳۲۵: ۳۴۳). در همین لغتنامه در جای دیگر، این تعریف از فرهنگ نظام نقل شده است: تبلیغ «رسانیدن عقاید دینی یا غیر آنها با وسایل ممکنه» (دهخدا، (ت ـ تدجیج)، ۱۳۲۵: ۳۴۳)
معنای «تبلیغ» در فرهنگ معین چنین آمده است: «موضوعی را با انتشار اخبار (به وسیله ی وسایل مختلف مانند رادیو، تلویزیون، روزنامه و غیره) در اذهان عمومی جاگیر کردن» (معین، ۱۳۶۳، ج ۱: ۱۰۲۵)
تفاوت رویکرد معنایی در این دو لغتنامه به روشنی دیده می شود. اگر لغتنامه دهخدا، تبلیغ را در حوزه ی دینی می داند، فرهنگ معین این واژه را، به معنای خبر، اطلاع رسانی و جاگیر کردن محتوای آن در اذهان عمومی می داند که به معنای نوعی از پذیرش نیز می باشد و بیانگر تحول فرایندی در معنای مربوط به تبلیغ می باشد که متاثر از تفسیرهای موجود در علوم اجتماعی و رویکرد غربی به مسئله «پروپاگاندا» و «افکار عمومی» است.
به عبارت دیگر، در حقیقت میان «رساندن پیام دینی» و «ایجاد اقناع در مورد رساندن هر گونه پیام از جمله پیام دینی» تفاوت اساسی وجود دارد. تبلیغ در حوزه ی دین، در حقیقت، تنها رساندن پیام دینی به معنای اخص نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد اقناع و پذیرش اصول و مفاهیم دین در سایه ابلاغ و رسانیدن پیام دینی است.
رهبر (۱۳۷۱) برای درک تفاوت میان «تبلیغ» و «ایصال» چنین می گوید: «در فرق بین «تبلیغ» و «ایصال» که آن «هم به معنای رساندن است گفته اند که: «تبلیغ رساندن یک امری فکری نظری است ولی «ایصال» رسانیدن یک شیء خارجی و عینی.» (رهبر، ۱۳۷۱: ۸۰)
در اینجا می توان گفت که «تبلیغ در مفهوم کلی آن عبارت است از رساندن پیام به دیگری از طریق برقراری ارتباط به منظور ایجاد دگرگونی در بینش و رفتار او و بر سه عنصر اصلی پیام دهنده، پیام گیرنده و محتوای پیام مبتنی است.» (رهبر، ۱۳۷۱: ۸۰)
در یک معنای وسیع تر، تبلیغ چنین آمده است: «جمیع اقدامات موثر در عقیده، تصور و تصمیم گیری فرد فرد انسان ها یا گروهی از انسان ها را می توان تبلیغ گفت به شرطی که انسان یا انسان ها مشتاقانه به سوی هدف هایی که برای تبلیغ شده است کشانیده شوند.» (سلاحی و تکیه، ۱۳۵۱: ۲۱)
در یک تعریف دیگر «تبلیغ عبارت است از روش یا روش های به هم پیوسته (در قالب یک مجموعه) برای بسیج و جهت دادن نیروهای اجتماعی و فردی از طریق نفوذ در شخصیت، افکار و عقاید و احساسات آنها برای رسیدن به یک هدف مشخص که این هدف ممکن است سیاسی، نظامی، فرهنگی و... مشروع و نامشروع باشد.» (زورق، ۱۳۶۸: ۸)
خندان در تعریف خود از تبلیغ چنین می گوید:
«تبلیغ رساندن شیء (موضوع) مورد نظر است از ساده ترین و نزدیک ترین راه ممکن به شرط فهماندن آن به مخاطب» (خندان، ۱۳۶۹: ۳۰)
آنچه که به خوبی در همه ی تعاریف مشاهده می شود، رویکرد متکی بر ابزار تبلیغ و نه محتوای آن، برای تحقق «عمل رسانیدن» است. به عبارت دیگر، واژه های «رسانیدن»، «اقدام»، «روش»، «نفوذ» و امثال آن ناظر به «کانال ارتباطی» یا «عمل ارتباطی» است که عمدتا بر معنای تبلیغ سایه افکنده است. در همین راستا، و همین گونه که بعدا نیز مشاهده خواهد شد، مبلّغ نیز، با نگاه ابزاری، به کانال و مجرای ارتباطی برای محتوای تبلیغی تبدیل شده است که با جایگاه واقعی مبلّغ تفاوت اساسی دارد.
در تعاریف دیگر «تبلیغ» که عمدتا پایه ی فرهنگی و دینی دارند، رویکردهای دیگری را شاهد هستیم که گرچه در کلیت خود با تعریف دیگران شباهت هایی را دارا می باشند، اما رویکرد آنها تا اندازه ای متفاوت و متمایز است که به برخی از آنها در اینجا اشاره می شود.
امام خمینی(ره)«تبلیغات که همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن یا ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.» (خمینی، ۱۳۶۱، ج ۲۱: ۳۳۹)
شهید مطهری(ره) تبلیغ از، خوب شناساندن و خوب رساندن است.» (مطهری، ۱۳۶۱، ج ۱: ۲۱۰)
احمد رزاقی: «تبلیغ، یعنی رساندن حقایق و واقعیت ها به گوش مردم جهان.» (رزاقی، ۱۳۷۰: ۱۶)
محمدحسن زورق: «تبلیغ در بهترین و اصولی ترین شکل آن یک فعالیت آموزشی است که به منظور نشر دانش و آگاهی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزش ها و سجایای اخلاقی صورت می گیرد.» (زورق، ۱۳۶۸: ۱۸)

نظرات کاربران درباره کتاب دعوت اسلامی