فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درسهایی از امام

کتاب درسهایی از امام
اخلاق و تهذيب روحانيت

نسخه الکترونیک کتاب درسهایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درسهایی از امام

امام خمینی(ره) با درک عمیق از اهمّیت و جایگاه تهذیب و اصلاح نفس، از سنین جوانی همگام با فراگیری علوم حوزوی، پای در میدان مبارزه با نفس یعنی جهاد اکبر گذاردند و با توفیقات الهی توانستند پیروز از این میدان به در آیند. دستاورد این جهاد عظیم برای شخص امام خمینی(ره) طی مدارج عالی کمالات انسانی و رسیدن به مقام قرب پروردگار و ارمغان آن برای ملت ایران پیروزی در انقلاب اسلامی بود؛ زیرا به حق می‌توان گفت که پیروزی انقلاب اسلامی ایران از برکات و حاصل خودسازی نفس شریف و مهذّب امام خمینی(ره) است. همان طور که اشاره گردید تهذیب نفس و ضرورت آن برای همه انسان‌ها امری است که در فرهنگ اسلام از ضروریات مباحث اخلاقی محسوب می‌گردد؛ اما آنجا که صحبت از رهبران فکری و معنوی جامعه اسلامی یعنی روحانیّت است، ضرورت تهذیب نفس ابعاد ویژه‌ای به خود می‌گیرد و چه بسا به سبب موقعیّت و تأثیری که روحانیّت معظم به عنوان نماینده و سخنگوی اسلام دارد، تهذیب نفس از سطح مباحث اخلاقی فراتر رفته و در ردیف واجبات و تکالیف مهم روحانیّت قرار گیرد، به ویژه آن که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روحانیّت عزیز به عنوان پرچمدار انقلاب بیش از گذشته در سطوح گسترده‌تری در داخل و خارج از کشور مطرح گردید و نگاه‌ها به رفتار و گفتار این قشر معظم معطوف گردید، نگاه دوستان به روحانیّت برای الگو گرفتن، و نگاه دشمنان برای خرده گرفتن و ضربه زدن.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.89 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درسهایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
ضرورت تهذیب نفس و پیراستن آن از رذائل نفسانی و آراستن آن به صفات و کمالات انسانی، امری غیرقابل انکار در فرهنگ اسلام است؛ تا آنجا که نبیّ مکرّم اسلام حضرت محمّد(ص) مبارزه با نفس را جهاد اکبر نامیدند و هدف از بعثت خویش را به کمال رساندن و تتمیم مکارم اخلاقی انسانها دانسته اند.
قرآن کریم نیز تزکیه نفس را موجب فلاح و رستگاری و آلودن آن به پلیدی ها را موجب محرومیّت و زیانکاری ابدی می داند.(۱)
پافشاری و تاکید بر تزکیه و اصلاح نفس در دین مبین اسلام، نشان از اهمّیت بسیار آن برای همگان دارد.
امام خمینی(ره) با درک عمیق از اهمّیت و جایگاه تهذیب و اصلاح نفس، از سنین جوانی همگام با فراگیری علوم حوزوی، پای در میدان مبارزه با نفس یعنی جهاد اکبر گذاردند و با توفیقات الهی توانستند پیروز از این میدان به در آیند.
دستاورد این جهاد عظیم برای شخص امام خمینی(ره) طی مدارج عالی کمالات انسانی و رسیدن به مقام قرب پروردگار و ارمغان آن برای ملت ایران پیروزی در انقلاب اسلامی بود؛ زیرا به حق می توان گفت که پیروزی انقلاب اسلامی ایران از برکات و حاصل خودسازی نفس شریف و مهذّب امام خمینی(ره) است.
همان طور که اشاره گردید تهذیب نفس و ضرورت آن برای همه انسان ها امری است که در فرهنگ اسلام از ضروریات مباحث اخلاقی محسوب می گردد؛ اما آنجا که صحبت از رهبران فکری و معنوی جامعه اسلامی یعنی روحانیّت است، ضرورت تهذیب نفس ابعاد ویژه ای به خود می گیرد و چه بسا به سبب موقعیّت و تاثیری که روحانیّت معظم به عنوان نماینده و سخنگوی اسلام دارد، تهذیب نفس از سطح مباحث اخلاقی فراتر رفته و در ردیف واجبات و تکالیف مهم روحانیّت قرار گیرد، به ویژه آن که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روحانیّت عزیز به عنوان پرچمدار انقلاب بیش از گذشته در سطوح گسترده تری در داخل و خارج از کشور مطرح گردید و نگاه ها به رفتار و گفتار این قشر معظم معطوف گردید، نگاه دوستان به روحانیّت برای الگو گرفتن، و نگاه دشمنان برای خرده گرفتن و ضربه زدن.
در این مجموعه رهنمودهای امام خمینی(ره) پیرامون ضرورت تهذیب اخلاق روحانیّت و راه های آن، اهمّیت درس اخلاق و پرورش اخلاقی شاگردان، آفات روحانیّت و ضرورت اصلاح و تصفیه حوزه ها، بیان گردیده است.
در خاتمه، از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است، تشکر و قدردانی می گردد.

ملاحظات

۱. مطالبی که از صحیفه امام(ره) نقل گردیده است به غیر از عناوین آنها، تماماً از فرمایشات یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.
۲. اگرچه ذکر خاطرات متعدد از افراد مختلف در این کتاب موجب حصول اطمینان نسبت به سیره امام خمینی(ره) در مورد موضوع مورد نظر می گردد؛ ولی در عین حال میزان صحت و سقم مطالب نقل شده به عهده راویان این خاطرات است.

رسول سعادتمند

فصل ا ول: ضرورت تهذیب اخلاق روحانیت

اصلاح نفس، واجب تر و سخت تر از همه واجبات

بباید دانست که مشکل ترین امور و سخت ترین چیزها دینداری است در لباس اهل علم و زهد و تقوی و حفظ قلب نمودن است در این طریقه. و از این جهت است که اگر کسی در این طبقه به وظایف خود عمل کند و با اخلاص نیت وارد این مرحله شود و گلیم خود را از آب بیرون کشد و پس از اصلاح خود به اصلاح دیگران پردازد و نگهداری از ایتام آل رسول نماید، چنین شخصی از زمره مقرّبین و سابقین به شمار آید. چنانچه حضرت صادق(ع)در خصوص چهار نفر حواریّین حضرت باقر(ع)چنین تعبیر فرمود. و در «وسائل» از «رجال کشی» سند به ابی عبیده الحذّاء رساند قال: «سمعت ابا عبدالله(ع)یقول: زراره و محمّد بن مسلم و ابو بصیر و برید من الذین قال الله تعالی: والسّابقون السّابقون اولئک المقرّبون».(۲)
و احادیث در این مقوله بسیار است و فضیلت اهل علم بیش از آن است که در حوصله بیان آید، و کفایت می کند درباره آنها حدیث منقول از رسول اکرم(ص): «من جاءه الموت و هو یطلب العلم لیحیی به الاسلام کان بینه و بین الانبیاء درجهٌ واحدهٌ فی الجنّه»(۳).
کسی که بیاید او را مرگ در صورتی که طلب کند علم برای زنده کردن اسلام، در بهشت مقام او با مقام پیغمبران یک درجه بیش فاصله ندارد....
و اگر خدای نخواسته از طریق خلوص برکنار شد و راه باطل پیش گرفت از علمای سوء که بدترین خلق الله هستند و درباره آنها احادیث سخت و تعبیرات غریب وارد شده است به شمار آید. و باید اهل علم و طلاّب این راه پرخطر، اول چیزی را که در نظر گیرند این باشد که اصلاح خود کنند در خلال تحصیل، و آن را حتی الامکان بر جمیع امور مقدّم شمارند که از تمام واجبات عقلیّه و فرایض شرعیه واجب تر و سخت تر همین امر است.(۴)

وارستگی نفس، منشا همه کمالات

شما آقایان همان طور که شغلتان محترم و شریف است، مسئولیتتان زیاد است. شما باید خودتان را بسازید، و بعد ملت را بسازید. خودسازی به اینکه تمام ابعادی که انسان دارد، و انبیا آمدند برای تربیت آن ـ تمام ابعاد را ـ ترقی دهید؛ جنبه علمی، همه ابعاد علم؛ جنبه اخلاقی، همه ابعاد اخلاق؛ تهذیب نفس، وارسته کردن نفس از تعلقات دنیا؛ که سرمنشا همه کمالات وارسته شدن نفس از تعلقات است، و بدبختی هر انسان تعلق به مادیات است. توجه و تعلق نفس به مادیات، انسان را از کاروان انسانها باز می دارد، و بیرون رفتن از تعلقات مادی و توجه به خدای تبارک و تعالی انسان را به مقام انسانیت می رساند. انبیا هم برای همین دو جهت آمده بودند: بیرون کردن مردم از تعلقات، و تشبث به مقام ربوبیت.(۵)

قلب انسانی، نقطه شروع کمالات

ابتدا از قلب شروع می شود، همه چیزها از قلب انسان شروع می شود، نه این قلبی که حیوانی است، قلب انسانی، همه مسائل از قلب انسانی شروع می شود. و اگر چنانچه قلب، یک سرچشمه نور و هدایتی در آن باشد، زبان هم به نورانیت قلب منوّر می شود؛ چشم هم به نورانیت قلب منور می شود، همه اعضای انسان، که تابع قلب است، وقتی قلب الهی شد، همه چیز انسان الهی می شود، یعنی حرف که می زند، حرفش هم الهی است، استماع هم که می کند، استماعش هم الهی است. راه هم که می رود، راه رفتنش هم الهی است. این همان است که انبیا آمده اند برای تربیت انسان ها. این انسانی که یک حیوان است، با سایر حیوانات فرق ندارد، یا بدتر از سایر حیوانات است، می خواهند که این انسان را از این لجنزار بیرون بیاورند، و یک انسان الهی، یک انسانی که سر تا پایش معرفت الله باشد، توحید باشد، حرکتی نکند الا به حرکت الهی: وَ مَا رَمَیْتَ اِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ الله رَمَی.(۶) نه این است که معنایش این است که خدا تیر را انداخته است. این دست، دست خداست. نفسانیت در تو نبوده است تا اینکه رمیی که می کنی، رمی تو باشد. تو الهی بودی، تو یک موجود الهی بودی، موجود الهی همه چیزش الهی است، رَمْیَش رمی الله است، عَیْنَش، عین الله است. همه چیزش خداست.(۷)

علم انسان را تهذیب نمی کند

دردها دوا نمی شود، الّا با اینکه این خصیصه شیطانی از بین برود. کسی بخواهد درد خودش را شخصاً دوا کند، باید این خصیصه را از بین ببرد؛ باید ریاضت بکشد و خودش را بزرگ حساب نکند؛ نگوید من عالمم، نگوید من خودم مقدس هستم ـ چنانچه ملائکه می گفتند ـ نگوید من ثروتمندم، نگوید من زاهدم، نگوید من عارفم، نگوید من موحدم. در هریک از اینها، ولو آن علم اعلایی که علم فلسفه یا عرفان است، اگر این خصیصه شیطانی باشد، حجاب است؛ «اَلْعِلْمُ حِجابُ الاَکْبَر»(۸). واگر کسی بخواهد معالجه کند خودش را، باید این خصیصه را به آن توجه بکند و بسیار مشکل است معارضه با این خصیصه، اگر بخواهد کسی تهذیب بشود، با علم تهذیب نمی شود؛ علم انسان را تهذیب نمی کند. گاهی علم، انسان را به جهنم می فرستد؛ گاهی علم توحید انسان را به جهنم می فرستد؛ گاهی علم عرفان انسان را به جهنم می فرستد؛ گاهی علم فقه انسان را به جهنم می فرستد؛ گاهی علم اخلاق انسان را به جهنم می فرستد. با علم درست نمی شود، تزکیه می خواهد ـ یُزَکیهِم(۹) ـ تزکیه مقدم است بر همه چیز. طلبه ای که در مدرسه درس می خواند، همدوش با درس، هم قدم با درس تزکیه لازم دارد. امام جمعه ای که می خواهد هدایت کند مردم را، باید تزکیه خودش را کند تا بتواند هدایت کند. دولتی که بخواهد مردم را وادار به کار خوب بکند باید تزکیه بکند خودش را. عارفی که بخواهد مردم را به معارف الهیّه دعوت کند، تا خودش را تزکیه نکند این قدرت را ندارد. فیلسوفی که بخواهد توحید را به مردم بیاموزد، تا این خصیصه شیطانی در او هست، این عمل را نمی تواند انجام بدهد؛ یعنی، زبان، زبان شیطان است و توحید می گوید و دل، دل شیطان است که توحید را دریافت کرده است، و قلب، قلب شیطان است که فقه را آموخته و فقه را تعلیم می کند. تا این خصیصه هست، تمام امور لنگ است.(۱۰)

پست ترین شغل ها از علمی که تو را هدایت نکند بهتر است

تو طلبه فقه و حدیث و سایر علوم شرعیّه نیز در مقام علم بیش از یک دسته اصطلاحات که در اصول و حدیث به خرج رفته، ندانی. اگر این علوم که همه اش مربوط به عمل است در تو اضافه ای نکرده و تو را اصلاح ننموده، بلکه مفاسد اخلاقیه و عملیّه بار آورده، کارت از علمای سایر علوم پست تر و ناچیزتر، بلکه از کار همه عوام پست تر است. این مفاهیم عرضیّه و معانی حرفیّه و نزاع های بی فایده که بسیاری از آن به دین خدا ارتباطی ندارد و از علوم هم حساب نمی شود که اسمش را بگذاری ثمره علمیّه دارد، این قدر ابتهاج و تکبّر ندارد. خدا شاهد است «و کَفَی بِهِ شَهیداً» که علم اگر نتیجه اش اینها باشد و تو را هدایت نکند و مفاسد اخلاقی و عملی را از تو دور نکند، پست ترین شغل ها از آن بهتر است. چه که آنها نتیجه عاجلی دارد و مفاسد دنیوی و اخرویش کمتر است، و تو بیچاره جز وزر و وبال، نتیجه ای نبری و جز مفاسد اخلاقی و اعمال ناهنجار حاصلی برنداری. پس علم تو هم از نظر اعتبار علمی تکبّر ندارد. منتها از بس افق فکرت کوتاه است، به مجرّد آنکه دو تا اصطلاح در هم و برهم کردی، خود را عالم و سایر مردم را جاهل دانی، و پر ملائکه مقرّبین را به زیر پای خود پهن می کنی و جایگاه را در مجالس، و راه ها را در کوچه ها بر بندگان خدا تنگ می نمایی.(۱۱)

نظرات کاربران درباره کتاب درسهایی از امام