فیدیبو نماینده قانونی انتشارات البرز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سورپرایز عشق

کتاب سورپرایز عشق

نسخه الکترونیک کتاب سورپرایز عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سورپرایز عشق

اوا تبدیل شده بود به سوپرایز زندگی من، سوپرایزی که عشق برایم مهیا کرده بود. احساس می‌کردم با وجود او زندگی‌ام از نو آغاز شده است. برای آنکه از نگاه‌های دیگران درامان باشم، طوری رفتار می‌کردم که انگارخود او مسئول شکل‌گیری رابطه‌ی ماست. ورود اوا به زندگی من به سان موجی بود که یارای ایستادن در برابرش را نداشتم. سعی کردم جلوی او مقاومت کنم اما...

ادامه...

بخشی از کتاب سورپرایز عشق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه مترجم

ژان پیر مارتن، متولد پانزدهم مارس سال ۱۹۴۸ میلادی در نانت فرانسه است. او تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در نانت گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان، راهی پاریس شد. وی در سپتامبر سال ۱۹۶۸ موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشته فلسفه از دانشگاه سوربن شد. در رخدادهای سال ۶۸ در فرانسه، به جریان اعتراضی پیوست و در طی آن هم به جرم تلاش برای ایجاد آتش سوزی عمدی، به دو سال حبس محکوم شد که پس از پایان محکومیتش، خاطرات خود را از زندان به صورت کتابی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد.
مارتن، زندگی در روستا را به زندگی در شهر ترجیح داده بود، همین امر نیز سبب شد تا مدت سیزده سال در روستا زندگی کند. پس از آن نیز به سفرهایی طولانی در قاره های امریکا و آسیا رفت. در طول این مدت به فراگیری پیانو و هارمونی پرداخته بود و در یک گروه موسیقی عضویت داشت.
وی، پس از پایان تحصیلات عالیه در فرانسه، یک سالی نیز به تدریس در دانشگاه اورگان امریکا مشغول شد. در کنار تدریس، به نواختن پیانو نیز ادامه داد و سرانجام تصمیم به نوشتن گرفت. نخستین رمان وی را در سال ۲۰۰۳ انتشارات گالیمار منتشر کرد و پس از آن نیز به ترتیب رمان هایی را در سال ۲۰۰۶، ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ به رشته تحریر درآورد. سورپرایز عشق، جدیدترین کتاب این نویسنده شمرده می شود.
مارتن، در حال حاضر، استاد عالی مقام دانشگاه لیون ۲، عضو افتخاری موسسه دانشگاهی فرانسه و عضو هیئت تحریریه دوران مدرن است.
انتشارات گالیمار، ناشر کتاب های مارتن، یکی از ناشران فرانسوی پیشرو در انتشار کتاب است. روزنامه گاردین در مقاله ای، این انتشارات را دارای بهترین کارنامه نشر در جهان توصیف کرده است. در سال ۲۰۰۳، این شرکت به همراه شرکت های وابسته به آن ۱۴۱۸ عنوان کتاب منتشر کردند. گاستون گالیمار این انتشارات را در سال ۱۹۱۱ بنیاد گذاشته است.

کتاب سوپرایز عشق برگردانی است از:
La nouvella surpris de l'amour
par
Jean-Pierre Martin

بخش اول

فصل اول

«نمی تونم دوست داشته باشم.» این جمله را در آغاز رابطه مان گفته بود. خیلی یکه خوردم. از حرفش برداشتی کاملاً اشتباه کردم و آن را به حساب تفاوت سنی مان گذاشتم. چند روز بعد، زمانی که جرئت کردم از اوا بپرسم منظورش از آن حرف چه بود، تازه فهمیدم چه اشتباهی کرده بودم. همه سال هایی که تا آن زمان گذرانیده بودم، به سان خط قرمزی بود که مرا از رسیدن به اوا بازمی داشت. گمان نمی کنم اصلاً چنین فکری به ذهن او نیز رسیده بود. اما برعکس، او که به خوبی از گذشته من و علاقه عجیبی که به لور داشتم آگاه بود، گمان می کرد جدایی از من برای وی ناممکن است. این گونه بود که نوعی سوءتفاهم میانمان شکل گرفت.
باید بهتر متوجه احتیاطش می شدم. همه حرکاتش نشان از این داشت که حاضر بود خودش را کاملاً در اختیار من بگذارد: وضعیت بدنش، حالت لب ها و درخشندگی صورت.
اوا رویداد شگفت زندگی من بود. زندگی ای که با او رنگ و بویی تازه به خود می دید. البته باید این را نیز اعتراف کنم که برای رهایی از افکارم، طوری در ذهنم جلوه می دادم انگار او مسئول همه چیزهایی بود که برای ما پیش می آمد.
نیرویی در من تنیدن گرفته بود که مقاومت دربرابرش را در حد توان خودم نمی دیدم.
با وجود این، خودم را چونان خطری برای او می دانستم. اوایل آشنایی مان، برخلاف میلم، او را ترغیب کردم که زندگی خودش را بکند؛ که به رابطه با من ادامه ندهد، نمی خواستم نگهش دارم. ما در دو قاره متفاوت زندگی می کردیم و میانمان یک اقیانوس فاصله بود.
اصلاً حتی قدرت تصور این را نیز نداشتم که یک مرد، حتی جذاب ترین مردها، لحظه ای نگاهش به او بیفتد و اسیر جذابیتش نشود. این را به خودش نیز گفته بودم، برای اینکه به او بگویم انتخاب های بسیاری دارد، انتخاب های بسیار بهتر از من، و اینکه مجبور نیست زندگی اش را با من سر کند.
یک بار حتی به او گفته بودم که همه مردان کره زمین را می تواند به دست آورد؛ دست کم هریک را که دلش بخواهد. ولی زیربار نمی رفت، فقط و فقط مرا می خواست. برای توجیه خودم، پیوسته در ذهنم می گفتم که رابطه ما از همان ابتدا شور و هیجانی شدید به خود گرفته بود که هیچ یک از ما توانایی گذار از آن را نداشتیم. ولی نمی توانستم احمق باشم، باز هم نگرانش بودم.
به سنی رسیده بودم که انسان خیلی راحت تر ضعف های خود را می پذیرد و بیشتر از همیشه می داند همین ضعف ها در زندگی دست و پایش را تا چه اندازه می بندد...

نظرات کاربران درباره کتاب سورپرایز عشق

اصلا نتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم خوب نیست
در 6 ماه پیش توسط marziyeh h