فیدیبو نماینده قانونی کنکاش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آمادگی برای ازدواج

کتاب آمادگی برای ازدواج
راهنمای کاربردی برای جوانان، والدین و متخصصین خانواده

نسخه الکترونیک کتاب آمادگی برای ازدواج به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آمادگی برای ازدواج

این کتاب به ده فصل تقسیم می­شود. هر فصل ابعادی از آمادگی برای ازدواج را مورد بررسی قرار می­دهد. فصل‌های اول تا چهارم کتاب، به بررسی انواع آمادگی­ها برای ازدواج و عوامل موثر بر آن می­پردازد. از آن جایی که نظر والدین در ازدواج فرزندانشان تأثیر بسزایی دارد، بنابراین در فصل پنجم مسأله گسست نسلی مطرح شده است. فصل ششم به ارائه پژوهش‌هایی که در زمینه آمادگی برای ازدواج و گسست نسلی انجام شده­اند می­پردازد. کتاب حاضر حاصل یک پژوهش کیفی است که با جوانان، والدین دارای فرزندان در سن ازدواج و متخصصین خانواده مصاحبه شد که نظرات آن­ها در این زمینه در فصل هفتم به صورت نتایج آماری گزارش می­شود. در فصل هشتم و نهم نتایج مصاحبه با جوانان، والدین و متخصصین خانواده در زمینه آمادگی برای ازدواج به صورت توصیفی ارائه می­شود و تفاوت دیدگاه­های آن­ها با یکدیگر مورد بررسی قرار می­گیرد. فصل دهم نیز به نمونه‌هایی از ازدواج­های ناموفق اختصاص داده شده است تا جوانان بتوانند دیدگاه گسترده­تری به ازدواج داشته باشند و اگر خودشان با مشکلاتی از این دست مواجه هستند بتوانند با آگاهی بیشتری به انتخاب و ازدواج بپردازند. از طرف دیگر والدین و متخصصین هم بتوانند در راهنمایی جوانان برای ازدواج از این نمونه ها استفاده نمایند.

ادامه...
  • ناشر کنکاش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۰۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آمادگی برای ازدواج

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

با ورود به دنیای بزرگسالی، تغییراتی در موقعیت و پایگاه فرد ایجاد می­شود. اتخاذ یک حرفه تمام وقت، ازدواج و صاحب فرزند شدن به تدریج فرد را از وابستگی اقتصادی به والدین به سوی استقلال اقتصادی و از مشارکت در مسائل مربوط به اعضای خانواده به سوی تشکیل خانواده برای خود شخص سوق می­دهد. حداقل، تا آغاز جنگ جهانی دوم، ازدواج در مقایسه با پدیده­هایی مثل فراغت از تحصیل، ورود به بازار کار یا جدا شدن از خانواده­ی پدری، به عنوان معرف اصلی ورود به دنیای بزرگسالی محسوب می­شد (پاپل(۱) و نلیسن(۲)، ۱۹۹۹).
فرآیند بزرگسالی مستلزم پدیدآیی مجموعه­ای از تغییرات است که هر یک از آن­ها نقش برجسته ای در ارتباط و تعامل فرد با دنیای بزرگسالی دارد. شاید بتوان اصلی­ترین تغییرات در این فرآیند را در دو محور اصلی ردیابی نمود. یکی از این محورها به دگرگونی شرایط اقتصادی فرد مربوط می­شود. به سخن دیگر، فرد بایستی از وابستگی اقتصادی به والدین به سمت استقلال اقتصادی حرکت کند. این حرکت که در نهایت در قالب اشتغال تحقق می­یابد، دشواری­ها و ناهمواری­های فراوانی را در خود دارد که زمینه­ساز بخشی از مشکلات گذار از نوجوانی به بزرگسالی است (پاپل و نلیسن، ۱۹۹۹). دومین تغییر به جایگاه فرد در چارچوب خانواده مربوط می­باشد. طی سال­های کودکی و نوجوانی فرد به عنوان عنصری از کانون خانواده است که در آن والدین، بنیان­گزاران اصلی محسوب می­گردند، اما از سال­های جوانی و ابتدای بزرگسالی حرکت به سمت بنا نهادن خانواده­ای است که فرد نقش اصلی در پایه­ریزی آن دارد. این حرکت دوم که سرانجام در قالب ازدواج تجلی می یابد، بحران­ها و چالش­های فراوانی را همراه دارد (پاپل و نلیسن، ۱۹۹۹).
بر اساس گفته­های انسان­شناسان، ازدواج در گذشته و حال و در فرهنگ­های سنتی جهانی به عنوان انتقال نهایی به بزرگسالی مورد توجه قرار گرفته است (شلگل و بری(۳)، ۱۹۹۱؛ به نقل از بدگر(۴)، ۲۰۰۵) و رویدادی است که گذر «از پسر به مرد شدن و از دختر به زن شدن» را نمایان می­سازد (آرنت(۵)، ۱۹۹۸). در این فرهنگ­ها فقط بعد از ازدواج است که یک فرد به موقعیت بزرگسالی می­رسد و مسئولیت­های بزرگسالی را بر عهده می­گیرد. مسئولیت­های مهم بزرگسالی در گذشته در فعالیت­هایی مثل فراهم کردن، محافظت کردن، تولید کردن و همه­ی فعالیت­هایی که شامل انجام وظایف درقبال دیگران بوده، خلاصه می­شده است (آرنت، ۱۹۹۸؛ گیلمور(۶)، ۱۹۹۰؛ به نقل از بدگر، ۲۰۰۵).
تحقیقات اخیر نشان می­دهند که اکثر جوانان، ازدواج و رویدادهای دیگر (مثل: تمام کردن مدرسه، به دست آوردن یک شغل و والد شدن) را معیارهای مهم و ضروری برای بزرگسال شدن نمی دانند. در عوض، جوانان صفات درونی­تر و فردی­تری را به عنوان معیار بزرگسالی گزارش می­کنند. به ویژه، مردان جوان، معتقدند زمانی به بزرگسالی رسیده­اند که برای خودشان مسئولیت قبول کنند، به استقلال مالی برسند و تصمیم­گیرندگان مستقلی شوند و زنان جوان معتقدند زمانی بزرگسال می شوند که مسئولیت­های فردی را بپذیرند، به طور مستقل تصمیم­گیری کنند و رسیدگی کردن به دیگران را رشد دهند (آرنت، ۱۹۹۸).
در مورد تاکید و پافشاری هنجارهای اجتماعی در به تعویق انداختن ازدواج (به رغم تمامی مشکلات و دشواری­هایی که پدید می­آورد) سه استدلال و بحث محوری در متون علمی موجود است که پیچیدگی مساله را مضاعف می­سازند. نخستین مقوله به رسش جسمانی و این که آیا فرد از لحاظ رسیدگی فیزیولوژیک به حد تعادل رسیده است، مربوط می­گردد. دیدگاه غالب در این زمینه، بر این اساس استوار است که ازدواج زودرس، سلامت مرد، زن و فرزندان آن­ها را تهدید می کند. برخی از مولفین بر این اعتقاد هستند که در مورد مرد، ازدواج پیش از پایان یافتن رشد جسمانی، فرد را با تقلیل انرژی زیستی مواجه می­سازد. به عنوان مثال، این آثار منفی در مورد زنی که روند رشد جسمانی خود را به پایان نرسانده وخیم­تر نیز می­باشد، زیرا وی در معرض به دنیا آوردن نوزاد در این مقطع سنی است. نوزاد چنین زوجی نیز در معرض تهدید است، چرا که مسئولیت نگهداری و پرورش او به عهده­ی والدین رشد نایافته است (پاپل و نلیسن، ۱۹۹۹). به رغم تهدیدهایی که در پژوهش­ها در مورد ازدواج زودرس و سلامت به آن­ها اشاره شده، با نگاهی عاقلانه می­توان به شواهدی دست یافت که بر اساس آن­ها زمانی که ازدواج دیرتر از موعد هنجار نیز اتفاق می­افتد سلامت جسمانی و روانی زوجین و سلامت فرزندان آن­ها متزلزل می­گردد (مک فارلین(۷)، ۱۹۸۶).
دومین مقوله در هنجارهای اجتماعی که در به تعویق انداختن سن ازدواج موثر می­باشد، توانمندی اقتصادی است. به سخن دیگر بر اساس این هنجار، افراد بایستی قبل از ازدواج به خودکفایی اقتصادی رسیده باشند. بر خلاف مقوله­ی نخست (رسش جسمانی)، در مقوله­ی اخیر، وضعیتی ایستا وجود ندارد. تورم و دگرگونی های اقتصادی، تغییر نرم­های زندگی و رفاه اجتماعی، گسترش تکنولوژی، مهاجرت به شهرها و به فراموشی سپرده شدن چارچوب زندگی سنتی و پیدایش نیازهای جدید، از جمله مواردی هستند که توانمندی و خودکفایی اقتصادی را در حالتی پویا قرار داده و دائماً سطح بهینه­ی آن را ارتقاء می­دهند (ون پراگ(۸)، ۱۹۸۰). همچنین باید گفت که جهان معاصر با جهان پیشین تفاوت اساسی و کیفی دارد. در گذشته با تحقق بلوغ زیستی، بلافاصله بلوغ اقتصادی رخ می داد؛ یعنی بلوغ زیستی و بلوغ اقتصادی همزمان بودند. وقتی جوان از لحاظ اقتصادی بالغ شود، هویت می­یابد؛ زیرا در جامعه کسی به عنوان بزرگسال پذیرفته می­شود که استقلال مالی داشته باشد. پس در گذشته مشکل هویتی جوان بلافاصله حل می­شد. در آن دوره جوان چهارده یا پانزده ساله وارد بازار کار می­شد؛ به ویژه کارهای سنگین که خود به خود اوقات فراغت وی را پر می­کرد. بنابراین مشکل روانی چندانی هم برایش به وجود نمی­آمد. علاوه بر این، مشکل زیستی جوان هم حل می­شد؛ زیرا بلافاصله می­توانست ازدواج کند. اما در جهان حاضر بین بلوغ زیستی و بلوغ اقتصادی شکاف عظیمی رخ داده است؛ یعنی بلوغ زیستی در همان سیزده یا چهارده سالگی رخ می­دهد و این روند حتی در حال کاهش است و مسائلی چون بهبود تغذیه و تحریک­های محیطی به آن دامن می­زند. بنابراین، از یک سو بلوغ زیستی زود انجام می­گیرد و از سوی دیگر، بلوغ اقتصادی خیلی دیر اتفاق می­افتد؛ یعنی شخص باید دانشگاه برود، مدرکی بگیرد، دوره­ی نظام وظیفه را بگذراند و سر کار برود تا این که به استقلال مالی برسد، ازدواج کند و مشکل زیستی خود را حل کند (علیخانی، ۱۳۸۲).
سومین معیار در هنجارهای اجتماعی به گونه­ای که در برابر ازدواج­های زودرس ایستادگی می کند، بحث رسش روانی-اجتماعی است. نیاز به رسش اجتماعی و تغییر روابط از نظر عاطفی، از اصلی­ترین پیش­نیازهای ازدواج است. فردی که ازدواج می­کند باید از صلاحیت­های روانی- اجتماعی برخوردار باشد (آزادفلاح، ۱۳۸۳).
همچنین انتخاب همسر صمیمی و کیفیت رابطه­ی بین زن و شوهر تحت تاثیر خاطرات رابطه­ی والد- فرزندی اولیه­ی آن­ها نیز قرار دارد و برای این که رابطه­ی عاشقانه به ازدواجی دائمی بینجامد، باید در زمان مناسبی روی دهد. دو نفر ممکن است مناسب یک­دیگر باشند، اما اگر یکی یا هر دوی آن­ها با توجه به رشد یا زمان­بندی اجتماعی خود برای ازدواج آمادگی نداشته باشند، رابطه­ی آن­ها احتمالاً قطع می­شود (برک، ۱۳۸۹).

راهنمای استفاده از کتاب

این کتاب به ده فصل تقسیم می­شود. هر فصل ابعادی از آمادگی برای ازدواج را مورد بررسی قرار می­دهد.
فصل های اول تا چهارم کتاب، به بررسی انواع آمادگی­ها برای ازدواج و عوامل موثر بر آن می­پردازد. از آن جایی که نظر والدین در ازدواج فرزندانشان تاثیر بسزایی دارد، بنابراین در فصل پنجم مساله گسست نسلی مطرح شده است. فصل ششم به ارائه پژوهش هایی که در زمینه آمادگی برای ازدواج و گسست نسلی انجام شده­اند می­پردازد.
کتاب حاضر حاصل یک پژوهش کیفی است که با جوانان، والدین دارای فرزندان در سن ازدواج و متخصصین خانواده مصاحبه شد که نظرات آن­ها در این زمینه در فصل هفتم به صورت نتایج آماری گزارش می­شود.
در فصل هشتم و نهم نتایج مصاحبه با جوانان، والدین و متخصصین خانواده در زمینه آمادگی برای ازدواج به صورت توصیفی ارائه می­شود و تفاوت دیدگاه­های آن­ها با یکدیگر مورد بررسی قرار می­گیرد.
فصل دهم نیز به نمونه هایی از ازدواج­های ناموفق اختصاص داده شده است تا جوانان بتوانند دیدگاه گسترده­تری به ازدواج داشته باشند و اگر خودشان با مشکلاتی از این دست مواجه هستند بتوانند با آگاهی بیشتری به انتخاب و ازدواج بپردازند. از طرف دیگر والدین و متخصصین هم بتوانند در راهنمایی جوانان برای ازدواج از این نمونه ها استفاده نمایند.

فصل اول: جوانی و ازدواج

جوانی و بزرگسالی

دوران کودکی و نوجوانی به عنوان نوعی آماده­سازی فرد برای ورود به مرحله­ی جوانی- مرحله­ای که در آن فرد باید به عضو مفید و سازگار جامعه تبدیل شود - قلمداد شده است. در جوانی، برخی از توانایی­های جسمانی و ظرفیت­های شناختی انسان به اوج خود می­رسد و در این مرحله، فرد بخش عمده­ای از بحران­های گذشته را پشت سر گذاشته و اکنون با مشکلات جدیدی مواجه شده است. در این مرحله از زندگی، فرد جوان باید سبک زندگی(۹) خود را مشخص نماید و به نقش­ها و برنامه­هایی که قبلاً در ذهن خود می اندیشیده است جامه­ی عمل بپوشاند.
مطالعه­ی علمی این دوره از زندگی، بسیار جوان است و قطعیت اندکی در مورد یافته های مرحله­ی جوانی وجود دارد. فقط در سه دهه­ی گذشته، بررسی­های متعددی در این زمینه صورت گرفته است. تعاریف قانونی از جوانی بسیار متنوع و متعدد هستند. در بسیاری از مناطق جهان، سن قانونی یک زن برای ازدواج، ۱۴ سالگی، برای دریافت گواهی­نامه رانندگی ۱۶ سالگی، برای شرکت در انتخابات ۱۸ سالگی و برای مصرف نوشابه­های الکلی ۲۱ سالگی در نظر گرفته شده است. شرکت­های بیمه برای رانندگان زیر ۲۵ سال، حق بیمه بیش­تری دریافت می­کنند. ویلیام جیمز(۱۰)، ۳۰ سالگی را نقطه­ی جدایی بین جوانی و بزرگسالی در نظر گرفت (مک کرا(۱۱)و کاستا(۱۲)، ۲۰۰۳).
چنان چه جوانی را از سن ۱۸ سالگی به بعد تعریف کنیم روشن است که تحول فرد جوان در بسیاری از زمینه­های جسمانی، شناختی، اخلاقی،اجتماعی و هیجانی تداوم می­یابد.

تغییرات جسمانی

در خلال مرحله­ی جوانی، تغییرات جسمانی بسیار تدریجی صورت می­گیرد و بدن انسان بین سنین ۱۹ الی ۲۶ سالگی به اوج رشد جسمانی دست می­یابد. از سوی دیگر، دستگاه گردش خون و رگ­های خونی عملکرد مطلوب­تری پیدا می­کنند. به نظر می­رسد که یکی از دلایل انتخاب افراد از این دامنه­ی سنی به منظور انجام فعالیت­های ورزشی و رزمی، همین نکته باشد. نیروی جسمانی از ۳۰ سالگی به بعد، افتی بسیار تدریجی دارد. جوانان امروزی در مقایسه با کودکان، از سلامت جسمانی بیش­تر و آسیب پذیری کم­تر نسبت به بیماری­های مختلف برخوردارند. به رغم افزایش نیروی عضلانی فرد، برخی از نشانه­های بیماری­های ریوی، قلبی، کلیوی، التهاب و درد مفاصل، تصلب شراین و بیماری­های کبدی در فاصله­ی سنین ۲۵ تا ۳۰ سالگی ظاهر می­شوند (ترنر(۱۳) و هلمز(۱۴)، ۱۹۹۱).
در سنین جوانی، شاهد عملکرد مطلوب حواس پنج­گانه هستیم. به عنوان مثال، دقت بینایی یا تیزبینی در ۲۰ سالگی به اوج می­رسد و گاهی تا ۴۰ سالگی تداوم می­یابد. قدرت شنوایی نیز در این دوره تا ۷۵ سالگی افزایش و پس از آن کاهش می­یابد. همچنین، حواس بویایی، چشایی و لامسه حتی تا سنین ۴۵ تا ۵۰ سالگی هیچ گونه افتی نشان نمی­دهند. برخی از عادت­ها، نظیر مصرف سیگار و الکل در سنین جوانی، سلامت افراد را به خطر می­اندازد و ممکن است فشارهای روانی و تنیدگی، کنش­های جسمانی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. در مجموع، به نظر می­رسد که اغلب جوانان از وضعیت جسمانی خود اظهار رضایت می­نمایند (پاپالیا و وندکاس(۱۵)، ۱۹۹۲).

نظرات کاربران درباره کتاب آمادگی برای ازدواج