فیدیبو نماینده قانونی کنکاش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلیله و دمنه به روایت فارسی کنونی

کتاب کلیله و دمنه به روایت فارسی کنونی

نسخه الکترونیک کتاب کلیله و دمنه به روایت فارسی کنونی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کلیله و دمنه به روایت فارسی کنونی

در این کتاب معجونی از حکمت و دانش آریایی و ایرانی از هند باستان و ایران باستان به وسیله نویسندگان اولیه و مترجمان آن چون ویشنو برهمن هندی زمان باستان و برزویه طبیب باستانی و ابن مقفّع ایرانی جمع آوری شده و سپس بعد از اسلام احادیث و حکمت نبوی و اشعار فارسی عربی به وسیله نصرالله منشی به آن افزوده شده است. موارد فلسفی و اجتماعی که در این کتاب فراهم آمده مرجع و ریشه برخی از ضرب المثل‌های فارسی و عربی بوده است.

ادامه...
  • ناشر کنکاش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.57 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب کلیله و دمنه به روایت فارسی کنونی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

کتاب کلیله و دمنه از جمله مجموعه های دانش و حکمت است که به وسیله مردمان خردمند دنیای کهن جمع آوری شده و نموداری از جوامع انسانی را به زبان حیوانات به نگارش آورده اند آن را برای جامعه بشری به میراث گذشته اند. تا از حکمت عملی و نظری و آداب زندگی آن بهره گیرند. اصل این کتاب به نام پَنچه تَنتره (ponche Tantra) در پنج باب به وسیله یکی از برهمن های هند به نام ویشنو که در زبان گزی به معنا شنوا باشد به زبان هند باستان (سانسکریت) فراهم آمده و در زمان انوشیروان ساسانی به وسیله طبیب بلند پایه آن زمان برزویه مروزی از هند به ایران آورده شده و توسط او به زبان روز یعنی زبان پهلوی ترجمه شده و داستان های به آن اضافه گردیده است و سپس حدود دویست سال بعد در زمان حکومت عباسیان به وسیله ایرانی پاک نژادی به نام ابن مقفّع از زبان پهلوی به زبان عربی ترجمه شده است و به کلیله و دمنه نام گذاری شده است.
از نگارش پهلوی برزویه و ترجمه عربی ابن مقفَع به زبان های دیگر مانند سریانی هم ترجمه شده است و در زمان سامانیان شاعر بزرگ ایرانی رودکی سمرقندی ترجمه عربی ابن مقفّع را به زبان شعر فارسی دری درآورده و باز ترجمه های به فارسی انجام گرفته که از آنها چیزی باقی نمانده است و در زمان بهرام شاه غزنوی مجدداً به وسیله ابوالمعالی نصرالله منشی کتاب کلیله و دمنه عربی ابن مقفّع به زبان فارسی ادبی آن روز ترجمه گردیده که این ترجمه مانند ترجمه های دیگر نبوده و نصرالله منشی خود را موظف به رعایت اصل آن ندانسته و از خود عبارات و امثال عربی و فارسی به آن افزوده است و در اصل آن را بهانه ای کرده برای عبارت پردازی های عالمانه و استفاده از آرایه های ادبی دوران خود که در نتیجه جملات و واژه های دوراز ذهن و سنگین به آن اضافه شده است و فهم و درک آن را برای اکثر خواننده ها مشکل کرده است و این شیوه نگارش را به زعم خود هنری بی بدیل در نویسندگی به حساب آورده فارق از این که نوشتن برای فهمیدن و درک کردن و فهماندن باشد و الا به خود زحمت بیهوده روا کردن چه سود برهمگان. البته این سبک نوشتن در آن شرایط جزء آداب نویسندگی بوده و برای آن زمان مناسب بوده است.
هر نویسنده ای برای دیگران می نویسد و به همین دلیل باید نوشته اش قابل فهم برای دیگران باشد. ادراک و فهم مطالب هر نوشته ای زمانی ممکن است که جملات و عبارات به کار رفته در آن سلیس و روان و قابل فهم برای باسوادان باشد والا چه سودی از نگارش به جز اینکه زحمت خود بداریم و رنج دیگران.
در صفحه ط: مقدمه تصحیح کننده کلیله و دمنه استاد مجتبی مینوی تهرانی آمده اما ادبای عالی قدر آن زمان (زمان نصرالله منشی) اگر چه عموم ایشان از عهده ی فهم تمام مزایای تحریر او و شناسایی قدر هنرش بر نمی آیند مشخص حقیقی و مطمح نظر واقعی نویسنده بوداند در بند آن نبود که مخدوم او یعنی بهرام شاه غزنوی بر ظرافت ها و نکته سنجی ها و معنا پردازی ها و فصاحت و بلاغت او چنان که باید و شاید واقف می شود یا نه.
اگر عموم ادبای زمان قادر به فهم مطالب نوشته ای نباشند از دیگر خواننده های یک نوشته چه انتظاری است و اصولاً پس به چه هدفی تدوین شده و به چه دردی می خورد چیزی که متاسفانه هنوز در برخی از محافل ادبی رایج و ساری است اینکه عبارت پردازی و استفاده از لغات سنگین و برتری لفظ بر معنا جزئی از هنر نویسندگی به حساب آمده و در اصل هدف اصلی در این راه گم و فراموش شده است و نقض غرض شده. خدا رحمت کند نویسنگان و شعرای دوره قاجاریه را که سبک ادبی سنگین و پر آرایه و لفظ پردازی های غیر معمول دوران مغول و بعداز آن را با نهضتی علمی و بازگشتی به گذشته مانند دوران رودکی و فردوسی به روانی و شیوایی کشیدند و شیوه ی جدیدی را در نگارش مطالب و همه فهم کردن آن به وجود آوردند از جمله کسانی مانند ناظم الاسلام کرمانی، مشتاق، مجمر و نشاط اصفهانی، قائم مقام فراهانی، طالب اوف، آخوند زاده، کسروی و جمال زاده.
به هر صورت کتاب کلیله و دمنه که معجونی از فرهنگ کهن آریایی هند و ایرانی و دوره اول اسلامی است که زبده ی ادبیات چند هزار ساله در آن نهفته است و هنوز می تواند راهنمایی موثری در اخلاقیات انسانی باشد همراه با موارد دیگری که در ادبیات هزار ساله ایران همچون شاهنامه فردوسی، دیوان مولوی، سعدی و حافظ برای نسل های فعلی و برای آینده جامعه ایرانی و بطور اخص و جامعه بشری بطور عموم مفید باشد. البته ممکن است برای برخی این سوال پیش آید که با توجه به فراگیر شدن وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون، اینترنت، موبایل و ماهواره و سهولت مسافرت بین کشورهای و به اصطلاح بمباران اطلاعاتی که در حال حاضر دامن گیر جوامع بشری شده آیا از ادبیات کاری ساخته است تا بشر سرگردان در وادی اطلاعات مفید و مضر زمانه را راهنمایی کرده و او را به راه درست بکشاند. البته باید اذعان کرد که بشر کنونی به همین دلیل اکنون نیاز بیشتری به ادبیات اخلاقی و انسانی دارد که خوش بختانه ما ایرانی ها اینگونه ادبیات را به حد کمال دارا هستیم ولی باید فرصت استفاده از آن را خصوصاً برای نسل جوانتر جامعه فراهم آوریم و این کار یک همت و تلاش همگانی و همه جانبه را چه از طرف دولتها و چه از طرف مردم و نهادهای ذی ربط می طلبد. و امید است که یکی از دغدغه های اصلی کارگزاران هم همین باشد.
خطری که مردم جهان امروز را تهدید می کند بی فکری و یا فکر نکردن است مردمی که با ارتعاشات وسایل الکترونیکی چون اینترنت و تلویزویون و موبایل در هر لحظه صدها بار بمباران اطلاعاتی می شوند فرصت فکر کردن و در خود فرو رفتن را برای قضاوت های رفتاری خود از دست داده اند و این بیماری مسری است که در کمین همه می باشد و حس و ذوق تنهایی و فکرکردن از آنها گرفته شده است البته تنهایی جدا بودن از دیگران نیست بلکه به خود فرو رفتن و تامل برای کسب انسانیت است.
جامعه های امروزی از تنهاهای کنار هم تشکیل شده است و این خود می تواند سر منشا یک فاجعه بزرگ باشد. در هر خانواده پدر با فرزند و همسر و فرزند با مادر و سایرین بیگانه هستند. وسایل ارتباطی بلایی به جان خانواده ها انداخته که در عین ارتباط ظاهری همه از هم جدا هستند و سخن یکدیگر را نمی شنوند. جدا افتادگی در خانواده های امروزی از عوارض انقلاب ارتباطات و از مصادیق اندوهناک جهان امروزی است که همه چیز را در حال جهانی کردن می خواهند و دیگر نمی توانند در خود فرو روند و تجلیلّات انسانی خود را بسازند. حتی در کشورهای غربی فرد گرا، شعور فردی در واقع امر زیر سلطه و تخریب و فشار تبلیغاتی دنیای غیر شخصی و فرساینده ی شعارهای گروهی از سردمداران قرار گرفته ا ست. اینها همه بیماری تکنولوژی و تجدد خواهی قرون اخیر است به همین خاطر برای رفع این معضل باید همت جمعی باشد و یکی از راههای برون رفت از این مقوله آن است که رجعت و بازگشتی به ادبیات گذشته خود داشته باشیم و شرایطی را چه در موارد آموزش خانواده و چه در آموزش های جمعی با همکاری نهادهای آموزشی رسمی و غیر رسمی و مواردی مانند کتب درسی روزنامه ها و رادیو و تلویزیون به وجود آوریم که خانواده ها خصوصاً نسل جوانتر بیشتر درگیر ادبیات پربار گذشته شده و آشنایی بیشتری با آن پیدا کند. برای همه روشن است که دامنه نفوذ ادبیات محدود است اما در همین محدوده هم باید تاثیر اجتماعی خود را بگذارد البته سالها باید بگذرد تا اثر آن آشکار گردد. در هر حال بیشتر مردم این زمان با وجود سر خوردگی ها متعددی که ممکن است داشته باشند هنوز فاسد نشده اند و به امید شنیدن سخنان خوب و نیکو هستند تار اه انسانی زندگی خود را هموار سازند این گروه به ادبیات روی می آورند پس باید برای آنها از گنجینه های سرشار ادبی که از گذشتگان خود به ارث برده ایم خوراکی مناسب تهیه نماییم. ادبیات ایران سراسر عبرت و پند، آزادگی و آزاد اندیشی است و به طور کلی تعلیم زندگی شرافتمندانه را در خود دارد.
ادبیات می تواند رذیلت ها و فرو مایگی ها و اهریمن صفتی ها را که به نام های سلطان قاجاق مواد مخدر و تروریست نامیده شده و یا با تعصبی کورکورانه مذهب را وسیله انتقام گیری قرار داده و قتل غیر خودی ها را امری واجب به شمار می آورند را از بین برده یا تعدیل نماید و آنها را به راه درست انسانی سوق دهد.
اگر ادبیات و فرهنگ انسانی ایرانی و اسلامی را به درستی فهم کرده باشیم هیچگاه رذیلت های انسانی چون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران را زرنگی به حساب نمی آوردیم اصولاً چنین رفتاری را در جامعه سالم زرنگی نمی گویند. زرنگی موردی است که تلاش و جدیت فرد جنبه مثبت داشته باشد و به حقوق دیگری لطمه نزند نه آنکه بی شرافتی و کاری غیر انسانی را با تعبیر زرنگی پوشش بدهند که این خود نوعی کار بد و پلید است.
ای کاش این گروه از افراد هم به ادبیات و فرهنگ غنی ایرانی توجه می کردند و آنرا مورد مطالعه قرار می دادند و هم اینکه برخی از پزشکان وطنی با توجه به اینکه قسم نامه بقراط را مطالعه کرده اند شرح حال برزویه طبیب را در این کتاب و شرح زندگی زکریا رازی و ابن سینا را در کتب دیگر مورد مطالعه قرارمی دادند تا از اینکه در برخی موارد از بیماران خود مبلغی به عنوان زیر میزی دریافت می کنند شرمنده می شدند. خداوند هم این دسته از پزشکان و هم آنهایی که پایمال کردن حقوق دیگران را زرنگی به حساب می آورند هدایت کند.
آیا اکنون لازم ترین نیاز بشر گرایش به ادبیات انسانگرایانه و عارفانه همچون مولوی، سنایی و ناصر خسرو و رودکی و سعدی و حافظ و شاهنامه فردوسی و تولستوی و داستایوسکی و ویکتورهوگو نیست. جامعه بشری در شرایط فعلی بیش از گذشته خود نیاز به مرور کردن و مطالعه مفاهیم اخلاقی و عرفانی را دارد تا بارقه های انسانی نهفته در آنگونه ادبیات بتواند جهشی مثبت در بینش و رفتار او به وجود آورده و او را برای رسیدن به هدف های والای انسانی نزدیک گرداند.
این مورد را باید اذعان کرد که اگر از ادبیات گذشته در ناحیه خاورمیانه به درستی مطالعه و استفاده می شد به دلیل بار انسانی که این ادبیات دارد استعمارگران غربی نمی توانستند تعصب قومی و مذهبی چهارصد سال پیش یعنی زمان عثمانی و صفوی را دوباره زنده کرده و رسم شیعه و سنی کشی را در گروه های تکفیری زنده نمایند و هرروز به عناوین مختلف جان صدها انسان بی گناه را بگیرند و این کار را وجه همت خود قرار دهند که چه بکشند و چه کشته شوند جایشان در بهشت است.
آیا یکی از علت های فروکش کردن حس انسانی در جامعه جهانی امروز بی توجهی به فرهنگ و ادبیات پربار گذشته نیست. توجه به ادبیات گذشته در هر جامعه ای نه فقط امری لازم و ضروری برای حیات بشری در زمان کنونی بوده بلکه نویسنده و ادیب فعلی هم باید خود را درگیر زندگی عمومی و اجتماعی جامعه کرده و از آن کنارگیری نکند. او هم نسبت به جامعه و دیگرانی که برایشان سخن می گوید و می نویسد مسئول است و باید وظیفه اجتماعی خود را فراموش نکند و جامعه را به راه درست هدایت نماید. و به قول ژان پل سارتر ادبیات در هر شرایطی موظف است مانند دیگر شکلهای عمل اجتماعی در تحولات تاریخی و اجتماعی و اخلاقی جامعه سهیم و درگیر باشد.
نویسنده نباید افق دیدش چنان محدود باشد که وقتی بمیرد کتاب و نوشته اش هم بمیرد بلکه باید مانند نویسنده کلیله و دمنه و شعرا و نویسندگان ایرانی چون فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی این افق برایش چنان گسترده باشد که تا زمانی که جامعه بشری وجود دارد آثار او نیز زنده و تازه باشد.
مجموعه ادبیاتی که نویسندگان و شعرای دوران هزار ساله ادبیات بعد از اسلام ایران با توجه به پیشینه فرهنگ باستانی ایران به وجود آورده اند نه فقط از نظر هنر ادبی که ایجاد کرده اند بلکه به خاطر ارزش های والای انسانی و اندیشه ها و احساسات خیر خواهانه ای که در آن بکار گرفته اند برای ما میراث گران بهایی است که نباید به هیچ قیمتی آن را از دست داده یا فراموش کنیم بلکه باید در حفظ و توسعه آن کوشا باشیم و باید این نکته را نیز بدانیم که بی توجهی به آن خیانت بزرگی است ادبیات می تواند و باید قدرت تفکر را به حرکت درآورده و احساس ها و اندیشه های انسانی را بیدار کند. گاهی قضاوت های ما در مورد آثار ادبی و فرهنگی گذشته خودمان مبتنی بر شناخت خود اثر نبوده بلکه از قضاوت و داوری دیگران (مستشرقین) از آن آثار سرچشمه گرفته که چندان منطبق با واقع نخواهد بود بهتر این است که خود مستقیم وارد عمل شده تابهتر متوجه شویم که چه آثار ارزشمندی در کنار خود داشته ایم و به آنها بها نداده ایم.
امید است واکنش مثبت در همه افراد جامعه نسبت به ادبیات چه کتبی و چه شفاهی به وجود آید و ارزش آن برای داشتن زندگی انسانی و شرافت مندانه شناخته گردد. نوشته ها و کتابهای که با عناوین اندرزنامه، نصیحت نامه و آداب و اخلاق مانند همین کتاب کلیله و دمنه و گلستان و بوستان سعدی، قابوس نامه، مرزبان نامه، روضه الانوار، تحفه الملوک و سخنان کوتاه عرفا و ادبا و ارشادهای عرفانی و اخلاقی و دینی می تواند اگر خوب مطالعه شوند در تهذیب اخلاق و منش مردم در هر دوره و زمانی اثرات مطلوب و خوبی باقی گذارد. چراکه عقول و خرد بشر در هر دوره ای محدود بوده و در بین همه ای ملل و مردمان اصول حکمت و موارد عقلانی و اخلاقی و زندگی مثبت و خیرخواهانه یکسان بوده و در بین همه جوامع با توجه به اختلافات ظاهری مشابهت های زیادی وجود دارد به همین خاطر نوشته های اخلاقی و انسانی برای همه ملت های دنیا اعم از سفید و زرد و سیاه و با هر اندیشه دینی و اخلاقی که داشته باشند تاثیر مثبت خواهد داشت و می تواند با اثر گذاری خود جامعه ای واقعاً انسانی به دور از تبعیض و نژاد پرستی و تعصب گرایی را برای همه آحاد بشری فراهم نماید. در هر حال امثال و حکم و اندرزهای اخلاقی و حکایت ها و اشعار در ادبیات همه گروه های انسانی اگر به درستی عنوان گردد و مطالعه شود اثرات مثبت و مطلوبی در جامعه انسانی بر جا خواهد گذاشت. آنچه مسلم است گروه های انسانی در طول تاریخ تمدن خود همواره در تلاش این بوده اند که جامعه ای به دور از ظلم و ستم و تبهکاری فراهم آوردند و اصول اولیه جامعه سالم برای همه ملت ها در هر مکان و زمانی شرایط مشابه داشته وبه این معنا که درست کاری و راستکرداری و راستگویی و مخالفت با ظلم و دروغ در همه جوامع بشری امری پسندیده بوده و هست و حتی آنهایی که به مواردی از کارهای غیر اخلاقی روی می آورند خود می دانند که کارشان خلاف اصول انسانی بوده به همین خاطر است که می توان برای همه امت ها و ملت ها در حال و آیند عنوان کرد که درست کاری و راستگویی بهتر از دروغ و بدکرداری است و هیچ انسانی از نظر عقلی در هیچ زمان و مکانی دروغ و ظلم را پسندیده به حساب نخواهد آورد و از طرف دیگر همه انسانهای عاقل و خردمند در هر جامعه ای درستکاری و راستگفتاری را برای همه بشریت در هر زمان و مکانی یک فضیلت به حساب آورند و چنان که برخی عنوان کرده اند حداقل در اخلاقیات بشری نسبی گرایی جایی ندارد فی المثل جنایاتی که رژم اسرائیل در غزه انجام داده توسط هر گروهی که بارقه ای از انسانیت داشته باشند و در هر شرایط زمانی و مکانی که انجام گرفته باشد ناپسند و غیرانسانی خواهد بود به همین دلیل است که باید اذعان کنیم اندرزها و نصایحی که در ادبیات هر جامعه ای در هر شرایطی وجود داشته در جریان زمان چه گذشته و حال و آینده قابلیت ارزش و مطرح شدن را دارد و می تواند در تلطیف وجدان بشری موثر بوده و مورد استفاده قرار گیرد و امید است که مجامع بین الملی مانند سازمان ملل متحد شرافت و انسانیت را ملاک عمل خود قرار دهند و تحت تاثیر جریان های زورگو و استعماری نباشند و به همان صورتی که برای اسارت یک سرباز اسرائیلی دامن چاک کرده و سینه می خراشند و اظهار ناراحتی نموده و خواهان آزادی فوری او می شوند (در جنایات اسرائیل در غزه مرداد ماه ۹۳) کمی هم به فکر ملت مظلوم فلسطین در کناره غربی رود اردن و غزه باشند که سالهاست تحت ستم نژادپرستانه و زورگویانه ی گروه صهیونیست های یهودی بوده و انواع جنایات در حق آنها انجام گرفته است باشند.

نظرات کاربران درباره کتاب کلیله و دمنه به روایت فارسی کنونی

متاسفانه در قسمت نمونه هیچ چیزی از متن اصلی کتاب وجود نداره!!! یعنی عملا شما دارید مقدمه نویسنده و تاریخچه کتاب رو میخونید. که به نظرم هیچ تاثیری برای خرید و شناخت نوع متنش نداره. ترجیحا نمونه ها رو واقعی تر کنید
در 2 سال پیش توسط مهدی رمضانی
کتاب بسیار عالی است
در 1 سال پیش توسط mas...ini
خوب ولی کامل نیست
در 8 ماه پیش توسط pes...oja
من ربطش رو به رژیم صهیونیستی نفهمیدم. آخه کلیله و دمنه هم!!!!!!
در 1 هفته پیش توسط far...hem