حرفهای زن با خندهای عصبی قطع شد. فروشنده از روی مانیتور کامپیوترش خواند: «امیلی دیکینسون (۱۸۳۰ـ۱۸۸۶)، شاعر شهیر اهل نیوانگلند. بختتون گفته، خانم و آقای کریم. این امیلی دیکینسون نسخهی کمیابیه که بهزودی تولیدش متوقف میشه اما هنوز تا ماه آوریل با بیست درصد تخفیف میشه خریدش. بدلِ امیلی دیکینسون برای سنین سی تا پنجاهوپنج سالگی یعنی زمانِ مرگِ شاعر برنامهریزی شده، بنابراین مشتری میتونه بیستوپنج سال اون رو داشته باشه یا برنامه رو به میل خودش جلو یا عقب ببره، البته هیچوقت قبلِ سی سالگی نمیره. پیشنهاد فروش محدود تا تاریخ...»
زن با عجله گفت: «ما میخوایمش. لطفا.» زن و شوهر دست در دست، لرزش گرمایی ناگهانی، عشق و امیدی کودکانه در دلشان دوید. انگار بهطرزی غیرمنتظره هر دو دوباره عاشقانِ جوانی بودند در آستانهی یک زندگی جدید.