فیدیبو نماینده قانونی کنکاش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اهدای عضو

کتاب اهدای عضو
طلوعی دوباره

نسخه الکترونیک کتاب اهدای عضو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اهدای عضو

وضعیت کما با مرگ مغزی بسیار متفاوت است به گونه ای که فردی که به کما رفته، می‌تواند دوباره به زندگی عادی خود بازگردد؛ البته این وضعیت را باید متخصصان مغز و اعصاب تائید کنند. به طوری که اگر مغز هنوز زنده باشد، فرد دچار کما شده و احتمال برگشت آن حتی بعد از مدت طولانی و گذشت چندین سال هم وجود دارد. زیرا بیمار خودش به صورت طبیعی نفس می‌کشد و فقط مغز برای مدتی هوشیاری ندارد. در مرگ مغزی، فرد به صورت طبیعی نفس نمی‌کشد و تنفس خود را از طریق دستگاه انجام می‌دهد که بیماربا قطع کردن دستگاه، می‌میرد.

ادامه...
  • ناشر کنکاش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اهدای عضو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



دستگاه عصبی انسان شامل ۲ قسمت مرکزی و محیطی می باشد. بخش مرکزی قسمت هایی از دستگاه عصبی می باشد که در یک محفظه استخوانی (حفره کاسه سر و ستون مهره ها) واقع شده اند.
قسمت داخلی ستون مهره ای را نخاع و بخش داخل کاسه سر را مغز می نامند.

تقدیم خدای را بسی شاکرم که از روی کرم پدر و مادری فداکار نصیبم ساخته تا تا در سایه درخت پر بار وجوشان بیسایم و از ریشه آنها شاخ و برگ گیرم و از سایه وجودشان در راه کسب علم و دانش تلاش نمایم.والدینی که وجودشان تاج افتخاری است بر سرم و نامشان دلیلی است بر بودنم چرا که این دو وجود پس از پس از پرودگار مایه هستیم بوده اند، دستم را گرفتند و راه رفتن را در این وادی زندگی پر از فراز و نشیب به من آموختند.

اساتیدی که به من معنای زندگی و انسان بودن را آموختند؛ حال این برگ سبزی تحفه درویش تقدیم به آنان.

تقدیم به روح پر فتوح او که آموخت مرا تا بیاموزم مرحوم جناب آقای دکتر اخضری.

و با تشکر از تیم اهدای عضو استان اصفهان جناب آقای دکتر ضیایی استاد محترم گروه داخلی اعصاب،جناب آقای دکتر سوداوی و سر کار خانم دکتر خلیفه سلطانی که مرا به عنوان عضو کوچکی در تیم اهدای عضو پذیرفته اند و همیشه در این زمینه مرا یاری نمودند.

و همه کسانی که بخشیدند تا دیگران زنده بمانند.

پیشگفتار:

در سال های اخیر پیشرفت قابل توجهی در امر مرگ مغزی و اهدای عضو شده است ودر کشور های مختلف به ویژه کشور عزیزمان ایران به دلیل میزان بالای تصادفات به خصوص ضربه های مغزی توجه آموزش پزشکی در این مورد روز به روز پر رنگ تر شده است مجموعه پیش روی شما مجموعه ای از اطلاعات در مورد مرگ مغزی و اهدای عضو و شرایط آن می باشد.
اگرچه در نگارش این مجموعه سعی شده است تا از اشکالات تا حد امکان پرهیز گردد ولی از شما خواننده ی عزیز درخواست دارم تا به دیده ی اغماض به اشکالات این مجموعه بنگرید و در برطرف کردن آن مرا یاری نمایید.

فرشته زمانی
کارشناس ارشد آموزش پرستاری (گرایش داخلی – جراحی)

آناتومی مغز:

مغز عضوی از بدن است که ۲ تا ۳ درصد وزن بدن را تشکیل می دهد. و این عضو کوچک ۲۰ تا ۳۰ درصد جریان خون بدن را مصرف می کند و به همین مقدار از اکسیژن مورد نیاز بدن صرف می شود.
مغز به سه بخش اصلی تقسیم می شود: مخ، ساقه مغزی و مخچه،مخ از دو نیمکره، تالاموس، هیپوتالاموس و عقده های قاعده ای تشکیل شده است.
مخ: دارای دو نیمکره است ازطریق یک شیار طولی، البته نه به طور کامل از هم جدا شده اند.
این شیار مخ را به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می کند این دو نیمکره در قسمت پایین شیار توسط جسم پنبه ای به هم متصل می باشند سطح خارجی نیمکره ها ظاهری چروکیده دارد که دارای وجود لایه های چین خورده فراوان با شکنج هایی است که (ژیری) نامیده می شود. بخش خارجی مخ از ماده خاکستری تشکیل شده که در حدود۵-۲ میلی متر ضخامت دارد و مشتمل بر میلیون ها نورون یا جسم سلولی می باشد که به آن ظاهری خاکستری بخشیده. لایه درونی تر، ماده سفید است که شامل رشته های عصبی و نوروگلیاهایی می باشد که راه ها یا تنه های عصبی را به وجود می آورند.
نیمکره های مغز به لوب های پیشانی، آهیانه ای، گیجگاهی و پس سری تقسیم می شوند.

لوب پیشانی−> بزرگترین لوب است این ناحیه اعمالی چون تمرکز، تفکر انتزاعی حافظه یا ذخیره سازی اطلاعات و عملکردهای حرکتی را کنترل می کند.

لوب آهیانه ای −>  عمدتاً دارای مراکز حسی است. این لوب شامل مراکز حسی اولیه واقع در قشر مغزی می باشد که به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته و تعابیر و تفاسیر مربوط به این اطلاعات را به تالاموس و سایر مراکز قشری می فرستد و در تشخیص موقعیت یا جهت یابی در فضا و ارتباطات فضایی، ضروری به نظر می رسد.

لوب گیجگاهی−> متشکل از گیرنده های شنوایی است این لوب از منطقه بسیار مهمی تشکیل شده است که منطقه تفسیرگر نامیده می شود.

لوب پس سری −> لوب خلفی نیمکره های مغز، که مسئول تفسیر پیام های مربوط به بینایی است.

جسم پنبه ای−> توده ای ضخیم از رشته های عصبی است که دو نیمکره مغز را به هم متصل می سازد و مسئول انتقال اطلاعات از یک نیمکره مغز به نیمکره دیگر است اطلاعات انتقال یافته در ارتباط با حواس، حافظه و قوه تشخیص آگاهانه می باشد.

عقده های قاعده ای −> توده ای متشکل از هسته سلولی می باشند که در بخش های عمقی نیمکره های مغز واقعند و کنترل فعالیت های حرکتی مربوط به حرکات ظریف بدن را که توسط دست ها و اندام های انتهایی صورت می گیرد بر عهده دارد.

تالاموس−> واقع در طرفین بطن سوم بوده و عمدتاً نقش ایستگاه تقویت کننده را برای کلیه حس ها به جز بویایی ایفا می نمایند کلیه ایمپالس های مربوط به حافظه، احساس و درد از این ناحیه عبور می کنند.

هیپوتالاموس−> در قسمت های قدامی تحتانی تالاموس واقع شده اند. هیپوتالاموس درست در قسمت جانبی و زیرین بخش تحتانی دیواره بطن سوم قرار گرفته و شامل کیاسمای بینایی (محل تقاطع دو عصب بینایی) و اجسام پستانی (دخیل در رفلکس های بویایی و واکنش های عاطفی نسبت به بو) می باشد.
هیپوتالاموس نقش مهمی در عملکرد سیستم درون ریز ایفا می نماید زیرا وظیفه آن تنظیم هورمونی هیپوفیز است که بر فعالیت هایی نظیر سوخت و ساز، تولید مثل، پاسخ به تنیدگی و تولید ادرار تاثیر می گذارد. همکاری هیپوتالاموس و هیپوفیز سبب حفظ توازن و تعادل مایعات در بدن شده و از طریق انقباض و انبساط عروق، درجه حرارت بدن را تنظیم می کنند.
هیپوتالاموس مرکز گرسنگی نیز بوده و در کنترل اشتها دخالت دارد به علاوه مراکزی در آن وجود دارد که سیکل خواب و بیداری، فشارخون رفتار جنسی، رفتار تهاجمی و همچنین پاسخ های احساسی (مانند خشم، خجالت، افسردگی، وحشت(ترس) را کنترل می کند. کنترل و تنظیم فعالیت های سیستم عصبی خودکار هم بر عهده هیپوتالاموس می باشد.
غده هیپوفیز واقع در زین ترکی و در قسمت های قاعده ای مغز قرار دارد و به هیپوتالاموس متصل است غده هیپوفیز مکانی شایع برای بروز توده های مغزی در بزرگسالان می باشد.
غده هیپوفیز از نظر فیزیولوژیک به دو بخش آدنو هیپوفیزو نورو هیپوفیز تقسیم می شود و به طور کلی متابولیسم آب و ترشح شیر،رشد بدن،ترشح تیروئید،آدرنال وغدد جنسی را کنترل می کند.

ساقه مغز: ساقه مغز شامل مغز میانی، پل مغزی و بصل النخاع می باشد. مبدا اعصاب جمجمه ایIIIو IV، مغز میانی است.

پل مغزی در قسمت جلوی مخچه مابین مغز میانی و بصل النخاع واقع شده و پلی است میان دو نیمه مخچه و میان بصل النخاع و مخ. پل دارای اعصاب راه های حسی و حرکتی است. بخش هایی از پل نیز در کنترل فعالیت قلب، تنفس و فشارخون دخالت دارند.
بصل النخاع رشته های عصبی حرکتی را از مغز به طناب نخاعی، و رشته های عصبی حسی را از نخاع به مغز منتقل می نماید. اکثر رشته ها در این سطح همدیگر را قطع می نمایند. عصب جمجمه ای IX از طریق عصب XII و در داخل بصل النخاع به مغز مرتبط می شود.

مخچه: مخچه توسط یک لایه از سخت شامه به نام چادر مخچه ای از نیمکره های مغز جدا می شود مخچه هر دو اعمال بازدارنده و تحریک کننده را انجام می دهد و عمدتاً که مسئول هماهنگی حرکات بدن می باشد.
اکسیژن برای مغز به حدی ضروری است که اگر ۵ تا ۱۰ دقیقه اکسیژن رسانی توسط خون وقفه ایجاد شود. مغز فعالیت خود را از دست داده و دیگر امکان دستیابی به فعالیت مغزی میسر نخواهد بود. و در نتیجه،کمبود اکسیژن سلول های مغز می میرند و مغز حیات خود را از دست می دهد.

عموم مردم به ملاک و معیار های مرگ اهمیت زیادی می دهند و سعی دارند که برای تعیین مرگ اشخاص متدهای صحیح و دقیقی ارائه دهند. لذا تعیین پایان یک زندگی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و باید مشخص شود که چه چیزهایی باید از دست داده شود تا بواسطه آن مرگ تشخیص داده شود. این مسئله که جدا از عملکرد جسمانی و سوماتیکی و یا ارگانیکی انسان، مورد بی نظیر و منحصر به فردی در مورد انسان دارد که در مفهوم دوگانه روح و جسم گنجانده شده از دوران سقراط و ارسطو رواج داشته است و یونانیان باستان نیز مرگ را با ازدست دادن ضربان قلب تعریف می کردند درحالی که مصریان معتقد بودند که توقف در تنفس نشانه مرگ است.

مرگ مغزی عبارت است از مرگ غیر قابل برگشت کلیه سلول های مغزی شامل کورتکس، ساب کورتکس و بصل النخاع که طی آن مرکز اولیه تنفس نورون های دمی و بازدمی مرکز شبکه ای بازدمی از بین می رود و باعث قطع تنفس می گردد.

تاریخچه مرگ مغزی:

مرگ مغزی اصطلاحی است که در نیمه دوم قرن ۲۰ عنوان و تعریف شده است.
در سال ۱۹۵۹مولارت و گولون مفهوم کمای تغییر ناپذیر(ثابت) را در ۲۳ بیمار کمایی توصیف کردند. اینکه بیمارانی هستند که فعالیت رفلکس های ساقه مغز و تنفس خود به خود را ندارند والکترو انسفالوگرافی آن ها صاف است.
در سال ۱۹۵۹ برای اولین بار کلمه مرگ مغزی را برای توقف عملکرد مغز بیان شده و در سال ۱۹۶۸ کمیته ای در دانشگاه پزشکی هاروارد معیارهای تعیین مرگ مغزی را مشخص کرد.
و درسال ۱۹۷۶ در کنفرانس پزشکی دانشکده پزشکی رویال توقف عملکردهای ساقه مغز را در مرگ مغزی موثر شناخت و در سال ۱۹۹۵ معیارهای تشخیص مرگ مغزی به طور رسمی ثبت شد.
اولین بار در سال ۱۹۰۲ کاشینگ (۱) توقف جریان خون را در مغز یک میمون را مشخص کرد. در سال ۱۹۵۹ برای اولین بار کلمه مرگ مغزی را برای توقف عملکرد مغز بیان شد. و در سال ۱۹۶۸ کمیته ای در دانشکده پزشکی هاروارد معیارهای تعیین مرگ مغزی را مشخص کرد. و در سال ۱۹۷۶ در کنفرانس پزشکی دانشکده پزشکی رویال توقف عملکردهای ساقه مغز را در مرگ مغزی مشخص شد. و درسال ۱۹۹۵ معیارهای تشخیص مرگ مغزی به طور رسمی ثبت شد.
مرگ مغزی در ابتدا توسط دو پزشک فرانسوی به نام های مولارت و گولانگ توصیف شد. و آن ها بین کمای depasse که شکلی از مرگ مغزی است و کمای طول کشیده که تقریباً معادل زندگی نباتی است اختلاف قائل شدند. در سال ۱۹۶۸ کمیته آلهوک واقع در دانشکده پزشکی هاروارد مرگ مغزی را به عنوان یک کمای غیر قابل برگشت تعریف کرد که هیچ گونه محرکی دریافت نمی کند. و هرگز قادر به ایجاد پاسخ نمی باشند و فاقد هر گونه رفلکس و تلاش تنفسی خودبه خودی به دنبال جداکردن بیمار از دستگاه ونتیلاتور می باشند. در گزارشی که از سوی این کمیته ارائه شدکه خود بیمار با این وضعیت کلنیکی باید به عنوان بیمار بیمار مبتلا به مرگ مغزی تلقی شود.

نظرات کاربران درباره کتاب اهدای عضو