فیدیبو نماینده قانونی کنکاش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رژیم تندرستی

کتاب رژیم تندرستی

نسخه الکترونیک کتاب رژیم تندرستی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رژیم تندرستی

این کتاب آدمی را درباره پیشگیری و درمان بیماری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های حاصل از نارسائی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های غذایی یا بدخوری و تغذیه ناسالم آگاه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازد و درباره آخرین اطلاعات پزشکی و تجربیات با ارزش علم طبابت با شما گفتگو می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نماید. این کتاب عصاره تجربه سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های متمادی دانشمندان را که در راه پیشگیری و درمان بیماری های حاصل از تغذیه ناسالم، به دست آمده به نام رژیم تندرستی یا چه چیز نخورده اید که بیمار شده اید تقدیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نماید.

ادامه...
  • ناشر کنکاش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.41 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رژیم تندرستی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز

تمدن امروزی چنان فشاری برجسم و جان آدمیان وارد می کند که نه جانی، نه رمقی، نه اخلاق، نه عاطفه ای و نه مهر و محبتی باقی گذارده است.
خستگی جسمی و روحی حاصل از کار زیاد و طاقت فرسای تمدن امروز انسان ها را چنان به ستوه آورده است که نه خود و نه رژیم غذایی و نه غذای سالمی را می شناسند که بدانند چه وقت، چه قدر و از چه چیز باید خورد. با این بی توجهی به خورد و خوراک هرچه در بشقابشان ریخته اند، می خورند.
این طریق غذاخوردن کمبودهایی را به وجود آورده است که نتیجه اش بیماری های کنونی است بیشتر دانشمندان پزشکی هم، شب و روز را برای پیدا کردن داروی جدیدی در تکاپو هستند که مرضی را درمان کنند. در صورتی که باید کوشید تا مرضی به وجود نیاید که دارویی بخواهد.
متاسفانه دانشمندان فیزیک و شیمی هم در تلاشند که چگونه جنگ افزار جدیدی را به وجود آورند تا در کشتارگروه های دسته جمعی موفق تر باشند.
از یک سو تمدن امروز از طرفی ناسازگاری داروهای شیمیایی، از سوی دیگر تهدید جنگ افزارهای خانمان سوز و از همه مهم تر مصرف مداوم غذاهای یکنواخت(۱) و نیز به علت ناآشنایی به احتیاجات جسمی و روحی، این پیکر شهروند محکوم به تهدیدات بالا است و لذا شکننده تر شده است.
نوزادان ما: از بدو تولد رنجور و بیمارند و بیشترشان از وزن طبیعی کمترند این نوزادان در زمان کودکی مبتلا به دندان های کرم خورده و کج و معوج می شوند.
در زمان تحصیل و گذراندن تحصیلات ابتدایی: از همان اوایل دچار ضعف و اضطـراب و دلـهره هستند و از عهده تمرکز فکری به خوبی بر نمی آیند. بعضی از آنها از همان اوایل عینکی می شوند.
جوانان: بیشتر دارای قامتی خمیده و کفل های خشکیده هستند.
سینه های زنان: در زمان جوانی فاقد استحکام بوده و ساختمان طبیعی خود را از دست می دهند و بیشتر زنان مبتلا به کمبود شیر هستند که از همین جا، رنج و ناتوانی نوزاد شروع می شود.
بیشتر زنان و دختران: در سن جوانی دچار کیست های تخمدان و گاهی خونریزی و زمانی مبتلا به قطع قاعدگی می شوند.
سردردهای فراوان: ناراحتی های عصبی، گاهی افسردگی و غم و اندوه بخصوص زنان را رنج می دهد.
صورت جوانان: و پوست بدن بخصوص پشت و سینه آنها پر از جوش و غرورهای مقاوم بر معالجه است.
خیلی از زنان و مردان: به نازایی و ناباروری مبتلا می شوند.
بیماری های پوستی: مقاوم به درمان، فراوان بوده که باعث آزردگی خاطر بیماران می شود.
متاسفانه از اینها گذشته بیماری هایی چون تصلب شرایین، فشارخون، دیابت، آرتروز، گرفتگی عروق(عروق غذا دهنده قلب) پیری زودرس و کم سویی چشم و... در دوران کهن سالی به علت عدم استفاده از همه غذاها به وجود می آید.
و بالاخره این تغذیه ناقص: در پایان عمر که آدمیان به آرامش و آسایش بیشتری احتیاج دارند، بدن را مستعمره بیماری های فوق می نماید.
هزار و پانصد سال پیش اسلام بوسیله پیامبرگرامی محمد مصطفی(ص) همه بهداشت و درمان پیشگیری را در یک جمله بیان فرموده و راه مبارزه با بیماری ها را اعلام داشته است و می فرمایند:
«المعده بیت الداء و الحمیه راس کل دواء واعط کل بدن ماعودته»
معده خانه بیماری هاست و پرهیز بهترین دواهاست. به بدن ها آنچه را که احتیاج دارند بدهید.
تمام این کتاب که بعضی از جملات آن تکراری(۲) است همه و همه برای این است که به بدن ها آنچه را که لازم است باید داد تا بیمار نشوند. زیرا فقدان یا کمبود بعضی از غذاها در دراز مدت بیماری مربوطه را ایجاد می نماید و این جمله ای که می فرمایند به بدن ها آنچه را که لازم است باید داد، از اهمیـت خاصی برخوردار است زیـرا امروزه دانشمندان همگی برآنند که فقدان بعضی از غذاها باعث بیماری می شود.
از این رو باید از بیمار پرسید: چه نخورده ای که بیمار شده ای؟

کتاب

کتاب تنها آشنایی است که می تواند اطلاعات با ارزش خود را درباره احتیاجات آدمی در زمینه های مختلف صادقانه بیان نماید.
این کتاب آدمی را درباره پیشگیری و درمان بیماری های حاصل از نارسائی های غذایی یا بدخوری و تغذیه ناسالم آگاه می سازد و درباره آخرین اطلاعات پزشکی و تجربیات با ارزش علم طبابت با شما گفتگو می نماید.
این کتاب عصاره تجربه سال های متمادی دانشمندان را که در راه پیشگیری و درمان بیماری های حاصل از تغذیه ناسالم، به دست آمده به نام رژیم تندرستی یا چه چیز نخورده اید که بیمار شده اید تقدیم می نماید.
ای کاش خود من در دوران دانشجویی می توانستم از این گونه کتاب ها استفاده کرده تا لااقل خودم را به راه تغذیه سالم و طبیعی رهنمود کنم، می دانم بیشتر افراد مردم از بیماری هایی رنج می برند که پایه و اساس آن بر تغذیه ناسالم است. بیشتر بیماران مطب ها، درمانگاه ها و بیمارستان ها از این گونه اند.
این بدی تغذیه زاییده عواملی چند است که به اهم انها اشاره می شود:
۱- دختران آن گونه غذا می پزند که مادرانشان پخته اند.
از همین جا پایه و بنیان بیماری ها کم کم ریخته می شود.
۲- فرهنگ تغذیه شامل عواملی قوی و آداب و سنن خانوادگی است که از افراد خانواده ها دست بدست هم داده و همچنان پیش می رود (چنانچه گفته شد).
۳- ماشینی شدن زندگی و کمبود وقت پخت و پز صحیح و سالم و خستگی کارانه قرن موجود.
۴- وجود سوپر مارکت ها و آماده بودن مواد غذایی بخصوص مواد پخته نشده که بیشتر افراد را به خود جلب کرده است. این مواد غذایی از نظر شعار دارای استاندارد، اما از نظر ارزش غذایی فاقد مواد طبیعی برای زندگی است. زیرا بیشتر آنها پوست کنده شده، بدون سبوس، فاقد ویتامین و مخمرند.
در حقیقت این موادغذایی پوست کنده شده، مرده و بی جان هستند که در صفحات آینده به آنها اشاره می شود.
۵- کاشت و برداشت گیاهان غذایی در زمین های نامناسب انجام می شود که فاقد املاح لازم برای رشد گیاهان است (هزاران سال پیش قرآن کریم فرموده است که هر زمین شایسته برداشت محصول مخصوصی است).(۳)
۶- عامل مهم تر وجود آسیاب های کنونی است که پوست ویتامین دار و یا مخمر و یا دیاستازها را از دانه های غذایی کنده دور می ریزد. در حقیقت مقداری نشاسته در این غذاها باقی می ماند.
۷- مواد غذایی که در طبیعت وجود دارد هر کدام جایی بخصوص در بدن دارد که با ورود خود بدن را آماده کار و کوشش می نماید. این مواد عبارتند از: میوه جات، حبوبات، لبنیات، سبزیجات، گوشت ها و همه خوردنی ها، این مواد غذایی برای سلامتی و تندرستی باید در بدن هر یک به جای خود بنشیند تا بیماری ها نتوانند خود را در جای کمبودها قرار دهند.
اگر این غذاها کم باشند بیماری و اگر زیاد باشند چاقی یعنی باز بیماری و اگر به اندازه کافی باشند تعادل و سلامتی بدن برقرار می گردد.
اگر کوچکترین مواد لازم زندگی مثلاً ذره ای از مس یا فسفر یا پتاسیم، هر چه می خواهد باشد، کمتر از حد لازم به بدن رسیده باشد کمبود آن را بیماری ها پر خواهند نمود. تعادل بدن آدمی موقعی برقرار است که از همه غذاهای خوردنی بتدریج استفاده نماید. بعضی ها زمان طولانی، مثلا سبزی مصرف نمی کنند یا گروهی بیشتر از غذاهای یکنواخت استفاده می نمایند و دسته ای از مواد غذایی پخته و پر چربی و بالاخره عده ای هم نمی دانند چه باید بخورند و چه وقت و چه قدر باید غذا مصرف نمایند.
همه این عوامل اگر در حد اعتدال نباشند بیماری ها جای آنها را خواهند گرفت اینجاست که ما انسان ها بیشتر از همه موجودات بیمار می شویم.
(به عنوان مثال منافاتی ندارد که بگوییم تا کنون یک آهوی عینکی، یک کلاغ طاس و یک مرغ مبتلا به آرتروز و خوردگی مفصل دیده نشده است).
هر چه هست دامنگیر ما انسانهاست _ چرا؟
حیوانات در موقع چرا آنچه برای بدنشان لازم است انتخاب می کنند ولی ما انسان ها هر چه در بشقابمان ریختند می خوریم.
به این موضوع توجه نداریم که اگر چاق باشیم غذای چرب و شیرین و اگر مبتلا به مرض قند باشیم غذاهای نشاسته ای و شیرین و اگر به فشارخون مبتلا شده باشیم نمک و غذاهای چاق کننده برای ما خوب نیست. آن چه در سفره وجود دارد می خوریم.
غذای شما داروی شماست، اگر بیمار هستید غذایی انتخاب کنید که داروی شما باشد و اگر سالم هستید غذایی بخورید که بیمار نشوید.

عظمت سلول یا واحد ساختمانی

اگر به ساختار عجیب و تحسین آفرین بدن آدمی که از بی نهایت سلول آفریده شده که هر سلولی از این بدن دارای هدفی معین و منظم می باشد، از دیدگاه فلاسفه بزرگ بنگریم و از دانش صدها سال آینده که علم درجات بیشتری را پیموده است بررسی نماییم، خواهیم گفت که: فَتَبارَکَ اللّه احسن الخالقین(۴)
نظم و ترتیب و کارهای عجیب و واکنش های سریع و بدون خطای سلول های سالم بدن و ساخته شدن احتیاجات زندگی اعضاء و جوارح (رگ، پی، اعصاب، استخوان ها، مو، خون، مایعات مختلف بدن، رویش ابروها و مژه ها تا حدی معین و روییدن موهای سر تا هر جایی که می خواهد احساسات فیزیکی و الهامات متافیزیکی و کنش و واکنش های حافظه وعقلانی و تفکرات و نهان داشتن یا آشکار کردن یا بیداری و بالاخره هوشیاری و خواب و خور زندگی) بوسیله پیکر آدمی و همه اینها آدمی را به خود می آورد که:
هان ای انسان، ای موجود با قدرت و توانا چه کسی این همه توان را در تو قرار داده است، تا تو بتوانی از غذاهای روزانه از هرگونه که باشد، چه چربی، چه گوشت و چه مواد نشاسته ای که همگی از کربن، هیدروژن، اکسیژن و ازت و املاح ساخته شده اند بهره کافی و لازم را ببری؟
و با این تعداد محدود عناصر این همه تغییرات و تبدیلات رنگارنگ و این همه صورت های مختلف(۵) انسانی و سیرت های متفاوت و اخلاق و رفتارهای منحصر به فرد که از نظر ساختمانی، مثلا نوک انگشتان در انگشت نگاری یا خط یا آواز و نیروی دافعه و جاذبه شخصی را به وجود آورده است که یکی مانند دیگری نیست.

و کیست آنکه:(۶)
خوراک همه سلول های بدن را از کربن و هیدروژن، اکسیژن، ازت و کمی املاح و ویتامین قرار داده است که با وجود این که خوراکشان یکی است، محصول و نتیجه کار آنها بسیار متفاوت با دیگری است. چون شیر که در پستان ها از خون و خون از غذاها از میان روده های متعفّن و محصولات متفاوت غدد مترشحه داخلی و ژن ها و کروموزوم های موجود در یک واحد ساختمانی یعنی در یک سلول که در حقیقت یک آجر ساختمانی بدن است در فضای کوچکی به اندازه یک ده میلیونیم میلی متر مکعب قرار گرفته است. مرکز اطلاعات و وراثت و محل انتقال صفات ارثی و پیام رسان نسلی به نسل دیگر نیز از همین سلول است و مهم این جاست که مقدار اطلاعاتی که در این محفظه کوچک می تواند جمع شود، پنجاه برابر یک ماشین کامپیوتری جدید و پیشرفته است و تعداد ژن ها را ده میلیون تخمین زده اند و تعدادی مخمّر یا آنزیم را که با این ژن ها همکاری می کنند، نیز ده میلیون تخمین زده اند. یعنی هر ژنی با یک مخمّر همکاری می کند و با او در ارتباط است و بالاخره این هماهنگی به آدمی هوشیاری می دهد که هان ای آدمی بهوش باش که تمام ذرات ریز و مولکول های بدنت یک محافظ، یک مراقب و یک کِشنده و یک بَرنده دارد.
همکاری صادقانه سلول ها، سلامتی را تضمین می کند.
این بینهایت سلول و این بینهایت مخمّر، شب و روز مشغول تجزیه و تحلیل و ترکیبند تا یک ماده موثر مثل گلوکز برای ادامه حیات در بدن به وجود آید و همه به کار خود آگاه و هم وظیفه خود را می شناسند. (اینان از طرفی هم بعنوان تسبیح و ستایش مشغول به کارند.)(۷) برای ادامه زندگی یک سلول و کل بدن یک انسان، تجزیه و ترکیب های زیادی انجام می شود. مثلاً برای تهیه آب از هیدروژن و اکسیژن هزاران گونه تغییر و تبدیل در سلول به وجود می آید تا سرانجام آب تهیه گردد و نیز هزاران واکنش یکی پس از دیگری در سلول رخ می دهد تا یک استخوان شکل گیرد، تا از یک غذایی در بدن شیر بدست آید، آنزیم ها نیز باید بوسیله مواد دیگری یاری شوند تا بتوانند مواد لازم سلامتی را در بدن بسازند.
این مطلب مهمی است و در بیشتر مباحث کتاب هم به آن اشاره شده که این همه تغییراتی که در یک سلول بدست می آید باید غذاهای مختلفی در دسترس سلول ها باشد تا بتوانند ازآنها مواد لازم زندگی را تهیه کرده در اختیار بدن قراردهند.

از این جا اگر یک غذایی غایب باشد و خود را به سلول ها معرفی نکند، چه بیماری ها، رنج ها، دردها، ناتوانی ها و کمی عمر به وجود خواهد آمد. لذا لازم است که همه غذاهای خوردنی مورد استفاده قرار گیرند. همیاری سلول ها و همکاری آنزیم ها همه از وجود غذاهاست. مثلاً اگر آنزیم فسفاتاز در بدن نباشد چربی ها و قندها تجزیه نمی شوند تا فسفرشان برای ساختن دیگر احتیاجات بدن به کار برده شود. در این کار ویتامین های B و اسید پانتوتنیک باید آنزیم فسفاتاز را یاری کنند تا آزاد شدن فسفر از چربی و قند به خوبی انجام پذیرد. این ویتامین ها یا واسطه ها باید وجود داشته باشند تا اکسیژن، هیدروژن و کربنی که در قند و چربی های غذاها وجود دارند از هم جدا شوند.
آنزیم دیگری به نام ویتامین B۲ وجود دارد تا به کمک آن اکسیژنی که گلبول های قرمز خون در ریه ها در مجاورت هوا بدست آورده اند را بگیرد و به کمک آنزیم های دیگری که اکسیژن و هیدروژن را از طریق قند و چربی بدست آورده اند ترکیب کنند و از آن آب و انیدریدکربنیک بسازند. از این واکنش ها و هزاران گونه تغییرات و تبدیلات دیگری که طرز عملکرد آنها بر ما معلوم نیست در بدن ایجاد می شود تا انرژی حیاتی یا نیروی زندگی بدست آید.(۸)
این هوشیاری در کجاست و این بازرسی منظم و دقیق و غیر سفارشی در کجای سلول نهاده شده است که آنزیم دیگری ژن های فرسوده و کهنه شده را پاره پاره کرده از آن ژن نوجوان می سازد. واسطه و بازرسی و مراقب این عمل ویتامین B۶ است که با دقتی تمام و بدون هیچ رابطه ای کار خود را انجام می دهد.
هوشیاری هورمون تیروکسین از کجا سرچشمه می گیرد تا انرژی مورد نیاز بدن را به حال تعادل نگه دارد و حفظ درجه حرارت سلول را به حد طبیعی برساند و هم در آنزیم های دیگری نظارت بنماید.
هورمون انسولین قند خون را تنظیم می کند و زیادی قند را به گلیکوژن تبدیل و در کبد ذخیره می نماید تا در زمان فقدان قند، خیلی زود و سریع به گلوکز تبدیل نماید غده فوق کلیوی آماده است تا با ترشح کورتیزول در زمان کمبود قند خون، فوراً پروتئین ها را تجزیه کند و از آنها چربی و قند بسازد. (این ذکاوت در کدام یک از اتم های غده فوق کلیوی موجود است؟) این ها(۹) هم از علم خداوندی است.
اگر قند خون فوری کم شود که این در مواقع خشم و غضب و ترس و وحشت و اضطراب پیش می آید، هورمون اپی نفرین یا آدرنالین از سلول های غده فوق کلیوی ترشح می شود تا قند خون را هر چه زودتر تامین نماید زیرا کمبود قندخون منجر به کمبود توان و انرژی سلول ها شده و بدن راکد و کم جون و سست و بی حال می گردد. بخصوص سلول های مغزی که در این حال آسیب پذیری بیشتری را نشان می دهند. کلسیم برای آرامش و آسایش سلول ها لازم است و فسفر نیز برای کارکرد سلول های مغزی بسیار نافع است. اینها همه بوسیله آنزیم های موجود در سلول ها تامین و منظم می شود، سلول ها نمی فهمند بدن به کلسیم و فسفر نیاز دارد یا بدن درک نمی کند که به چه کمبودی مبتلا شده است و آنزیم ها نیز این هوشیاری را ندارند که به موقع خود وارد عمل شوند زیرا ماده دارای شعور نیست. باید از جای دیگری فهم و درک و شعور صادر گردد. مسلماً این همه کنش ها و واکنش های متفاوتی که تا کنون هیچ بشری یارای شناخت آن را نداشته است از جای دیگری به بدن آدمی الهام می شود.
کلر و پتاسیم برای تحریک کار سلول ها بسیار لازمند کلر مرتباً به سلول ها وارد و از آنها خارج می شود و برای بدن اهمیت فوق العاده ای دارد. زیرا بایستی گاز کربنیک حاصله از خستگی بدن را از ماهیچه ها خارج کند و الاّ بدن دچار خستگی و اسپاسم و عدم توان و حرکت می شود و کار ماهیچه های بدن لنگ و راکد می گردد.
کلر یا سلول یا انیدریدکربنیک کدام هشیارند و احساس می کنند.(۱۰)
مواد معدنی کمیابی مثل مس، منیزیم، کبالت و ید باید وجود داشته باشند تا سلول ها بتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند. مثلاً لزوم کبالت برای ساختن ویتامین B۱۲ لازم است.
سدیم و کلر دو عنصر سودمند برای پیکر آدمی هستند. این دو برای انجام کار ماهیچه های بدن بایستی فوراً جای خود را عوض کنند تا کار در عضله انجام پذیرد. سدیم در خارج و پتاسیم در داخل سلول است. هنگام شروع کار، جای خود را عوض می کنند. این عمل شبانه روز ادامه دارد و این دو عنصر از راه خوردن غذاها و نمک طعام به بدن آدمی وارد می شوند.
ورود و خروج سدیم و پتاسیم به داخل سلول برای این است که آب اضافی بدن از راه ادرار خارج شود. این عمل مهم دارای اهمیت بسزایی است اگر مدت کوتاهی طول بکشد و این کار انجام نگیرد. بدن دچار ورم شدیدی می شود که جبران ناپذیر است. این عمل با اهمیت، زیر نظر هورمون دیگری به نام هورمون آلدوسترون انجام می پذیرد که از غده فوق کلیوی ترشح می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب رژیم تندرستی

بهترین کتاب در زمینه رژیم لاغری
در 1 سال پیش توسط mas...ini