فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درسهایی از امام

کتاب درسهایی از امام
رسالت فرهنگيان و دانشگاهيان

نسخه الکترونیک کتاب درسهایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درسهایی از امام

امام خمینی(ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی با واقع‌بینی تمام، تداوم انقلاب اسلامی را در گرو توجه ویژه به جایگاه فرهنگ و فرهنگ‌سازان می‌دانستند و در مناسبت‌های گوناگون از اهمّیت رسالت فرهنگیان و دانشگاهیان سخن گفتند تا آن جا که فرهنگ را سایه‌ای از نبوت خواندند. امام خمینی(ره) با این دیدگاه، اساسی‌ترین نقش در سعادت و عظمت و یا ذلت یک ملت را برای فرهنگ قائل بودند؛ و با بیان جایگاه مهم تربیت و مربی، مراکز تعلیم و تربیت را مراکز سرنوشت‌ساز کشور، و مدرسه‌ها را منشأ سعادت و شقاوت ملت می‌دانستند. ایشان معلمان و اساتید را شریک خوبی‌ها و بدی‌های دانش‌‌‌‌آموزان دانسته و آنان را از انباشته نمودن آرزوهای مادی در اذهان دانش‌آموزان پرهیز می‌دادند؛ و از آنان می‌خواستند که شاگردان خویش را انسان‌هایی خداجو تربیت کنند.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۲۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درسهایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی ایران پیش از آن که یک انقلاب سیاسی باشد در واقع یک انقلاب فرهنگی است که ریشه های آن را باید در اعماق باورها و اعتقادات دینی و ملی ایرانیان جستجو کرد. امام خمینی(ره) بنیانگذار این انقلاب که خود فرزند این ملت و مرز و بوم است با آگاهی کامل از علایق و باورهای دینی ملت ایران و تکیه بر همین باورها و با شکوفا نمودن آنها در سطح جامعه توانستند انقلاب اسلامی را به پیروزی برسانند.
در واقع می توان گفت هنر بزرگ امام خمینی(ره) استفاده صحیح از بزرگ ترین سرمایه دینی و ملی ایرانیان یعنی فرهنگ اصیل و درخشان ایران اسلامی برای رهایی از چنگال استبداد و استعمار بود. امام خمینی(ره) که خود یکی از بزرگ پرچم داران فرهنگ کشور در کسوت روحانیت و مرجعیت بودند با تبیین اهداف انبیا و رسالت پیامبران و اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی به زبان ساده، حساسیت و بیداری مردم را برانگیختند و آنان را به صحنه دفاع از اعتقادات و آزادی و استقلال بر باد رفته خود کشاندند.
ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی با واقع بینی تمام، تداوم انقلاب اسلامی را در گرو توجه ویژه به جایگاه فرهنگ و فرهنگ سازان می دانستند و در مناسبت های گوناگون از اهمّیت رسالت فرهنگیان و دانشگاهیان سخن گفتند تا آن جا که فرهنگ را سایه ای از نبوت خواندند.
امام خمینی(ره) با این دیدگاه، اساسی ترین نقش در سعادت و عظمت و یا ذلت یک ملت را برای فرهنگ قائل بودند؛ و با بیان جایگاه مهم تربیت و مربی، مراکز تعلیم و تربیت را مراکز سرنوشت ساز کشور، و مدرسه ها را منشا سعادت و شقاوت ملت می دانستند.
ایشان معلمان و اساتید را شریک خوبی ها و بدی های دانش آموزان دانسته و آنان را از انباشته نمودن آرزوهای مادی در اذهان دانش آموزان پرهیز می دادند؛ و از آنان می خواستند که شاگردان خویش را انسان هایی خداجو تربیت کنند.
امام(ره) با تاکید بر لزوم انقلابی بارآوردن نسل های آینده، استقلال کشور را در گرو تربیت انسان های متعهد می دانستند و با بیان هراس غرب از تربیت انسان متعهد در شرق، هدف بزرگ استعمار نو را به دست گرفتن مراکز فرهنگی و تربیتی برای ایجاد وابستگی کشور به بیگانگان می دانستند و از اساتید و معلمان می خواستند که از استعداد و پیشرفت خارجی ها بت نتراشند.
در پایان از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است، تشکر و قدردانی می گردد.
ملاحظه: مطالبی که از صحیفه امام نقل گردیده شده است به غیر از عناوین این مطالب، تماماً از فرمایشات و یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.

رسول سعادتمند

فصل اول: اهداف و آرمان های انبیا

الف: اهداف انبیا و رسالت پیامبران

مقصدمان باید همان مقاصد انبیا باشد

نهضتهایی که به وسیله انبیا و اولیا: واقع شده است قابل مطالعه است. ما که تابع مکتب انبیا هستیم باید آن نهضتها را مطالعه کنیم، و بفهمیم نهضت چه بوده است؛ و برای چه بوده است؛ مقصد انبیا از نهضت چه بوده است، مقصد پیغمبر اسلام(ص) از نهضت اسلامی چه بوده است؛ مقصد ائمه ما: چه بوده است. آیا فقط این بوده است که دست ستمکاران را کوتاه کنند؟ آیا دعوت انبیا فقط برای این بوده است که مزاحمین با مستضعفین را کنار بزنند؛ و همین که غلبه بر آنها کردند و کار را به پیروزی و راندن آنها رساندند، کار تمام است؟ آیا مقصد انبیا این است که ظالم نباشد فقط، یا مقصد بالاتر از این است. اگر مقصد بالاتر از این است، باید ما هم که تابع انبیا هستیم و تابع مکتب اسلام هستیم، به تبعیت از آن بزرگان دین و دنیا مقصدمان همان مقاصد باشد. آیا راندن رژیم پهلوی و ابطال رژیم شاهنشاهی تمام مقصد بود؟ آیا رفاه ملت و رسیدن ملت به چیزهای مادی آخر مقصد است؟ انبیا آمده اند تا مردم را، تا جامعه را، ترتیبی بدهند که رفاه زندگی مادی آنها باشد؟ مقصد انبیا این بوده است که مستکبرین بروند، و مستضعفین به نوای دنیایی برسند یا مقصد بالاتر از اینهاست؟ این همه انبیا آمده اند و دعوت کردند و کشته شدند، جنگها کردند و زحمتها کشیدند، فقط برای این بود که مستکبرین را کنار بزنند، و توده های مردم را برای آنها رفاه حاصل کنند یا مقصد بالاتر از اینهاست؟ خدای تبارک و تعالی که انبیا را فرستاده است برای تعمیر دنیا فقط فرستاده است یا مقصد بیشتر از اینهاست، بالاتر از اینهاست؟(۱)

آشنا نمودن مردم با خداوند

مقصد انبیا حکومت نبوده است، حکومت برای مقصد دیگر بوده، نه مقصد بوده. تمام مقاصد برمی گردد به معرفت الله . هر چه در دنیا واقع بشود و انبیا هرچه دنبالش بودند دنبال این بودند که خداشناسی، واقعاً خداشناسی، اگر او حاصل بشود همه چیز دنبالش حاصل است. تمام فسادهایی که در دنیا واقع بشود از این است که ایمان ندارند به خدا، فضلاً از اینکه خداشناسی و معرفت باشد، ایمان ندارند. اگر ایمان به خدا پیدا شد همه چیز دنبالش است، تمام فضایل دنبالش است. انبیا هم دنبال این بودند که به تدریج آن طور که می شود این بشر را سوق بدهند طرف معرفت الله . تمام چیزهای دیگر هم مقدمه همین معنا هست. و تمام چیزهایی که از آن می سوختند انبیا، این بود که می دیدند مردم دارند خودشان را می کشند طرف جهنم. انبیا مظهر رحمت حق تعالی هستند، می خواهند که همه مردم خوب باشند، می خواهند همه مردم معرفت الله داشته باشند، می خواهند همه مردم سعادت داشته باشند. وقتی می بینند که این مردم دارند رو به جهنم می روند، آنها افسوسش را می خورند، در قرآن هم اشاره ای به این هست، فلعلک باخع نفسک(۲) اینکه اینها مومن نشدند. مسئله این است که همه دنبال این بودند که مردم را آشنا کنند با خدا.(۳)

هدایت انسانها به سوی زندگی جاودان

کوششهایی که انبیا می کردند و جنگهایی که با مخالفین راه حق می کردند، و خصوصاً جنگهایی که در صدر اسلام واقع شد، مقصد جنگ نبوده است، و مقصد کشورگشایی هم نبود. مقصد این بوده است که یک نظامی عادلانه که در آن نظام عادلانه، احکام خدا جاری بشود [باشد].
انبیا آن همه زحمت کشیدند نه فقط برای اینکه طرف را از صحنه خارج کنند و خودشان صحنه را دست بگیرند، بلکه مقصد اصلی این بوده است که این انسانهایی که انسانیت ندارند، این اشخاصی که در راه خلاف دارند سیر می کنند و آنها می دیدند که این راه خلاف، راه شقاوت است، راه ضلالت است، راهی است که مردم را در این دنیا به شقاوت و در آن دنیا هم به مهلکه می کشاند؛ انبیا از طرف خدای تبارک و تعالی مامور شدند برای نجات مردم، مردم را اگر به حال خودشان می گذاشتند جز یک حیوانی که خوردن و خوابیدن را و شهوات را ادراک بکند و در راه آن، عمل بکند چیز دیگری را نمی توانستند بفهمند، از باب اینکه ماورای طبیعت بر مردم پوشیده است. آنی که مردم می دانند همین عالم را عالم طبیعت را و آنهایی که علمشان دیگر زیاد هست، خصوصیات طبیعت را زیادتر می فهمند. لکن همه آنها همین است که از طبیعت بهره ور می شوند و به طبیعت توجه دارند و انسان را هم به همین جنبه طبیعی می شناسند، و برای همین جنبه طبیعی انسان هم زحمت می کشند.
تمام زحمات مادیین که مربوط به مکتب الهی نباشد، صرف ادراک طبیعت و خصوصیاتی که در طبیعت است می شود و استفاده از طبیعت، آن هم طبیعت انسان از طبایع عالم. هر چه نگاه بکنید از این تمدنهای بزرگ، جدید و از این پیشرفتهای عظیم انسانی، می بینید که همه آن مربوط به همین طبیعت است و مربوط به استفاده انسان از طبیعت است، آن هم استفاده انسان طبیعی از عالم طبیعت. از عالم طبیعت به آن طرف، این موجودات طبیعی نمی توانند بفهمند، و لهذا اینها راهی به آن عالم ندارند مگر از راه وحی که همه عالم در تحت سیطره اش هست و چون این انسان مثل سایر حیوانات نیست که همان حیات طبیعی و دنیایی باشد بلکه انسان یک طور خلق شده است که علاوه بر حیات طبیعی، حیات مابعدالطبیعه هم دارد، و آن حیات مابعدالطبیعه حیات صحیح انسان است، اینجا همان حیات حیوانی است، از این جهت مردم محتاج شده اند به اینکه در پیدا کردن راه صحیح از طریق وحی به اینها گزارش داده بشود و خدای تبارک و تعالی هم منت بر مردم گذاشت و انبیا را مبعوث فرمود تا اینکه راه را به اینها نشان بدهند.
تمام تعلیمات انبیا برای مقصد نشان دادن راهی است که انسان ناچار از این راه باید عبور کند. ناچار انسان از این عالم طبیعت به یک عالم دیگری عبور می کند؛ اگر سرخود باشد یک حیوانی است که از این عالم به عالم دیگر می رود. و اگر چنانچه به راه انبیا برود انسانیتش کامل می شود و هر چه بیشتر اطاعت کند، بیشتر انسانیتش رشد می کند. تمام کوشش انبیا برای این بوده است که انسان را بسازند؛ تعدیل کنند؛ انسان طبیعی را مبدل کنند به یک انسان الهی؛ در همین عالم که هست هم باز این جور باشد. نظر انبیا به این عالم با نظر اشخاص دیگر فرق دارد، آنها می خواهند این عالم را الهی کنند؛ یعنی به هر چه نگاه می کنند آثار الهیت در آن ملاحظه کنند. سایر قشرها، چه فلاسفه باشند و چه سایر دانشمندان باشند، خصوصاً دانشمندان طبیعی، اینها تمام نظرشان به این است که آثار طبیعت را کشف کنند، و استفاده از طبیعت بکنند. انبیا طبیعت را قبول دارند؛ لکن طبیعت را مهار می کنند به طوری که در تحت الهیت مهار بشود؛ در تحت عالم بالاتر باشد. همان استفاده ای را که ماها که اطلاع از آن واقعیات نداریم از این عالم طبیعت می کنیم. آن آدمی که از ماعدای طبیعت هم اطلاع دارد همین استفاده را می کند؛ با فرق اینکه، این که استفاده می کند نظرش به همین طبیعت است و او که استفاده می کند طبیعت را، آثار آن عالم می داند و حق تعالی را در طبیعت مشاهده می کند. این همه جنگهایی که در اسلام شده است و زحماتی که اولیای خدا کشیده اند و اینها برای اینکه اسلام را پابرجا کنند؛ احکام اسلام را پیاده کنند. آن هم برای اینکه انسانها را هدایت کنند به یک واقعیاتی که اطلاع بر آن ندارند، راه را نمی دانند؛ آنها می دانند راه را این طور باید بروند.(۴)

کنترل خصلتهای نامحدود مادی و حیوانی

اصلِ اساس، معنویات است. اصلِ اساس این است که هیچ تعلیم و تربیتی در دنیا و هیچ رژیمی در عالم از تمام رژیمها که بگیرید توجه به آن معنویت انسان ندارند. اینکه توهم می شود که فرق مابین رژیم اسلامی انسانی با سایر رژیمها این است که در این عدالت هست، این صحیح است لکن فرق این نیست. فرقها هست. یکی از فرقهایش قضیه عدالت اجتماعی است. هیچ یک از رژیمهای دنیا، غیر از آن رژیم توحیدی انبیا، توجهش به معنویات انسان نبوده است؛ در نظر نداشته است که معنویات را ترقی بدهد. آنها همه در دنبال این بوده اند که این مادیات را استفاده از آن بکنند و یک نظام مادی در عالم ایجاد کنند. و انبیا اصلش آمده اند برای تزکیه نفوس انسانی؛ تعلیم و تربیت کتاب و حکمت و مهار کردن این طبیعت. که انسان قبل از مهار کردن طبیعت به دست انبیا به طور اصلاح، همه چیز را می خواهد. انسان کما اینکه یکی از موجودات عالم است؛ و یک حیوانی است، منتها حیوان قابل تربیت. هیچ یک از... قوایی که در انسان است محدود نیست. انسان شهوتش محدود نیست. به اینکه نظام داشته باشد. مثل سایر حیوانات؛ بلکه از سایر حیوانات هم بدتر است. غضب انسان محدود نیست به اینکه در یک موردی اعمال غضب بکند، در یک موردی نکند؛ غیر محدود است. سلطه بر سایر کشورها، بر سایر گروهها، محدود نیست که با یک نظمی بر آنها غلبه کند؛ غیر محدود است. انسان شهوتش همچو غیر محدود است که هیچ مرزی ندارد. هیچ فرقی مابین افراد نیست. اگر غضب کند هیچ مرزی ندارد که در آن مرز محدود باشد. مهار تا نشود، تا اشخاصی که باید مهار کنند این قوای انسان را تا مهار نکنند، غیر محدود و مطلق است. انبیا آمده اند که با تعلیم و تربیت الهی و با تزکیه نفوس مهار کنند این قوه های غیر محدود انسان را.(۵)

نظرات کاربران درباره کتاب درسهایی از امام