فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درس‌هایی از امام

کتاب درس‌هایی از امام
پنج‌نامه عرفانی و اخلاقی

نسخه الکترونیک کتاب درس‌هایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درس‌هایی از امام

ابعاد مختلف شخصیّت امام خمینی در نامه‌های عرفانی و اخلاقی آن بزرگوار به نزدیکانشان تبلور یافته است. این نامه‌ها در واپسین سال‌های زندگانی مبارک ایشان نگاشته شده است و علی‌رغم کهولت سن و گرفتاری‌های بی‌شماری که از هر طرف ایشان را احاطه کرده بود، شاهد جلوه‌های زیبایی از لطافت روح بزرگ و انسانی ایشان در این نامه‌ها هستیم. این جلوه‌ها نشان از عمق ملکات فاضله روح بلند آن امام راحل دارد که خود حاصل مجاهدت‌های بسیار طولانی ایشان در مبارزه با نفس و خودسازی عارفانه‌ می‌باشد.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.78 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درس‌هایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان ابعاد مختلف شخصیت امام خمینی(ره) در عین حال که بُعد ظلم ستیزی و ضد استکباری از ایشان چهره ای ستبر و آشتی ناپذیر ترسیم می کند، بُعد اخلاقی و عرفانی امام به ایشان لطافت خاصی بخشیده که این جنبه از شخصیّت آن بزرگوار در رفتار ملایم و نرم ایشان با اطرافیان و مردمان فقیر و محروم تجلی یافته است.
رفتار بر آمده از یک شخص را نمی توان تنها ناشی از یک بُعد از ابعاد شخصیتی او دانست بلکه برآیندی از مجموعه اخلاق و عقاید و باورهای اوست. اگر در عرصه سیاسی و نبرد با استبداد و استکبار فریاد و عتاب خمینی کبیر لرزه بر اندام مستبدان و مستکبران جهانی می اندازد، این رفتار را نمی توان تنها ناشی از بُعد ظلم ستیزی شخصیّت فقهی ایشان دانست بلکه دیدگاه عرفانی وی که همه مردم را جلوه ای از جلوه های جمیل حق تعالی می بیند نیز ظلم و ستم را بر جلوه های رحمانی بر نمی تابد.
ابعاد مختلف شخصیّت امام خمینی در نامه های عرفانی و اخلاقی آن بزرگوار به نزدیکانشان تبلور یافته است. این نامه ها در واپسین سال های زندگانی مبارک ایشان نگاشته شده است و علی رغم کهولت سن و گرفتاری های بی شماری که از هر طرف ایشان را احاطه کرده بود، شاهد جلوه های زیبایی از لطافت روح بزرگ و انسانی ایشان در این نامه ها هستیم. این جلوه ها نشان از عمق ملکات فاضله روح بلند آن امام راحل دارد که خود حاصل مجاهدت های بسیار طولانی ایشان در مبارزه با نفس و خودسازی عارفانه می باشد.
امید آن که رهنمودهای آن پیر سفر کرده در این نامه ها به سان چراغی فروزان فرا روی حقیقت جویان، آنان را به سرمنزل مقصود رهنمون گردد.

ملاحظات

۱. مطالب این نامه ها توسط امام (ره) به صورت پیوسته نگاشته شده است و انتخاب عناوین برای فرازهای مختلف نامه ها از سوی تنظیم کننده کتاب انجام گرفته است.
۲. از موسسه محترم تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است تشکر و قدردانی می گردد.

رسول سعادتمند

پندها و نصایح اخلاقی عرفانی به حاج سید احمد خمینی(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحمد لله ربِّ العالَمین، و الصَّلاهُ والسَّلامُ علی مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطّاهِرینَ، و لَعنَهُ الله علی اَعْدائِهمْ اَجْمَعین. اَشهَدُ اَنْ لَا اِلهَ اِلّا الله وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ، وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحمداً عَبْدَهُ وَ رَسولُهُ، و اَنَّ علیاً امیرالمومنینَ وَ اَولادَهُ المعصومینَ صلواتُ الله علیهِم خُلَفائهُ، وَ اَنَّ ما جاءَ بهِ رسول الله صلی الله علیه و آله حقٌّ، و اَنَّ القبْرَ و النشورَ و الجنهَ و النّارَ حَقٌّ، و انَّ الله یبعثُ مَن فی القُبُور.

وصیتی است از پدری پیر که عمری به بطالت گذرانده و توشه ای برای زندگی ابدی برنداشته و قدمی خالص برای خداوند منّان نگذاشته و از هواهای نفسانی و وساوس شیطانی نجات نیافته، لکن از فضل و کرم خداوند کریم مایوس نیست و به عفو و عطوفت او دل بسته و همین تنها زاد راه او است، به فرزندی که از نعمت جوانی برخوردار است و فرصت برای تهذیب نفس و خدمت به خلق خدا در دست دارد و امید است چنانچه پدر پیرش از او راضی است خداوند بزرگ از او راضی باشد و توفیق خدمت به محرومان که شایستگان ملتند و مورد سفارش اسلامند، هر چه بیشتر به او مرحمت فرماید.

فقر ذاتی و همیشگی موجودات در هستی و کمال، و نیاز همه به خداوند

فرزندم، احمد خمینی رَزَقَک الله هِدایتهُ! جهان چه ازلی و ابدی باشد یا نه و چه سلسله های موجودات غیرمتناهی باشند یا نه، همه فقیرند چون هستی، ذاتی آنان نیست. اگر با احاطه عقلی جمیع سلسله های غیرمتناهی را بنگری آوای فقر ذاتی و احتیاج در وجود و کمال آنها به وجودی که بالذات موجود است و کمالات، ذاتی آن است، می شنوی، و اگر به مخاطبه عقلی خطاب به سلسله های فقیر بالذات نمایی که «ای موجودات فقیر چه کسی قادر است رفع احتیاج شما را نماید؟» همه با زبان فطرت هم صدا فریاد می زنند که ما محتاجیم به موجودی که خود همچون ما فقیر نباشد در هستی و کمال هستی؛ و این فطرت نیز از خود آنان نیست فطره الله الّتی فطر النّاس علیها لا تبدیل لخلق الله(۱) فطرت توحید از خداوند است و مخلوقات فقیر بالذات مبدّل نمی شوند به غنیّ بالذات و امکان ندارد چنین تبدیلی. و چون بالذات فقیر و محتاجند جز غنیّ بالذات، کسی رفع فقر آنان را نخواهد کرد. و این فقر که لازم ذاتی آنان است همیشگی است، چه این سلسله ابدی باشد یا نباشد، ازلی باشد یا نباشد، و از هیچ کس جز او کارگشایی نخواهد شد و هر کس هر کمال و جمالی دارد از خود نیست بلکه جلوه کمال و جمال اوست. و ما رمیت اذ رمیت و لکنّ الله رمَی(۲) در هر چیز و هر فعل و هر گفتار و کردار صادق است و هر کس این حقیقت را دریابد و ذوق کند، به کسی جز او دل نبندد و از کسی جز او حاجت نخواهد.
سعی کن در خلوات، در این بارقه الهی فکر کنی، و به طفل قلبت تلقین کن و تکرار کن تا به زبان آید و در ملک و ملکوت وجودت این جلوه خودنمایی کند، و به غنیّ مطلق بپیوند تا از هر کس جز او غنیّ شوی، و از او توفیق وصول بخواه تا تو را از همه کس و خودی خودت ببرد و تشریف حضور دهد و اذن دخول.

خودبینی و خودخواهی، مایه محجوب بودن ما

پسر عزیزم او جلّ و علا اول و آخر و ظاهر و باطن است هُو الاَوّلُ و الآخِرُ و الظاهِرُ و الباطِنُ(۳) اَیکونُ لِغَیرِک مِن الظُّهورِ ما لَیسَ لَک حتّی یکونَ هُوَ المظهِرُ لَک، متی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ الی دَلیلٍ یدُلُّ عَلیک و مَتی بَعُدْتَ حَتّی تَکونَ الآثارُ هِیَ الَّتی تُوصِلُ اِلیک، عَمِیتْ عَینٌ لاتَراک عَلَیها رَقیباً.(۴)

غایب نبوده ای که تمنا کنم تو را
پنهان نئی ز دیده که پیدا کنم تو را

او ظاهر است و هر ظهوری ظهور اوست و ما خود حجاب هستیم. انانیت و اِنیت ماست که ما را محجوب نموده، «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز»(۵) به او پناه ببریم و از او تبارک و تعالی با تضرّع و ابتهال بخواهیم که ما را از حجاب ها نجات دهد: اِلهی هَبْ لی کمالَ الانقطاعِ اِلیک، وَ اَنِرْ اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلیک حَتّی تَخْرِقَ اَبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النورِ فَتَصلَ اِلی مَعدِنِ العَظَمَهِ، وَ تَصیرَ اَرواحُنا مُعلقَهَ بِعِزِّ قُدْسِک، اِلهی وَاجْعَلْنی مِمَّنْ نادَیتَهُ فَاجابَک و لاحَظتَهُ فَصَعِقَ لِجلالِک.(۶)

انکار مقامات روحانی و عرفانی، بازدارنده انسان از تمام مدارج انسانی

پسرم! ما هنوز در قید حجاب های ظلمانی هستیم و پس از آنها حجاب های نور است، و ما محجوبان هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
پسرم! سعی کن اگر از اهل مقامات معنوی نیستی انکار مقامات روحانی و عرفانی را نکنی که از بزرگ ترین حیله های شیطان و نفس اماره که انسان را از تمام مدارج انسانی و مقامات روحانی باز می دارد، واداری اوست به انکار و احیانا به استهزای سلوک الی الله که منجر به خصومت و ضدّیت با آن شود و آنچه تمام انبیای عظام صلوات الله علیهم و اولیای کرام سلام الله علیهم و کتب آسمانی خصوصاَ قرآن کریم کتاب جاوید انسان ساز، برای آن به وجود آمده اند در نطفه
خفه شود.

قرآن، کتاب معرفه الله و طریق سلوک به سوی او

قرآن این کتاب معرفه الله و طریق سلوک به او، با دست دوستان جاهل از طریق خود به انحراف و انزوا کشیده شد و آرای انحرافی و تفسیرهای به رای که آن همه ائمه اسلام (ع) از آن نهی فرمودند، در آن راه یافت و هر کس با نفسانیت خود در آن تصرّف نمود. این کتاب عزیز در محیطی و عصری نازل شد که تاریک ترین محیط و عقب افتاده ترین مردم در آن زندگی می کردند و به دست کسی و قلب الهی کسی نازل شد که زندگی خود را در آن محیط ادامه می داد، و در آن حقایق و معارفی است که در جهان آن روز چه رسد به محیط نزول آن سابقه نداشت و بالاترین و بزرگ ترین معجزه آن همین است. آن مسائل بزرگ عرفانی که در یونان و نزد فلاسفه آن سابقه نداشت و کتب ارسطو و افلاطون بزرگ ترین فلاسفه آن عصرها از رسیدن به آن عاجز بودند، و حتّی فلاسفه اسلام که در مهد قرآن کریم بزرگ شدند و از آن استفاده ها نمودند به آیاتی که با صراحت زنده بودن همه موجودات جهان را ذکر کرده، آن آیات را تاویل می کنند، و عرفای بزرگ اسلام که از آن ذکر می کنند همه از اسلام اخذ نموده و از قرآن کریم گرفته اند، و مسائل عرفانی به آن نحو که در قرآن کریم است در کتاب دیگر نیست.

رنج رسول الله (ص) از نرسیدن انسان ها به قله کمال انسانیت

و اینها معجزه رسول اکرم است که با مبدا وحی آن طور آشنایی دارد که اسرار وجود را برای او بازگو می نماید و خود با عروج به قله کمال انسانیت حقایق را آشکارا و بدون هیچ حجاب می بیند و در عین حال در تمام ابعاد انسانیت و مراحل وجود، حضور دارد و مظهر اعلای هُوَ الاَوّلُ و الاخِرُ وَ الظاهِرُ وَ الباطِن(۷) می باشد، و می خواهد همه انسان ها به آن برسند و چون نرسیده اند گویی رنج می برد، و شاید طه. ما انزلنا علیک القرآن لتشقی(۸) اشاره لطیفه ای به آن باشد و شاید «ما اُوذی نَبیُّ مثل ما اُوذیتُ»(۹) نیز مربوط به همین معنی باشد.
آنان که به این مقام یا شبیه به آن رسیده اند اعتزال از خلق و انزوا اختیار نمی کنند، بلکه مامور به آشنا نمودن و آشتی دادن گمراهان، با این جلوه ها هستند، اگر چه کم توفیق یافته اند. و آنان که با رسیدن به بعض مقامات و نوشیدن جرعه ای از خود بی خود شدند و در صعق باقی مانده اند گرچه به کمالاتی بزرگ راه یافته اند لکن به کمال مطلوب نرسیده اند. موسی کلیم صلوات [الله] و سلامه علیه که از تجلّی حق به حال صعق افتاد با عنایت خاصّه افاقه یافت و مامور خدمت شد، و رسول الله خاتم با رسیدن به مرتبه عالی انسانیت و آنچه در وهم کس نیاید، به مظهریت اسم جامع اعظم با خطاب یا اَیها المدثِّر. قُم فانذر(۱۰) مامور هدایت شد.
پسر عزیزم! آنچه اشاره کردم با آن که خود، هیچم و از هیچ هیچ تر، برای آن است که اگر به جایی نرسیدی انکار مقامات معنوی و معارف الهی را نکنی و از کسانی باشی که دوستدار صالحین و عارفین باشی هر چند از آنان نیستی و با دشمنی دوستان خدای متعال از این جهان رخت نبندی.

راهی از قرآن به سوی محبوب

فرزندم! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو اگرچه با قرائت آن؛ و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصوّر نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است. آخر، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس، و نامه محبوب محبوب است اگرچه عاشق و محب مفاد آن را نداند و با این انگیزه حبّ محبوب که کمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شکرانه این که قرآن کتاب ما است به سجده رویم از عهده برنیامده ایم.

دعاها و مناجات های معصومین(ع) بزرگترین راهنماهای آشنایی با او

پسرم! دعاها و مناجات هایی که از ائمه معصومین(ع) به ما رسیده است بزرگ ترین راهنماهای آشنایی با او جلّ و علا است و والاترین راهگشای عبودیت و رابطه بین حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهی و وسیله انس با او است و ره آورد خاندان وحی است و نمونه ای از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوک است. وسوسه های بی خبران تو را از تمسّک به آنها، و اگر توانی از انس با آنها، غافل نکند. ما اگر تمام عمر به شکرانه آنکه این وارستگان و واصلان به حق، ائمه ما و راه نمایان مایند به نیایش برخیزیم از عهده برنخواهیم آمد.

نظرات کاربران درباره کتاب درس‌هایی از امام