فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خون‌آشام‌های آشنا

کتاب خون‌آشام‌های آشنا
چگونه از چنگال آدمهای بی‌رحمی فرار كنيم كه روزگارمان را سياه می‌كنند!

نسخه الکترونیک کتاب خون‌آشام‌های آشنا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خون‌آشام‌های آشنا

خون‌آشامهای آشنا، حتی همین حالا که داریم با هم صحبت می‌کنیم، آهسته و بی‌سر و صدا در تعقیب شما هستند. آنها همه‌جا هستند؛ در خیابانهای روشن از نور خورشید، در زیر نور چراغهای مهتابی دفتر کارتان و حتی در روشنایی گرم خانه‌تان. خون‌آشامهای آشنا آن بیرون هستند و ظاهرشان با آدمهای معمولی تفاوتی ندارد. اما همین که نیازهای درونی‌شان سربرآورد، آنها را تبدیل به درندگانی وحشی می‌کند. این خون‌آشامهای آشنا خون شما را نمی‌مکند، بلکه انرژی عاطفی شما را می‌خشکانند. آیا آنها را می‌شناسید؟ آیا قدرت اهریمنی آنها را در زندگی‌تان تجربه کرده‌اید؟ آیا تا به حال به آدمهایی برخورد کرده‌اید که در نگاه اول عالی و بی‌نقص به نظر رسیده‌اند، ولی بعدا معلوم شده آشغالی تمام عیار بوده‌اند؟ آیا تا به حال چشمهایتان با تلألؤهای درخشان آدمهایی کور شده است که مانند تابلوی نئون ارزان‌قیمتی روشن و خاموش می‌شده‌اند؟ آیا قول و قرارهایی را در نجواهای شبانه شنیده‌اید که هنوز سپیده سر نزده فراموش شده‌اند؟ آیا تا به حال وجودتان خشک شده است؟

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.22 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۲۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خون‌آشام‌های آشنا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



این کتاب ترجمه ای است از:
Emotional Vampires
Dealing With People
Who Drain You Dry
by
Albert J. Bernstein, Ph.D
Published by McGraw - Hill, usa, 2001

۱. فرزندان شب

خون آشامهای آشنا که هستند؟

دوباره چراغهای کارفکس ابی(۱) روشن شده اند. می گویند نجیب زاده ای غریب از شرق اروپا این ویرانه را خریده است. موجودات عجیبی در شب دیده شده اند که بی سر و صدا در میان مه به این طرف و آن طرف می روند. زوزه سگها و صداهایی شبیه به برخورد بال خفاشان به قاب پنجره ها، خواب را از چشم مردم ربوده است. در خانه های اشرافی شهر، بانوان جوان بی رمق و خسته، بی هیچ خونی در رگهایشان، از رویاهای تب آلودی از خواب بیدار شده اند. برخی هرگز چشم باز نکرده اند.
چیزی بس غریب وجود دارد. اما تنها توضیحی که با حقایق می خواند، شبیه پرگویی های خرافی است که در روشنایی روز ورد زبان مردمان است. خون آشامها افسانه اند، مگر نه؟ در دنیای مدرن چه جایی برای ارواح نمرده ای که شبها به دنبال شکار زندگان پرسه می زنند وجود دارد؟
مرد سبزه قدبلند، که لباس رسمی بر تن دارد، با خنده می گوید: «خون آشامها؟ اونها افسانه پریانی هستن که پیرزنها واسه ترسوندن بچه ها تعریف می کنن.» چشمهایش با درخششی درونی که تو را به اعماق خود می کشاند، می درخشد. مرد ادامه می دهد: «اجازه بدین خودمو معرفی کنم. من کنت دراکولا هستم.»
خون آشامهای آشنا، حتی همین حالا که داریم با هم صحبت می کنیم، آهسته و بی سر و صدا در تعقیب شما هستند. آنها همه جا هستند؛ در خیابانهای روشن از نور خورشید، در زیر نور چراغهای مهتابی دفتر کارتان و حتی در روشنایی گرم خانه تان. خون آشامهای آشنا آن بیرون هستند و ظاهرشان با آدمهای معمولی تفاوتی ندارد. اما همین که نیازهای درونی شان سربرآورد، آنها را تبدیل به درندگانی وحشی می کند.
این خون آشامهای آشنا خون شما را نمی مکند، بلکه انرژی عاطفی شما را می خشکانند. به عبارتی دیگر، می توان آنها را خون آشامهای احساس خواند.
اشتباه نکنید! ما درباره آدمهای مزاحم معمولی که مثل پشه های دور چراغ ایوان به دور شما می چرخند، صحبت نمی کنیم. چون می توان خیلی راحت با گفتن یک «بله» یا «خیر» قاطعانه خود را از شر این جور آدمها خلاص کرد. ما از خون آشامهای احساسی صحبت می کنیم که مخلوقات حقیقی تاریکی اند. آنها نه تنها این قدرت را دارند که شما را عصبی و کفری کنند، بلکه می توانند شما را هیپنوتیزم کنند، ذهنتان را با وعده و وعیدهای دروغین آشفته سازند و قدرت تشخیصتان را ضعیف کنند و آن قدر به این کار ادامه دهند تا اینکه شما بالاخره در افسون آنها اسیر شوید. این خون آشامها اول شما را به طرف خود جلب می کنند، و سپس وجودتان را می خشکانند.
خون آشامهای آشنا در نگاه اول بهتر از مردم عادی به نظر می رسند. آنها مثل کنت دراکولای رومانیایی باهوش، خوش ذوق و جذاب هستند. شما از آنها خوشتان می آید، به آنها اعتماد می کنید و بیشتر از آنچه از دیگران انتظار دارید، از آنها توقع دارید. اما هر چه انتظار بیشتری پیدا می کنید، چیز کمتری نصیبتان می شود و دست آخر هم در دام آنها می افتید. شما آنها را به درون خانه هایتان دعوت می کنید و اصلاً هم نمی فهمید که چه اشتباهی مرتکب شده اید. تازه وقتی به حقیقت وجودی آنها پی می برید که در دل تاریکی ناپدید شده اند و شما را با پیکری خشکیده، جای گزیدگی در گردن، کیفی خالی و شاید دلی شکسته رها کرده اند. حتی آن موقع هم با حیرت از خودتان می پرسید: «نمی دونم تقصیر اونهاس یا تقصیر خودم؟»
تقصیر آنهاست؛ همان خون آشامهای احساس.
آیا آنها را می شناسید؟ آیا قدرت اهریمنی آنها را در زندگی تان تجربه کرده اید؟
آیا تا به حال به آدمهایی برخورد کرده اید که در نگاه اول عالی و بی نقص به نظر رسیده اند، ولی بعدا معلوم شده آشغالی تمام عیار بوده اند؟ آیا تا به حال چشمهایتان با تلالوهای درخشان آدمهایی کور شده است که مانند تابلوی نئون ارزان قیمتی روشن و خاموش می شده اند؟ آیا قول و قرارهایی را در نجواهای شبانه شنیده اید که هنوز سپیده سر نزده فراموش شده اند؟
آیا تا به حال روحتان خشک شده است؟
خون آشامهای احساس شبها از تابوت بیرون نمی آیند. آنها همین گوشه و کنارها هستند. آنها همان همسایه هایی هستند که جلوی رویتان با شما گرم و صمیمی هستند، اما پشت سرتان صفحه می گذارند. خون آشامهای آشنا در تیم ورزشی شما هستند. آنها تا وقتی که کسی تلفنی علیه آنها نکرده ستاره های تیم هستند، اما به محض این اتفاق، چنان قشقرقی به پا می کنند که دست بچه های سه ساله را در نق زدن و نحسی کردن از پشت می بندند. خون آشامهای آشنا در محیط کاری شما هستند. آنها مدیران رده بالایی هستند که آن قدر در سیاست و دسیسه های پیش پا افتاده غرق شده اند که دیگر وقتی برای انجام وظایفشان ندارند. خون آشامهای احساس حتی ممکن است شرکت شما را بگردانند. آنها رئیسهایی هستند که از تشویق مثبت و اختیار عمل به کارمندان داد سخن می رانند، با این حال افراد را به خاطر کوچک ترین اشتباهی تهدید به اخراج شدن می کنند.
خون آشامهای آشنا می توانند در خانواده خودتان مخفی شده باشند. مثلاً به برادرشوهر نابغه تان نگاه کنید که نمی تواند کاری را که به او می سپارند، درست و حسابی انجام دهد. یا مثلاً آن عمه خانم ساکت و بی سر و صدایی که ظاهرا بی هیچ چشم داشتی از همه مراقبت می کند تا اینکه بیماری شدید و عجیبش شما را وادار می کند از او مراقبت کنید. حتی لازم است از آن عزیزانی اسم ببریم که همیشه به شما می گویند سعی کنید برای خودتان و به میل خودتان زندگی کنید و بعد از شما انتظار دارند که به دل آنها راه بروید؟
خون آشام آشنا می تواند شریک خانه تان باشد؛ همان هم خانه ای که یک دقیقه شریکی دوست داشتنی است، و دقیقه ای دیگر غریبه ای سرد که فرسنگها با شما فاصله دارد.

آیا آنها واقعا خون آشامند؟

گرچه خون آشامهای احساس مثل مخلوقات تاریکی عمل می کنند، ولی هیچ چیز ماورای طبیعی در مورد آنها وجود ندارد. در واقع، این «استعاره» رمانتیک چیزی نیست مگر یک اصطلاح روانشناسی بالینی که در لباس مبدل پوشانده شده است. از دید روانشناسان، خون آشامهای احساس کسانی هستند که دچار اختلالات شخصیتی می باشند.
در دوره لیسانس، این تفاوت ساده را یاد گرفتم: وقتی افرادی با کارهایشان خودشان را دیوانه می کنند، مبتلا به اختلال اعصاب یا روان پریشی هستند. وقتی دیگران را دیوانه می کنند، دچار مشکل اختلال شخصیتی هستند. «انجمن روانشناسی امریکا» در راهنمای تشخیص بیماری که ارائه داده است، اختلال شخصیتی را چنین تعریف می کند:

یک الگوی تجربی و رفتاری درونی پایدار که به طرز چشمگیری از معیارها و انتظاراتی که در فرهنگ آن فرد وجود دارد، منحرف شده است. به عبارت دیگر، فرد رفتاری را نشان می دهد که منطبق بر معیارهای فرهنگی که در آن زندگی می کند، نیست. این نوع الگوی رفتاری حداقل در دو زمینه از حوزه هایی که در زیر آمده است آشکار می شود:

۱. شیوه های درک و تفسیر خود، دیگران و حوادث
۲. حیطه، شدت، ثبات و تناسب واکنشهای عاطفی
۳. عملکرد بین فردی
۴. کنترل غریزه

در راهنمایی که این انجمن ارائه داده است، الگوهای تشخیص افکار و رفتار یازده نوع اختلال شخصیتی بیان شده است. از این یازده مورد، ما به بررسی پنج نوع اختلالی می پردازیم که احتمال بیشتری دارد در زندگی روزمره شما مشکل و دردسر ایجاد کنند: خون آشامهای جامعه گریز، خون آشامهای نقش باز، خون آشامهای خودشیفته، خون آشامهای وسواسی و خون آشامهای بدگمان.
هر کدام از این خون آشامها افراد بیمارگونه ای هستند که در درازمدت باعث تضعیف روحیه دیگران می شوند، با این حال خصوصیتهایی دارند که برای سایرین جذابیت فراوانی دارد. من در طول سی سال کار روانشناسی و مشاوره حرفه ای، بارها و بارها مشاهده کرده ام که این نوع اختلالها بیشترین مشکلات را برای اکثر مردم به وجود می آورند، حال چه در محیط خانه، چه در محیط کار و چه در محیطهای بین این دو.
شدت اختلالات شخصیتی اکثر خون آشامهایی که در این کتاب به آنها پرداخته می شود به آن حد نیست که بتوان رسما اعلام کرد که آنها بیمار هستند، با این حال شیوه های فکری و رفتاری آنها با الگوهایی که در راهنمای انجمن آمده است همخوانی دارد. این الگوها را به عنوان فهرستی از شیوه هایی در نظر بگیرید که افرادی را که رفتار مشکل سازی دارند، درجه بندی می کند. با در نظر گرفتن این موضوع، می توان گفت اختلالات شخصیتی فرد می تواند آن چنان شدید باشد که لازم شود فرد در بیمارستان بستری شود و یا آن قدر خفیف باشد که فرد تا وقتی در معرض یک استرس و فشار روحی مهم قرار نگیرد، رفتار معمولی و معقولی داشته باشد. در هر حال، در دنیای روانشناسی همه چیز درجه بندی است.
همه رفتارهای نامتعارف خون آشامهای آشنا از این واقعیت سرچشمه می گیرد که این افراد دنیا را متفاوت از آنچه بقیه مردم می بینند، می بینند. اشتیاق آنها برای دستیابی به هدفهای بچگانه و دست نیافتنی، قوه درک آنها را خراب کرده است. آنها می خواهند که دیگران فقط و فقط به آنها توجه کنند. آنها انتظار عشق تمام و کمال را دارند. عشقی که همه چیز به آنها می دهد، ولی هرگز چیزی در ازایش از آنها طلب نمی کند. آنها زندگی سرشار از هیجان و خوشی می خواهند و دوست دارند کس دیگری را داشته باشند که حواسش به مسائل سخت یا خسته کننده زندگی باشد. خون آشامهای احساس در ظاهر مثل افراد بزرگسالند، ولی در باطن هنوز کودک هستند.
درست همان طور که وقتی خون آشامهای توی فیلمها صلیب، سیر یا آب مقدس را می بینند خود را جمع می کنند، خون آشامهای احساس هم به شدت در مقابل مسائل معمولی دنیای بزرگسالان آسیب پذیر هستند؛ مسائلی از قبیل خستگی، تردید، مسئولیت و اجبار به دادن در ازای گرفتن.
آسان ترین راه برای دسته بندی خون آشامهای آشنا این است که ببینیم رفتار و افکار آنها به کدام دسته از انواع اختلالات شخصیتی شباهت بیشتری دارد. هر کدام از این خون آشامها نیازی نامعقول و غیرممکن دارد که در نظر او از همه چیز در دنیا مهم تر است، و همین نیاز است که او را وادار به عمل می کند. خون آشامها معمولاً از نیازهای بچگانه ای که محرک آنهاست آگاه نیستند. برای همین هم هست که شما باید از این نیازها آگاه باشید تا بتوانید در برابر آنها از خودتان دفاع کنید.

نظرات کاربران درباره کتاب خون‌آشام‌های آشنا

این کتاب براگسایی ک هنوز ازدواج نکردن خیلی مفید وکابردیه،توصیه میکنم حتما بخونید
در 2 سال پیش توسط san...jad
میخواستم بخرم ک از شر خوناشاما راحت شم . ولی انگار خودم حوناشام بودم
در 9 ماه پیش توسط نسرین شهابی
کتاب خون اشام های اشنا بی نهایت کمک کننده به تشخیص اختلال های شخصیت است و البته حین خواندن کتاب تمام اطرافیان متهم به اختلال شخصیت میشوند
در 2 ماه پیش توسط ghased amiri