فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگی خردمندانه

کتاب زندگی خردمندانه
رویکرد شناختی - رفتاری

نسخه الکترونیک کتاب زندگی خردمندانه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگی خردمندانه

کتاب حاضر از جمله کتابهایی است که با استفاده از آخرین یافته‌های علمی و پژوهشی به ارائه راه‌حلهایی برای حل و فصل مشکلاتی از قبیل اهمال‌کاری، کم‌رویی، برخورد نامناسب با انتقاد، تصمیم‌گیری نادرست یا عجولانه و ناتوانی در حل مشکلات می‌پردازد.

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.85 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۹۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زندگی خردمندانه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

نوع تفکر شما در مورد رویدادهای زندگی تان، تاثیر شگرفی بر شیوه احساس شما درباره این رویدادها دارد. بنابراین، تغییر نوع تفکر، تغییر احساس را به دنبال خواهد داشت. این اصل، جوهر اساسی یکی از رویکردهای مسلط روان درمانی و مشاوره است که رفتاردرمانی شناختی(۱) نامیده می شود. شناخت طرز فکرتان درباره رویدادها به شما کمک می کند که بفهمید چرا به گونه ای خاص احساس کرده و رفتار می کنید (به عنوان مثال، «شما از صحبت کردن در حضور جمع، اضطراب دارید چون فکر می کنید نمی توانید به خوبی سخنرانی کنید»). وقتی چنین دانشی را فرا گرفتید، می توانید تصمیم بگیرید که طرز تفکرتان را تغییر بدهید تا زندگی بهتری نصیب شما شود (به عنوان مثال، «کارتان را با کفایت و اعتماد به نفس انجام می دهید. انجام دادن کار برای شما مهم تر از بی نقص بودن آن می شود»). اینکه چگونه به چنین بینش و مهارتی دست پیدا کنید، موضوعی است که در این کتاب به آن پرداخته می شود.
آرون بک(۲) و آلبرت الیس(۳)، بنیان گذارانِ رفتاردرمانی شناختی، خیلی علاقه مندند که این رویکرد درمانی را از مراکز مشاوره و کلینیکهای روان درمانی خارج کنند و آن را به سطح جامعه بکشانند تا افراد بیشتری از روشهای حل مسئله و آموزش اصول روان شناختی بهره مند شوند. ما مخصوصا به ده «آموزش اصول روان شناختی» برای افراد سالم علاقه مندیم و آن را مهارت آموزی رفتاری ـ شناختی(۴) می نامیم. مهارت آموزی را می توان «هنر ایجاد شرایط مناسب برای تسهیل یادگیری و پیشرفت دیگران» تعریف کرد (داونی(۵) ۱۹۹۹: ص ۱۵). ما معتقدیم که مهارت آموزی رفتاری ـ شناختی برای رسیدن به چنین کمال فردی ای مناسب است.
البته مهارت آموزی رفتاری ـ شناختی، هیچ گونه راه حل فوری و جادویی برای تغییر و رفع مشکلات شخصی پیش پای شما نمی گذارد، بلکه به این نکته تاکید می کند که برای حل مشکلات و چالشهای زندگی تان، و دستیابی به نتایج موفقیت آمیز، نیازمند تلاش و تعهد مداوم هستید. اگر در زمره افرادی هستید که بدون تلاش می خواهید به تغییرات بزرگ دست پیدا کنید، این کتاب به درد شما نمی خورد! به یاد داشته باشید که تنها خواندن کتابِ خودیاری، به شما کمکی نمی کند. تغییر شما بستگی به میزان به کارگیری مداوم از دستورالعملهای این کتاب دارد.
این کتاب به درد چه کسانی می خورد؟ این کتاب برای کسانی نوشته شده است که در این «روزگار بلاخیز» گرفتار شده اند. کسانی که با عمل کردن به ایده های جدید، استقبال از دیدگاههای متضاد، تغییر در شیوه تفکر و جست وجوی فرصتهایی برای خودشکوفایی در پی پرورش قابلیتهای خود هستند. با این حال، حتی چنین ویژگیهای خوبی شما را در برابر به وجود آمدن مشکل در زندگی تان یا ناتوانی در انجام درست کارها، مصون نگه نمی دارد.
در این کتاب به برخی از مشکلات شایع مثل اهمال کاری، کم رویی (عدم جسارت)، ضعف در مدیریت زمان، برخورد نادرست با انتقاد و نداشتن پشتکار برای دستیابی به اهداف می پردازیم. اگر اطلاعاتی را که در این کتاب ارائه شده است، ملکه ذهن خود سازید و طبق توصیه های آن عمل کنید، کفایت و کارآیی شما بیشتر می شود و به زندگی ثمربخش تر و رضایتمندانه تری دست می یابید.

این کتاب برگردانی است از:
LIFE COACHING
A Cognitive - Behavioural Approach
by
Michael Neenan & Windy Dryden
Brunner - Routledge, U.S.A., 2002

کنون ای خردمند ارج خرد
بدین جایگه گفتن اندر خورد

خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازو شادمانیّ و زویت غمی است
ز زویت فزونی و زویت کمی است

ازویی به هر دو سرای ارجمند
گسسته خرد پای دارد به بند

خرد چشم جان است چون بنگری
که بی چشم شایان جهان نسپری

«فردوسی»

فصل اول : کنار آمدن با هیجانهای دردسرساز(۶)

مقدمه

سامانتا فروشنده پارچه بود و از شغلش لذت می برد. او به مدت ۵ سال نمایندگی فروش پارچه یک شرکت را به عهده داشت. علی رغم اینکه آدم فوق العاده با تجربه ای بود، هنوز در ملاقات با افراد جدید و مشتریان سرشناس به شدت دچار اضطراب می شد. او می گفت: «بعد از ۵ سال کار کردن نباید مضطرب شوم.» ریموند دوست داشت در برابر مشکلات، خونسردی خود را حفظ کند، مثل افرادی که به خوبی از پس مشکلات برمی آیند، ولی بدبختانه این نقش بازی کردن همیشه خوب انجام نمی شد ــ مثلاً اگر نمی توانست سوئیچ ماشین را پیدا کند یا وقتی که نمی توانست طبق کاتالوگ برخی از اثاثیه خانه را درست سر هم کند، به شدت عصبانی می شد و می گفت: «چرا باید این طوری رفتار کنم؟ چرا نمی توانم خودم را کنترل کنم؟» ژانت برای اینکه بتواند مخارج زندگی را تامین کند، شغل تمام وقتی انتخاب کرده بود. بنابراین، مجبور بود برای دو فرزندش پرستار بگیرد. اگرچه می دانست پرستار از بچه هایش به خوبی مواظبت می کند، با این حال احساس گناه می کرد که آنها را به حال خودشان رها کرده است. او می گفت: «باید خودم آنها را از مدرسه بگیرم و به آنها رسیدگی کنم.» برایان گاهی دست و پا چلفتی می شد. پاهایش موقع راه رفتن به یکدیگر گیر کرده و به اشیای سر راهش برخورد می کرد. دوستانش به او می خندیدند و او به شدت آزرده خاطر می شد و می گفت: «نمی توانم تعادلم را حفظ کنم. انصاف نیست که آنها به من بخندند.» هر کدام از این چهار نفر، هیجانهای منفی را تجربه کردند. اگرچه چنین افرادی نیازمند درمانهای روان شناختی نیستند، اما اگر چنین مشکلاتی لاینحل بمانند مانع پیشرفت شخص می شوند و هر لحظه امکان دارد دوباره در دام این مشکلات گرفتار شوند.
من (مایکل نینان)(۷) وقتی که از این چهار نفر علت هیجانهای منفی شان را پرسیدم به ترتیب علل زیر را ذکر کردند: ملاقات با مشتریهای سرشناس، جست وجوی سوئیچ ماشین و سر هم کردن وسایل خانه طبق کاتالوگ، اجبار در رفتن به کار تمام وقت، سپردن بچه ها به پرستار و تمسخر به خاطر ناتوانی. به عبارتی، وقایع خارجی یا دیگران باعث شده بودند این احساسها را پیدا کنند. اگرچه چنین تفکری خیلی شایع است، ولی لزوما به معنای درست بودن آن نیست. برای اینکه بدانید این نوع طرز تفکر چقدر شایع است، در طی هفته بعد ببینید دوستانتان چند بار این جمله را می گویند: «اون اتفاق باعث شد این طوری احساس کنم؟» در زنجیره علل هیجانها یکی از حلقه های کلیدی مفقود شده، خودتان هستید. برای تجربه یک واکنش هیجانی ابتدا باید این نکته را ارزیابی کنید که آن حادثه چقدر برای شما اهمیت دارد. دکتر آلبرت الیس، روان شناس آمریکایی، برای اینکه نشان دهد چطور خودمان را در برابر حوادث ناخوشایند زندگی به شدت آشفته می کنیم، الگویی ساده ارائه کرده است:

A = واقعه فعال ساز ــ (پایان یک رابطه عاشقانه)
B = باورها یا افکار ــ (بدون او هیچ ارزشی ندارم)
C = پیامدهای هیجانی و رفتاری ــ (افسردگی و کناره گیری از فعالیتهای اجتماعی)

ابتدا ممکن است فکر کنید که A (وقایع) باعث C (هیجانها و رفتارها) می شود. (اگر کسی همسرش را از دست بدهد، افسرده نمی شود؟) چنین دیدگاهی باعث نادیده گرفتن تفاوتهای فردی می شود، چون همه در برابر یک واقعه، واکنش یکسان نشان نمی دهند، همه در برابر از دست دادن همسرشان افسرده نمی شوند. ممکن است کسی به خاطر تنها زندگی کردن پس از پایان رابطه با همسرش مضطرب شود، دیگری ممکن است به خاطر اینکه همسرش او را ترک کرده، عصبانی شود، نفر سوم ممکن است فکر کند راحت شده و نفر چهارم از اینکه برای ادامه ارتباط تلاشی نکرده احساس شرمندگی کند. بنابراین، برای درک C (هیجانها و رفتارها) باید روی B (باورها یا افکار) تمرکز کنید نه روی A (وقایع). ممکن است همین الان عصبانی شوید چون فکر می کنید ما وقایع ناراحت کننده زندگی را دست کم می گیریم و یا به آنها توجه نمی کنیم. نه، به هیچ وجه این طور نیست. اگرچه وقایع می توانند تاثیر زیادی بر مسائل هیجانی شما داشته باشند، ولی در نهایت افکار و باورهای شما تعیین می کنند که چه احساسی را تجربه کنید. برای اینکه این مسئله بهتر درک شود، از یک مثال بارز استفاده می کنیم. ویکتور فرانکل(۸)، روان پزشک مشهور، که در سال ۱۹۹۷ درگذشت، از اتاق گاز آشوویتز نجات پیدا کرد و در اردوگاه اجباری به کار گماشته شد و شرایط فوق العاده ناگواری را تحمل کرد، ولی هرگز امیدش را از دست نداد. او معتقد بود که هر چیزی را می توان از انسان گرفت، مگر یک چیز: «آخرین آزادی انسان برای انتخاب، طرز تفکرش نسبت به شرایط و انتخاب نحوه واکنش به این شرایط است.» (۱۹۸۵: ص ۸۶)
شما در هر شرایطی، نحوه واکنشتان را انتخاب می کنید چون تا حدی از اراده آزاد(۹) برخوردارید. وقایع، چه در گذشته یا حال حاضر، نمی توانند احساس خاصی را به شما القا کنند بلکه احساستان عمدتا حاصل طرز تفکرتان راجع به چنین وقایعی است. به عبارت دیگر: احساس شما بستگی به طرز فکر شما دارد (برنز(۱۰)، ۱۹۸۱؛ درایدن(۱۱) گوردون(۱۲)، ۱۹۹۱).

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی خردمندانه

سلام من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم فوق العاده بود حتما مطالعش کنید، بسیار بسیار مفید خواهد بود
در 2 ماه پیش توسط مجتبی مصطفوی
یک کتاب خودباوری عالی .هم در زمینه هدف گزاری و هم شناخت باورهایی مرکزی معیوب
در 2 هفته پیش توسط smn...hri