فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب محورهای اساسی در نظام‌های اقتصادی

کتاب محورهای اساسی در نظام‌های اقتصادی

نسخه الکترونیک کتاب محورهای اساسی در نظام‌های اقتصادی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب محورهای اساسی در نظام‌های اقتصادی

نظام‌های اقتصادی زیر شاخه‌ای کلیدی از مجموعه درس‌ها و موضوعات علوم اقتصادی است. کتاب حاضر نوعی مطالعه‌ی همه جانبه از موضوع نظاام‌های اقتصادی است که در عین حال با سرفصل‌های مصوب وزارت علوم و آموزش عالی برای درس یاد شده سازکاری کافی را دارد. این اثر علاوه بر توضیح بحث‌های سنتی نظام‌های اقتصادی، به موضوعات جدید و مکمل نظام‎‌ها نیز می‌پردازد؛ به ویژه در فضای تحولات قرن بیست و یکمی در ضمن محتوای کتاب به گونه‌ای است که علاوه بر دانشجویان اقتصاد، علاقه‌مندان به بحث‌های اقتصادی از دیگر رشته‌ها نیز می‌توانند از ان بهره‌مند شوند.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.53 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۱۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب محورهای اساسی در نظام‌های اقتصادی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

نظام های اقتصادی یکی از زیربخش های مهم علوم اقتصادی است که به توضیح و تحلیل نهادهای اقتصادیِ مربوط به آن ها و ارزیابی کارکرد آن ها می پردازد. به عبارت دیگر، نظام اقتصادی مجموعه ای از ترتیبات نهادی است. این ترتیبات، اساسا چارچوب های مالکیت عوامل تولید و تخصیص منابع در نظام های مختلف اقتصادی را توضیح می دهد. در قدیم بیش تر دو نظام سرمایه داری و سوسیالیسم به شکل سنتی مطرح بودند، اما در شرایط قرن ۲۱ تحولاتی رخ داده که در پرتو آن، نظام ها و زیرنظام های گوناگونی شکل گرفته اند. در این اثر، علاوه بر نظام های سنتی سرمایه داری و سوسیالیستی، به روند نظام های اقتصادی در جهان جدید نیز می پردازیم. ازاین رو، ابعاد کاربردی نظام های اقتصادی در این اثر بسیار نمایان است و در آن فقط به بحث های تئوریک بسنده نشده است. این نوشته کتابی کاربردی برای تمامی علاقه مندان نظام های اقتصادی است و برای ارائه ی یک درس سه واحدی در سطح کارشناسی رشته ی اقتصاد هم مناسب است. ازاین رو، مطالب کتاب با سرفصل های وزارت علوم و آموزش عالی در درس نظام ها سازگاری دارد. در چینش مطالب کوشیده ام از جدیدترین متن های تالیف شده در موضوع نظام ها تا زمان تدوین کتاب استفاده کنم. از آن جا که بخش هایی از این متن را زمانی تکمیل کردم که مشغول گذراندن فرصت مطالعاتی در دانشگاه ایلینویز آمریکا بودم، کتاب خانه ی غنی آن دانشگاه و فضای علمی موجود در آن، این بستر را فراهم می کرد که از آخرین یافته های علمی در این خصوص استفاده کنم. ازاین رو، جا دارد از مسئولان دپارتمان اقتصاد آن دانشگاه قدردانی کنم که امکانات یادشده را در اختیار من قرار دادند در ضمن، لازم می دانم از دانشجویان اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی: خانم ها فاطمه اسماعیلی، زیبا پیری، نازنین خسروی، بهاره سلیمی، نسرین شاکری، زهرا کریمی و آقای افشین مویدی که در تایپ آغازین برخی از فصل های این نوشته کمک کرده اند، تشکر کنم. همچنین جا دارد از مدیر محترم نشر نی، جناب آقای همایی، در نشر این اثر و از زحمات فراوان سرکار خانم عین بخش در ویرایش آن صمیمانه سپاس گزاری کنم. در پایان از دریافت پیشنهادهای اصلاحی همکاران دانشگاهی، استادان و دانشجویان گرامی و دیگر علاقه مندان به درس نظام های اقتصادی متشکرم.

یداله دادگر
پاییز ۱۳۹۵

فصل اول: مقدمه ای در نظام های اقتصادی

در این فصل همان طور که از عنوان پیداست، به اولین موضوع های مربوط به نظام ها می پردازیم.

۱.۱ چند بحث آغازین

معرفی اولیه ی نظام و نهاد: نظام اقتصادی مجموعه ای از نهادهای اقتصادی را دربرمی گیرد که به طور خاص چارچوب های مالکیت عوامل تولید و تخصیص منابع کمیاب را مشخص می کند و توضیح می دهد. ازاین رو، نظام اقتصادی به مجموعه نهادهای اختصاصی آن نیز می گویند، مثلاً نهادهای اختصاصی نظام اقتصاد سرمایه داری قابل جداشدن از نهادهای اختصاصی نظام سوسیالیستی اند. نهادهای اقتصادی همان قواعد و سنت های تثبیت شده در عرصه ی اقتصادند که بایدها و نبایدهای مربوط به نظام ها را معین می کنند. بنابراین، نظام های اقتصادی اهمیت دارند، زیرا نهادهای اقتصادی در زندگی واقعی موثرند. همچنین می توان نهادها را قواعد بازی مربوط به نظام ها دانست. نهادها را از یک زاویه به دو دسته ی رسمی و غیررسمی تقسیم می کنند. نهادهای رسمی مقرراتی اند که حکومت ها آن ها را وضع و تعریف می کنند، اما نهادهای غیررسمی در سنت های جامعه، هنجارهای شکل گرفته بین مردم و موارد مشابه مطرح اند، مثلاً رعایت مقررات رانندگی یک نهاد رسمی است، ولی وجدانِ کاری کارمندان مختلف و راستگویی آن ها در محیط کارشان نوعی نهاد غیررسمی است. تعیین حداقل دستمزد ماهیانه ی هر کارگر یک میلیون هزار تومان (کم تر از ۲۵۰ دلار) در ایران در سال ۱۳۹۵ ( ۲۰۱۶ ) و نزدیک ۴۵۰۰ دلار در سوئیس در همان سال نمونه ی نهادهای رسمی است؛(۱) در مقابل، فعالیت داوطلبانه ی جمعیت های خیرین، عمل وقف و مانند آن در میان مردم و به صورت خودجوش نمونه ی نهادهای غیررسمی است.(۲) احترام به مالکیت خصوصی نیز یک نهاد در نظام سرمایه داری است و کنارگذاشتن مالکیت خصوصی یا حاکمیت مالکیت دولتیْ یک نهاد در نظام سوسیالیستی است. همچنین می توان نهادها را به خوب و بد تقسیم کرد. وجدان کاری، نظم، شفافیت و راست کرداری نمونه ی نهادهای خوباند و کم کاری، نفاق و رشوه خواری نمونه ای از نهادهای بد.

نظام ها در گذشته و حال: در قدیم، بیش تر نظام های مطرح سوسیالیسم و سرمایه داری سنتی بودند، اما اکنون امور و دامنه ی نظام ها تغییر کرده و درخصوص همان نظام های سنتی هم زیرسیستم هایی جدید ایجاد شده است. در قرن ۲۱، مردم و حکومت های بسیار کمی هستند که از نظام سوسیالیسم سنتی(۳) پیروی می کنند. پیش بینی می شود که در ادامه ی دهه ی دوم قرن ۲۱ (۲۰۱۷ به بعد)، فقط رهبر کره ی شمالی و تعداد اندکی از دیگر حکومت های استبدادی از نظام سوسیالیستی تمام عیار پیروی می کنند. در ادامه ی قرن ۲۱، حتا کوبا ــ با سابقه ی سوسیالیستی طولانی ــ نیز در مسیر آزادسازی و بازکردن اقتصاد خود بوده است. در گذشته، شوروی سابق که جایگاه و خاستگاه سوسیالیسم بود، پس از فروپاشی به پانزده کشور تقسیم شد که اکثر آن ها به نظام بازار گرایش پیدا کردند. البته روسیه با مدیریت پوتین، همانند سابق بر برنامه ریزی متمرکز دولتی تاکید داشته است،(۴) اما چین کمونیست بیش تر از روسیه به سمت بازار چرخش داشته است. جالب توجه است که شماری از رهبران چین کمونیست زمانی به این درک رسیدند که پیشرفت اقتصادی نیازمند آزادی اقتصادی است. ازاین رو، تصمیم جدی گرفتند که اقتصاد خود را باز کنند. البته داشتن آزادی اقتصادی لزوما به معنای وجود فضای باز سیاسی نیست. درنتیجه در چین و تعدادی دیگر از حکومت های تمامیت خواه و ایدئولوژیک، از یک سو اهمیت اقتصاد و اقتصاددان و بازبودن اقتصاد را درک کرده اند(۵) و از سوی دیگر، این حکومت ها فضای سیاسی را همچنان بسته نگه داشته اند. این درحالی است که حکومت های مردم سالار آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی را همزمان تجربه می کنند. تعدادی از کشورهای اروپای شرقی که در گذشته بر اندیشه ی سوسیالیستی استوار بودند، از سال ۲۰۰۳ به بعد به اتحادیه ی اروپا پیوستند. اتحادیه ی اروپا نیز نظام اقتصادی جدیدی است. هند و چین و سپس برزیل، اندونزی و مانند آن ها اقتصادهای رو به رشدی اند که نظام های خاص خود را دارند، به طوری که به آن ها اقتصادهای نوظهور نیز می گویند. بنابراین، در قرن ۲۱ برخلاف اوایل قرن ۲۰، دیگر فقط دو نظام سرمایه داری سنتی و سوسیالیسم سنتی اداره ی جهان را در دست ندارند.

بازگشت اهمیت نظام ها: گرچه بین دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به موضوعاتی از علوم اقتصادی چون نظام های اقتصادی، تاریخ عقاید اقتصادی، روش شناسی اقتصاد، فلسفه ی اقتصاد، اخلاق و اقتصاد و موارد مشابه توجه کمی می شد، از دهه ی ۱۹۹۰ و به ویژه در دهه های اول و دوم قرن ۲۱، اهمیت این بحث ها مورد تاکید بیش تری قرار گرفت. فضای حاکم بر علم اقتصاد در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بیش تر کمّی و ریاضی نگر بود. ازاین رو، گزاره ها و مطالبی از اقتصاد را که امکان قرارگرفتن آن ها در دایره ی ریاضیات و تجربه نبود یا کم بود، درجه دوم و پایین مرتبه(۶) ارزیابی می کردند. بدیهی است بررسی های کمّی، ریاضیات، اقتصادسنجی و موارد مشابه آن ها برای اقتصاد ابزارهای بسیار مفیدی اند، اما باید توجه داشت که ضروری است این ها در همان جایگاه ابزاری خود حفظ شوند و جای هدف قرار نگیرند.(۷) در برخی دوره ها در مورد تکنیک های مربوطه بزرگ نمایی می شد و در مواردی کاربرد آن ها حتا علامت علمی بودن مطالعات و نوشته ها بود. درنتیجه، بخش هایی از اقتصاد مانند نظام های اقتصادی که پیوند ریاضیاتی و تجربی کم تری داشتند، کم اهمیت جلوه می کردند. با این وصف، اقتصاددانان از اواخر دهه ی ۱۹۸۰ و به خصوص از دهه ی ۱۹۹۰ و در ادامه ی قرن ۲۱، بر اهمیت مطالعاتی چون نظام های اقتصادی و مانند آن بیش از پیش تاکید کردند.

گستردگی و تنوع نظام ها: تحولات دهه ی آخر قرن ۲۰ و اوایل قرن ۲۱ موجب پدیدآمدن تعداد قابل توجهی سیستم ها و زیرسیستم های جدید شد. فروپاشی بلوک شرق(۸) رشد عظیم تکنولوژی، سرعت گرفتن جهانی شدن، گذار نظام ها و تقاضای مردم برای اصلاح و تغییر در نظام های اجتماعی و سیاسی، نمونه ی تحولاتی بودند که تاثیر قابل توجهی بر گستردگی نظام های اقتصادی داشتند. نظام های موجود سوسیالیستی و سرمایه داری نیز چندپارادایمی شدند.(۹) ازاین رو، سوسیالیسم چین با شوروی متفاوت بود، هردو با کوبا متفاوت و هرسه با کره ی شمالی تفاوت داشتند. به این ترتیب، نظام سرمایه داری نیز دارای رویکردها و پارادایم های مختلفی شد، مثلاً ایالات متحده ی آمریکا، کانادا، استرالیا، نیوزیلند، انگلستان و برخی از پیروان این کشورها بیشتر از رویکرد و الگوی آنگلوساکسن، از سرمایه داری پیروی می کردند. رویکرد آنگلوساکسن به طور نسبی با پارادایم سنتی سرمایه داری سازگار است. در الگوهای آنگلوساکسن بازار کار انعطاف پذیری بیش تری دارد، اما دولت و به خصوص دولت رفاه نقش کم تری در اقتصاد دارد. در این الگوها، بازار سرمایه و الگوهای حکمرانی شرکتی در کسب وکار، نقش تعیین کننده ای دارند و بخش عظیمی از تامین مالی پروژه ها از طریق بازار سرمایه صورت می گیرد. نمونه ی دیگر نظام سرمایه داری الگوی اروپایی آن است. در الگوهای اروپاییِ سرمایه داری، بازار کار کنترل شده تری مطرح است. همچنین تامین مالی در آن کشورها بیش تر بر بانک ها استوار است تا بر بازار سرمایه. الگوهای آسیایی از سرمایه داری، نوع سوم یا زیرسیستم دیگری از نظام سرمایه داری اند. الگوهای سرمایه داری آسیایی نیز طیف گسترده ای را شامل می شوند. الگوی ژاپنی سرمایه داری (از نوع آسیایی) بر انضباط اقتصادی و نظارت بیش تر دولت تاکید دارد. در الگوهای سرمایه داری اسکاندیناوی، نقش بخش عمومی در کنار بخش خصوصی قابل توجه است و بر دولت رفاه تاکید بیش تری دارند.(۱۰)

بحران های اقتصادی و نظام ها: یک بحث اساسی در مورد نظام ها چگونگی بروز بحران های مالی و اقتصادی در آن ها و چگونگی مقابله ی آن ها با بحران های یادشده است. بحران کبیر ۱۹۲۹ـ۱۹۳۳ (یا در مواردی ۱۹۲۹ـ۱۹۳۹)(۱۱)، بحران جنوب شرق آسیا در سال ۱۹۹۷ و بحران مالی ۲۰۰۷ـ۲۰۱۲، سه نمونه از بحران های اقتصادی معروف اند. نظام اقتصاد جهانی و زیرنظام های مالی آن ضربه ی سنگینی در برخورد با بحران ۱۹۲۹ تحمل کردند، ولی به دنبال پذیرش راه حل کینز (حاصل از کنفرانس برتن وودز در سال ۱۹۴۴) و شکل گیری بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در همان سال، زمینه ی مهار بحران فراهم شد. انتظار می رفت بحران کبیر نظام سرمایه داری را تضعیف و پیش بینی مارکس درباره ی سقوط آن را تایید کند. طبق پیش بینی مارکس، نظام سرمایه داری درنهایت با بحران فقر و بیکاری و اعتراض توده های عظیمِ مردمِ ناراضی روبه رو می شود و سقوط می کند، اما تلاش کینز، اقتصاددان معروف، و پیروی سیاست گذاران اقتصادی از راه حل او درواقع موجب نجات این نظام شد. ازاین رو، گاهی کینز را نجات دهنده ی نظام سرمایه داری می نامند. قبل از کینز، رویکرد خوش بینانه ی نئوکلاسیک ها بر بازار حاکم بود که براساس آن، بحران اقتصادی و عناصر رکودی یا تورمی آن موقتی بود و در کوتاه ترین زمان ممکن و از طریق ابزارهای خودکار بازار حل می شد. ازاین رو و به عقیده ی نئوکلاسیک ها، برای حل بیکاری، تورم و مانند آن، به حضور دولت نیاز نیست، اما کینز رویکرد خودکار بازار را رد کرد و عقیده داشت برای حل بحران، دولت باید دخالت کند. بحران اقتصادی دیگری در شرق آسیا رخ داد. الگوی سرمایه داری آسیایی با انباشت و خلق سرمایه و گسترش فعالیت های مالی در میان مدت موجب رشد و توسعه ی عظیمی در ژاپن و گروه کشورهایی شد که ببرهای آسیا نام گرفته بودند (هنگ کنگ، سنگاپور، تایوان و کره ی جنوبی). در پی این تحول در سال ۱۹۹۷، بحران عظیمی گریبان همه ی این کشورها را گرفت که نوعی رکود و کسادی سنگین را بر آن ها تحمیل کرد. همچنین در دوره ی ۲۰۰۷ـ۲۰۱۲ بحران دیگری اقتصاد جهانی را با رکودی وسیع روبه رو کرد که حتا برخی کشورها و منطقه ها تا آستانه ی سال ۲۰۱۶ نیز با آن درگیر بودند. در رویارویی و حل بحران یادشده راه حل های نظام های مختلف اقتصادی تا حدود زیادی متفاوت بود. برخی راه حل های دولت محور و کینزی را اجرا کردند و برخی دیگر از ترکیب دولت و بازار برای حل بحران استفاده کردند.

دورنمای آینده ی نظام ها: در ادامه ی قرن ۲۱، تحول و تغییر دائم، اصلاح و گذار و شکل گیری زیرسیستم های جدیدتر برای آینده ی نظام ها قابل پیش بینی است. هرچند اصلاح و تغییر نظام های اقتصادی در گذشته نیز کم وبیش مطرح بود، اما اصلاح و تحول نظام ها در دهه ی آخر قرن ۲۰ و دهه های آغازین قرن ۲۱ بسیار بیش تر شده است. در آینده، حرکت نظام ها به سوی تمرکز کم تر فعالیت ها در بخش عمومی و قدرت بیش تر بخش خصوصی است. موج های دموکراسی خواهی اکثریت مردم در کشورهای مختلف و به خصوص در جوامع کم تر توسعه یافته در حال پیشرفت است و نظام های تمامیت خواه یکی پس از دیگری سقوط می کنند. شکل گیری حرکت های مردمی از سال ۲۰۰۹، به ویژه در خاورمیانه در چارچوب بهار عربی و مشابه آن، تغییر، اصلاح، تجدیدنظر و در مواردی گذار نظام ها را به دنبال داشته و پیش بینی می شود که نمادهای مشابهی در آینده ظهور کند. درهرصورت، اقتصاددانان و سایر علاقه مندان به موضوعات اقتصادی به دلیل روندهای پیش گفته و دلایل مشابه آن به مطالعه ی نظام های اقتصادی و زیرشاخه های مرتبط با آن تمایل بسیاری پیدا کرده اند، مانند تاریخ عقاید، فلسفه ی اقتصاد، روش شناسی اقتصاد، اخلاق و اقتصاد. کنش مناسب آن است که کشورهای مختلف، انجمن های علمی، سیاست گذاران، صاحبان مکاتب اقتصادی و مانند آن ها هنگام طراحی سیستم ها و زیرسیستم های اقتصادی، به تحولات عظیم در عرصه های مختلف، روند روبه رشد پیشرفت تکنولوژیک، فرایند جهانی شدن و تحولِ خواسته ها و مطالبات مردم توجه ویژه داشته باشند. قرن ۲۱ قرن تحول، اصلاح، مردم سالاری و گفتمان منطقی برای حل وفصل دشواری ها و جلب رضایت اکثریت است که اقتدار بلندمدت نظام های اقتصادی و سیاسی را تضمین می کند.

۲. ۱ وضعیت عمومی نظام های اقتصادی

۱.۲.۱ هدف های نظام ها و تحقق آن ها

برخی نهادها و هدف های اساسی: همان طور که اشاره شد، سازوکار تخصیص منابع و چارچوب های مالکیتی دو نهاد کلیدی در نظام های اقتصادی اند. در این خصوص، ترتیبات سازمان دهی نظام های اقتصادی با سیاست ها و خط مشی های اقتصادی ترکیب می شوند تا روند کلی و راندمان آینده ی اقتصاد کشورهای مختلف را مشخص کنند. چگونگی رسیدن به هدف های اقتصادی نظام ها به چگونگی نهادها و سازمان دهی های آن نظام ها بستگی دارد. نظام های اقتصادی معمولاً هدف های پایانی و هدف های میانی گوناگونی دارند. در بیش تر نظام های اقتصادی، هدف پایانی و نهایی رساندن جامعه به رفاه عمومی است. ممکن است این رفاه کارایی محور یا عدالت محور باشد یا بر ترکیبی از آن دو استوار باشد. در کل، تئوری نظام های سرمایه داری بر کارایی تاکید بیش تری دارند و نظام های سوسیالیستی بر عدالتِ بیش تر و نظام های ترکیبی و میانه بر هردو. معمولاً هدف های میانی در راستای تحقق هدف های پایانی اند. برای مثال، ممکن است یک هدف میانی نظام های اقتصادی رسیدن به رشد پایدار، بیکاری و تورم طبیعی (و پایین) و تراز پرداخت مناسب باشد. بدیهی است رسیدن به این هدف های میانی برای تحقق هدف های پایانی (رفاه عمومی) ضروری است. ضمنا رسیدن به هدف های چهارگانه ی یادشده مفهومی از تثبیت اقتصادی را بیان می کند.(۱۲)
در هر نظام اقتصادی فرض منابع کمیاب واقعیتی کلیدی است، چون معمولاً منابع مولد مانند نیروی کار، منابع طبیعی (زمین، معدن، جنگل ها و آب های طبیعی، حیوانات وحشی و مانند آن)، سرمایه و تکنولوژی همواره به میزان مورد تقاضا در دسترس نیستند و کمیاب اند. کمیابی منابع واقعیت دنیای جدید است و علم اقتصاد نیز بر آن تاکید می کند. منظور از کمیابی منابع این است که به دست آوردن آن ها هزینه بر است و رایگان به دست نمی آید یا ممکن است منابع لازم برای پوشش همه ی خواسته ها در دسترس نباشد. در گذشته، به دست آوردن هوا و آب سالم، آسان و تقریبا بدون هزینه بود، بنابراین آن ها را کمیاب نمی دانستند. اما در قرن ۲۱ این دو نیز کمیاب اند و برای به دست آوردن آن ها، پرداخت هزینه ضروری است ــ حتا ممکن است در مواردی با پرداخت هزینه نیز به میزان مورد نیاز به دست نیایند. البته به دنبال پیشرفت وسیع تکنولوژی، مباحثی چون تولید انبوه، بالارفتن ظرفیت منابع تولید و ازاین رو پدیده ی فراوانی نیز مطرح است. اکنون این موضوع در حال بررسی است و به نظر نمی رسد در زمان های نزدیک موضوع فراوانی بتواند مشکل کمیابی را حل کند. درهرصورت، با توجه به واقعیت کمیابی منابع، نظام های مختلف(۱۳) اقتصادی باید تصمیم گیری کنند و به چند پرسش اساسی که در ادامه بیان می شود پاسخ دهند.

۲.۲. ۱ پرسش های اساسی در نظام های اقتصادی و پاسخ به آن ها

هم به دلیل کمیابی منابع هم به سبب تامین نیازها و حل دشواری های زندگی شهروندان، نظام های مختلف اقتصادی باید به چند پرسش پاسخ دهند که به آن ها پرسش های اساسی در نظام های اقتصادی می گویند. از میان این پرسش ها سه مورد اهمیت نسبی بیش تری دارند. اول، چیستی و چه مقداری (کمیت) فراورده ها و محصولات مختلف در نظام اقتصادی است. دوم، چگونگی تولید و سوم چگونگی توزیع آن فراورده هاست.

چیستی و چه مقداری (کمیت) کالاها و خدمات: پرسش اول از هر نظام اقتصادی آن است که چه کالاها و خدماتی و به چه میزان باید تولید شود. برای مثال، براساس تئوری سنتی نظام سرمایه داری در پاسخ پرسش اول می گویند که کالاها و خدماتی باید تولید شود که خانوارها و مصرف کننده ها تقاضا می کنند. همین طور میزان آن کالاها و خدمات نیز میزانی است که مصرف کننده ها تمایل و تقاضا دارند. ازاین رو، در تئوری نظام ها می گویند که نظام سرمایه داری سنتی «مصرف کننده سالار»(۱۴) است و معیار تصمیم گیری برای نوع و مقدار کالا(۱۵) خواست مصرف کننده است. در مقابل، در تئوری سوسیالیسم سنتی پاسخ پرسش اول این است که دولت تصمیم می گیرد چه نوع کالایی و به چه میزانی تولید شود.

چگونگی تولید: پرسش دوم در مقابل نظام های اقتصادی چگونگی تولید کالاها و خدمات در آن هاست. اکنون که از نظر نظام های اقتصادی مشخص شد چه نوع کالایی و به چه مقدار تولید شود، بحث بعدی آن است که کالاها و خدمات چگونگی تولید شوند. در علم اقتصاد قاعده ای کلی در مورد تولید مطرح است که می تواند در نظام های مختلف مورد توجه قرار گیرد: قاعده ی کلی آن است که از شیوه هایی برای تولید کالاها و خدمات استفاده کنند که بیش ترین بازدهی و کم ترین هزینه را داشته باشد. این روش بیانی از کارآمدی است که در اقتصاد اهمیت کلیدی دارد. بدیهی است نظام های مختلف، سرمایه داری یا سوسیالیستی، از این قاعده ی کلی پیروی می کنند و براساس آن و با توجه به یافته های علمی دیگر، تکنیک های مناسب را برمی گزینند.(۱۶) این که چه روش هایی موجب بیش ترین بازدهی می شود و کم ترین هزینه را دربردارد با توجه به شرایط فنی و بومی تعیین می شود.

چگونگی توزیع فراورده ها و درآمدها: پرسش سومی که نظام های اقتصادی باید به آن پاسخ دهند چگونگی توزیع فراورده ها، ثروت ها و درآمدهای حاصل از فرایند تولید است. در تئوری سنتی نظام سرمایه داری پاسخ این است که فراورده های تولید به صاحبان عوامل تولید (کار، سرمایه، تکنولوژی، زمین و...) تعلق دارد. بر این اساس، هرکسی که سهمی از عوامل مختلف تولید ندارد، از محصول نهایی هم سهمی نخواهد داشت که در سرمایه داری سنتی آن را «اصل اخراج و محروم سازی»(۱۷) می نامند. برمبنای این اصل، اگر کسی سهمی از عوامل ندارد، باید از محصول و فراورده های نهایی آن نیز محروم شود. در این نظام، دولت از راه تامین اجتماعی برای ناتوان ها، از کار افتاده ها و بیکارها حداقل امکاناتی را فراهم می کند. در یکی از رویکردهای سوسیالیسم سنتی، در پاسخ به این پرسش بیان می شود که هر فرد باید به اندازه ی توانش کار و تلاش کند و به هر فرد هم به اندازه ی نیازش پرداخت شود. همان طور که اشاره شد، این پاسخ ها به رویکردهای تئوریک سنتی سرمایه داری و سوسیالیسم مربوط است و امکان دارد رویکردهای غیرسنتی پاسخ های دیگری داشته باشند یا درعمل به گونه ای دیگر با پرسش های یادشده برخورد کنند؛ یعنی ممکن است در مواردی عملکرد نظام ها بر تئوری های آن ها منطبق نباشد.

نظرات کاربران درباره کتاب محورهای اساسی در نظام‌های اقتصادی

کتابهای نشر نی رو چرا در پیشخان ارایه نمی کنید؟
در 2 سال پیش توسط فرشید اینانلو