فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نسل نواندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اندیشه‌های دل

کتاب اندیشه‌های دل
یک راهنمای روزانه برای دست یافتن به خرد درونی

نسخه الکترونیک کتاب اندیشه‌های دل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اندیشه‌های دل

این کتاب مجموعه‌ای است از مراقبه‌ها، درمان‌های معنوی و گزینه‌هایی از سخنرانی‌های من که همه آن‌ها روی جنبه‌های تجربیات هر روز ما تمرکز دارند و می‌خواهند ما را در زمینه‌هایی که با مشکل روبه‌رو هستیم، کمک و راهنمایی کنند. وقتی ما احساس قربانی بودن می‌کنیم، دلمان می‌خواهد خودمان را از دیگران کنار بکشیم. می‌ترسیم و دلمان به درد می‌آید و همیشه به دنبال کس دیگری می‌گردیم تا ما را نجات بدهد، کسی که این کار را برای ما انجام دهد. اما حالا ما فرصتی داریم تا توانایی‌های خودمان را برای روبه‌رو شدن با زندگی کشف کنیم، نه در قالب یک قربانی، بلکه به روش‌هایی که به ما قدرت می‌بخشد. بعد برایمان روشن می‌شود، به محض این‌که ارتباط ما با آنچه من تحت عنوان «خویش درون» از آن نام می‌برم برقرار شد، می‌توانیم کیفیت زندگی‌هایمان را بالا ببریم. این احساس بسیار خوب است که بدانیم مجبور نیستیم به کس دیگری تکیه کنیم، بلکه در درون خودمان قدرت بی‌حد و حصری داریم و می‌توانیم تغییرات مثبتی را در زندگی‌هایمان ایجاد کنیم. این احساسی است که به ما آزادی فراوانی می‌دهد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نسل نواندیش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.96 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اندیشه‌های دل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

من آدم مثبتی هستم

من می دانم که آدمی هستم با همه جوانب زندگی. خرد لایتناهی همه اطرافم را فرا گرفته و در من نفوذ کرده است. بنابراین به طور کامل به کائنات تکیه می کنم تا به هر طریق مثبت از من حمایت کند. زندگی مرا خلق کرده و این کره خاکی را به من داده تا تمام نیازهایم را برآورده کنم. هر چیزی که احتمال دارد من به آن نیاز داشته باشم از پیش این جا در انتظارم ایستاده است. روی این کره خاکی خیلی بیشتر از آن چیزی که ممکن است بتوانم بخورم، غذا وجود دارد. بیشتر از آن چیزی که من بتوانم خرج کنم، پول هست. آدم ها خیلی بیشتر از آن چیزی هستند که من بتوانم با همه آن ها دیدار کنم. بیشتر از آن چیزی که من بتوانم تجربه کنم عشق وجود دارد. شادی بیشتری از آنچه من بتوانم تصورش را کنم در دنیا هست. این جهان پر است از همه آن چیزهایی که من می خواهم و به آن ها نیاز دارم. این ها همه مال من هستند تا از آن ها استفاده کنم. آن ذهن لایتناهی و آن شعور لایتناهی همیشه به من «آری» می گویند. این که من انتخاب کنم به چه چیزی اعتقاد داشته باشم یا چه فکر کنم و چه بگویم اصلا مهم نیست، کائنات همیشه به من «آری» می گوید. من وقت خودم را برای پرداختن به افکار منفی و موضوعات منفی تلف نمی کنم. من آری هایم را با دقت انتخاب می کنم. انتخاب می کنم که خودم و زندگی را به روش های خیلی مثبت ببینم. بنابراین من به فرصت و سعادت پیش رویم «آری» می گویم. به همه خوبی ها «آری» می گویم. من آدم مثبتی هستم که در یک دنیای مثبت زندگی می کنم. دنیایی که از یک عالم مثبت تاثیر می گیرد و بسیار خوشحالم که این گونه است. من بسیار خرسند و شادم از این که آدمی هستم با خرد جمعی و نیروی کیهانی، حامی و پشتیبان من است. خداوندا برای همه آن چیزهایی که تاکنون به من عطا کرده ای تا از آن ها لذت ببرم، از تو سپاسگزارم.
***
در آینه نگاه کنید و بگویید: «من خودم را دوست دارم و به همین شکلی که هستم می پذیرم.»
چه چیزی به ذهن شما می رسد؟
توجه کنید که چه احساسی دارید.
شاید این هسته اصلی مسئله ای باشد که شما دارید.
***

من همه بخش های وجود خودم را می پذیرم

مهم ترین بخش شفا یافتن یا به تکامل رساندن خودمان این است که همه بخش های وجود خود را بپذیریم؛ همه بخش های متعدد وجودمان را. آن زمان هایی که خیلی خوب عمل کردیم و زمان هایی که خیلی خوب عمل نکردیم. آن زمان هایی که ما خیلی بد بودیم و آن زمان هایی که خوب و دوست داشتنی بودیم. آن زمان هایی که خیلی احمق و نادان ظاهر شدیم و آن زمان هایی که خیلی زیرکانه و هوشمندانه عمل کردیم. آن زمان هایی که شکست خوردیم و آن زمان هایی که برنده شدیم. همه این ها بخش هایی از ما هستند. بیشتر مسائل ما ناشی از این است که بخش هایی از خودمان را رد می کنیم، همچنین خودمان را به طور کامل و بدون قید و شرط دوست نداریم. بیایید به گذشته زندگی خودمان با شرمساری نگاه نکنیم، بلکه به گذشته به عنوان یک غنا و فراوانی زندگی بنگریم. بدون وجود این غنا و فراوانی ما حالا این جا نبودیم. وقتی همه بخش های وجودمان را می پذیریم، شفا پیدا می کنیم و به کمال می رسیم.
***
اگر شما خودتان را تمام و کمال و صددرصد دوست نداشته باشید، جایی در مسیر زندگی این را یاد گرفته اید.
حالا می توانید آن را فراموش کنید.
از همین حالا مهربانی با خودتان را شروع کنید
***

من همه آن چیزهایی که برای خودم خلق کرده ام، می پذیرم

من خودم را درست به همین شکلی که هستم، می پذیرم و دوست دارم. از خودم حمایت می کنم، به خودم اعتماد می کنم و خودم را در هر کجایی که هستم، می پذیرم. من می توانم در میان عشق و قلب خودم غوطه ور باشم. دستم را روی قلبم می گذارم و عشقی که درون قلبم هست، احساس می کنم. می دانم فضای زیادی برای من هست تا درست در همین لحظه و همین جا خودم را بپذیرم. من جسمم، وزنم، قدم، ریخت و ظاهرم، جنسیتم، و حوادث زندگی ام را می پذیرم. من همه آن چیزهایی که برای خودم خلق کرده ام، می پذیرم. گذشته و حال خودم را می پذیرم. می خواهم به آینده ام اجازه بدهم که اتفاق بیفتد. من یک تجلی عالی و الهی از زندگی هستم و لیاقت بهترین ها را دارم. همین حالا من این نکته را برای خودم می پذیرم. من معجزات را می پذیرم. شفا را می پذیرم. تمامیت را می پذیرم و بیش از هر چیزی، خودم را می پذیرم. من ارزشمند هستم و خودم را به همین شکلی که هستم، دوست دارم و همین طور هم هست.
***
ما شرایط زندگی خودمان را به وجود می آوریم، سپس با مقصر دانستن شخص دیگری برای ناکامی هایمان، نیروی خود را به او می دهیم.
هیچ شخص، چیز یا جایی بر ما قدرتی ندارد.
فقط ما هستیم که می توانیم با ذهن خودمان فکر کنیم.
***

من حرف های خودم را به شکل های مثبت ابراز می کنم

اغلب وقتی تصادفی صورت می گیرد و این شما هستید که به دیگری زده اید، از ته دل احساس گناه می کنید و شاید فکر کنید که باید مجازات شوید. ممکن است کینه و عداوت سرکوب شده فراوانی در وجود شما باشد که به خودتان اجازه نمی دهید در مورد آن حرف بزنید. وقتی به کسی می زنید، اغلب با خشم ابراز نشده، مواجه می شوید. این احساس فرصتی را برای شما فراهم می کند که خشم خودتان را بیرون بریزید. همیشه چیزهای بیشتری در وجود شما می گذرد. یک تصادف چیزی بیشتر از یک تصادف صرف است. وقتی تصادفی به وقوع می پیوندد، به درون خود نگاه کنید تا انگاره خودتان را ببینید، بعد برای طرف مقابل با عشق دعای خیر نمایید و همه آن اتفاقات را رها کنید.
***
آن لحظه  که شما به تکرار جملات تاکیدی می پردازید، پایتان را از نقش قربانی بیرون می گذارید.
دیگر عاجز و درمانده نیستید، بلکه از نیروی خودتان به خوبی آگاهید.
***

من دارم قدم بعدی را به سوی شفا بر می دارم

گفتن جملات تاکیدی یک نقطه برای شروع است. راه را برای شما می گشاید. شما به ذهن نیمه هوشیار خود می گویید: «من مسئولیت را می پذیرم.» «من می دانم کاری هست که می توانم انجام بدهم تا تغییر کنم.» اگر شما به تکرار این جملات تاکیدی ادامه بدهید، یا آمادگی آن را پیدا می کنید که بگذارید هر چیزی که هست بگذرد و جملات شما به واقعیت تبدیل خواهند شد؛ یا این جملات راه تازه ای را به روی شما باز می کنند. ممکن است فکرهای خیلی خوبی به ذهن شما خطور کنند؛ یا احتمال دارد دوستی به شما تلفن کند و بگوید: «آیا تا به حال چنین کاری را امتحان کرده ای؟» و این روند شما را به سوی قدم بعدی که می تواند کمک تان کند تا شفا پیدا کنید، هدایت خواهد کرد.
***
جملات تاکیدی به ذهن نیمه هوشیار شما چیزی را می دهد که در لحظه روی آن کار کنید.
***

من کاملا باز و پذیرا هستم

وقتی ما به گفتن جملات تاکیدی می پردازیم تا خیری را به زندگی هایمان راه بدهیم و بخشی از ما هست که باور ندارد لایق آن باشیم، اجازه نمی دهیم تا آن تاکیدات رنگ واقعیت به خودشان بگیرند. سرانجام به جایی می رسیم که می گوییم: «جملات تاکیدی هیچ ثمری ندارد.» اما این اصلا به جملات تاکیدی مربوط نمی شود، واقعیت این است که ما باور نمی کنیم استحقاق چنین چیزی را داشته باشیم.
***
ما باید بدانیم که به چه چیزی باور داریم.
***

پاسخ های درون من خیلی آسان به ذهنم می رسند

وقتی می خواهید جملات تاکیدی خودتان را در برابر آینه تکرار کنید، همیشه یک قلم و کاغذ کنار دست تان بگذارید. به این ترتیب می توانید آن پیام های منفی که در هنگام تکرار جملات به ذهن تان خطور می کنند روی کاغذ یادداشت نمایید. مجبور نیستید همان موقع به آن مطلب رسیدگی کنید. بعد می توانید بنشینید و وقتی فهرستی از پاسخ های منفی پیش رویتان باشد، به تدریج بفهمید چرا آن چیزهایی که می گویید و می خواهید، به دست نمی آورید. اگر شما از پیام های منفی خودتان اطلاعی نداشته باشید، تغییر آن ها کاری سخت است.
***
خشم یک مکانیزم دفاعی است.
شما به این دلیل موضع تدافعی دارید که هراسیده اید.
***

من گذشته را به آسانی می فهمم و به جریان زندگی اعتماد می کنم

خشم یک جریان عادی است. اغلب شما بر سر برخی چیزهای خاص به دفعات عصبانی می شوید. وقتی عصبانی هستید احساس می کنید حق ندارید عصبانیت تان را ابراز کنید، بنابراین آن را فرو می دهید. خشم فرو خورده در بخش های خاصی از بدن شما انباشته می شوند و بعد خودشان را به شکل ناراحتی یا بیماری نشان می دهند. سال ها و سال ها شما خشم خودتان را در همان جای به خصوص روی هم جمع می کنید. پس برای این که شفا پیدا کنید، بگذارید احساسات واقعی شما بیرون بریزند. اگر نمی توانید آن احساس ها را با شخصی که مستقیم با او درگیر مسئله ای هستید، در میان بگذارید، جلوی آینه بایستید و حرف هایتان را به او بزنید. هر چیزی که می خواهید به او بگویید: «از دست تو خیلی دلخورم»، «حسابی ترسیده ام»، «ناراحت هستم»، «تو به من آزار زیادی رساندی»، همین طور ادامه بدهید تا همه خشم تان را خالی کنید. بعد یک نفس عمیق بکشید، در آینه نگاه کنید و از خودتان بپرسید: «چه انگاره ای بود که این وضع را به وجود آورد؟ برای تغییر آن چه کاری می توانم انجام دهم؟» اگر شما بتوانید سیستم فکری درون آن که موجب بروز چنین رفتاری شده است، تغییر دهید؛ آن وقت دیگر نیازی ندارید رفتارتان را تکرار کنید.
***
یکی از بدترین کارهایی که می توانیم انجام دهید این است که از دست خودمان عصبانی شویم.
خشم فقط ما را بیشتر به انگاره هایمان می چسباند.
****

من آزاد هستم که خودم باشم

خشم خودتان را فرو نخورید و آن را در بدن تان انباشته نسازید. وقتی ناراحت می شوید، این ناراحتی را به طریقی از بدن تان بیرون بریزید. راه های زیادی برای بیرون ریختن این احساسات به صورت مثبت وجود دارد. می توانید وقتی در اتومبیل هستید شیشه ها را بالا بکشید و فریاد بزنید. می توانید به رختخواب تان مشت بزنید یا به بالش ها لگد بکوبید. می توانید صدایتان را بلند کنید و هر چیزی که دل تان می خواهد بگویید. می توانید بالشی را جلوی دهان تان بگیرید و جیغ بکشید. می توانید بدوید، یا به انجام بازی هایی مثل تنیس بپردازید تا انرژی ها از بدن تان خارج شوند. اعم از این که عصبانی باشید یا نباشید، حداقل هفته ای یک بار به رختخواب تان مشت بزنید یا به بالش ها لگد بکوبید، تا تنش های فیزیکی انباشته در بدن تان بیرون بریزند.
***
اگر ما بخواهیم صبر کنیم تا کامل شویم و بعد خودمان را دوست بداریم، زندگی مان را تلف خواهیم کرد.
ما همین حالا و در همین وضع هم کامل هستیم.
***

من درست همین شکلی که هستم، کاملم

من نه خیلی زیاد هستم و نه خیلی کم. مجبور نیستم به هیچ کسی یا هیچ چیزی ثابت کنم که من چطور آدمی هستم. حالا این را می دانم که من تجلی کامل وحدت حیات هستم. در بیکرانگی حیات من در هویت های متعددی ظاهر شدم که هر کدام تجلی کاملی برای آن دوره خاص از زندگی بودند. من از این کس و چیزی که در این دوره هستم راضی ام. آرزو نمی کنم مثل کس دیگری باشم؛ چون تجلی آن چیزی که برای این دوره زندگی انتخاب کردم، نیست. بار دیگر فرق خواهم کرد. من درست به همین شکلی که حالا و در این جا هستم کاملم. من کافی هستم. با کل حیات یکی هستم. هیچ نیازی نیست که تقلا کنم تا بهتر باشم. تنها چیزی که احتیاج دارم این است که امروز خودم را بیشتر دوست داشته باشم و با خودم مثل کسی رفتار کنم که به شدت دوست داشتنی است. چون من خودم را دوست دارم، چنان زیبایی و شعفی در من شکوفا می شود که به زحمت می توانم آن را درک کنم. عشق، خوراکی است که انسان ها باید عظمت خود را با آن به ثمر برسانند. وقتی یاد می گیرم خودم را بیشتر دوست داشته باشم، یاد می گیرم دیگران را هم بیشتر دوست داشته باشم. ما عاشقانه با هم دنیایی را می سازیم که از همیشه زیباتر است. همه ما شفا پیدا می کنیم و سیاره ما هم شفا پیدا می کند. کمال خودم و حیات را با شادی می شناسم و همین طور هم هست.
***
زندگی  بسیار ساده است.
هر کدام از ما به وسیله انگاره های احساسی و فکری خودمان رویدادهای زندگی مان را می سازیم.
هر چیزی که در مورد خودمان و در مورد زندگی باور داریم برایمان تحقق پیدا می کند.
***

من باورهای خیلی خوب و جدید برای خودم خلق می کنم

این ها بعضی از باورهایی هست که طی زمان برای خودم ساخته ام و واقعا برایم مفید هستند:
من همیشه در امان هستم.
هر چیزی که باید بدانم برایم آشکار می شود.
همه آن چیزهایی که احتیاج دارم در زمان و مکان مناسب و به ترتیبی که باید، برایم فراهم می گردد.
زندگی بسیار مفرح و سرشار از عشق است.
هر وقت تغییری در خودم به وجود می آورم، شکوفا می شوم.
دوست دارم تغییر کنم و به رشد برسم.
همه چیز در دنیای من عالی ست.
***
توجه کنید که در این لحظه به چه چیزی فکر می کنید.
می خواهید این فکر آینده شما را بسازد؟
فکرتان مثبت است یا منفی؟
فقط دقت کنید و آگاه باشید.
***

هر چه ما بیشتر
به چیزی که نمی خواهیم
فکر کنیم،
بیشتر به آن
می رسیم.

علم و دانش برای انسان جمالی است که از هیچ کس پوشیده نیست. نسبی است که هرگز مورد جفا قرار نمی گیرد.

امام علی(ع)

مسئله این نیست که خرید کتاب چقدر برات گرون تموم می شه، مسئله اینه که اگه کتاب نخونی چقدر برات گرون تموم می شه!

مقدمه

این کتاب مجموعه ای است از مراقبه ها، درمان های معنوی و گزینه هایی از سخنرانی های من که همه آن ها روی جنبه های تجربیات هر روز ما تمرکز دارند و می خواهند ما را در زمینه هایی که با مشکل روبه رو هستیم، کمک و راهنمایی کنند.
وقتی ما احساس قربانی بودن می کنیم، دلمان می خواهد خودمان را از دیگران کنار بکشیم. می ترسیم و دلمان به درد می آید و همیشه به دنبال کس دیگری می گردیم تا ما را نجات بدهد، کسی که این کار را برای ما انجام دهد. اما حالا ما فرصتی داریم تا توانایی های خودمان را برای روبه رو شدن با زندگی کشف کنیم، نه در قالب یک قربانی، بلکه به روش هایی که به ما قدرت می بخشد. بعد برایمان روشن می شود، به محض این که ارتباط ما با آنچه من تحت عنوان «خویش درون» از آن نام می برم برقرار شد، می توانیم کیفیت زندگی هایمان را بالا ببریم. این احساس بسیار خوب است که بدانیم مجبور نیستیم به کس دیگری تکیه کنیم، بلکه در درون خودمان قدرت بی حد و حصری داریم و می توانیم تغییرات مثبتی را در زندگی هایمان ایجاد کنیم. این احساسی است که به ما آزادی فراوانی می دهد.
بعضی آدم ها ممکن است از این آزادی تازه به دست آمده وحشت کنند، مسئولیت بزرگی به نظر می رسد. اما مسئولیت تنها به این معنی است که ما می توانیم با زندگی روبه رو شویم. اکنون ما در حال حرکت به سوی یک سن و سال جدید و یک درجه و مرتبه جدید هستیم. اکنون وقت آن رسیده است که عادت ها و باورهای قدیمی را کنار بگذاریم. همین طور که باورها و روش های رفتاری جدیدی را یاد می گیریم و به کار می بندیم، به هماهنگی نظم جدید دنیا نیز کمک می کنیم.
در ارتباط با خودتان صبور باشید. از آن هنگام که شما تصمیم می گیرید تغییری را به وجود بیاورید تا وقتی آن را از خودتان به نمایش می گذارید، ممکن است از وضعیت قدیم به جدید نوسان داشته باشید. از دست خودتان عصبانی نشوید. شما می خواهید خودتان را ارتقاء دهید، نه این که به خودتان آزار برسانید. شاید بخواهید طی زمانی که در فاصله میان قدیم و جدید قرار دارید به این کتاب مراجعه کنید. شاید دلتان بخواهد تا وقتی از توانایی خود برای ایجاد تغییر مطمئن می شوید، هر روزه از مراقبه ها و درمان های کتاب استفاده کنید.
حالا زمان بیدار شدن است. این را بدانید که شما همیشه در امان هستید. شاید در ابتدا این طور به نظر نرسد، اما روزی درمی یابید که زندگی همیشه به جانب شماست. این را بدانید که می توانید در کمال امنیت و آرامش از وضع سابق به وضع جدید تغییر موضع بدهید.

دوستدار شما
لوییز ال. هی



نظرات کاربران درباره کتاب اندیشه‌های دل

کتاب خوبیست ممنون
در 2 سال پیش توسط علی زیدی
کتاب خوبیست
در 1 سال پیش توسط جواد ایزدشناس
واقعا کتاب عالیه، لطفا نسخه صوتی این کتاب رو حتما حتما بزارین محشره
در 9 ماه پیش توسط بهروز ریگی