فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب در سال ۸۰  اتفاق افتاد

کتاب در سال ۸۰ اتفاق افتاد

نسخه الکترونیک کتاب در سال ۸۰ اتفاق افتاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب در سال ۸۰ اتفاق افتاد

در سنه ماضیه عکاسباش‌های فرهنگی و ایرانی بطور جمیل از تیارت و تماشاخانه‌ها فتوغرافی نموده و هرکس تماشا نماید مشعوف می‌گردد و فی‌الیوم به ید بیضای میرزا بهرامخان رژیسور و میرزاداوودخان سمنانی و میرزا حمیدخان امجدالملک رژیسور و کاتب و میرزا حسینخان ناطق صاحب تماشاخانه بلدطهران و میرزا محمدخان همدانی چرمشیر که پیس کتابت می‌نماید تیارت رونق گرفته، دخل و خرج می‌کند. گویا قرار است صادرات نمایند و چند قطره تیارت بود که در آن حرکات عجیب و غریب نموده از خودشان صدا درآوردند که هرکس تماشا کرد مشعوف شد.

ادامه...

بخشی از کتاب در سال ۸۰ اتفاق افتاد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بسم اللّه الرحمن الرحیم

این مجموعه، داستان نسبتا جالبی دارد.
قرار بود در ابتدا شخصیت های سیاسی را با ترکیبی از نوشتار و تصویر در «نوروز» معرفی کنم. خواستم حد و مرز کار را دریابم، و با عباس عبدی شروع کردم. ظاهرا برخی دوستان حزبی ایشان از آن متن و ارائه به آن طریق خوششان نیامده بود. من هم در اوج خصلت سیادت در چهارشنبه ای از چهارشنبه های آبان ماه ۱۳۸۰ تصمیم گرفتم عباس عبدی را به صورت دنباله دار (استریپ) در کنار همان متن کار کنم و به جماعت اینترنتی تقدیم نمایم. بعدش به فکر روزنامه های دیگر افتادم.
وقتی با علیرضا باذل، دوست و همکارم که در همان زمان برروی شبکه اینترنت پرسه می زد، پیشنهاد کردم که این داستان را «حیات نو» به چاپ برساند، از من چند روزی زمان خواست. ماجرا را برای مسعود سفیری، دبیر تحریریه حیات نو گفته بود و قرار شد من کار را برای «حیات نو» جمعه ها ۰۲۵۰بیاورم، ولی چون صفحات، محدود بود، چهار صفحه جدید اضافه شد که یکی به داستان ما رسید. از هفته اول آذرماه، مجموعه «کلوزآپ» یا نمای نزدیک در «حیات نو» جمعه ها چاپ می شد و مجبور شدم به سراغ بقیه اعلام جامعه سیاسی هم بروم.
نکته خاص این مجموعه، مستند بودن آن براساس گفته های خود سوژه هاست. یعنی با تک تک این افراد مصاحبه شده و علاوه بر آن، در مورد ایشان از منابع مختلف تحقیق به عمل آمده است.
باید گفت که این نوع کار، در ایران و جهان کم سابقه و به گفته یکی از کارشناسان کاریکاتور در آمریکا، بی سابقه است. می توان گفت که تا رسیدن به وضعیتی ایده آل در این سبک، زمان زیادی در پیش دارم، ولی امیدوارم که مانند «صا ایران(۱)»، کارم «هر روز بهتر از دیروز» باشد!
در این میان، باید از زحمات حسن سربخشیان، عکاس مجرب آسوشتیدپرس (AP) که با «حیات نو» همکاری می کند، قدردانی کنم. بدون عکس های خوب او، کار من به این راحتی پیش نمی رفت.
همچنین از مسعود سفیری، علیرضا باذل، سینا مطلبی و مجموعه فنی حیات نو که شکل گیری این کار را امکان پذیر ساختند. البته از لطف آقایان تقی زاده و قزوینی در بازبینی مطالب باید تقدیر کرد.
و مهم تر از همه بزرگوارانی که وقت خود را در اختیارم گذاشتند تا کاریکاتوری شان کنم! امیدوارم این روند ادامه یابد و در کتاب های بعدی، پشت سر هم شخصیت های سیاسی و فرهنگی ایران را تا حد امکان معرفی کنم.
در مورد این مجموعه، باید بگویم که تعداد دوستان «راست» کمتر از «چپ» است. قصد من، پرداختن بیشتر به کسانی بوده که در حاکمیت، حضور بیشتری دارند تا شائبه برخورد با اقلیت سیاسی زدوده شود همچنین باید بگویم که برخی از این بزرگان، خیلی مایل به گشوده شدن تاریخچه کاری شان نبوده اند، که با احترام به ایشان، از ثبت برخی بخش ها در این مجموعه، چه در «حیات نو» و چه در کتاب خودداری شده است.
در نهایت باید از صبر و حوصله یاران انتشارات روزنه تقدیر کنم، که هنوز بنده را تحمل می کنند و کارهایم را با دقت بسیار به سوی چاپ و نشر می برند.

اسفند ۱۳۸۰

محمدجواد لاریجانی موردنظر در دسترس نیست

مقدمه الجواد:

او را چپ ترین عضو جناح راست نامیده اند به آزادی بیان اعتقاد دارد مخالف سرکوب است و البته اخمو هم نیست!
محمدجواد، علاقه ویژه ای به مردان «نیک» و محصولات کارخانه «براون» (به غیر از ریش تراش براون) دارد. جواد در اشعارش به این دو اشارات زیادی داشته است. می فرماید:

با بدان بد باش و یا «نیک براون» نکو...
و
پرتو «نیک براون» نگیرد آنکه بنیادش بد است!

جواد سال های سال رییس مرکز پژوهش های مجلس بود. می گویند طرح ها را چنان می نوشت که همگان با خنده آنها را رد یا قبول می کردند! آخر او سابقه چند سال طنزنویسی در روزنامه اطلاعات و مجله گل آقا دارد. او چندین و چند سال پیش بینی های سیاسی اش را در جریده آقاسیدمحمود دعایی می نوشت. آنچنان دقیق می نگاشت که بازار نوستراداموس بی رونق شده بود.
مثلاً می گفت که فردا پاکستان آرام است و از قضای روزگار فردای آن روز در پاکستان کودتا می شد و یا اینکه «باید با رومانی که حکومت تثبیت شده ای دارد رابطه قوی تری برقرار کنیم.» اتفاقا چند روز بعد، وزارت امور خارجه به حرف جواد گوش داد و چائوچسکو را به تهران دعوت کردند و چند روز بعد رییس جمهور رومانی را بیخ دیوار تیرباران کردند.
کیومرث صابری فومنی فی الفور این استعداد شگرف را شناخت و از او خواست مخاطبان گل آقا را هم شاد و مسرور کند!
او اولین مکتشف و پدیدآورنده اینترنت در ایران هم هست.
نقل است که روزی (یا شبی) یکی از بزرگان جناح راست نزد او رفت و خواست ببیند که این اینترنت چیست؟ جواد همه بدی ها و خوبی های اینترنت را برایش گفت؛ فردایش در کوی و برزن از اینترنت بد گفت (و تدریجا خود مشتری اینترنت شد!)
او ریاضی دان و فیزیکدان بزرگی هم هست، مرکزی دارد در امور فیزیک و ریاضی نظری... کارشناسان آن مرکز شب و روز در حال تحقیق پیرامون نظریه جواد در باب کامل کردن نظریه نسبیت اینشتین هستند!

نظرات کاربران درباره کتاب در سال ۸۰ اتفاق افتاد