فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شهید راه حقیقت و عشق

کتاب شهید راه حقیقت و عشق
حسين‌بن منصور حلاّج و آثار او

نسخه الکترونیک کتاب شهید راه حقیقت و عشق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شهید راه حقیقت و عشق

حسین‌بن منصور حلاّج در تاریخ بشریت یکی از ستون‌های رفیعِ ایمان، عشق و شرف است، به عنوان شهیدی که همه مکتب‌های تفکر اسلامی را تحت تأثیر قرار داده، در دل‌ها جایگاهی خاص برای خود فراهم کرده است. زندگانی پر از مجادلات شرف‌آمیز او، روز به روز نمادی‌تر می‌شود و برای کسانی که می‌خواهند پیوندی با جانِ جهان برقرار کنند به صورت الگوی گریزناپذیر هر روز اعتبار بیشتری کسب می‌کند. درنظر مسلمانان، حلاّج از اولیایی است که خدمت به انسانیت را دَینِ هستی می‌داند و در زیّ یکی از شکوهمندترین نمونه‌های شعور نبوی است که صاحبان اندیشه‌های نو را با تلقین به وصال روحانی می‌رساند و این همه را با شهادت خود به اثبات رسانده است. تأثیر پربرکت این ولیّ خدا را در روزگار ما در وجود یکی از اندیشمندان بزرگ اسلام، شاعر و فیلسوف بزرگ محمّد اقبال می‌بینیم. در سایه اندیشه‌های حلاّج و مولانای رومی که تداوم وجود حلاّج است از داشتن دانشمندی بزرگ چون اقبال احساس غرور می‌کنیم. حتّی وجود اقبال به تنهایی کافی است نشان دهد که زندگانی حلاّج و خاطره او تا چه حدّ با اهمیت و شایان احترام است. این کتاب که یکی از اهداف آن هم نشان دادن ارتباط حلاّج و اقبال است، در سال‌هایی که نویسنده هنوز دانشجو بود آماده شد و در سال ۱۹۷۶ زمانی که راقم این سطور به عنوان مربّی وارد دانشگاه می‌شد انتشار یافت. فاصله تقریبا ۲۰ ساله‌یی سپری شد.

ادامه...

بخشی از کتاب شهید راه حقیقت و عشق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



درباره مولف

پروفسور دکتر یاشار نوری ئوزترک در ۱۹۴۵ در بایبورد به دنیا آمد. عربی و فارسی را ابتدا نزد پدر که از مردم طرابزون بوده آموخت، پس از فراغ از تحصیل از دانشکده حقوق و الهیات، مدّتی به قضاوت مشغول شد، در ۱۹۷۶ وارد دانشگاه شد. و در سال ۱۹۸۰ در فلسفه اسلام دکترا گرفت. و در ۱۹۸۶ به رتبه دانشیاری، در ۱۹۹۳ به مرتبه استادی نایل شده است و در همان سال به ریاست دانشکده الهیات که تازه تاسیس شده بود، انتخاب شد.
پروفسور ئوزترک یک سال در نیویورک به عنوان استاد مهمان در زمینه اندیشه های اسلامی به تدریس پرداخت، تا کنون جوایز متعدّدی گرفته است. کتاب های متعدّدی تالیف کرده، در روزنامه های ترکیه مقالات متعدّدی به چاپ رسانده، و اخیرا هم در انتخابات به نمایندگی مجلس برگزیده شده است.
کتاب حلاّج رساله دکتری ایشان است که در ۱۹۹۷ با تجدیدنظر به چاپ رسانده است.
آثار ایشان در زمینه های گوناگون تصوّف و تاریخ اسلام است که ان شاءاللّه کتاب شناسی کامل آن آثار را در چاپ بعدی این کتاب یا در ترجمه کتاب دیگر از ایشان عرضه خواهم کرد.

توفیق ه. سبحانی

درباره ترجمه

این کتاب تصادفا به دست من رسید. میزبانی کریم که جناب کیومرث امیری باشند، شبی مرا به شرکت در شامی که به مناسبت بزرگ داشت و پذیرایی از چند استاد دانشگاه های ترکیه برپا شده بود، دعوت کردند. جناب پروفسور یاشار نوری را در آن مجلس زیارت کردم. پس از شام در سالن صحبت هایی ردّ و بدل شد. به آقای یاشار گفتند که من کتاب هایی از مرحوم گولپینارلی و محمود مقال و یاشار کمال و سلیمان آتش و مرحوم احمد آتش را به فارسی ترجمه کرده ام. آقای یاشار به شوخی گفتند که شما از همه کتاب ترجمه کرده اید، جز من! گفتم که مدّتی است مسافرتی به ترکیه نداشته ام و از چند و چون کتاب های جدید بی اطلاعم. گفتند من در زمینه عرفان، مولانا جلال الدّین، حسین بن منصور و... کتاب هایی دارم. برایتان می فرستم. مهمانی تمام شد و مهمانان ترک به اصفهان و شیراز رفتند که پس از دیدار از آن شهرها بلافاصله به ترکیه برگردند. ده دوازده روز نگذشته بود که مسافری بسته یی برایم آورد که شش جلد از کتاب های پروفسور یاشار در آن بود. بی درنگ حلاّج را خواندم و سخت پسندیدم. به رغم گرفتاری های گوناگون ترجمه آن را شروع کردم. در اثنای ترجمه ـ چنان که در کتاب شناسی مآخذ دیده می شود ـ به کتاب های منثور و منظومی برمی خوردم که نیکو نبود آنها را از متن اصلی نقل نکنم. مثلاً اشعار نقل شده از مولانا یا اقبال لاهوری را نمی شد ترجمه کرد. این بود که در صدد یافتن آن اشعار برآمدم، تقریبا همه موارد را پیدا کردم و عین آن اشعار را در ترجمه آوردم. یافتن آن اشعار بسیار وقت گیرتر از ترجمه آنها بود. عباراتی از نیچه از کتاب چنین گفت زردشت در کتاب آمده بود که اگر ترجمه می کردم، ترجمه در ترجمه می شد و احتمالاً جمله یی بیرون می آمد که گفته نیچه نبود. این بود که کوشیدم آن جمله ها را در ترجمه آقای داریوش آشوری بیابم و نقل کنم و این کار را انجام دادم. تقریبا همه اشعار اقبال را از کلیات اقبال با مقدمه مرحوم احمد سروش نقل کردم و ابیات دیگر گویندگان را از آثار قابل دسترس آوردم اگر در مطابقت اصل تغییرات جزئی به نظرتان رسید، مترجم را معذور دارید که اگر جز این می کردم شاید خوانندگان از مطالعه این کتاب محروم می شدند.
مشکل اساسی در کتاب طواسین حلاّج پیش آمد، زیرا که پروفسور یاشار علاوه بر متن تصحیح شده ماسینیون به یکی دو نسخه خطّی در کتابخانه های استانبول هم مراجعه کرده بودند که من به زودی نمی توانستم به آنها دسترسی داشته باشم. این مشکل را به یاری دیوان الحلاّج که دکتر سعدی ضنّاوی گردآوری کرده و مقدّمه یی بر آن افزوده که اخبار حلاّج و طواسین را هم علاوه کرده و شرح شطحیات روزبهان بقلی که به کوشش هانری کربن چاپ شده، حل کردم. با مراجعه به شرح دیوان الحلاّج از کامل مصطفی الشّیبی (بیروت، ۱۹۷۴)؛ لوامع البینات امام فخررازی (مهر، ۱۳۲۳ ه.)، دیوان الحلاّج، کامل مصطفی الشیبی (بغداد، ۱۹۷۴)، القرامطه از طه الولی (بیروت، ۱۹۸۱)، القرامطه و الحرکه القرمطیه فی التاریخ از اسماعیل میرعلی (بیروت، ۱۹۸۳) و:
The Mystical Philosophy of Muhyid Din - Ibnul Arabi, A. E. Affifi, Pakistan - 1964;
Recueil Textes Inéditsi L. Massignon; Paris, 1929.
مشکل دوری از نسخ استانبول را به طوری حل کردم. بر خود فرض می دانم از دوست بسیار ارجمند و دانشمند آقای دکتر علی اصغر حلبی که مشکلات بخش تاریخی را با تلفن حل کردند و بخش آثار حلاّج را از نظر گذراندند، صمیمانه تشکر کنم.
امیدوارم این کتاب مورد توجّه علاقه مندان شهید بزرگوار حسین منصور حلاّج قرار گیرد.
در ترجمه نشانه های به کار رفته از این قرار است:
–›: نگاه کنید به
س: سعدی ضنّاوی (در طواسین)
ص: صفحه
م: ماسینیون (در طواسین)
م: میلادی
نک: نگاه کنید به
ه.: هجری قمری

توفیق ه. سبحانی
اسفند ماه ۸۱

پیشگفتار

حسین بن منصور حلاّج در تاریخ بشریت یکی از ستون های رفیعِ ایمان، عشق و شرف است، به عنوان شهیدی که همه مکتب های تفکر اسلامی را تحت تاثیر قرار داده، در دل ها جایگاهی خاص برای خود فراهم کرده است. زندگانی پر از مجادلات شرف آمیز او، روز به روز نمادی تر می شود و برای کسانی که می خواهند پیوندی با جانِ جهان برقرار کنند به صورت الگوی گریزناپذیر هر روز اعتبار بیشتری کسب می کند.
درنظر مسلمانان، حلاّج از اولیایی است که خدمت به انسانیت را دَینِ هستی می داند و در زیّ یکی از شکوهمندترین نمونه های شعور نبوی است که صاحبان اندیشه های نو را با تلقین به وصال روحانی می رساند و این همه را با شهادت خود به اثبات رسانده است. تاثیر پربرکت این ولیّ خدا را در روزگار ما در وجود یکی از اندیشمندان بزرگ اسلام، شاعر و فیلسوف بزرگ محمّد اقبال می بینیم. در سایه اندیشه های حلاّج و مولانای رومی که تداوم وجود حلاّج است از داشتن دانشمندی بزرگ چون اقبال احساس غرور می کنیم.
حتّی وجود اقبال به تنهایی کافی است نشان دهد که زندگانی حلاّج و خاطره او تا چه حدّ با اهمیت و شایان احترام است.
این کتاب که یکی از اهداف آن هم نشان دادن ارتباط حلاّج و اقبال است، در سال هایی که نویسنده هنوز دانشجو بود آماده شد و در سال ۱۹۷۶ زمانی که راقم این سطور به عنوان مربّی وارد دانشگاه می شد انتشار یافت. فاصله تقریبا ۲۰ ساله یی سپری شد. در این فاصله به رغم آن که بیش از ۲۰ کتاب از این نویسنده انتشار یافته، مقدور نشد که کتاب منصور حلاّج تجدید چاپ شود. زیرا تالیف کتابی با عنوان: مجادله برای باز شناساندن اسلام حقیقی به استناد قرآن را که با تمام توان آغاز کرده بودم، این ضرورت را ایجاب کرد که مطالعات من متراکم تر شود تا فقط و فقط قرآن را برای مخاطبان خود بررسی کنم و بشناسانم.
مع الوصف، یادداشت های مربوط به حلاّج روز به روز پربرگ تر شد. سرانجام عشق به حلاّج و درخواست های مصرّانه علاقه مندان سبب شد که برای آماده سازیِ چاپ جدید حلاّج مشغول کار شوم. یادداشت های گردآمده را که به دست گرفتم، دریافتم که حجم کتاب جدید دو سه برابر بیشتر از کتاب پیشین شده است. مفهوم دیگر این سخن آن است که کار جدید نه به صورت «تصحیح» بلکه تالیف دیگری خواهد بود. و چنین هم شد.
اثر به صورت دو کتاب طرّاحی شده و از هفت بخش تشکیل یافته است: زندگانی حلاّج، مجادلات او، اندیشه ها و تاثیر او در کتاب اوّل در چهار بخش آمده است: روزگار او و محیط وی، حیات او و مجادلاتش، اندیشه های او و تاثیرات او. کتاب دوم را که به آثار حلاّج اختصاص داده ایم، از این بخش ها تشکیل شده است: کتاب الطوّاسین، دیوان حلاّج، سخنان حلاّج و مناقب او.
مناسب دیدیم برای بعضی کلمات و اصطلاحاتی که در متن توضیح داده نشده بود و احتمال می رفت که خواننده را به تورّق فرهنگ ها وا دارد، در پایان کتاب یک «فرهنگ نامه کوچک» علاوه کنیم(۱). برای ایجاد سهولت در امر مراجعه اندکس مشترک را گسترده تر گرفتیم.
کتاب شناسی، اگر ترکی قدیم را هم به حساب آوریم، از شش زبان فراهم آمده است. گمان می کنیم برای کسانی که با حلاّج و به طور عام موضوع تصوّف مشغول اند، مفید باشد.
از همسرم جانان خانم که در اثنای کار که گاهی تا سپیده دم ادامه می یافت، بدون احساس خستگی خدمت می کرد و مایه تشویق و حمایت من بود، که برای من مایه سعادت بود، تشکر می کنم.
یکی از مایه های خوشوقتی من، پسر کوچکم علی نوری (متولد ۱۹۹۳) بود، که به هنگام خستگی و دلتنگی مایه آرامش خاطر من بود با شیرین کاری های خود در برابر چشمانم، گرداگرد میز می گشت. با بهره گرفتن از پیام حلاّج جاودان به درگاه حقّ دعایی می کنم:
درود بر کسانی که زندگی را به صورت ایمان، عشق و خدمت در آوردند!...

پروفسور دکتر یاشار نوری ئوزترک

کتاب اوّل

دوره حیات حلاّج و محیط او، زندگانی وی،مجادلات، اندیشه ها و تاثیرات او

بخش اوّل: دوره حیات حلاّج و محیط او

زندگانی طوفانی، اندیشه ها و شخصیت بی مانندِ حسین بن منصور حلاّج (۲۴۴ـ۳۰۹ ه. /۸۵۸ـ۹۲۱ م) اهمیت بررسی درباره دوره حیات و محیط او را چند بار می افزاید. زیرا که حلاّج نامی است که سیر اندیشه اسلامی بعد از خود را به نام خود ثبت کرده است.
یک مورّخ اندیشه اسلامی، هر آبشخوری، هر مشربی و هر باوری که داشته باشد، بدون سر زدن به حلاّج، در سطح گسترده یی، اقبالِ پدید آوردن یک ترکیب کلّی منسجم را از دست می دهد.
از این رو، لازم است جایگاه حلاّج در تاریخ اندیشه اسلامی دقیقا مشخص شود. این مساله ما را ناگزیر می کند که محیطی که او را پرورده، منابع، زمان و مکان او را مورد مطالعه قرار دهیم.
بلافاصله این نکته را روشن کنیم که این تحقیق، با آن که در طرح تعبیری خود به روی انتقاد باز است، با تلاشی که تا کنون کسی بر آن سبقت نگرفته است، از سوی لویی ماسینیون دانشمند فرانسوی (در گذشته ۱۹۶۲) انجام گرفته است. امّا ناگزیر این مطلب را هم باید بیفزاییم که شهرت ماسینیون در طرح علمی او و پربار بودن وی در طرح دانشمندانه او و نتایجی که به دست داده است، اندیشه های او درباره حلاّج و تفسیرهای او در این باب را فراتر از بحث و نقد قرار نمی دهد.
جزئیات تردیدهای خود را در این باب در صفحات آینده در جای خود مطرح خواهیم کرد. حال به همین مقدار بسنده می کنیم. برآنیم که اطلاعاتی کوتاه درباره دوره حیات حلاّج و محیط او به دست دهیم.
میان سال های ۲۴۴ـ۳۰۹ ه. که حلاّج زندگی می کرد، یعنی در نیمه دوم سده ۳ ه. و سال های اوّل سده ۴ ه.، دوره یی است که همه فعالیت های خلاّق دنیای اسلام در پیشرفته ترین سطح بود. می توان گفت که همه آثاراصلیِ میراث فکری و علمی اسلام و فعالیت های خلاّق آن، در آن دوره نطفه بسته و یا شکل گرفته است. با آنکه سازمان های رسمی به معنی امروزی هنوز تکامل نیافته بود، امّا همه مساجد، عبادت گاه ها وحتّی خانه ها همانند موسسات علمی فعّال بودند و از قرائت قرآن تا تصوّف، از ادبیات تا تفسیر، از فلسفه تا حدیث، از کشاورزی تا اقتصاد، تقریبا در هر موضوع تلاشی خستگی ناپذیر به خرج می دادند. مخصوصا شایان دقّت است که محدّثان، فقیهان، صوفیان، قضات و سیاست پیشگان هر یک خانه های خود را چون مدرسه به روی علاقه مندان باز کرده بودند. در میان فعّال ترین اجتماعات علمی، مجامعی که وابستگان به مذاهب، پدید آورده بودند، چاشنی دیگری داشت.
ذکر نام بعضی از شخصیت های علمی و فکری آن دوره، برای نشان دادن ابعاد فعالیت هایی را که می خواهیم دقّت نظر را به آن جلب کنیم، کافی خواهد بود:
درزمینه زبان وادبیات: ثعلب [ابوالعبّاس احمدبن یحیی]، (۲۹۱ ه.)، ابن انباری (۳۲۸ ه.)، مفضّل بن سَلَمه (۳۰۸ ه.)، زجّاج (۳۱۰ ه.)، ابن سرّاج (۳۱۶ ه.)، ابن کیسان (۳۲۰ ه.)، ابن دُرید (۳۲۱ ه.)، ناشی (۲۳۹ ه.)، نفطویه (۳۲۰ ه.)، اخفش (۳۱۵ ه.) و دیگران.
در تفسیر و حدیث: جبّائی، ابومسلم اصفهانی، طبری (۳۱۰ ه.)، علی بن عیسی، ابن ابوداود سجستانی (۳۱۸ ه.)، نسائیِ محدّث (۳۰۳ ه.)، یحیی بن سعید (۳۱۸ ه.)، محمّدبن داود (۲۹۷ ه.)، قاضی ابوعمر حمّادی (۳۲۰ ه.)، لیثی (۳۳۱ ه.) و دیگران.
در کلام و فقه: احمدبن سُریج (۳۰۶ ه.)، علی بن بشّار (۳۱۳ ه.)، قاضی ابو حازم قاضی اهواز (۲۹۲ ه.)، تنوخی (۳۸۴ ه.)، ابوهذیل علاّف (۲۳۵ ه.)، ابن عُقده (۳۳۳ ه.)، شلمغانی (۳۲۲ ه.)، و ابن هُمام (۳۳۰ ه.).
کمال یابیِ پنج تن از شش مولّفِ نامدار کتبِ ششگانه (کتب ستّه) مصادف با دورانی بوده است که حلاّج سال های کودکی خود را می گذراند. بُخاری (۲۵۶ ه.)، ابوداود (۲۷۵ ه.)، ترمذی (۲۷۹ ه.) و ابن ماجه (۲۷۳ ه.) می توان پذیرفت که افراد نامداری بودند که کتاب های خود را در دوره حیات حلاّج به نقطه اوج رسانده اند. نسایی (۳۰۳ ه.) یکی دیگر از مولّفان کتاب های شش گانه هم سنّ حلاّج بود.
امّا در تصوّف: می توان گفت که وقتی کلمه تصوّف بر زبان می آید، عصری از ذهن خطور می کند که حلاّج در آن عصر می زیست. دوره کلاسیک این نظام فکری اسلامی همان دوره است. اندیشه صوفیانه که همه انسان های بزرگ خود را در آن دوره به صحنه آورد، شفافیت میراث جاودانی خود را در درون چارچوب آن زمان به پایان رسانده است. فهرستی که بُرج های اندیشه صوفیانه آن روزگار را به دست می دهد، فهرستی از آن صوفیان ابدی است که هنوز هم در نقطه اوج تصوّف قرار دارند:
حارث محاسبی (۲۴۳ ه.)، سریّ سقطی ۲۵۷ ه.)، این دو تن موسسان مکتب تصوّف بغداد و نخستین نمایندگان آن مکتب اند. سریّ، علاوه بر مقام شامخ خود، دایی و مرشدِ جنید بغدادی (۲۹۷ ه.) است که پیشوای (شیخ) تاریخ تصوّف است. ذوالنّون مصری (۲۴۵ ه.)، طاهر مقدّسی، احمدبن جلاّ، منصوربن عمّار، عسکربن محمّد (۲۴۵ ه.)، احمدبن عاصم انطاکی، سمنون بن حمزه، یحیی بن معاذ (۲۵۸ ه.)، بایزید بسطامی (۲۶۱ ه.)، ابوحفص نیشابوری (۲۷۰ ه.)، حمدون قصّار (۲۶۱ ه.)، ابوسعید خرّاز (۲۷۹ ه.)، سهل بن عبداللّه تستری (۲۸۳ ه.)، ابوحمزه محمّدبن ابراهیم (۲۸۹ ه.)، ابوحمزه خراسانی (۲۹۰ ه.)، ابراهیم خوّاص (۲۹۱ ه.)، عمروبن عثمان مکی (۲۹۱ ه.)، ابوحسین نوری (۲۹۵ ه.)، ابوعثمان سعید حیری (۲۹۸ ه.)، ممشاد دینوری (۲۹۹ ه.)، ابوعبداللّه محمّد مغربی (۲۹۹ ه.)، شاه کرمانی (۳۰۰ ه.)، محفوظ بن محمود نیشابوری (۳۰۳ ه.)، رُوَیم بن احمد (۳۰۳ ه.)، یوسف بن حسین رازی (۳۰۴ ه.)، سهل العدمی (۳۰۴ ه.)، احمدبن محمّد جریری (۳۱۱ ه.)، ابوجعفر احمدبن سنان (۳۱۱ ه.)، بنان بن محمّد حمّال (۳۱۶ ه.)، محمّدبن فضل بلخی (۳۱۹ ه.)، احمدبن محمّد خرّاز (۳۲۰ ه.)، محمّد ورّاق (۳۲۰ ه.)، ابوعمرو دمشقی (۳۲۰ ه.)، ابوبکر محمّد واسطی (۳۲۰ ه.)، علی بن ابراهیم حُصری (۳۲۱ ه.)، حیرون نسّاج (۳۲۲ ه.)، احمد رودباری (۳۲۲ ه.)، ابوبکر محمّد کتّانی (۳۲۲ ه.)، ابراهیم قصّار (۳۲۶ ه.)، عبداللّه مرتعش (۳۲۸ ه.)، علی مزین (۳۲۸ ه.)، ابوعلی محمّد ثقفی (۳۲۸ ه.)، محمّد مُنازل (۳۲۹ ه.)، ابو یعقوب اسحاق نهرجوری (۳۳۰ ه.)، عبداللّه ابهری (۳۳۰ ه.)، دلف جحدر شبلی (۳۳۴ ه.)، جعفربن محمّد خلدی (۳۴۸ ه.)، محمّد زجّاج (۳۴۸ ه.) و دیگران.
باید یادآوری کنم که این قسمت را به اختصار نقل کرده ام و بیفزایم که برخی اسامی که در این فهرست جای گرفته اند، به نحوی با حلاّج، مدّت دراز یا کوتاه مصاحبت و دوستی داشته اند و برخی استادان یا شاگردان وی بوده اند.
نتیجه یی که به دست می آید این است، دوره یی که حلاّج زندگی می کرد، دوره رنسانس حقیقی در اندیشه اسلامی است(۲). ماسینیون این دوره را شبیه قرن ۱۵ در غرب می داند(۳).
برای روشن تر کردن دوره زندگی حلاّج و محیط او باید دانست که در سال هایی که او زندگی می کرد، چه کسانی به عنوان خلیفه بر مسند خلافت نشسته بودند. میان سال های ۲۴۴ـ۳۰۹ ه./۸۵۸ـ۹۲۱ م که حلاّج می زیست، این افراد خلافت کرده اند: منتصر باللّه (۲۴۸ ه./۸۶۱ م)، مستعین باللّه (۲۴۸ ه./۸۷۰ م)، معتزّباللّه (۲۵۲ ه./۸۶۶ م)، مهتدی باللّه (۲۵۵ ه./۸۶۹ م)، معتمد علی اللّه (۲۵۶ ه./۸۷۰ م)، معتضدباللّه (۲۷۹ ه./۸۹۲ م)، مقتدرباللّه (۲۹۵ ه./۹۰۸ م).
اوّلین نکته یی که در فهرست نام های خلفا از دیدگاه اجتماعی جلب توّجه می کند، شورش صاحب الزّنج و قرمطیان است. نه تنها در موضوع حلاّج، بلکه هر لحظه یی که تاریخ تفکر و سیاست اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد، اوّلین حادثه یی که در میان رویدادهای تاریخی است، شورش صاحب الزّنج و قرمطیان است.
اگر از نظر ارتباط با مساله حلاّج نگاه کنیم، بررسی زندگانی صاحب زنج و قرمط حایز اهمیت است. زیرا یکی از دلایلی که در صدور فتوای از میان بردن حلاّج موثر بود، این ادّعا بود که این صوفی بزرگ قرمطی است.
حال درباره این شورش های خونین و رهبران آنها که سالیان دراز حکومت عبّاسیان را سرگرم کرد و مردم را در آتش عصیان گرفتار ساخت، اطلاعات مختصری به دست می دهیم.
ابتدا این نکته را متذکر شویم: چون هستی و تکوین بر پایه دو قطب نهاده شده، در هر حال و شرطی ضدّ هر چیز در کنار اوست. با درنظر گرفتن این نکته، قوی شدن و استوار شدن یکی از اضداد، موجب قوی شدن ضدّ آن در قطب دیگر می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب شهید راه حقیقت و عشق

اگه قرار باشه جوانان بابت یک کتاب گمراه شوند لازم به ذکره که اونا احتمالا یا جوون نیستن یا اگه جوون هستن کاملا گمراهن.دوست عزیز شما هم بهتره که کتاب های معتبرتری پیرامون تصوف و عرفان و همچنین شخص منصور حلاج بخونید تا اینطوری دچار دگماتیسم فکری نشین
در 2 سال پیش توسط روزبه سراجی
کتاب بسیار زیبایه.... برای فهم حقیقت روح حلاج باید حتما خوانده بشه.
در 1 سال پیش توسط سپهر سعیدی
ممنونم بابت این کتاب عالی لطفا سایر ترجمه های استاد توفیق سبحانی رو هم قرار دهید
در 2 ماه پیش توسط مصطفی شکوری مغانی
با سلام و سپاس فراوان بابت سایت بسیار مفیدتون ممنون میشم اگر لطف بفرمایید و این کتاب را از روی سایت بردارید . تا جوانان کمتری گمراه شوند . " چرا که یکی از جنجالی­ ترین چهره­ های تصوف، حسین بن منصور حلاج است. وی کسی است که اوّلین شطحیات را گفت و به­ خاطر بسیاری از انحرافاتی که وارد دین کرد، توسط علمای شیعه و سنی وقت تکفیر و بر دار شد.متأسفانه صوفیان همیشه سعی نموده ­اند تا حلاج را تطهیر نمایند و مخالفان وی را به قشری­گری متهم کنند. صوفی­ ها از جریان کشته شدن حلاج نهایت بهره ­برداری را کردند و داستان­های زیادی در این مورد ساختند که از آن می­توان به هلوکاست صوفیه تعبیر کرد. " برای مطالعه بیشتر رجوع شود به سایت زیر : http://www.adyannet.com/fa/news/۱۰۷۳ احادیث در خصوص مذمت تصوف فراوان است من الجمله : امام رضا علیه السلام : « هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید، گویا اینکه در راه خدا و در حضور رسول خدا (ص) با کفار جهاد کرده است » منابع : (سفینه البحار/ج۲/ص۵۷ چاپ فراهانی تهران و ج۵ ص۱۹۷ چاپ اسوه قم)
در 2 سال پیش توسط f.v...hia