فیدیبو نماینده قانونی هورمزد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب دهکده جهانی خوشبختی
سخنان خردمندانه‌ی صد تن از دانشمندان سراسر جهان درباره‌ی خوشبختی

نسخه الکترونیک کتاب دهکده جهانی خوشبختی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب دهکده جهانی خوشبختی


می‌گویند که خوشبختی یک سفر است، نه مقصد! و در واقع، این چیزی است که هدف از مطالعه‌ی خوشبختی را برای من مشخص کرده: «یک سفر واقعاً معرکه»! اما قبل از اینکه متوجه بشوم خوشبختی را واقعاً می‌توان مطالعه کرد، فهمیدم خوشبختی مهم‌ترین چیز در زندگی من است. وقتی‌که ارسطو را دوباره کشف کردم- کسی که گفته بود: «مهم‌ترین کارهای که می‌کنیم برای خوشحال کردن ما هستند»- برای من مشهود شد که خوشبختی هدف نهایی من است.
کتاب «دهکده جهانی‌خوشبختی» تابه‌حال، نزدیک به نیم میلیون نسخه به دوازده زبان مختلف در دنیا فروخته شده است. این کتاب، توسط هرمن آشیل ون رومپوی، رئیس اتحادیه اروپا، به تمام رهبران دنیا فرستاده شده و در سال ۲۰۱۲ به‌عنوان هدیه‌ی مخصوص به نیویورک به باراک اوباما تقدیم گشته است. کوفی انان، دبیر کل سازمان ملل متحد در کنفرانس امید، این کتاب را از دست آقای بورمنز، دریافت کرده و در سال ۲۰۱۳، وزیر خارجه‌ی کشور بلژیک الیو دی روپو، این کتاب را به تمام وزیران دولتش به‌عنوان نماد جامعه‌ی صمیمی‌تر پیشنهاد داده است.

ادامه...

  • ناشر: هورمزد
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 5.6 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۵۲۵صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب دهکده جهانی خوشبختی

دیگری را در خود کشف کن

کاملاً تنها در قله ی کوه... این طوری خوشحالی؟
در خانه ای و تمام درها و پنجره ها را بسته ای...این طوری خوشحالی؟
من از پس خودم برمی یام... این طوری خوشحالی؟

آیا کسی می تواند کاملاً در خودش فرو برود و هم زمان، خوشحال هم باشد؟ کریستوفر پترسون،(۱۹) این طور فکر نمی کند. به نظر او، ما بیشترین میزان خوشبختی خودمان را از دیگران می گیریم. پترسون، اصول روان شناسی مثبت را مطرح کرد. آیا او موفق می شود که دانسته ها و یافته های خودش را در بیست خط خلاصه کند؟ جواب او این است: «تنها سه کلمه، کافیه». خوشبختانه او بیست خط اضافه کرد تا آن سه کلمه را توضیح دهد.

اهمیت افراد دیگر

روان شناسی مثبت، عواملی که سبب به وجود آمدن زندگی بهتر و ارزشمندتر می شود را بررسی و مطالعه ی علمی می کند. موضوعات مورد بررسی، در این زمینه ی جدید پژوهشی، از بحث در مورد دلیل شادی در بیوشیمی تا رفاه و آسایش در کشورها آغاز می شود. برای توضیح این علم یک عبارت ساده ی سه کلمه ای کفایت می کند و آن این است: "اهمیت افراد دیگر". نظریه یا یافته ای در روان شناسی مثبت وجود ندارد که بر اهمیت افراد دیگر بر خوشبختی و سلامت ما تاکید نکرده باشد.





بهترین راه چشیدن لذت، در همراهی با دیگران است. مهم ترین عوامل تعیین کننده ی یک زندگی رضایت بخش، عوامل اجتماعی هستند. در حقیقت، روابط خوب با دیگران می تواند شرط لازم برای یک زندگی شاد باشد. پول می تواند خوشبختی را بخرد، اگر برای دیگران خرج شود. موفقیت های امروز ما تنها از نبوغ و پشتکار خودمان به دست نیامده است، بلکه از تعلیم و تربیت کسانی است که مراقب ما بودند. شخصیت و منش فرد از پدر و مادر و معلم هایش شکل می گیرد. یک دوست خوب در محیط کار، نسبت به حقوق و شرایط کاری ارزش بیشتری دارد. افرادی که رابطه ی دوستانه ی نزدیکی دارند به رغم اینکه – تصور می شود در معرض بیماری های بیشتری باشند -سالم تر از کسانی هستند که این رابطه ها را تجربه نمی کنند.
روان شناسی مثبت توضیح می دهد که چرا گروه بیتل ها(۲۰) به ما گفتند: «تمام چیزی که ما نیاز داریم عشقه!». زندگی خوب به دنبال ارتباط صمیمانه با دوستان، همسایه ها، همکاران، اعضای خانواده و همسر می آید.
اهمیت افراد دیگر: «همه ی ما افراد دیگر، برای فرد دیگری هستیم».

نکات کلیدی

* در درون خود به دنبال خوشبختی نگردید، بلکه خوشبختی را در داشتن رابطه با دیگران جستجو کنید.
* به کسانی که برای شما مهم هستند، عشق بورزید و اهمیت بدهید: پدر و مادر، معلم، خانواده، همکاران و دوستانتان.
* حواستان باشد که «شما هم همیشه، فرد دیگری برای دیگری هستید».

کریستوفر پترسون، استاد روان شناسی در دانشگاه میشیگان، (ایالات متحده) است. او را بنیان گذار و پدر روان شناسی مثبت خطاب می کنند. او عضو کمیته ی نظارت روان شناسی مثبت و سرپرست علمی موسسه ی شخصیت VIA است. از کریستوفر پترسون، در سراسر جهان به خاطر فعالیت هایش بر شخصیت، سلامتی، خوش بینی و خوشبختی به نیکی یاد می شود.

به سوی بلندپروازی

بلندپروازی باعث خوشحالی؛ اما حسادت، موجب ناراحتی افراد می شود.

از دو گروه A و B خواسته شد که در اتاق های مجزا مسئله ای را حل کنند. هر دو گروه، این مسئله را در حدود ۱۰ دقیقه انجام دادند؛ اما گروه A از نتیجه کارشان بیشتر از گروه B راضی بودند. چرا؟

به گروه A گفته شد که گروه  ۱۵B دقیقه وقت نیاز دارند تا مسئله را حل کنند و گروه B خبردار شدند که گروه A مسئله را در ۵ دقیقه حل کرده اند. در آخر، هر دو گروه زمان مشابهی را برای حل مسئله گذراندند (آن ها در ۱۰ دقیقه مسئله را حل کرده اند)؛ اما احساسی که در آن ها به وجود آمده واقعی نبوده و هیچ ربطی به وضع موجود نداشته، بلکه مربوط به بلندپروازی و حسادت افراد بود.

مقایسه آفت خوشحالی است

به طورکلی، تطبیق و مقایسه افزایش درآمد و پیشرفت را از بین می برد؛ اما گاهی مقایسه باعث خوشحالی افراد می شود و این هنگامی است که افراد با مقایسه کردن دیدگاه های خودشان با دیگران چیزی می آموزند. انتظارها و دیدگاه های مثبت برای پیشرفت نیز، افراد را خوشحال می کند. به نظر می رسد که افراد به افزایش میزان درآمد تمایل دارند؛ یعنی پیشرفت خودبه خودی. به طور خلاصه، بلندپروازی باعث خوشحالی افراد اما حسادت موجب ناراحتی آن ها می شود.
از این رو، پیشنهاد من این است: از ملاک های مقایسه دست بکشید و تمرکزتان را بر روی طرح و برنامه ی خودتان معطوف کنید. این باعث می شود که شما احساس خوبی داشته باشید و آسایشی را که از داشته هایتان به دست آمده است، حفظ کنید.

نکات کلیدی

* خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.
* اگر مقایسه کردید، ببینید که از این مقایسه چه چیزی می توانید یاد بگیرید.
* حسادت را کنار بگذارید و جا را برای بلندپروازی باز کنید.

خانم کلودیا سِلیک(۲۱)، استاد دانشگاه سوربون فرانسه است. گرایش اصلی او "بررسی پراکندگی درآمد در اقتصاد خرد " و نیز "خوشبختی درونی " است. او همیشه به یک شیوه ی تطبیقی بر اساس محیط های متفاوت غربی در مقابل اروپای شرقی، تاکید داشته است. کلودیا سِلیک، مسئول چندین برنامه مشترک علمی بین المللی، است.



دهکده جهانی خوشبختی

سخنان خردمندانه ی صد تن از دانشمندان سراسر جهان درباره ی خوشبختی

لئو بورمنز

مترجم: بشیر عبدالهی میرآبادی





 حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



یک دنیا لذت

تحقیق روی خوشبختی درونی، محققان بسیاری را در گرایش های گوناگون؛ از جمله اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی، علوم سیاسی، علوم شناخت مغز و... گرد هم آورده است؛ ترغیب کردن این محققان به گفتگو سخت؛ اما بسیار ضروری است و من خیلی خوشحال هستم که کتاب (دهکده جهانی خوشبختی) توانسته است این نقش مهم را ایفا کند. ما کارکرد برخی چیزها را می دانیم؛ اما نباید این واقعیت را دست کم بگیریم که چقدر اطلاعاتمان کم است. هر کس که وانمود کند همه چیز را می داند، احتمالاً یک آدم حقّه باز است. با این تفکر که بیشتر دانش ما در مورد خوشبختی مربوط به کشورهای ثروتمند است و امکان آن نیست که بر کل مردم جهان قابل اجرا باشد؛ بار دیگر، نشان دهنده ی این است که واقعاً نمی دانیم. هنوز، کارهای بسیار فراوانی باید انجام گیرد و من حتم دارم که لذت فراوانی در انجام این کارها وجود خواهد داشت.

پروفسور اندرو کلرک(۱) (از فرانسه)

بی هیچ وظیفه

چگونه باید زندگی کنیم؟ این یک سوال عمده در زمین بازی علم اخلاق فیلسوفان در طی سده های متمادی بوده است. به این دلیل فیلسوفان، برای اشاره به این بحث که «معنای زندگی خوب واقعاً چیست؟» از دیدگاه کل به جزء استفاده می کردند. متاسفانه، ارزیابی های آن ها با مطالعات چگونه «روبه رو شدن افراد با یک زندگی خوب» یکسان نبوده است؛ درنتیجه دیدگاه فیلسوفانه، بیشتر تجویزی بوده است تا توصیفی و پیشنهادهای فلاسفه در مورد اینکه «ما چطور باید زندگی کنیم» حس وظیفه را در پی داشت و معمولاً برای کسانی که با آن ها موافقت نمی کردند، با مجازات همراه بوده است. تحقیق بر خوشبختی، بر این اساس است که افراد «چگونه به زندگی موردنظر خود برسند» و عواملی را که به صورت خودبه خود باعث رضایت یا نارضایتی از زندگی می شوند تشخیص دهند. تحقیق در مورد خوشبختی نیز؛ مانند فلسفه، پیشنهادهایی را برای داشتن زندگی رضایت بخش ارائه می دهد. اگرچه این پیشنهادها بیشتر حالت توصیه دارند تا وظیفه و شما مجبور نیستید که از آن ها پیروی کنید. به طور عملی، حتی ممکن هم نیست که همه این توصیه ها را دنبال کرد. علاوه بر این، هیچ مجازاتی در این مورد به دلیل موافقت نکردن با آن ها وجود ندارد. اگرچه؛ این کوتاهی معمولاً با پشیمانی همراه است.

پروفسور ماریانو روهاس(۲) (از مکزیک)

خرد کجاست، آیا در دانش گمش کرده ایم؟
دانش کجاست، آیا در اطلاعات گمش کرده ایم؟

توماس الیت(۳) برنده ی جایزه نوبل ادبیات، ۱۹۴۸

به کتاب دهکده جهانی خوشبختی خوش آمدید

دوستانم به من می گویند: «تو متخصص در خوش بین زندگی کردن هستی.» بنابراین؛ تصمیم گرفتم که کتابی صد در صد مثبت دراین باره بنویسم. در این کتاب، بر راز خوش بینی هم در درون خودم و هم در جهان اطرافم تحقیق کردم. در طی این بررسی، متوجه شدم که هزاران مطالعه و تحقیق درزمینه ی خوش بینی و خوشبختی تابه حال، انجام گرفته است و بررسی های جدیدی هرروز، در حال اجراست. قرن بیست و یکم، تنها باخبرهای بد شروع نشد؛ بلکه در سراسر جهان هزاران محقق خودشان را با تمام وجود در زمینه ی روان شناسی مثبت، مشغول کرده اند. روان شناسی مثبت، اساساً علائم منفی، شکست و اشتباه را نمی پذیرد، بلکه بر اساس قدرت مثبت افراد بنانهاده شده است. اگر ما درک بهتری از عواملی که باعث سلامتی، خوشحالی و موفقیت ما می شوند داشته باشیم، آنگاه می توانیم کاربرد بهتری از این شیوه ها برای ایجاد خوشبختی خودمان و خوشبختی اطرافیانمان به وجود آوریم.
بعد از سخنرانی در یک کنفرانس، پسر ۱۷ ساله ا ی پیش من آمد و گفت: «حالا می دونم که اگه مردم ازم پرسیدن می خواهی چه کاره بشی؟ چی جوابشونو بدم. من می خوام یه خوش بین بشم. اکنون متوجه شدم که این رو هم می شه یاد گرفت».
اولین سوال هایی که روزنامه نگارها از افرادی که متخصص خوش بینی و خوش بختی هستند می پرسند، همیشه حاکی از بدگمانی است. «آیا شما یک آرمان گرا هستید؟ آیا می توانید از این واقعیت که جهان یک مکان غمگین و وحشتناک است، چشم پوشی کنید؟» این سوال ها اغلب با بدبینی(۴) توام بوده است.
بدبین ها اغلب خوشحال نیستند؛ اما خیلی از خودشان راضی اند. درواقع، می گویند: «ببین من چقدر باهوش و ماهرم! تنها در چند دقیقه می تونم تمام هوس ها، تب وتاب ها و امیدهایی رو که درون هر آدمی شعله وره، خاموش کنم.» این روش زندگی آسان ترین شیوه است، ولی ارزشمندترین آن ها نیست. بقیه افراد سعی می کنند که با استفاده از عبارت های کلیشه ای و کهنه؛ مانند «من نه خوش بین هستم نه بدبین، بلکه من یک واقع بین هستم.» خوش بینی را کم اهمیت جلوه دهند؛ درحقیقت واقع بین ها، بدبین هایی هستند که نمی خواهند اعتراف کنند. البته، وقت هایی هست که اوضاع خیلی خوب پیش نمی رود و هرکسی حق دارد که در آن شرایط ناراحت باشد. با این حال، باید توجه کرد که نیروی مثبت بی اندازه ای در وجود همه ی ما نهفته است و ما می توانیم این نیرو را پرورش داده و تقویت کنیم. در کشور نپال، معنی احوال پرسی روزانه را که خیلی استفاده می شود یاد گرفتم: ناماستِی(۵) (من به خدای درون تو تعظیم می کنم).
من برای این کتاب گزارش های علمی و نتایج تحقیقات فراوانی را مطالعه کردم، ولی همیشه متعجب می شدم که هیچ کدام از دوستان من حتی، یک کلمه هم در مورد آن ها نشنیده بودند. «روان شناسی مثبت؟! چی هست؟» بنا بر این، تصمیم گرفتم که با ۱۰۰ متخصص بسیار معروف در این زمینه تماس بگیرم و از آن ها درخواست کنم که نتیجه ی پژوهش هایشان را حداکثر در ۱/۰۰۰ کلمه در یک پیام برای دنیا جمع بندی کنند، همچنین، متوجه شدم که روان شناسان مثبت اندیش، افرادی بسیار خوب و موفق در زندگی شخصی شان هستند. تقریباً تمام آن ها با خوش رویی از درخواست من استقبال کردند؛ چون که انجام دادن آن خیلی هم آسان نبود. تصمیم گرفتم که چالش دیگری برای خودم ایجاد کنم. من می خواستم که نگرش ها و شناخت های سراسر جهان را در مورد این موضوع گردآوری کنم. می خواستم متخصصان را از ۵۰ کشور مختلف جهان (کشورهای که شانس سفر به آن ها را داشتم) پیدا کنم و امیدوار بودم که به ما بگویند که چگونه با تمرکز بر چهار عامل اصلی می توانیم در زندگی های مان تغییر ایجاد کنیم. در ابتدا، فقط نگرش های ایجادشده در پژوهش علمی را می خواستم: من به فلسفه معنوی علاقه­مند بودم؛ پس نتایج آن ها نباید تنها بر خوشبختی فردی متمرکز می شد، بلکه می بایست از سویی، خوشبختی گروه ها، زیستگاه ها، سازمان ها و کشورها را در بر می گرفت و از سوی دیگر، نتایج باید می توانست پیوند متقابلی با نظرهای هم راستا با نگرش جهانی، برای خوشبختی همگانی ایجاد کنند؛ و درنهایت، متن ها باید به زبان ساده نوشته می شدند تا افراد معمولی و عادی هم بتوانند آن ها را درک کنند؛ در مطالعه ی خوشبختی نمی خواهیم با زبان فنی و علمیِ مشکل، روبه رو شویم. تمام استادهایی که با آن ها تماس گرفتم این موضوع را یک چالش و مشکل اصلی تلقی کردند؛ اما به شکلی ماهرانه از پس آن برآمدند. آن ها موفق شدند که اطلاعات را به شکل علمی و آن را در قالب دانش انتقال دهند. از صمیم قلب از تمام آن ها تشکر می کنم و امیدوارم که این کتاب به هر نحو، خوشبختی را برای همه ی مردم در سراسر جهان به ارمغان آورد، در پایان ما اجازه نمی دهیم _ ترس بر ما غلبه و ما را زمین گیر کند، بلکه به رغم همه ی موانع، ما برای هدفمان، امیدی پرشور و حرارت را در خود ایجاد خواهیم کرد.

لئو بورمنز نویسنده و سر ویراستار

در مورد نویسنده

لئو بورمنز، سفیر خوشحالی و کیفیت زندگی جهانی است. وی استاد، روزنامه نگار، دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و فلسفه است. او در وزارت آموزش وپرورش بلژیک با سمت سردبیر ارشد، مشغول فعالیت است. او برای یونسکو کارکرده است. آثار و فعالیت های آقای بورمنز، در بسیاری از مجلات به چاپ رسیده و در اینترنت و تلویزیون به نمایش درآمده است. وی نویسنده ی کتاب «۱۰۰ درصد مثبت»(۶) است، کتابی در مورد رسیدن به خوش بینی در زندگی روزمره و برنده ی جایزه ی کتاب کودک برای کتاب «هر روز یک جشنِ» و نویسنده ی کتاب های پر فروشی؛ مانند کتاب «دهکده جهانی خوشبختی، کتاب جهانی عشق و کتاب جهانی امید» است. او کنفرانس ها و گردهمایی ها و کارگاه های آموزشی بسیاری را درزمینه ی " مثبت اندیشی، روان شناسی مثبت گرا، خوشبختی و کیفیت زندگی " با همکاری متخصّصانی؛ مانند لورد لیچار لیرد(۷) از بریتانیا، دکتر روبرت بیسواس داینر(۸) از آمریکا، پروفسور میهلی سیکسزنت میهالی(۹) از آمریکا و پروفسور ساموئل هو(۱۰) از چین بر گذار کرده است؛ و نیز فعالیت های بسیار فراوانی، درزمینه ی " روان شناسی مثبت "، در کشور خودش و دیگر کشورها داشته است. او در شهر لئوپولدزبور، کشور بلژیک زندگی می کند.

درباره ی کتاب

کتاب «دهکده جهانی خوشبختی» تابه حال، نزدیک به نیم میلیون نسخه به دوازده زبان مختلف در دنیا فروخته شده است. این کتاب، توسط هرمن آشیل ون رومپوی،(۱۱) رئیس اتحادیه اروپا، به تمام رهبران دنیا فرستاده شده و در سال ۲۰۱۲ به عنوان هدیه ی مخصوص به نیویورک به باراک اوباما تقدیم گشته است. کوفی انان،(۱۲) دبیر کل سازمان ملل متحد در کنفرانس امید، این کتاب را از دست آقای بورمنز، دریافت کرده و در سال ۲۰۱۳، وزیر خارجه ی کشور بلژیک الیو دی روپو،(۱۳) این کتاب را به تمام وزیران دولتش به عنوان نماد جامعه ی صمیمی تر پیشنهاد داده است.
این کتاب را به همه افرادی از سراسر جهان تقدیم می کنم که ممکن است آن را هرگز نخوانند.
با تشکر ویژه از دوستانم رایت(۱۴)، این(۱۵)، کاسپر(۱۶)
روت ونهوور(۱۷)، دی هیرلیجکیت وَن السمرن(۱۸)
و تمام همکارانم در این تحقیق فوق العاده.
با توجه به اینکه تفاوت معنای ظریفی بین عبارت های بهزیستی درونی، زندگی رضایتمندانه و خوشبختی است، ما تمام آن ها را در این کتاب به یک معنی در نظر می گیریم.

نظرات کاربران
درباره کتاب دهکده جهانی خوشبختی