فیدیبو نماینده قانونی انتشارات شهید کاظمی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نفوذ در موساد

کتاب نفوذ در موساد

نسخه الکترونیک کتاب نفوذ در موساد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نفوذ در موساد

مجموعۀ خانۀ عنکبوت، روایت داستانی جوانان میهن‌پرست جهان عرب است که ایستادگی‌شان، شکست‌ناپذیری سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را به افسانه‌ای بی‌اساس بدل کرده و سست بودن این خانه را در مقابل دیده‌گان جهانیان به تصویر کشیده است و البته نشانه‌ای است بر پیروزی حتمی و نزدیک جوانان غیور و مؤمن جهان اسلام در برابر جنود شیطان.

ادامه...

بخشی از کتاب نفوذ در موساد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به فرمانده گمنامی 
که آرزوی شهادت در دلش 
شعله می کشید و به برکت
نامش گرد هم آمدیم...

تقدیم به جوانان مصر...
به مردانی که هیچ کس همانند آن ها رنج نکشید.همان هایی که وقتی شکست کمرشکن ۱۹۶۷ رخ داد، در انجام وظیفه فروگذار نکرده بودند... همان مردانی که بار صبران را بر دوش کشیدند و در راه حمایت از وطن، کوشش در کار و استقبال از خطر استوار ماندند تا آن که پیروزی ۱۹۷۳ تحقق پذیرفت.

صالح مرسی

سخن ناشر

سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی از زمان تشکیل تا کنون، سعی دارند با بیان داستان هایی از قدرت اطلاعاتی شان در رسانه ها، اعتماد به نفس جوانان جهان اسلام را از بین برده و بذر ترس و ضعف را در دل آنان بکارند.
البته باید اعتراف کرد که آن ها تا حدی نیز در این امر موفق بوده اند و توانسته اند با تصویرسازی هایی مبالغه آمیز، از خود قدرتی فراتر از تصور بسازند و حتی به دل های ضعیف و بی ایمان نفوذ کرده و آن ها را جذب خود نماید.
اما زمانی که حقیقت آشکار می شود و اسطوره نفوذناپذیری شان توسط جوانانی غیور شکسته می شود، جهان درمی یابد که در مقابل آن ها، همواره هستند افرادی که چون کوه مقابل شان می ایستند و حاضرند جان و مال خود را در راه وطن شان فدا کنند و در سکوتی مرگبار، سال های سال به وظیفه طاقت فرسای خود عمل کرده و از خود ذره ای ترس و ضعف نشان ندهند.
مجموعه خانه عنکبوت، روایت داستانی جوانان میهن پرست جهان عرب است که ایستادگی شان، شکست ناپذیری سرویس های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را به افسانه ای بی اساس بدل کرده و سست بودن این خانه را در مقابل دیده گان جهانیان به تصویر کشیده است و البته نشانه ای است بر پیروزی حتمی و نزدیک جوانان غیور و مومن جهان اسلام در برابر جنود شیطان.

فصل اول: نامه اسرارآمیز

مرد جوان از آلمان غربی آمده بود و برایش وقت ملاقاتی فوری با سرهنگ محمد سعید ماحی، رئیس وقت سازمان امنیت مصر، ترتیب داده شده بود. به محض اینکه اتومبیل حامل او به در ورودی ساختمان سازمان امنیت رسید و نگهبانان فهمیدند که او میهمان رئیس سازمان است، در را باز کردند. ساعت یازده صبحِ یکی از روزهای ژانویه سال ۱۹۷۹ بود. مردی جوان و خوش قیافه با کیفی در دست از ماشین پیاده شد. قفل های پیچیده و متعدد کیفش خیلی به چشم می آمد. یکی از افرادی که منتظرش بود، او را به دفتر مدیر راهنمایی کرد. جوان، خوش اندام و گندمگون بود. از چشمان آبی اش می شد فهمید که یا فردی غربی است و یا یک مصری مهاجر. پالتویی از نوع غربی بر روی لباس های خود انداخته بود که او را از هجوم امواج هوای سرد محافظت می کرد. مسافت بین در ورودی و ساختمان اصلی را پیاده طی کرد.
ملاقات مرد جوان و مدیر سازمان امنیت دوستانه به نظر می رسید، به طوری که مدیر از پشت میزش بلند شد و در کنار میهمان خود در سالن قشنگی که کنار دفتر کارش بود نشست. سرهنگ ماحی از آن جوان خوش تیپ، حتی الآن که در کنارش نشسته است، به جز یک نام، چیز دیگری نمی دانست!
مرد جوان، تاجری مصری است. اسمش «نهاد کامل» است و حامل نامه ای بسیار سری و محرمانه از شخصی است که نمی توانست نام او را از پشت گوشی تلفن بگوید. او می خواست نامه را به مدیریت امنیت عمومی و نه هیچ فرد دیگری برساند.
دقایق اولیه ملاقات با تعارف بین مدیر و مهمان سپری شد؛ کاری که به طور طبیعی قبل از طرح مسائل مهم صورت می گیرد. بعد از دو دقیقه، دو لیوان شربت آب لیمو روی میز، بین مدیر و میهمان گذاشته شد. هرکدام جرعه ای نوشیدند. تعارف ها تمام شده بود و برای لحظاتی سکوت برقرار شد. مدیر قیافه جوان را برانداز کرد. پاکی و صداقت را از صورت زیبا و جذابش خواند، همان گونه که زیرکی را از چشمان آبی اش. با خود گفت: «پس این همان «نهاد کامل» است.»
نهاد کامل تبسمی بر لب داشت؛ تبسمی که برای مدیر حیرت انگیز بود.

- آقای نهاد کامل! جریان این نامه چیه؟

مدیر پرسید و مرد جوان درحالی که قفل کیف خود را باز می کرد، پاسخ داد:

- قربان، نامه پیش منه!

صدای بازشدن قفل های کیف بلند شد. جوان درحالی که آن را باز می کرد، پاکتی زیبا، از همان پاکت هایی که خانواده های اشراف در اروپای غربی از آن استفاده می کنند، از کیف درآورد. مدیر با سرعت و تیزبینی در گوشه آن، دو حرف «د» و «س» را دید. سپس پاکت را از او گرفت، اما لحظه ای دچار تردید شد. مرد جوان گفت:

- میتونید نامه رو باز کنید.

مدیر نگاه مرموزی به او انداخت. جوان اضافه کرد:

- اگه توضیحی لازم داشت، حاضرم توضیح بدم.

مدیر نامه را باز کرد. نامه به لاتین ماشین شده بود. نگاهی به آن انداخت و سپس آن را در جلوی نهاد کامل گذاشت. متن نامه، یک سطر بیشتر نبود:
«سرور من... در روز ۱۷ نوامبر ۱۹۷۸، آقای دیوید شارل سمحون فوت کرد...

امضاء: هلن سمحون»

نام فرستنده و امضاء هم ماشین شده بود.
قبل از اینکه مدیر صحبتی کند، نهاد کامل برای تفسیر و توضیحی که ذهن مدیر را مشغول کرده بود، درحالی که به نامه اشاره می کرد، گفت:

- من از اون خواستم که نامه رو به زبان انگلیسی بنویسه، چون ظاهراً زبان انگلیسی توی مصر بیشتر از زبان آلمانی رواج داره.

مدیر سرش را به نشانه تایید تکان داد. مرد جوان کیفش را قفل کرد، شربت آب لیمویش را نوشید و برای خداحافظی بلند شد.
مدیر هم بلند شد و تا درِ ورودی سالن او را همراهی کرد. در همان حال، کلمات نامفهوم تشکرآمیزی هم زیرِ لب زمزمه می کرد، اما ذهنش آن قدر درگیر بود که حتی خودش هم متوجه نمی شد چه می گوید! منشی با دیدن آن ها از جایش بلند شد. مدیر رو به منشی کرد و گفت:

- آقای نهاد کامل رو تا درِ خروجی همراهی کنید.

مدیر در آن لحظه به فکر تشکیل جلسه ای فوری با یکی از معاونانش بود.
ملاقات این دو مرد، تنها هفت و نیم دقیقه طول کشید.

نظرات کاربران درباره کتاب نفوذ در موساد

کتابی غرور آفرین برای همه مسلمانان جهان است چرا که قدرت پوشالی و شکننده رژیم غاصب صهیونیستی را به خوبی نمایان می کند.
در 5 ماه پیش توسط dat...000