فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتابسرای تندیس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل

کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل

نسخه الکترونیک کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل

اولین رمان سوزانا کلارک اسطوره ای تکان دهنده از انگلستان قرن نوزدهم دو جادوگر کاملا متفاوت شاگرد و استاد و بعد رقیب های اصلی همدیگر میشوند. در ۱۸۰۶ انگلستان از سختی های تحریم و جنگ ناپلئون بناپارت رنج میکشد و بیشتر مردمان باور دارند جادو در انگلستان دیگر از بین رفته است تا وقتی آقای نورل از هارت فو ابی قدرت های چشمگیر خودش را عیان میسازد و یک شبه تبدیل به سلبرتی میشود از طرفی جادوگری دیگر در انگلستان ظهور میکند جاناتان استرنج جوان تر و خوش چهره تر و با دل و جراتی بیشتر از آقای نورل استرنج شاگرد آقای نورل میشود و هردو دست در دست همدیگر به نبرد فرانسویان می روند استرنج مشعوف غریب ترین وحشی ترین جادو ها میشود و در این میان رابطه ی دوستانه و همکاری اش با نورل را فدا میکند جاناتان استرنج و آقای نورل در ۳۱ کشور جهان در فهرست پر فروش ترین کتاب جای گرفته و هم اکنون یک کلاسیک مدرن محسوب میشود بی بی سی امریکا نسخه ی سریالی آن را در ۲۰۱۵ میلادی عرضه کرد. کتابی خارق العاده و دوست داشتنی با تصویر هایی فراموش نشدنی

ادامه...

بخشی از کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تمامی تصویرها و پانویس های کتاب، بخشی از داستان این رمان هستند.
لطفاً به آنها توجه کافی نشان بدهید.
همچنین، تلاش شده است تا لحن قدیمی و کهنه کتاب، در اثر حفظ شود. غلط های ویرایشی متن، یا تضاد بین لحن یا معنا، عمدی هستند.
با توجه به حجم بالای پانویس های نویسنده، هیچ پانویسی از مترجم اضافه نشده است تا جلوی لذت بردن شما از داستان گرفته نشود.

این رمان، یک داستان خیالی است و برای سرگرمی صرف نوشته است،از خوانش آن بی اندازه لذت ببرید. هرچند «جاناتان استرنج و آقای نورِل» در این رمان تمام می شود، اما سوزانا کلارک رمانی در دنباله این داستان در دست نگارش دارد، همچنین یک مجموعه داستان کوتاه بر مبنا شخصیت ها و داستان های این رمان منتشر کرده است. تمامی نوشته های دیگر سوزانا کلارک هم بتدریج ترجمه و منتشر خواهند شد. منتظرشان باشید و ممنون برای خوانش این رمان.

سیدمصطفی رضیئی



جوایز کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل در سال ۲۰۰۴

کتاب سال

Time, People, Washington Post, Christian Science Monitor, San Francisco Chronicle, Chicago Tribune, Seattle Times.

کتاب برگزیده

Book Sense Book, New York Times, Salon.com, Atlanta Journal ـ Constitution, Village Voice,

برنده

برنده جایزه ادبی هوگو
The Hugo Award
برنده جایزه جهان فانتزی
The World Fantasy Award
برنده رمان اول جایزه لوکاس
The Locus Award for Best First Novel
کتاب نخست نویسنده، جایزه کتاب بریتانیا
British Book Awards
و جایزه میتوپوئیک
Mythopoeic Award

نامزد نهایی

Man Booker Prize, WhitBread First Novel Award, Guardian First Book Award, Birtish Book Awards, Nebula Award

به یاد مامان، و به استاد همیشه ام گیتا گرکانی و به احسان محمدزاده (سراتین) که اگر کمکِ ذهنم نبودید، این ترجمه به سرانجام نمی رسید، همیشه ممنون تان هستم

سیدمصطفی رضیئی

به یاد برادرم، پائول فردریک گان کلارک، ۲۰۰۰ ـ ۱۹۶۱.

سوزانا کِلارک

کتاب اول : آقای نورِل



او بندرت حرفی از جادو می زد،و وقتی هم سخنی می گفت،بیشتر شبیه درس های تاریخی بود و هیچ کس حوصله شنیدنش را پیدا نمی کرد.

۱. کتابخانه ای در هارت فو

پاییز ۱۸۰۶ لغایت ژانویه ۱۸۰۷

چندین سال پیش از این در شهر یورک، جامعه ای از جادوگران فعال بود. آنها در سومین چهارشنبه هر ماه، به دیدار هم دیگر می نشستند و برای هم مقالاتی طولانی و ملالت بار در باب تاریخ جادو در انگلستان می خواندند.
جامعه از جادوگرانی جنتلمن شکل گرفته بود، یعنی بخواهیم بگوییم که اینان با جادوشان به هیچ کسی هیچ گونه آسیبی نرسانده بودند... و اینکه بخواهیم بگوییم با جادوشان کوچک ترین خوبی هم در حق کسی نکرده بودند! درحقیقت، اگر راستش را بخواهید، هیچ کدامِ این جادوگران، هیچ وقت کوچک ترین افسونی را هم اجرا نکرده بودند، و حتی جادویی را عملی نساخته بودند که بتواند مثلاً برگ درختی را بلرزاند، یا بخواهد ذره ای غبار را از مسیرش منحرف بسازد یا لاخ مویی را بر کله کسی تغییری داده باشد. هرچند اگر این احتیاط آنان را کنار بگذاریم، آنها از شهرت شان در نقش تعدادی از جنتلمن ترین و هوشمندترین جادوگران در یورکشایر لذتی وافر می بردند.
می گویند که جادوگری برجسته، بایستی در مشغله خویش این قواعد را رعایت کند... «می بایست مغز خویش را به زور مشت و لگد به فعالیت واداشته و تا حد شکنجه پیش برود تا مقداری آموزش درشان نفوذ کرده باشد، اما اغلب و به صورتی طبیعی در این میان، جادوگران دچار بحث و جدل می شوند(۱)»، و جادوگران مقیم یورک چندین سالی بود که به اثبات همین حرف مشغول بودند.
در پاییز ۱۸۰۶ جامعه جادوگران یورک، جنتلمنی جدید به نام جان سِگان داس را به عضویت خویش قبول کرد. آقای سِگان داس، در اولین جلسه جامعه که حاضر گشته بودند، از جای خود بلند شدند و کل اعضای جامعه را خطاب حرف هاشان قرار دادند. ایشان این جنتلمنان را به خاطر تاریخ ممتازشان مورد عنایت و درود خویش قرار دادند؛ سپس تعدادی از جادوگران و تاریخ دانان ممتاز و برجسته ای را نام بردند که برای دوره ای کوتاه یا طولانی، عضو جامعه ی جادوگران یورک بوده اند. ایشان همچنین اشاره فرمودند که برایشان اصلاً و ابداً مسئله ی کوچکی نبوده که به یورک بیایند تا به وجود چنین جامعه ای آشنا بگردند. ایشان به حاضرین در جمع یادآوری کردند که جادوگران شمال، همیشه بهتر از جادوگران جنوب مورد احترام و عزت دیگران قرار گرفته اند. آقای سِگان داس همچنین فرمودند که جادو را برای سالیان بسی دراز مطالعه کرده اند و تاریخ و شرح حال تمامی جادوگران برجسته اعصار پیشین را به خوبی می شناسند. ایشان گفتند که مجلدهای جدید در باب این موضوع را مرتب می خوانند و تعدادی نوشته متوازانه را نیز به طبعِ انتشار آراسته اند، اما اخیراً ایشان درباب این مسئله درمانده اند که چرا شاهکارهای والای جادو، صرفاً بر صفحات کاغذ کتاب شان باقی مانده اند و دیگر هیچ نشانه ای از آن را نمی توان در خیابان دید یا خبری از آن را نمی توان در روزنامه ای خواند. ایشان فرمودند که خودشان، یعنی جنابِ آقای سِگان داس، مشتاق دانستن این موضوع هستند که چرا جادوگران امروزی قادر به ارائه جادویی نیستند که مکرر درباره اش حرف می زنند. خلاصه ایشان آرزومند درک این باب هستند که چرا دیگر جادویی در انگلستان اجرا نمی شود.
این سوال، عام ترین سوال در کلِ عالم هستی بود. این سوالی بود که به زودی یا کمی دیرتر، هر کودکی در این سرزمین پادشاهی از معلمه ی خانه اش می پرسید یا از استاد مدرسه اش می پرسید یا از والدینش می پرسید. حال، اعضای درس آموخته جامعه یورک اصلاً و ابداً تمایلی به شنیدن این سوال نداشتند و دلیل اش هم فقط همین بود: خودشان هم مثل هر کس دیگری، هیچ گونه توانایی در پاسخ دادن به آن نداشتند.
رئیس جامعه جادوگران یورک (که نام شان دکتر فاکس کاسل بود) به جان سِگان داس رو کردند و توضیح دادند که این سوال، از پایه اشتباه است: «سوال شما از همان ابتدای امر فرض خود را بر این گذاشته که جادوگران نوعی وظیفه بر دوش خود دارند تا جادویی را به مرحله اجرا دربیاورند... که اساساً شِر و ور است. شخصاً فرض می کنم که خودتان هم خیال نفرموده اید که این وظیفه گیاه شناسان باشد تا گیاه های بیشتری را خلق کنند؟ یا وظیفه ستاره شناسان در حول این مسئله باشد که کارشان می بایست معطوف به جابه جایی جایگاه ستارگان باشد؟ آقای سِگان داس، جادوگران، جادویی را مطالعه می کنند که مدت ها پیش از این به مرحله عمل درآمده است. پس چرا باید هیچ کسی، انتظار بیشتری از آنان داشته باشد؟»
جنتلمی مسن، با چشمانی به رنگ آبی پریده و لباس هایی رنگ پریده تر (که نامش خواه هارت بود یا هانت... آقای سِگان داس نمی توانست درست بفهمد کدام شان نام حقیقی اوست) با صدای به زحمت از حلقوم بیرون پریده، گفتند که کوچک ترین اهمیتی هم ندارد که کسی چنین انتظاری را از جادوگران داشته باشد یا نداشته باشد. یک جنتلمن نمی تواند جادویی را اجرا کند. جادو مال ساحره های خیابانی است که چنین اداعایی را مطرح می کنند تا چند پنیِ توی جیب بچه ها را قاپ بزنند. جادو (در حس عمل گرایانه ی خود) چیزی مهبوط است. می بایست برای اجرای آن هویت فردی پایینی داشت. جادو رفیق غیار صورت های اصلاح نشده است، رفیق کولی ها است، رفیق سارقین منازل است؛ مهمان همیشگی اتاق هایی دخمه مانند است با پرده های کثیف زردرنگ. اوه که نه! جنتلمنی نیست که بتواند جادویی را اجرا کند. یک جنتلمن می بایست به مطالعه تاریخ جادو مشغول بشود (که هیچ چیزی اصیل تر و شرافتمندانه تر از این نیست،) اما شخصاً خود نمی تواند جادویی را اجرا کند. جنتلمن مسن ما با چشمانی پریده رنگین و مدهوش، نگاهی به آقای سِگان داس انداختند و گفتند که امیدوارند این آقای سِگان داس هم تلاشی برای اجرای جادویی را مرتکب نشده باشند.
در اینجا دیگر گونه های آقای سِگان داس، سرخ شده بودند.

نظرات کاربران درباره کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل

فیدیبو جان من همچنان منتظرم حداقل بهش تخفیف بخوره 😵😭
در 1 سال پیش توسط زهرا بیاتی
عاشق داستانش میشید این کتاب بی نظیره حتما سریالش هم ببینید ب معنای واقعی کلمه عالیههههه
در 2 سال پیش توسط زهرا بیاتی
رمان کم نظیری بود از زاویه ای کاملا متفاوت به جادو پرداخته. شخصیت پردازی ها و توصیفات کتاب بسیار گیرا هستن. داستان به شدت از میانه کتاب هیجان انگیز میشه.
در 1 سال پیش توسط فرشاد نعمت دوست
چی میشه اگر توی طرح تابستونه تون این کتاب بیارید یعنی من عاشقتون میشمممممم
در 1 سال پیش توسط زهرا بیاتی
در ژانر فانتزی، کتاب خاصی بود
در 2 سال پیش توسط Ham...man
نویسنده از دیدگاه جالبی به جادو و جادوگری نگاه کرده و داستان جذابی رو به تصویر کشیده فقط نحوه ی نگارش کتاب خشک و سنتیه که شاید این یه مقدار از کشش داستان کم کنه
در 2 سال پیش توسط آرمین اسدزاد
بیخود و حوصله بر نخرید
در 1 سال پیش توسط ایمان
ارزش خوندن داره؟
در 1 ماه پیش توسط ساده کاوه
یک رمان فانتزی رده سنی بزرگسالان، نویسنده سبک متفاوتی را در روایت داستان فانتزی ژانر جادوگری انتخاب کرده، لحن و نثر عصر ویکتوریا و فرم تحقیق با پاورقی های مفصلی که شامل دهها داستانک جالب است. من دوست داشتم، ولی قاعدتا به نوجوانان توصبه نمی کنم چون حوصله اشان را سر می برد.
در 9 ماه پیش توسط فاطمه موسوی
کتاب خوبی نیست. بیشتر از هزار صفحه اش رو خوندم و هنوز نفهمیدم منظور نویسنده از نوشتن چنین داستانی چی بوده. من عاشق داستانهای فانتزی هستم ولی مسلما نه این کتاب!
در 2 سال پیش توسط افسانه ن.