فیدیبو نماینده قانونی سپید و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سرعت اعتماد

کتاب سرعت اعتماد

نسخه الکترونیک کتاب سرعت اعتماد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سرعت اعتماد

در میان همه انسان‌‌ها، روابط و گروه‌‌ها و تمدن‌‌ها یک عامل مشترک وجود دارد که اگر از میان برداشته شود، قدرتمندترین دولت‌‌ها، موفق‌‌ترین تجارت‌‌ها و فوق‌‌العاده‌‌ترین روابط دوستانه را از بین می‌‌برد و از طرفی اگر همین خصیصه مشترک جان بگیرد، سعادتمندی و موفقیت شکوهمندی را نصیب روابط می‌‌کند. این کیمیا همان اعتماد است. کلید اصلی در درک مفهوم اعتماد، گذر از پنج موج آن می‌‌باشد. یعنی اعتماد به خود، اعتماد در رابطه، اعتماد در سازمان، اعتماد در بازار و اعتماد در جامعه.

ادامه...
  • ناشر سپید
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.44 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سرعت اعتماد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



حرف اول

کیمیایی که همه چیز را تبدیل به طلا می کند

فقط یک چیز وجود دارد که در میان همه ی انسآنها، روابط، گروه ها، خانواده ها، سازمآنها، ملت ها، نظام های اقتصادی و تمدن ها مشترک است. چیزی که اگر از میان برداشته شود، قدرتمندترین دولت ها، موفق ترین تجارت ها، فوق العاده ترین روابط دوستانه، محکم ترین شخصیت ها و البته عمیق ترین عشق ها را از میان خواهد برد.
از طرف دیگر همین خصیصه ی مشترک، اگر ایجاد شده و جان بگیرد، توانایی خلق سعادتمندی و موفقیت هایی شکوهمند را در زندگی بشر خواهد داشت. این کیمیا، همان اعتماد است.
اعتماد کیفیت تمام ابعاد زندگی و همه ی تلاش ها را تحت تاثیر خود قرار می دهد. و چگونگی تمامی لحظه های حال و آینده را از نظر مسیر و نتیجه، هم در مسائل شخصی و هم موارد کاری، دستخوش تغییر می نماید.
در دوره ای که رسوایی های تجاری، اعمال تروریستی، سیاست های اداری و روابط از هم پاشیده شده، اعتبار کمی برای این کیمیا باقی گذاشته است، من ادعا می کنم که اعتماد چیزی است که می توان کاری در مورد آن انجام داد. از طرفی توانایی ایجاد، رشد و بازیابی آن نه تنها در آینده ی شخصی ما مسئله ای حیاتی به شمار می رود، بلکه کلید صلاحیت یک رهبر در دنیای جدید اقتصاد جهانی نیز می باشد.

همه درگیر مسئله ی اعتماد هستند

هنگامی که من مشغول سخنرانی در مورد سرعت اعتماد در سرتاسر جهان بودم، به کرات شکایات زیر را در مورد شکست و سرخوردگی از اعتماد کردن را از مردم می شنیدم:
* من سیاست های محل کارم را نمی توانم تحمل کنم. احساس می کنم همکارانم مشغول خرابکاری هستند. به نظر می رسد این جا هر کس به دنبال هدف خودش است و حاضر است برای ترقی کردن، هر کاری انجام دهد.
* من به خاطر تجربیات گذشته ام، واقعاً پشت دست خود را داغ کرده ام. دیگر چه طور می توان به صداقت افراد در رابطه شان اعتماد داشت؟
* من در سازمانی کار می کنم که در باتلاق بوروکراسی گیر کرده است. چیزی که به نظر می رسد برای همیشه، همه چیز را زیر سلطه ی خود گرفته باشد. باور نمی کنید ولی من حتی برای خرید یک خودکار باید نامه نگاری کنم!
* احساس می کنم در محل کارم، کسی ارزشی برای کار من قائل نیست.
* من به طرز احمقانه ای، به اعتمادی که شخص فوق العاده مهمی در زندگی ام، به من داشت بی حرمتی کردم. اگر می شد زمان را به عقب برگردانده و تصمیم دیگری گرفت، این اتفاق نمی افتاد. اما متاسفانه نمی شود. حال آیا دوباره می توانم آن ارتباط را از نو بسازم؟
* موقعیت من در محل کارم در معرض مخاطره است. به گونه ای که انگار روی پوست تخم مرغ راه می روم. من با به زبان آوردن اندیشه هایم حکم اخراج خود را امضا کرده و برچسب «نامربوط حرف زدن» را به خود زده ام.
* رئیس مان، من و دیگر کارمندان را زیر ذره بین گذاشته است. او با ما طوری رفتار می کند که گویی اصلاً قابل اعتماد نیستیم.
* وجود تمام رسوایی ها، انحرافات و مشکلات اخلاقی در جامعه ی امروز، باعث شده است که من احساس کنم کسی فرش را از زیر پای من می کشد. من دیگر نمی دانم چه کسی و چه طور قابل اعتماد می باشد؟
خب، اگر یکی از موقعیت های بالا شامل حال شما نیز می شود، چه می کنید؟ آیا این شرایط را به عنوان بهایی که برای کار کردن باید پرداخت می پذیرید؟ یا برای از بین بردن و یا وارونه کردن آن دست به کاری می زنید؟
***
ممکن است تمام واقعیات نزد شما باشد، با تمام شواهدی که از آنها حمایت می کند و هر آنچه که برای تاییدشان لازم است. اما تا نتوانید «اعتماد» را زیر کنترل خود درآورید، به هیچ جا نخواهید رسید.

نیل فیتز جرالد(۱)
***

مفهوم اعتماد

اعتماد چیست؟ من بدون توجه به تعاریف پیچیده، ترجیح می دهم از جملات جک ولش(۲) مدیر عامل سابق جنرال الکتریک استفاده کنم. او گفته است: «شما اعتماد را زمانی خواهید شناخت که حسش کرده باشید.»
این ساده ترین تعریف برای اعتماد است؛ یعنی اطمینان. مخالف کلمه ی اعتماد، یعنی بی اعتمادی، بدگمانی را به همراه می آورد. وقتی شما به دیگران اعتماد دارید یعنی نسبت به شرافت و توانمندی هایشان اطمینان حاصل نموده اید و وقتی به آنها بی اعتمادید یعنی به خودشان، شرافت، قابلیت اعتماد و گذشته شان مظنون هستید.
دقایقی تامل کرده و به شخصی که رابطه تان با او در حد بالایی از اعتماد است، فکر کنید. کسی مثل یک رئیس، همکار، مشتری، همسر، پدر مادر، خواهر برادر، فرزند و یا یک دوست. این رابطه را تشریح کنید. این رابطه شبیه چیست؟ چه احساسی در شما به وجود می آورد؟ گفتگوی شما در آن به چه صورت است؟ سرعت انجام کارها در این نوع رابطه چه میزان است؟ چه قدر از بودن در این رابطه لذت می برید؟
حال به شخصی که رابطه تان با او در سطح پائینی از اعتماد است، فکر کنید. این شخص می تواند متعلق به محل کار و یا خانواده ی شما باشد. این رابطه را هم تشریح کنید. این رابطه شبیه چیست؟ چه احساسی در شما به وجود می آورد؟ گفتگوی شما در آن به چه صورت است؟ آیا جریان و روند این رابطه، سریع و همراه با آزادی های فردی است؟ یا هنگام بودن در آن حس می کنید روی منطقه ی مین گذاری شده راه می روید؟ آیا این رابطه شما را مرتب دچار سوء تفاهم می کند؟ آیا برای سرعت بخشیدن به امور، با هم همکاری می کنید؟ یا برای رسیدن به نتیجه و توافق، هر کس سهم نابرابری از انرژی و وقت خود را وسط می گذارد؟ آیا اصلاً هیچ لذتی از بودن در این رابطه به شما دست می دهد؟ یا به نظرتان ارتباطی ملال آور، طاقت فرسا و پوچ است؟
پس می بینید که در رابطه با اعتماد بالا و پائین، تفاوت کاملاً ملموس است. شاید بتوان گفت، بارزترین تفاوت در گفتگوها و برداشت ها باشد. مثلاً در رابطه ی با اعتماد بالا، شما ممکن است از کلمه ی غلطی استفاده کنید، اما دیگران بدون توجه به آن، منظور درست شما را از آن بیان غلط، درک خواهند کرد. برعکس در روابط بدون اعتماد یا اعتماد پائین، ممکن است حتی سخن سنجیده و مختصر و مفید شما به غلط تفسیر شود.
***
تکنیک و تکنولوژی در جای خود مهم هستند، اما موضوع حیاتی این دهه، اضافه کردن اعتماد است.

تام پترز(۳)، نویسنده
***

بحران اعتماد

لازم نیست که برای پی بردن به بحران اعتماد در جامعه ی جهانی امروزه، به دور دست ها نگاه کنید. بحران همین جا در کنار ماست! و نگاهی به تیترهای درشت روزنامه ها، آن را به خوبی مشخص می کند:
* کارمندان یک شرکت بزرگ: به هیچ کس اعتماد نداریم!
* شرکت ها به دنبال بازیابی مجدد اعتماد هستند.
* هر دو به اعتماد طرف مقابل خیانت کردند.
* علیه بیست بازرگان سرشناس اعلام جرم شد.
* برای بازیابی مجدد اعتماد مردم، قوانین اخلاقی می بایست قدرت بگیرند
* به علت کمرنگ شدن اعتماد، روابط انسآنها در معرض نابودی است.

این اخبار نشان می دهند که اعتماد در اغلب نهادهای اجتماعی (مثل دولت، رسانه ها، مراکز بهداشتی، جناح های سیاسی و....) به طور مشهودی پائین تر از نسل گذشته بوده و در بسیاری از موارد حتی به تاریخ پیوسته است. برای مثال در ایالات متحده، نظر سنجی هریس(۴) نشان داد که فقط ۲۳ درصد از شرکت کنندگان به رسانه ها، ۸ درصد به جناح های سیاسی، ۲۷ درصد به دولت و ۱۲ درصد به شرکت های بزرگ اعتماد داشتند.
البته شاید بتوان بیشترین میزان بی اعتمادی را در بین روابط انسانی دید. یک نظرسنجی که اخیراً توسط دیوید هالپرن(۵) - جامعه شناس انگلیسی- انجام شد، نشان داد که فقط ۳۴ درصد از آمریکایی ها معتقدند که دیگران می توانند قابل اعتماد باشند! تحقیق وی هم چنین حاوی این مطلب بود که چهار دهه پیش در بریتانیای کبیر، ۶۰ درصد از جمعیت آن سرزمین باور داشتند که می توان به دیگران اعتماد کرد. اما امروزه این میزان به ۲۹ درصد رسیده است!!
لذا در سطح سازمانی نیز اعتماد در میان شرکت ها به طرز فاحشی افت پیدا کرده است. نگاهی به نتایج تحقیقات، این واقعیت را بهتر نشان می دهد:
* فقط ۵۱ درصد از کارمندان به مدیریت ارشد خود اعتماد و اطمینان دارند.
* فقط ۳۶ درصد از کارکنان معتقدند که رهبران آنها صادقانه و شرافتمندانه کار می کنند.
* طی دوازده ماه گذشته، ۷۶ درصد از کارمندان شاهد اعمالی غیرقانونی و غیراخلاقی در محیط کار خود بوده اند، که در صورت برملا شدن، ضربه ای سنگین به اعتماد عمومی جامعه وارد خواهد شد.
***
به محض اینکه به انگیزه های کسی گمان بد برده شود، تمامی زحماتش لکه دار خواهد شد.

مهاتماگاندی(۶)
***
اعتماد در سطح شخصی چگونه عمل می کند؟ به درصدهای آمارهای موجود در مورد دانشجویانی که برای گرفتن نمره ی فارغ التحصیلی، در امتحان تقلب کرده اند دقت کنید:
  • دانشجویان علوم پایه - ۴۳ درصد
  • دانشجویان علوم تربیتی- ۵۲ درصد
  • دانشجویان پزشکی- ۶۳ درصد
  • دانشجویان حقوق- ۶۳ درصد
  • دانشجویان بازرگانی- ۷۵ درصد
حال چه احساسی به شما دست می دهد اگر بدانید که به احتمال بیش از ۵۰ درصد، پزشکی که قرار است شما را جراحی کند، مدرک پزشکی اش را با تقلب گرفته است؟! یا به احتمال ۷۵ درصد، شرکتی که شما قرار است برای آن کار کنید، توسط شخصی اداره می شود که شرافت برایش مهم نبوده است؟
از جامعه، سازمآنها و روابط که بگذریم، امروزه بحرانی عمیق و اساسی در اعتماد به خودمان، در میان ما انسآنها به وجود آمده است. ما اغلب قول و قرارهایی را با خودمان می گذاریم (مثل دست یابی به یک سری اهداف یا عملی کردن تصمیمی در سال جدید) که در پای بندی به آنها شکست می خوریم. در نتیجه احساس می کنیم که حتی به خودمان نیز نمی توانیم اعتماد داشته باشیم و تا وقتی نتوانیم به خودمان اعتماد کنیم، اعتماد کردن به دیگران برایمان خیلی مشکل تر خواهد بود. همین آشفتگی درونی ست که باعث بدبینی و بدگمانی ما نسبت به دیگران شده و موجب می شود، رفتار عده ی کمی را به تعداد زیادی نسبت دهیم. چون همان طور که پدرم می گوید: «ما در مورد خودمان بر مبنای نیت هایمان و در مورد دیگران بر مبنای رفتارهایشان قضاوت می کنیم.» در نتیجه بهای گزافی را برای این شک و بدبینی خود خواهیم پرداخت.

نظرات کاربران درباره کتاب سرعت اعتماد

این کتاب رو استادم بهم معرفی کردن و خیلی کتاب کاربردیه
در 2 سال پیش توسط beh...ini
خوبه
در 2 سال پیش توسط علی زیدی