فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان

کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان

نسخه الکترونیک کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان

ده سالی است که «گفتمان» واژه‌ای مد روز شده است. آن را بی‌هدف و غالبا بی‌آن‌که تعریف کنند در متن‌ها و بحث‌های علمی به‌کار می‌گیرند. اکنون گفتمان به واژه‌ای مبهم و گاه بی‌معنا بدل شده است که حتی زمانی که آن را با دقت به‌کار می‌برند در هر بستری معنایی متفاوت دارد. اما در بسیاری از موارد منظور از «گفتمان» این است که زبان در چارچوب قالب‌هایی ساختاربندی شده و مردم به هنگام مشارکت در حوزه‌های مختلف حیات اجتماعی در گفتار خود از این قالب‌ها تبعیت می‌کنند. مثال‌های آشنای آن نیز «گفتمان پزشکی» و «گفتمان سیاسی» است. تحلیل گفتمان هم تحلیل این قالب‌هاست. اما این تعریفِ عقل سلیمی کمک چندانی به روشن‌شدن چیستی، نحوه عملکرد یا شیوه تحلیل گفتمان‌ها نمی‌کند. در این‌جا باید به‌دنبال نظریه‌ها و روش‌های پیشرفته‌تری باشیم. و در این جست‌وجو به‌سرعت درخواهیم یافت که تحلیل گفتمان نه یک رویکرد واحد بلکه مجموعه‌ای از رویکردهای میان‌رشته‌ای است که می‌توان از آن‌ها در انواع گوناگون مطالعه‌ها و برای کندوکاو در قلمروهای مختلف اجتماعی استفاده کرد. در ضمن، هیچ اجماع روشنی درباره چیستی گفتمان‌ها و نحوه عملکرد و نحوه تحلیل آن‌ها وجود ندارد.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

معمولاً پیشگفتار را برای این می نویسند که بستر گسترده تری را که متن در آن قرار دارد معرفی کنند. پیشگفتار به خواننده می گوید متن چگونه شکل گرفته و چگونه باید آن را خواند. یا چنان چه از مفاهیمی استفاده کنیم که در ادامه در همین کتاب به کار خواهیم برد، پیشگفتار به خواننده می گوید که متن چطور تولید شده و چطور باید آن را مصرف کرد. پیشگفتار متن را [ در راه رسیدن] از فرد [ نویسنده] به جمع [ خوانندگان] هدایت می کند. ما در مقام مولف می دانیم که تنها مبدعان این اثر نبوده ایم؛ بلکه کتاب حاضر مرهون سایر متون و گفت وگوهای مان با دیگران است. همچنین می دانیم متن با انتشار از اختیار مولفش خارج می شود. چه بسا خوانندگان پیام هایی در متن بیابند که با آن چه مولف انتظار داشته است به کلی متفاوت باشند.
پیشگفتار غالبا دستورالعملی برای خواندن متن ارائه می کند تا به این طریق خوانندگان سرکش را رام کند. مولفان امیدوارند با بیان مقصودشان از کتاب از احتمال برداشت های ناخواسته خوانندگان بکاهند. هدف کتاب حاضر نیز ارائه درآمدی است بر حوزه گسترده و میان رشته ای تحلیل گفتمان برساختگرای اجتماعی(۱). در این کتاب با معرفی و بحث راجع به سه رویکرد مختلف به تحلیل گفتمان ــ نظریه گفتمان لاکلو و موف(۲)، تحلیل گفتمان انتقادی(۳) و روان شناسی گفتمانی(۴) ــ گستره این حوزه را نشان خواهیم داد. قصد داریم ویژگی های خاص نظری و روش شناختی هر یک از این سه رویکرد را شرح دهیم و امیدواریم با ارائه مثال های تجربیْ الهام بخش تحقیق های جدید در حوزه تحلیل گفتمان شویم. علاوه براین، با معرفی و بحث راجع به فرض های فلسفی مشترک در میان تمامی انواع تحلیل های گفتمان برساختگرای اجتماعی قصد داریم طراحی چارچوب های تحقیقی ای را تسهیل کنیم که از بیش از یک رویکرد استفاده می کنند.
البته در یک کتاب نمی توان تمام این کارها را به تمام و کمال انجام داد. در بعضی از بحث ها به اشاره ای بسنده کرده و نظریه ها را به اختصار مطرح کرده ایم، همچنین ابزارهای روش شناختی را که معرفی کرده ایم صرفا مشتی نمونه خروار از امکاناتی اند که هر رویکرد در اختیارمان می گذارد. به این معنا کتاب حاضر حکم تحریک کننده اشتهای خوانندگان را دارد و آن ها را به کندوکاو بیش تر در حوزه تحلیل گفتمان ترغیب می کند.
پیشگفتار علاوه بر در میان گذاشتن معنای بالقوه متن پیش از رسیدن آن به دست خواننده به کار سپاسگزاری از آن هایی نیز می آید که وامدارشانیم. این کتاب در دپارتمان ارتباطات دانشگاه راسکلیه دانمارک شکل گرفت و باید از این دپارتمان برای حمایت هایش در تمامی مراحل پروژه مان تشکر کنیم. از زمان تدوین نسخه اولیه این اثر عده زیادی برای خواندن، بحث کردن، اظهارنظر و ارائه پیشنهاد درباره شکل و محتوای آن وقت صرف کرده اند. ما مدیون تمامی این افرادیم. دانشجویان دپارتمان هایی که در آن ها تحلیل گفتمان تدریس کرده ایم با اظهارنظرهای شان درباره این متن به طور مستقیم و با بحث های شان درباره مسائل مربوط به تحلیل گفتمان به طور غیرمستقیم کمک بسیاری به ما کردند. به همین ترتیب همکاران، خانواده ها و دوستان مان با مخالفت با ما و حمایت از ما تاثیری ارزشمند بر این متن گذاشتند.
یاد تمام کسانی که در انجام این کار با ما همکاری کردند در ذهن و قلب مان است. اما در این جا صرفا به نام عده قلیلی از آن ها اشاره می کنیم که در مرحله نهایی این فرایند یاورمان بودند. شورای پژوهش های علوم اجتماعی دانمارک برای برگرداندن این متن به زبان انگلیسی به ما کمک مالی کرد. اِبه کلیدگور و لارا ترویابورگ اولین پیش نویس ترجمه این اثر را به زبان انگلیسی تهیه کردند که کتاب حاضر بر پایه آن تدوین شده است. آلفرد فیلیپس هفته ها روی ترجمه این اثر کار کرد. ایریک برگرن، لیلی شولیاراکی، تورین دیربرگ، نورمن فرکلاف، هنریک لارسن و شانتال موف درباره پیش نویس تقریبا نهایی تک تک فصل ها اظهارنظرهای ارزشمندشان را در اختیار ما گذاشتند.
در طول این مسیر پیشنهادهای ارزشمندی شد تا متن را تغییر داده یا آن را بسط دهیم اما ما قادر نبودیم به همه آن ها عمل کنیم. عده ای نیز پیشنهاد می کردند تا مطلبی را بازنویسی کنیم یا بیش تر توضیح دهیم؛ به بسیار از آن ها عمل کردیم. کتاب حاضر بدون کسانی که نظرات خود را در اختیار ما گذاشتند هرگز شکل فعلی خود را پیدا نمی کرد.
در این پیشگفتار تالیف این متن را به فرایندی جمعی نسبت دادیم که طی آن کثیری از افراد مهر و نشان خود را بر آن نهادند. شاید تصور شود که مولفان خود هیچ کاره بوده اند. اما در پایان با افزودن این جمله پایانی همیشگی که مولفان مسئولیت کامل کلیه خطاها و نقایص متن را به عهده می گیرند، بی هیچ ادعایی خود را مولف این کتاب می خوانیم.
با این پیشگفتار تلاش کردیم تا فهم خوانندگان را در مسیر خاصی هدایت کنیم. حال دیگر نوبت شما است.

ماریان دبلیو. یورگنسن
لوئیز جی. فیلیپس

۱. حوزه تحلیل گفتمان

ده سالی است که «گفتمان» واژه ای مد روز شده است. آن را بی هدف و غالبا بی آن که تعریف کنند در متن ها و بحث های علمی به کار می گیرند. اکنون گفتمان به واژه ای مبهم و گاه بی معنا بدل شده است که حتی زمانی که آن را با دقت به کار می برند در هر بستری معنایی متفاوت دارد. اما در بسیاری از موارد منظور از «گفتمان» این است که زبان در چارچوب قالب هایی ساختاربندی شده و مردم به هنگام مشارکت در حوزه های مختلف حیات اجتماعی در گفتار خود از این قالب ها تبعیت می کنند. مثال های آشنای آن نیز «گفتمان پزشکی» و «گفتمان سیاسی» است. تحلیل گفتمان هم تحلیل این قالب هاست.
اما این تعریفِ عقل سلیمی کمک چندانی به روشن شدن چیستی، نحوه عملکرد یا شیوه تحلیل گفتمان ها نمی کند. در این جا باید به دنبال نظریه ها و روش های پیشرفته تری باشیم. و در این جست وجو به سرعت درخواهیم یافت که تحلیل گفتمان نه یک رویکرد واحد بلکه مجموعه ای از رویکردهای میان رشته ای است که می توان از آن ها در انواع گوناگون مطالعه ها و برای کندوکاو در قلمروهای مختلف اجتماعی استفاده کرد. در ضمن، هیچ اجماع روشنی درباره چیستی گفتمان ها و نحوه عملکرد و نحوه تحلیل آن ها وجود ندارد. هر دیدگاهی پیشنهادهای خود را عرضه می کند و تا حدودی نیز بر سر «گفتمان» و «تحلیل گفتمان» به شمار آوردن تعاریف خود با دیگر دیدگاه ها رقابت دارد. در هر حال، اجازه دهید بحث را با ارائه تعریفی مقدماتی از گفتمان آغاز کنیم و آن را شیوه ای خاص برای سخن گفتن درباره جهان و فهم آن (یا فهم یکی از وجوه آن) معرفی کنیم.
در این فصل سه رویکرد مختلف به تحلیل گفتمان برساختگرای اجتماعی را معرفی خواهیم کرد. نظریه گفتمان ارنستو لاکلو و شانتال موف، تحلیل گفتمان انتقادی و روان شناسی گفتمانی. در سه فصل بعدی تک تک این سه رویکرد را معرفی خواهیم کرد. نقطه شروع هر سه رویکرد بالا این است که شیوه سخن گفتن ما درباره جهانِ هویت ها و روابط اجتماعیْ آن ها را به شکلی خنثی بازتاب نمی دهد بلکه نقشی فعال در ایجاد آن ها و تغییرشان دارد. ما این سه رویکرد را از میان انواع دیدگاه های موجود در تحلیل گفتمان انتخاب کردیم و مبنای انتخاب مان نیز این بود که تصور می کردیم نظریه ها و روش های فوق العاده سودمندی برای تحقیق درحوزه ارتباطات، فرهنگ و جامعه ارائه می کنند. آن ها را می توان در تحلیل بسیاری از قلمروهای اجتماعی، از جمله سازمان ها و نهادها، و نیز تشریح نقش زبان در تحولات گسترده اجتماعی و فرهنگی، از قبیل جهانی شدن و گسترش ارتباطات جمعی متکی بر رسانه ها به کار گرفت.
در ابتدا به چند نمونه از کاربردهای ممکن تحلیل گفتمان اشاره می کنیم. برای مثال، می توان از تحلیل گفتمان به منزله چهارچوبی برای تحلیل هویت ملی استفاده کرد. چه درکی از هویت های ملی داریم و تقسیم جهان به ملت ـ دولت های مختلف چه پیامدهایی به همراه دارد؟ انواع مختلفی از متون و گفت وگوها را می توان برای تحلیل انتخاب کرد. برای مثال، می توانیم توجه خود را بر برساخت گفتمانی(۵) هویت ملی در کتاب های درسی تاریخ متمرکز کنیم. همچنین می توان اهمیت هویت ملی را در تعاملات میان افراد در محیط های سازمانی از قبیل محل کار تشریح کرد. روش های انتقال دانش تخصصی به رسانه های جمعی و پیامدهای آن برای مسئله قدرت و دموکراسی می تواند موضوع دیگری برای تحقیق باشد. ادعای برخورداری از دانش تخصصی چگونه در رسانه های جمعی برساخته می شوند و مخاطبان رسانه ها چگونه ادعاهای معارض با یکدیگر را «مصرف» می کنند؟ می توان کشمکش میان این ادعاهای مختلف را به حساب کشمکش میان گفتمان های مختلف گذاشت که هر یک نماینده یک روش متفاوت برای فهم وجوه مختلف جهان اند و هویت های متفاوتی برای گویندگان (برای مثال «متخصص» و «عوام») ایجاد می کنند. بر اساس این دیدگاه می توان با استفاده از تحلیل گفتمان این موضوع را به نحو تجربی بررسی کرد.
این سه رویکردی که به منزله چهارچوبی برای معرفی تحلیل گفتمان برگزیده ایم مفروضات کلیدی مشترکی درباره نحوه نگاه به هستی هایی همچون «زبان» و «سوژه»(۶) دارند. علاوه براین، هدف مشترک آن ها نیز انجام پژوهش انتقادی است، یعنی کندوکاو و تجزیه وتحلیل مناسبات قدرت در جامعه و صورتبندی دیدگاه های هنجاریی که از منظر آن بتوان با نیم نگاهی به امکان تغییر اجتماعیْ این روابط را نقد کرد. در عین حال، هر یک از این دیدگاه ها مفروضات فلسفی و نظری متفاوتی، از جمله درک خاصی از گفتمان و پرکتیس اجتماعی و نقد، هم دارند که هدف ها، روش ها و مسائل تجربی مورد توجه خاصی برای هر یک از آن ها به همراه می آورند. در عین حال، یکی دیگر از اهداف این فصل مقدماتی این است که نشان دهیم رویکرد برساختگرای اجتماعی به تحلیل گفتمان به کدام حوزه تعلق دارد.( ۱ ) ما هم به وجوه اشتراک تمامی رویکردها ــ و به طور خاص سه رویکرد مورد نظرمان ــ توجه داریم و هم به وجوه اختلاف آن ها.
شباهت این رویکردها ناشی از این است که نقطه عزیمت همگی آن ها برساختگرایی اجتماعی، نگاه شان به زبان متاثر از زبان شناسی ساختارگرا و برداشت شان از فرد مبتنی بر نوعی مارکسیسم ساختارگراست. در این فصل به معرفی این ریشه ها و سرچشمه های فکری مشترک خواهیم پرداخت و به مجموعه ای از مفاهیم ــ برای مثال «قدرت» و «ایدئولوژی» اشاره می کنیم که غالبا با مفهوم گفتمان همنشین اند.
به رغم وجود مفروضات مشترک، تفاوت های مهمی میان این رویکردها وجود دارد. اول این که بر سر «گستره» گفتمان ها اختلاف دارند: آیا آن ها به تمامی برسازنده امر اجتماعی(۷)اند یا این که خود تا حدودی برساخته دیگر بخش های امر اجتماعی اند؟ دوم این که، هر یک از این دیدگاه ها کانون تحلیلی خود را دارند. برخی به تحلیل گفتمان های مردم عادی در تعاملات اجتماعی روزمره می پردازند و برخی نیز ترجیح می دهند گفتمان هایی را که در جامعه جریان دارند، به شکل انتزاعی بازنمایی کنند. در اواخر همین فصل این وجوه اختلاف را بیش تر شرح خواهیم داد.
تقسیم حوزه تحلیل گفتمان را به سه رویکردی که تفاوت ها و شباهت هایی میان شان وجود دارد تا حدودی باید برساخته خودمان به شمار آوریم. ما هستیم که این سه رویکرد را برگزیده ایم و تصمیم گرفته ایم که فصلی از کتاب را به هریک از آن ها اختصاص دهیم و شباهت و تفاوت های شان را در فصل ۵ بررسی کنیم، و هدف مان نیز این بوده که درآمدی روشنگر بر حوزه تحلیل گفتمان تدوین کنیم. نباید این بازنمایی را توصیفی خنثی یا تصویری شفاف از حوزه تحلیل گفتمان به شمار آورد. ما در این جا تنها به شرح سه رویکرد در حوزه تحلیل گفتمان برساختگرای اجتماعی پرداخته ایم و برای مثال رویکرد فوکو را مطرح نکرده ایم.( ۲ ) و باید اذعان کنیم که مقایسه وجوه اختلاف و اشتراک این رویکردها کار ساده ای نیست. این سه رویکرد از رشته های علمی مختلفی نشئت گرفته اند و ویژگی های خاص خودشان را دارند. با این حال، بسیاری از متخصصان تحلیل گفتمان ورای مرزهای رشته های دانشگاهی کار می کنند و نمی توان بسیاری از نکات نظری و ابزارهای روش شناختی را صرفا به یک رویکرد خاص منحصر کرد.

یک بسته کامل

می توان از تحلیل گفتمان در تمامی حوزه های پژوهشی استفاده کرد اما نمی توان تمامی چارچوب های نظری را در تحلیل گفتمان به کار برد. نکته مهم این جاست که نمی توان از تحلیل گفتمان به منزله روش تحلیلی منفک از بنیان های نظری و روش شناختی اش استفاده کرد. هر یک از رویکردهایی که به تحلیل گفتمان معرفی کرده ایم صرفا یک روش تحلیل داده نیستند، بلکه یک کل نظری و روش شناختی اند ــ یک بسته کامل اند. این بسته حاوی موارد زیر است: اول، مفروضات فلسفی (هستی شناختی و معرفت شناختی) راجع به نقش زبان در برساخت اجتماعی جهان؛ دوم، الگوهای نظری؛ سوم، دستورالعمل های روش شناختی راجع به نحوه نزدیک شدن به قلمرو تحقیق؛ و چهارم، تکنیک های خاص تحلیل. در تحلیل گفتمان نظریه و روش به یکدیگر پیوند خورده اند و محقق برای این که بتواند از تحلیل گفتمان به منزله روش مطالعه تجربی استفاده کند باید پیش فرض های اساسی فلسفی آن را بپذیرد.
باید تاکید کنم که اگرچه محتویات هر بسته ای باید یک کل همساز و منسجم را به وجود بیاورد، می توانیم با تلفیق عناصر متعلق به دیدگاه های مختلف تحلیل گفتمان و، در صورت امکان، دیدگاه های خارج از این حوزه، بسته خاص خودمان را به وجود بیاوریم. مطالعات چنددیدگاهی(۸) نه تنها جایز بلکه در بیش تر انواع تحلیل گفتمان ارزشمند به شمار آمده اند. چون تصور می شود که دیدگاه های مختلف هر یک دانشی متفاوت راجع به پدیده مورد بررسی در اختیارمان قرار می دهند و به این ترتیب شناخت گسترده تری فراهم می کنند. مطالعات چنددیدگاهی با مشرب التقاطی مبتنی بر به کارگیری ملغمه ای از رویکردهای ناهمگون و بدون ارزیابی جدی روابط شان با یکدیگر تفاوت دارد. در رویکرد چنددیدگاهی باید رویکردها را با یکدیگر مقایسه و سپس تعیین کرد که هر رویکرد چه نوع دانش (موضعی)(۹) ارائه می کند و در نهایت این رویکردها را براساس این ملاحظات جرح و تعدیل کرد.( ۳ )
برای این که بتوانیم چارچوب منسجمی بسازیم باید از تفاوت ها و شباهت های فلسفی، نظری و روش شناختی رویکردهای مختلف آگاه باشیم. ظاهرا آگاهی از این تفاوت ها و شباهت ها مستلزم آگاهی به رئوس کلی حوزه تحلیل گفتمان است. هدف از معرفی این سه دیدگاه در سه فصل آتی ارائه شرحی است مختصر از این حوزه که طی آن ویژگی های کلیدی هر یک از این سه دیدگاه عمده و نیز موضوعات اصلی مباحثات آکادمیک راجع به این ویژگی ها را بررسی می کنیم. علاوه بر این در انتهای فصل مطالب پیشنهادی برای مطالعه بیش تر و منابع و مآخذ متعدد آن فصل را آورده ایم.

مفروضات کلیدی

هر سه رویکرد برگزیده ما مبتنی بر برساختگرایی اجتماعی اند. برساختگرایی اجتماعی چتری است که مجموعه متنوعی از نظریه هایی جدید راجع به فرهنگ و جامعه را در خود جای می دهد.( ۴ ) تحلیل گفتمان صرفا یکی از چند رویکرد موجود به برساختگرایی اجتماعی است اما غالبا بیش از سایرین به کار گرفته می شود.( ۵ ) علاوه بر این، خیلی ها هم از رویکردهایی استفاده می کنند که همان ویژگی های تحلیل گفتمان را دارند بی آن که این نام را بر آن ها بگذارند. در ابتدا شرح مختصری از پیش فرض های عام فلسفی می دهیم که شالوده بیش تر رویکردهای مختلف به تحلیل گفتمان را تشکیل می دهند. برای این کار از تفسیر ویوین بِر( 1995 ) و کنِت گِرگن ( 1985 ) از برساختگرایی اجتماعی استفاده کرده ایم. سپس به طور مشخص به پیش فرض های موجود درباره زبان و هویت خواهیم پرداخت که در تمامی رویکردهای مختلف به تحلیل گفتمان یافت می شوند.
خانم بِر (2: 1995) متذکر شده است که ارائه توصیفی واحد که تمامی رویکردهای مختلف به برساختگرایی اجتماعی را در خود بگنجاند کاری است دشوار. با این حال، بد نیست اشاره کنیم که وی (5-2 : 1995) با تکیه بر آراء گِرگن ( 1985 ) چهار پیش فرض را که در تمامی رویکردهای مختلف به برساختگرایی اجتماعی مشترک اند، ذکر کرده است. این پیش فرض ها در سه رویکرد برگزیده ما نیز وجود دارند و عبارت اند از:( ۶ )

* رویکرد انتقادی به دانش ِ بدیهی انگاشته شده
دانش ما به جهان را نباید حقیقتی عینی به شمار آورد. ما تنها از طریق مقولات به واقعیت دسترسی داریم، و به این ترتیب دانش، و بازنمایی های ما از جهان بازتاب واقعیت «جهان خارج» نیستند، بلکه محصول مقوله بندی جهان به دست ما، یا به تعبیر تحلیل گفتمانی، محصول گفتمان اند (Burr, 1995: 3; Gergen, 1985: 266-7). در ادامه بیش تر راجع به این فرض بحث خواهیم کرد.

* تاریخی و فرهنگی بودن (Burr, 1995: 3)
ما اساسا موجوداتی تاریخی و فرهنگی هستیم و دیدگاه های ما به جهان و شناخت مان از آن «محصول تعاملات تاریخمند میان آدمیان» است (Gergen, 1985: 267). در نتیجه درک ما از جهان و شیوه بازنمایی آن تاریخی و فرهنگی و همچنین تصادفی(۱۰) است: می توانستیم جهان بینی و هویت های دیگری داشته باشیم، در عین حال این جهان بینی ها و هویت ها در طول زمان تغییر می کنند. این دیدگاه که تمامی معرفت ما تصادفی است موضعی ضدبنیادگرا(۱۱) است که در تقابل با موضع بنیادگرا قرار دارد. بر اساس موضع بنیادگرایانه می توان دانش بشری را برمبنای شالوده استوار و فرانظری(۱۲) استوار ساخت که ورای کنش های تصادفی بشری قرار دارد. گفتمان گونه ای کنش اجتماعی است که در تولید جهان اجتماعی ــ شامل دانش، هویت ها و روابط اجتماعی ــ و در نتیجه حفظ الگوهای اجتماعی خاص نقش دارد. این نگرش ضدذات گرا(۱۳) است: یعنی این که جهان اجتماعی به نحو اجتماعی ساخته شده است و در نتیجه شرایط خارجی نیستند که ویژگی های جهان اجتماعی را مشخص یا از پیش تعیین می کنند، انسان ها نیز صاحب مجموعه ای از ویژگی های ثابت و اصیل یا ذات نیستند.

* پیوند میان دانش و فرایندهای اجتماعی
فرایندهای اجتماعی هستند که روش های فهم جهان را خلق و حفظ می کنند (Burr, 1995: 4; Gergen, 1985: 268). معرفت محصول تعامل اجتماعی است که در آن حقایق مشترک را می سازیم و بر سر حقیقت و خطا خواندن پدیده ها با یکدیگر رقابت می کنیم.

* پیوند میان دانش و کنش اجتماعی
در قالب یک جهان بینی خاص برخی از انواع کنش ها طبیعی و برخی دیگر غیرقابل تصور به نظر می آیند. شناخت های اجتماعی مختلف از جهان به کنش های اجتماعی مختلفی منجر می شوند و در نتیجه برساخت اجتماعی حقیقت و دانش پیامدهای اجتماعی به همراه دارند (Burr, 1995: 5; Gergen, 1985: 268-269).

برخی از منتقدان برساختگرایی اجتماعی استدلال کرده اند که اگر تمامی دانش و همه هویت های اجتماعی را محتمل بدانیم باید نتیجه گرفت که همه چیز سیال و دستخوش تغییر دائمی است و هیچ حد و مرز و نظم و قاعده ای در حیات اجتماعی وجود ندارد. بدون تردید می توان آراء برخی از برساختگرایان اجتماعی مانند کنِت گِرگن و ژان بودریار را در همین راستا تفسیر کرد. اما روی هم رفته به اعتقاد ما چنین تصویری صرفا کاریکاتوری از برساختگرایی اجتماعی است. بیش تر برساختگرایان اجتماعی، از جمله معتقدان به سه رویکرد مورد نظر ما در این اثر، میدان اجتماعی را پدیده ای قاعده مند و نظم بخش می دانند. معرفت و هویت ها علی الاصول همواره تصادفی اند، اما همیشه در موقعیت های خاص به نسبت تغییرناپذیر و ثابت اند. موقعیت های خاص محدودیت هایی بر هویت هایی که فرد می تواند برای خود قائل شود و بر گزاره هایی که می توان آن ها را معنادار به شمار آورد، اِعمال می کنند. در فصل بعد و به هنگام بحث درباره نظریه گفتمانِ لاکلو و موف این بحث را دنبال خواهیم کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان

دکتر کاشی: این کتاب در نوع خود در فارسی بی نظیر است و می‌تواند در حوزه پیشبرد روش‌های کیفی در حوزه علوم سیاسی فوق العاده مثمر ثمر باشد
در 2 سال پیش توسط P D
کتاب جامع و خوبیه .تو زمینه رویکرد های نقد گفتمان بسیار عالیه
در 6 ماه پیش توسط 135...8jg
جالب بود
در 2 سال پیش توسط san...umi
آیا امکان تنظیم نرم افزار برای مطابقت فایل با صفحات کتاب هست؟
در 4 ماه پیش توسط t-m...emi