فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب واژگان فروید

کتاب واژگان فروید

نسخه الکترونیک کتاب واژگان فروید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب واژگان فروید

واژگان فروید واژگان روان‌کاوی است. مجموعه‌ای از واژگان نو و به‌ویژه واژه‌هایی که بر مبنای کاربرد زنده‌ی زبان ساخته شده‌اند تا «دانش از ناخودآگاه» را به بیان آورند، دانشی حاصل از تجربه‌ی واقعیت درمانگاهی. بنابراین، ورای زبان خاص و مبهم فروید، باید زندگی و دقت کلمه‌های کلیدی زبانش را دوباره کشف کنیم و این کار مترادف است با ورود به آثار، ادبیات و ذهن او. پس در این‌جا، تعریفی از این اصطلاحات، از ابعاد اصلی‌شان، از گرایش‌های کاربست‌شان در نظریه‌ی دقیقاً تحلیلیِ موسوم به فراروان‌شناسی و از مسائل فکری‌شان می‌یابیم. بدین‌ترتیب، به‌رغم آشنابودن فریبنده‌ی این کلمه‌ها، دامنه‌شان را در معنای تعیین‌کننده‌شان و در تعامل‌شان دوباره کشف می‌کنیم. بدین‌سان می‌توانیم تأثیرات فلسفی روان‌کاوی، یعنی نظریه‌ی فرایندهای ناخودآگاهِ «تمایلات روانی جنسی» مبتنی بر درمان روان‌رنجوری‌ها را دریابیم و تأثیر «مکتب فروید» بر مفاهیم معاصر را درک کنیم.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.76 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب واژگان فروید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

چگونه می توان مجموعه ای از اصطلاحات فروید را در نظر آورد و به آن تحقق بخشید؟
تهیه چنین مجموعه ای مبتنی بر بررسی یکایک لغات خواهد بود، به نحوی که به طور نسبی معنایی واضح و روشن از هر یک از مفاهیم را ارائه دهد.
از این رو باید دو نکته مقدماتی را مورد پرسش قرار داد، دو نکته ای که امکان و کاربرد چنین مجموعه ای را به خود مشروط می کنند:

ــ چه نوع مفهومی در اصطلاحات فروید مد نظر است؟
ــ این لغات حاوی چه نوع «منطقی» می توانند باشند؟

۱. نوع مفاهیم رایج در روان کاوی از نوع برداشت این مفاهیم در فلسفه متمایز است

الف. می توان کار را با ذکر این تناقض شروع کرد: در روان کاوی جایی برای اصطلاحات فلسفی نیست، چرا که روان کاوی به نحو قاطعی از فلسفه متمایز است.
در کتاب فروید، فلسفه و فیلسوفان(۲) که می تواند به عنوان پیش درآمدی بر کتاب حاضر تلقی شود، رابطه این سه مقوله را مورد مداقه قرار داده ایم. در این کتاب به این مسئله پرداخته شده است که بنا بر چه عناصر دقیقی فروید از فلسفه روی برمی گرداند.
ــ در وهله نخست فلسفه به معنای رسمی آن و همچنین با توجه به نوع برداشت آن که متکی بر اصل «تقدم ضمیر ظاهر یا وجدان آگاه» است، پذیرش و کار کرد «فرضیه ضمیر ناآگاه» را مشکل و بغرنج می کند.
ــ در وهله دوم انگیزه اصلی فلسفه ارائه وجهه نظری متفکرانه نسبت به عالم و آدم(۳) و ایجاد سیستمی کلی و نظری است که اساسا با چالش «علم» که به تفحص در جزئیات می پردازد، متغایر است. این تغایر را نیز در «علم ضمیر ناآگاه» بدان نحو که روان کاوی مدعی آن است، مشاهده می کنیم.
ب. موضع فروید را باید مورد تدقیق بیش تری قرار دهیم.
فروید بر سوابق فلسفی تکیه می کند. با توجه به این سوابق است که فرضیات خاص خود را پایه گذاری می کند و راه را به سوی آن ها می گشاید. مطالعه آن چه فروید از مجموعه کلی فلسفه اخذ کرده است، نشان می دهد که نه تنها به افلاطون و کانت نظری خاص دارد، بلکه همواره متوجه دو قطبی است که شوپنهاور و نیچه را به یکدیگر مربوط می سازند. در این مورد نیز خواننده می تواند به فروید و نیچه(۴) اثر نگارنده رجوع کند. نویسنده در این کتاب اهمیت مواجه ساختن این دو متفکر را با یکدیگر نشان می دهد. البته این مهم را باید با توجه به پیچیدگی موجود در نوع خاص مفاهیم روان کاوی که از تفکر نیچه بسیار متاثر است، در نظر گرفت.
لذا این نوع برداشت فلسفی در بطن روان کاوی کارگزاری خاصی پیدا می کند. ولی این برداشت در جهت مفاهیم روان کاوی به کار گرفته می شود و به نحوی آگاهانه از وجهه نظر فلسفی انحراف پیدا می کند. به علاوه، نحو نفوذ مفاهیم روان کاوی در مسائل فلسفی تاثیراتی خاص در آن ها ایجاد می کند که از لحاظ فلسفی می تواند مشخص و معین شود.
ج. برای روان کاوی هیچ چیز زیان بخش تر از این نیست که بخواهیم مفاهیم آن را که بنابر تجارب بالینی و عملی با افرادِ تحتِ روان کاوی حاصل آمده اند، در مقولات فلسفی «حل» کنیم. با توجه به چنین امری می توان گفت که نه تنها تدوین یک فرهنگ لغات فلسفی در مورد اصطلاحات روان کاوی ضروری به نظر نمی رسد، بلکه این خطر را دربرخواهد داشت که آن چه را که روان کاوی خود به دست آورده است، مورد رد و انکار قرار دهیم. لذا مفاهیم روان کاوی از حوزه مفاهیم نظری فلسفه فاصله می گیرند و حالتی تجربی پیدا می کنند، تجربه به معنای آن چه از کار بالینی با افرادِ تحتِ روان کاوی حاصل می شود. مسئله به مفاهیمی مربوط است که برحسب کار بالینی روی عوارض بیماری و استماع سخن بیماران حاصل می آیند و جزو «کشفیات» فروید محسوب می شوند. فروید خود را به ماجراجویانی تشبیه می کند که به کشف قاره امریکا نائل آمدند. این گونه کشفیات هستند که به همت او صورت توجیهی پیدا کرده و مفاهیم روان کاوی را تشکیل داده اند.

۲. مفاهیم روان کاوی با اتکاءِ بر «علم ضمیر ناآگاه» از مقولات علمی متمایز می شوند

الف. تناقض بعدی مربوط به رابطه روان کاوی با علوم دقیقه است. روان کاوی به عنوان علمِ ضمیر ناآگاه از وجهه نظر فلسفی فاصله می گیرد و ضمیر ناآگاه را در زمینه علوم وارد می کند و از این طریق موجب دگرگونی سیستم رسمی این علوم می شود.
روان کاوی از یک سو به ایده آل توجیهیِ «روان شناسی علمی» که در اواخر قرن نوزدهم تشکل یافت، می پیوندد (در این مورد خواننده را به مقدمه بر روش شناسی فروید(۵) ارجاع می دهیم)، ولی از سوی دیگر مفاهیم خود را از تجارب خاص خود، یعنی از یافته های بالینی در مورد فرایندهای نفسانیِ ناآگاه، شروع می کند و آن را پرورش می دهد و از اطاعت از هر نوع عقلانیت دیگری سر باز می زند، حال خواه این سیستم عقلانی فلسفی باشد یا علمی، یعنی علوم دقیقه یا علوم مربوط به انسان (زیست شناسی و غیره). می توان این شعار معروف را که به موجب آن روان کاوی تنها به خود اتکاء دارد، در مورد ساختن مفاهیم مختص به روان کاوی نیز صادق دانست چرا که این مفاهیم را شخص فروید و برای علم روان کاوی فراهم کرده است.
ب. در این جا باید نکته مهمی را افزود و بحث را کامل کرد. عقلانیتی مختص به روان کاوی وجود دارد که فروید آن را «علم ماوراءالنفس»(۶) می خواند. برای درک این مهم خواننده را به مقاله مربوط در کتاب حاضر ارجاع می دهیم. ماوراءالنفس یکی از ارکان مهم در نظریه روان کاوی است و آن را نه به «روان شناسی» به معنای رایج آن می توان تاویل کرد و نه به ماوراءالطبیعه. چرا که ماوراءالنفس درواقع نوعی طرح و سیستم میان ماوراءالطبیعه و روان شناسی علمی است.
ماوراءالنفس دانشی نظری است که بر اساس کار واقعی با بیماران حاصل شده و فرایندی است که به ورای ضمیر آگاه رهنمون می شود و لذا به ورای روان شناسی به معنای اخص آن اشاره دارد. علم ماوراءالنفس را باید به عنوان «روان شناسی ضمیر ناآگاه» منحصر به دانشی ورای روان شناسی دانست. هم از این روست که اصطلاحات فروید لزوما اصطلاحاتی ماوراءالنفسانی اند.

۳. هرگونه تعریف و تحدیدی از مفاهیم روان کاوی ماهیتی ماوراءالنفسانی دارد و به کاری خلاقانه در زمینه زبان می انجامد

این اصل پایه ای اصلی و موثق برای تدوین مجموعه ای از اصطلاحات فروید فراهم می آورد.
الف. اصطلاحات فروید هریک بیانگر مفهومی است که ترکیبی موجز از سلسله «روابطی» را به دست می دهد که از واقعیات بالینی و منحصربه فرد اشخاص تحتِ روان کاوی اخذ شده اند. بدان معنا که هر یک از مفاهیم سرگذشتی خاص خود دارد و براساس آن ساخته و پرداخته شده است. از این روست که تعیین زمان و تاریخ پیدایش آن ها امری لازم است. باید همواره توجه داشت که هر اصطلاح تا حد امکان به طور دقیق تعریف شده و بیانگر حرکتی باشد که در بطن «انکشاف» و تحقیق پدید آمده است. لذا گرچه هر تعریف فاقد قاطعیتی مطلق است، ولی این عدم قاطعیت به خصوصیت آن به عنوان مفهومی پایه ای لطمه وارد نمی آورد.
ب. هر یک از مفاهیم فروید جزئی از یک سیستم کلی است؛ البته نه به معنای مقوله ای نظری که حاصل از ساختمانی متفکرانه باشد، بلکه به معنای عنصری از یک شبکه منسجم از مفاهیم. هم از این روست که فروید علم ماوراءالنفس را عبارت از «توضیح و تعمق بخشیدن به نظراتی مفروض می داند که می توانند شالوده سیستم روان کاوی به حساب آیند».
ج. علم ماوراءالنفس ایجاب می کند به مطالعه زبان تکلم بپردازیم تا بدین نحو این علم خاص را نیز حاوی زبانی مختص به خود کنیم.
ــ یک بار دیگر باید تناقضی را که پایه اصطلاحات روان کاوی است، مورد نظر قرار دهیم. علیرغم این که این اصطلاحات همگی به عنوان لغات فنی روان کاوی شناخته شده اند و جزو زبان خاص این علم هستند و غالبا مورد تقلید قرار گرفته اند، مع الوصف فروید آن ها را با توجه به کاربرد طبیعی شان در زبان رایج اخذ کرده است؛ البته با تعریفی مجدد از آن ها که با کاربردشان در علم ماوراءالنفس همخوانی داشته باشد. این امر را در اصطلاحاتی چون عمل، عشق، اضطراب، تعارض، احساس گناه و دفاع به خوبی ملاحظه می کنیم.
به کرّات پیش می آید که فروید کلمه ای رایج را از زبان می گیرد و بدان جهتی می بخشد که به صورت اصطلاحی خاص برای او درمی آید. از آن جمله است اصطلاح «آشنا غریبی» که در زبان آلمانی تعبیری رایج و متعلق به زبان معمولی است.
ــ بعضی از اصطلاحات فروید کاربردی قبل از او داشته اند و از حوزه روان شناسی ـ فلسفیِ ماقبل او به عاریت گرفته شده اند. این گونه اصطلاحات یا به نویسندگانی قبل از او و یا به حوزه های فکری خاصی تعلق دارند که البته در بطن زبان روان کاوی تعریفی جدید یافته و گویی دوباره «ابداع» شده اند. از آن جمله است لغاتی چون احوال قلبی(۷)، دوگانگی احساسات(۸)، این و آن نفسانی(۹)، ضمیر آگاه، ساخت و پرداخت های نظری(۱۰)، نفی اثباتی(۱۱)، نقض، دینامیسم، اقتصاد نفسانی، فانتَسم، ضمیر ناآگاه، لیبیدو، نارسیسیسم، نِوروز، مطلوب عشق(۱۲)، رانش(۱۳)، واپس زدگی یا دفع امیال، تکرار، تصورات، رویا،مَنِ نفسانی(۱۴)، انحراف جنسی، ترس بیمارناک، فاعل نفسانی، عوارض بیماری، توپیک(۱۵).
ــ گاه نیز فروید لازم می داند که از کاربرد قدیمی لغات فاصله بگیرد و با نوآوری های خود اصطلاحاتی فنی را به کار ببرد که قبل از او مورد استفاده قرار نگرفته اند. از آن جمله است اصطلاحاتی چون: تداعی آزاد معانی(۱۶)، استماع شناور(۱۷)، انفصامِ مَنِ نفسانی(۱۸)، عقده ادیپ، عقده محرومیت از ذَکر، ایماگو(۱۹)، علم ماوراءالنفس، رانش مرگ، روان کاوی، واقعیت نفسانی، فرامَن(۲۰) یا نفس لوّامه، انتقال قلبی(۲۱).
باید توجه داشت که فروید تنها هنگامی به جعل کلمه خاصی که از زبان معمولی بیگانه است، می پردازد که چاره ای دیگر نمی یابد، یعنی هنگامی که مفهوم مورد نظرش نه در زبان رایج وجود دارد نه در زبان فنی (فلسفی، روان شناسی...). در این مورد قبل از همه باید نوآوری او را در مورد اصطلاح «روان کاوی» در نظر آورد که معرّف روشی کاملاً جدید و نوعی نوآوری است که می توان گفت تنها به خود ارجاع دارد، چرا که تنها فروید بدان وجود خارجی بخشیده است.

نظرات کاربران درباره کتاب واژگان فروید

مجموعه‌ای از واژگان نو و به‌ویژه واژه‌هایی که بر مبنای کاربرد زنده‌ی زبان ساخته شده‌اند تا «دانش از ناخودآگاه» را به بیان آورند
در 2 سال پیش توسط P D
p ۱pqkoqoqoqloo۲kakahhsiw۰oa z.
در 1 سال پیش توسط vah...kzi