فیدیبو نماینده قانونی انتشارات درسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب همه‌چیز درباره عشق، ازدواج و زندگی زناشویی

کتاب همه‌چیز درباره عشق، ازدواج و زندگی زناشویی
پرسش‌ها و پاسخ‌ها

نسخه الکترونیک کتاب همه‌چیز درباره عشق، ازدواج و زندگی زناشویی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب همه‌چیز درباره عشق، ازدواج و زندگی زناشویی

پروفسور منفرد هاسبروک از کشور آلمان مدت سی‌سال است که در زمینه‌ی معیارهای جستجو برای یافتن شریک زندگی مناسب و برخورداری از روابط زناشویی موفق به تحقیق اشتغال دارد. او در این کتاب تازه‌ترین یافته‌هایش را در قالب پاسخ به پرسش‌هایی مانند نمونه‌های زیر ارائه می‌دهد: چه‌کنم تا فردی دلباخته‌ام شود؟ کدام مهم‌تر است: زیبا بودن یا تنها، زشت نبودن؟ آیا می‌توانم شریک زندگی مناسبی از طریق اینترنت پیدا کنم؟ آیا ممکن است دوباره دلباخته‌ی شریک زندگی دیرین خود بشوم؟

ادامه...

بخشی از کتاب همه‌چیز درباره عشق، ازدواج و زندگی زناشویی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

عشق

به راستی عشق یعنی چه؟

برای عشق به اندازه ی ماسه های ساحل دریا معنا وجود دارد، از «عشق، یعنی هرگز مجبور به درخواست بخشش نشدن» تا «عشق، یعنی برای دیگران زیستن». فیلسوفان، نویسندگان و دانشمندان از نژادها و رنگ های مختلف کوشیده اند این مفهوم درخشنده را معنی کنند. با معانی ارائه شده از سوی آنان نمی توان کار زیادی انجام داد. حتی راه حل آشنای گوگل کردن در این مورد کمکی نمی کند. یک بار برای تفریح هم که شده معنای عشق را در گوگل جستجو کنید. خسته و درمانده خواهید شد. دلیلش این است که عشق به گونه ای مطلق وجود ندارد. آنچه دو نوجوان در دوران بلوغ نسبت به یکدیگر احساس می کنند ـ و شاید به عنوان یک عشق بزرگ به آن نگاه می کنند ـ چیزی بسیار متفاوت است با آنچه دو نفر آدم سی وپنج ساله در سفر ماه عسل حس می کنند و باز آنچه احساس یک زوج پس از چهل سال زندگی مشترک است، چیزی دیگر است. همه ی اینها را عشق می نامیم. زبان ما این وضعیت های احساسی متفاوت را نمی تواند به درستی توصیف کند.
براساس نتایج پژوهش های روان شناسانه ی رابرت اشترنبرگ(۲) از دانشگاه معروف یل(۳) که من نیز آنها را از طریق پژوهش هایم تایید می کنم، عشق آمیزه ای است از صمیمیت، شور و اشتیاق و وابستگی.

صمیمیت: بیانگر نزدیک بودن عاطفی و احساسی است و ستون اصلی عشق به شمار می رود. در اینجا تمنا و آرزوی با هم بودن هرچه بیشتر، احساس تحت حمایت قرار داشتن و نیز امکان نشان دادن اشتباهات و نقاط ضعف شخصی مطرح است. صمیمیت به آهستگی ایجاد می شود. در یک رابطه ی نوپا صمیمیت هنوز زیاد نقش نبسته است.

شور و اشتیاق: جنبه ی فیزیولوژیکی و مسرت بخش رابطه است. بسیار اتفاق می افتد که یک رابطه درست با همین جنبه آغاز می شود. برای دیدن طرف مقابل اشتیاق فراوان وجود دارد، نمی توان برای دیدار انتظار کشید. بیقراری حاکم است. البته شور و اشتیاق برای همیشه باقی نمی ماند، حتی اگر خود خواهان آن باشیم. در بیشتر موارد پس از گذشت دو سال کاهش می یابد.

وابستگی: به یک فرد و تصمیم گیری آگاهانه به زندگی کردن با او برای مدتی طولانی، ستون سوم عشق است. این جنبه نیز به طور معمول در آغاز یک رابطه هنوز وجود ندارد و ـ اگر ایجاد شود ـ دارای روندی بسیار آهسته است.

از ترکیب این سه جزء انواع گوناگون عشق به وجود می آید. نخست به موردی می نگریم که از نظر عاطفی به فردی بسیار نزدیک هستید، ولی نه آن شور و هیجان را احساس می کنید و نه تصمیم دارید با این شخص رابطه ای برقرار کنید. دوست داشتن برای یک چنین احساسی عبارتی درست است. اگر هیجان احساس کنیم، مشتاق دیدار فیزیکی باشیم، ولی نه در کنار هم بودن و نه احساس وابستگی وجود داشته باشد، عاشق شدن در پیش رو قرار دارد. در مورد بعدی وضع درست برعکس است. فردی متاهل هستید، و قصد دارید به همین گونه باقی بمانید، ولی نه در روابط خصوصی و نه در موارد دیگر به همسرتان نزدیک نیستید. عشق خالی همان چیزی است که به طور معمول پس از گذشت سال ها هنوز باقی می ماند. برعکس، اگر به دلیل شور و اشتیاق شدیدتان با کسی ازدواج کنید، ولی احساس نزدیک بودن به او وجود نداشته باشد، اشترنبرگ آن را عشق احمقانه می نامد. کمال مطلوبی که همه ی ما خواستارش هستیم، عشق کامل است. از این عشق وقتی سخن می گوییم که هر سه جزء وجود داشته باشند.

آیا هر کس تصوری متفاوت از عشق دارد، و آیا این امر روابط را با مشکل روبه رو می کند؟

میزان اهمیتی که افراد مختلف برای صمیمیت، شور و اشتیاق و وابستگی به شریک زندگی قائل هستند، می تواند متفاوت باشد و بدین ترتیب آنچه با عشق ارتباط دارد نیز، چنین است. این مطلب ممکن است به بروز سوءتفاهم ها و مشکلاتی در روابط منجر شود. از این رو جا دارد توصیه شود که از خود بپرسیم تصور شخصی مان از عشق بزرگ چیست و این تصور را با تصوری که شریک زندگی مان از آن دارد، مقایسه کنیم.
البته احتمال اینکه تصورمان از عشق با تصور شریک زندگی مان به طور کامل متفاوت باشد، بسیار اندک است. من از هزاران نفر در سراسر دنیا خواسته ام که بگویند یک رابطه ی عاشقانه ی ایده آل چگونه است ـ مردان و زنان، جوانان و پیران، دانشجویان، شاغلان و بازنشستگان، آنان که تازه عاشق شده بودند و آنان که مدت ها بود زندگی مشترک داشتند و نیز آنان که به فکر جداشدن بودند، از کشورهای گوناگونی چون برزیل، مجارستان، آلمان و کانادا (تنها چند کشور را نام برده ام) ـ و همواره به همین نتیجه رسیده ام: به طور کلی سوال شوندگان درباره ی تصورشان از یک رابطه ی عاشقانه ی ایده آل سخنی مشابه می گویند. آنان عقیده دارند که یک رابطه ی خوب عاشقانه شامل احساس نزدیک بودن عاطفی، داشتن هماهنگی، رابطه ی جنسی و نیز تا اندازه ای استقلال است. در مطالبی که خواهد آمد، بارها به این ستون اصلی یک رابطه ی همراه با خوشبختی بازخواهم گشت.

آیا عشق می تواند برای تمام مدت عمر پایدار بماند؟

طبیعی است که عشق می تواند برای تمام مدت عمر پایدار بماند. این اتفاق در مورد بسیاری افراد روی می دهد، هرچند نه برای همه. دست کم نزدیک به یک سوم ازدواج ها به جدایی می انجامند، صرف نظر از نامزدی هایی که به مرحله ی ازدواج نمی رسند و در آمار رسمی جدایی ها ثبت نمی شوند.
ولی حتی اگر عشق برای تمام مدت عمر پایدار بماند، همچنان که پژوهشی نو با شرکت بیشتر از شانزده هزار سوال شونده نشان داده است، با گذشت سال ها دگرگون می شود. بار دیگر به اجزاء سه گانه ی عشق می اندیشیم: صمیمیت، شور و اشتیاق و وابستگی. با گذشت زمان شور و اشتیاق کاهش می یابد. دیگر آن حرارت و شوق وجود ندارد، دیگر حرص و ولع دیدار آدم را عذاب نمی دهد. دلیلی که در درجه ی نخست برای این پدیده حدس زده می شود، بالا رفتن سن است، تغییرات هورمونی که به همین دلیل در بدن آدمی روی می دهد. ولی این دلیل تنها یک دلیل مشروط است. به زوجی در میانه ی سال های چهل عمر که از بیست سال پیش با هم زندگی می کنند و زوجی دیگر با همین سن و سال که دو ماه است در کنار هم هستند می نگریم. کدام یک شور و اشتیاق و حرارت بیشتری دارند؟ زوج دوم. بنابراین تفاوت شور و اشتیاق به سن و سال بیولوژیکی افراد مربوط نمی شود، بلکه به سن و سال رابطه ارتباط دارد. شور و اشتیاق «انرژی» خود را از تازگی و نو بودن، از ناآشنایی و هیجان ناشی از آن می گیرد. وقتی آدم مدت بیست سال با هم زندگی کرده باشد، یکدیگر را به خوبی می شناسد. به همین نسبت شور و اشتیاق کمتر می شود.
ولی اگر با گذشت زمان چیزی مانند شور و اشتیاق را از دست می دهیم، چیزی را هم به دست می آوریم. به همان نسبت که شور و اشتیاق و هیجان کاهش می یابد، بر احساس صمیمیت نسبت به شریک زندگی و حس وابستگی به او افزوده می شود. بنابراین، رابطه ناگزیر بدتر نمی شود، بلکه تغییر می کند.

پیشگفتار

پاسخ های جدی به پرسش های جدی

رابطه ها اهمیت دارند ـ به خاطر آسایش و آرامش ما، به خاطر سلامت و خوشبختی ما. در بیشتر موارد تنها زمانی به اهمیت روابط پی می بریم که با مسائل و مشکلات روبه رو می شویم. در مورد سلامتی نیز همین طور است. سلامتی را نیز زمانی قدر می دانیم که بیمار می شویم. و درست همان گونه که می توانیم برای سلامتی مان به اقدامات پیشگیرانه دست بزنیم، کاری که البته در بیشتر اوقات به موقع انجام نمی دهیم، برای موفقیت رابطه مان نیز می توانیم از پیش تدارک ببینیم. از این رو پژوهشگرانی چون من به پژوهش می پردازند تا دریابند چه عواملی در به وجود آمدن یک زندگی زناشویی پایدار و همراه با خوشبختی دخالت دارند. من پی درپی از مردم ایمیل هایی دریافت می دارم که در آنها برای مشکلاتشان راه حل می خواهند ـ درخواستی که من از راه دور قادر نیستم برآورده کنم. و از این بیشتر، خبرنگاران به من مراجعه می کنند و می خواهند درباره ی انتخاب شریک زندگی، بی وفایی ها، اهمیت زیبایی ظاهر و موضوعاتی از این دست با من صحبت کنند.
در مدت نزدیک به سی سال که به تحقیق و تدریس اشتغال داشته ام، دریافته ام که بسیاری از پرسش ها تکراری هستند ـ به جمع آوری پرسش هایی که با من مطرح شده اند پرداخته ام. در این کتاب مهم ترین نمونه ها را می بینید! درضمن کوشیده ام آنها را به گونه ای پاسخ بدهم که برای افرادی که در این زمینه تخصص ندارند نیز قابل فهم باشند. کتاب هایی درباره ی روابط زناشویی، و نیز کتاب هایی که وانمود می کنند پرسش ها را پاسخ می دهند، به فراوانی وجود دارند. چندی پیش در یک چنین کتابی پرسش هایی مبتذل و پاسخ هایی مبتذل تر و شرم آور به چشمم خورد که تا آنجا که دانسته ها و تجربیاتم می گویند، به هیچ رو با واقعیت مطابقت ندارند.
این چنین پرسش ها و البته این چنین پاسخ هایی را در این کتاب نخواهید یافت. در اینجا مطالبی مورد بحث قرار می گیرد که بارها شما و دوستانتان درباره شان با همدیگر به صحبت نشسته ولی پاسخی برای آنها نیافته اید. آیا به راستی مردان از زنان بی وفاترند؟ چرا او همیشه مدت ها در برابر آینه می ایستد؟ آیا برای آشنا شدن با کسی استراتژی هایی ویژه وجود دارند؟ به این گونه پرسش های جدی، پاسخ هایی جدی نیز به شما ارائه خواهم داد. پاسخ هایی که بر پایه ی نتایج پژوهش های گروه همکارانم و دیگر دانشمندان استوارند. من پرسش ها را براساس مراحل تکامل طبیعی تنظیم کرده ام تا به این کتاب ساختاری قابل تصور و تجسم بدهم. همه چیز با نخستین نگاه معروف آغاز می شود. زیبایی ظاهر و نخستین تاثیر در به وجود آمدن یک رابطه تا چه اندازه اهمیت دارد؟ برای ایجاد آشنایی چه باید کرد، و زنان برای شریک زندگی خود چه ویژگی هایی را خواستارند، چه عواملی برای مردان اهمیت دارند؟ گاه از نخستین دلبستگی عشقی بزرگ پدید می آید. به هنگام عاشق شدن چه اتفاقی می افتد؟ و چرا احساس زیبای عاشق بودن برای تمام مدت عمر پایدار نمی ماند؟ اگر به عشقمان پاسخ مثبت داده شود، بر اثر آن در بیشتر موارد رابطه ای دائمی به وجود می آید. به طور کلی یک رابطه ی خوب چگونه رابطه ای است؟ آیا مردان و زنان تصورات و آرزوهای مشابه دارند؟ و طبیعی است که رابطه ی جنسی نیز نقش دارد. رابطه ی جنسی تا چه اندازه برای یک پیوند موفق مهم است؟ چرا افراد مسن تر کمتر از افراد جوان تر ارتباط جنسی دارند؟ و سرانجام نگاهی به جنبه های تاریک روابط می اندازم. چه توضیحی برای بالا رفتن آشکار نرخ طلاق در دهه های اخیر وجود دارد؟ آیا مردم در ایجاد روابط زناشویی ناتوان تر شده اند؟ حسادت، بی وفایی و روبه رو شدن با اختلاف نظرها و کشمکش ها از جمله مطالب دیگرند.
شما می توانید این کتاب را فصل به فصل و یا به گونه ای نامنظم بخوانید. بدین ترتیب یا یک بررسی کلی بر مراحل مختلف تکامل یک رابطه خواهید داشت و یا می توانید به ترتیب و گزینش دلخواه پرسش ها را مورد توجه و بررسی قرار دهید. هر یک از پاسخ ها به تنهایی و به طور مستقل قابل درک هستند.
روابط همیشه دست کم به دو نفر مربوط می شوند، در بیشتر موارد به یک مرد و به یک زن. درواقع می بایست همواره از مردان و زنان، شریک زندگی زن، شریک زندگی مرد و آن زن و آن مرد سخن بگویم. ولی این امر از راحتی و روان خواندن کتاب تا اندازه ی زیادی می کاهد و لطف آن را از بین می برد. از این رو از نام بردن دوگانه ی جنسیت ها چشم پوشی کرده ام و در بیشتر موارد دورنمای مونث را برگزیده ام، حتی در مورد پرسش هایی که به طور قطع و یقین به مردان یا به زنان مربوط می شوند.

ووپرتال(۱)
مارس ۲۰۱۲

نظرات کاربران درباره کتاب همه‌چیز درباره عشق، ازدواج و زندگی زناشویی

این کتاب با رویکردی علمی و دانشگاهی سوالات مهمی را پاسخ می دهد که جوابهای آن در جامعه اسلامی ما نیز کاربرد دارد. من چندین بار این کتاب را خوانده ام. ذهن خواننده را نسبت به خیلی از مسائل زناشویی و ارتباط با جنس مخالف باز می کند.
در 2 ماه پیش توسط TOORAN