فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان

کتاب اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان
نقد تطبیقی

نسخه الکترونیک کتاب اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان

این پژوهش بر آن است افکار و اندیشه های دو شاعر روشنفکر فروغ فرحرزاد و غاده السلمان را با محوریت اضطراب در آثارشان مورد بررسی قرار دهد.به نظر میرسد که این دو شاعر اشتراکات بسیاری با هم داشته باشند زیرا هر دو زن هستند و هر دو در جامعه ی مرد سالار شرقی متولد شده اند آن ها برای بیان عقاد خود دشواری های بسیاری کشیدند و ادبیات تطبیقی با هدف بر شمردن این اشتراکات و نزدیک کردن ملت ها سعی دارد این دو را با هم مقایسه کند یکی از اهداف ادبیات تطبیقی یافتن وحدت هاست زیرا صدای مشترک بین انسان ها میتواند پیام آور صلح و درد مشترک باشد و بشریت را به هم نزدیک کند

ادامه...

بخشی از کتاب اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



چکیده

این پژوهش با عنوان بررسی نقد تطبیقی اضطراب در اشعار فروغ فرخ زاد و غاده السمان درصدد است تا نشان بدهد که زنان در زندگی خود با نوعی اضطراب و پریشانی روبه رو هستند که ناشی از شرایط نا مساعد زندگی و رفتاری است که جامعه ی مردسالار برای آنان تعریف می کند. ضرورت پرداختن به این مساله از شهرت و اهمیت دو شاعری ناشی می شود که علیه سنت ها و کلیشه های جامعه ی سنتی خود قد برافراشتند. فروغ فرخ زاد به عنوان یکی از نمایندگان جریان نوظهور در ایران و غاده السمان نیز به عنوان روشنفکری که برای زنان در بند عرب، آزادی طلب می کند. مسئله ای که این دو شاعر را به هم نزدیک می کند جنسیت آن هاست و در شعر هر دو شاعر رگه هایی از دغدغه ها و اضطراب هایی وجود دارد که ناشی از (جنس دوم) محسوب شدن آن هاست. آن چه که اضطراب مشترک زنان جهان است. علاوه بر این، در آثار فروغ و غاده، اضطراب های دیگری همچون اضطراب تنهایی ، اضطراب جنگ ، اضطراب غربت و دوری از وطن و اضطراب مرگ نیز مشترک هستند که البته اضطراب جنگ در اشعار غاده السمان به خاطر جنگ های جهان عرب، بیش از فروغ فرخ زاد است.

کلید واژه ها: فروغ فرخ زاد / غاده السمان / اضطراب / نقد تطبیقی / جنبش زنان

یادداشت

نخستین بار سورن کی یرکگارد (Soren Kierkegaard) فیلسوف مسیحی دانمارکی مساله اضطراب و دلهره ی ابراهیم را مطرح کرد. ابراهیم(ع) به فرمان خداوند باید پسرش را قربانی کند، اما او بر دلهره ی پدرانه غلبه می کند و به دستور خالق یکتا گردن می نهد. شاید این مساله را بتوان با تفویض امر در عرفان ایرانی شبیه دانست. در عرفان ایرانی سالک پس از رسیدن به بلوغ، مختار می گردد و پس از رسیدن به اختیار، آگاهانه و آزادانه، تفویض امر به خداوند می کند؛ بدین معنا که کارش را به خدا وامی گذارد و سرسپرده ی مشیت و خواست معشوق ازلی می گردد. بنابراین ابراهیم به قربانگاه می رود تا پسرش را قربانی کند.
کی یرکگارد با مطرح کردن وضعیت هولناک ابراهیم و نیز مساله انتخاب، می گوید انسان آزاد است. ابراهیم هم آزاد بود که یکی از این دو را انتخاب کند. درحقیقت، این بر سر دوراهی قرارگرفتن، به ابراهیم این قدرت را می دهد که با جهش ایمانی، انتخاب درست را انجام دهد. به بیان دیگر انسان در معنای اضطراب و دلهره است، دلهره ی انتخاب.
باید بگوییم که پس از انقلاب صنعتی، عصر اضطراب و دلهره ی بشر در معنای جدید خود، آغاز می گردد. هنگامی که با اختراعات مختلف سود و سرمایه به طرز شگفت آوری افزون گردید و به قول مورخان، اقتصاد به پرواز درآمد، عصر بیگانگی انسان نسبت به خویشتن آغاز شد. با رشد روزافزون سرمایه و سود، اندک اندک شیء وارگیِ انسان، بیشتر به چشم می خورد و کارگران کارخانه ها و مزارع به صورت ابزارهایی ناچیز درآمدند و با برآمدن زور و زر، انسان به حشره ای تبدیل شد که در چنبره یکنواخت کارخانه و نظام اداری آن گرفتار گردید و کافکا مرگینگیِ انسان و مسخ او را به حشره، اعلان کرد.
قرن بیستم در چشم انداز متفکران قرن نوزدهم، قرن سعادت بشر، به نظر می آمد اما با دو جنگ خانمان سوز، جهانیِ اول و دوم، جهان به برهوتی خراب تبدیل شد. شاعرانی چون تی اس الیوت ایرلندی و یانیس ریتسوس یونانی، بر ویرانه ی این سرزمین هرز، مویه ساز کردند.
فروغ فرخ زاد شاعر ایرانی شاعر روزگار اضطرابِ مضاعف است: اضطراب زن بودن و دلهره ی آینده ی انسانی که جنس دوم خود را هنوز از خودش نمی داند. این جامعه انسانی با بدنی لمس و نیمه، چگونه خواهد توانست سعادتمند گردد!
در روزگاری که فروغ فرخ زاد و غاده السمان، از آن پرده برمی دارند، زن غنیمتی است که به وسیله ی مرد فتح، می شود و بخشی از مایَملَک او می گردد. روزگاری که عشق، جایگاهی ندارد.
احساس مادرانه ی شاعر و احساس عاطفی او به جنس مخالف، و نیز انسان دوستی او، اضطرابی طاقت شکن را بر او مستولی ساخته است.این اضطراب کشنده، برای مردش قابل ادراک نیست. زیرا مرد او قدرت انتخاب را از دست داده است و سرسپرده ی غریزه ی نرینگی، گردیده است. و به همان موجودی بدل شده است که به قول عارفان ما، خشم و شهوت می راند و جهان را به آوردگاهی خونین تبدیل کرده است. به بیان دیگر او ازخود سلب اختیار کرده و امر خود را به خشم و شهوتِ جانورگونه، تفویض کرده است.
در این میان غاده السمان، افزون بر اضطراباتی که بیان شد، اضطراب دیگری را نیز تجربه کرده است؛ جنگ های داخلی لبنان و تراژدی فلسطین که همچون زخمی هولناک و زنده، روح انسان را از درون می خورد و می تراشد.
جهل و توحش، از انسان موجودی ساخته است که حتی به نابودی کره ی زمین و زادگاه خویش برخاسته است.او با دردست داشتن ابزار تکنولوژی، با جهلی علمی، به کشتن خویشتن و برباد دادن آینده، برخاسته است. با سرمستیِ این انسان، که اکنون خویشتن را مافوق مدرن می داند، نظام عشق، خانواده، جامعه ی انسانی، روابط وتعامل فرهنگ ها و و مدنیت ها، بر باد رفته است.
این دو زن فرهیخته، تمامی احساسات مادرانه و عاشقانه ی خود را جانمایه شعرخود کرده اند تا به جهانِ مردانه، که از حوزه ی انسانِ مختار و کارساز و با ایمان، به سوی سبعیت به پیش می رود، هشدار دهند. آنان درشعرشان می کوشند تا انسانِ از یاد رفته را که در فرهنگ معنوی و انسان دوستِ مشرق زمین، جایگاهی درخشان داشته است، دوباره کشف کنند.
کتابی که اکنون در پیش روی دارید، کوششی است پسندیده که بر آن است تا فروغ فرخ زاد و غاده السمان را به عنوان دو انسان فرهیخته و متعهد، که برای سرنوشت بشریت، مضطرب و نگران هستند، به تصویر کشد و با آنکه آنان در دو کشور مختلف می زیند، همسان اندیشی آنان را به عنوان دو زن شرقیِ همدرد و همرزم، نشان دهد.

عبدالحسین فرزاد- مردادماه ۱۳۹۴

مقدمه

این پژوهش بر آن است افکار و اندیشه های دو شاعر روشنفکر، فروغ فرخ زاد و غاده السمان را با محوریت اضطراب در آثارشان مورد بررسی قرار دهد. به نظر می رسد که این دو شاعر اشتراکات بسیاری با هم داشته باشند زیرا هر دو زن هستند و هر دو در جامعه ی مردسالار شرقی، متولد شده اند. آن ها برای بیان عقاید خود دشواری های بسیاری کشیدند و ادبیات تطبیقی با هدف برشمردن این اشتراکات و نزدیک تر کردن ملت ها، سعی دارد این دو را با هم مقایسه کند. یکی از اهداف ادبیات تطبیقی یافتن وحدت هاست زیرا صدای مشترک بین انسان ها می تواند پیام آور صلح و درد مشترک باشد و بشریت را به هم نزدیک کند.
ادبیات تطبیقی به بررسی تلاقی ادبیات در زبان های مختلف و روابط آن در گذشته و حال و روابط تاریخی آن از حیث تاثیر و تاثر در حوزه های هنری، جریان های فکری مکاتب ادبی، موضوع ها و افراد می پردازد. در ادبیات تطبیقی بیش از هر چیز می توان به نقاط وحدت اندیشه ی بشری پی برد که چگونه اندیشه ای در نقطه ا ی از جهان توسط اندیشمندی ادیب و شاعر، مطرح می شود و در نقطه ی دیگر همان اندیشه به گونه ای مجال بروز می یابد.
گفتیم یکی از اشتراکاتی که باعث نزدیکی این دو شاعر شده، زن بودن آن هاست. این دو، زبانی زنانه دارند و هر دو به اوضاع نا به سامان جامعه ی جهان سومی خود معترض اند. هر دو سعی دارند اعتراض خود را در اشعارشان نمایان سازند و برای بیان رسالت سختی که خود برگزیده اند اضطراب دارند. شعر آن ها شعری زنانه است که خواستار برابری حقوق مردان و زنان است. در این میان گرایشات فمینیسمی پدید می آید که هدفش از بین بردن ستم و تبعیض علیه زنان است. باید توجه داشت که در هیچ جای فمینیسم زن سالاری مورد هدف نبوده و نیست بلکه خواهان شرایط برابر و پایان دادن به تمام تحقیرهایی است که در شرایط زنان وجود دارد.
غاده السمان در این باره می گوید: «من همواره در برابر وارد کردن آزادی از نوع آمریکایی ، که مرد را دشمن زن می داند، ایستاده ام و خواستار همانندی بین زن و مرد نیستم بلکه خواستار تکامل هستم. به نظر من زن جاهل با مرد جاهل برابر ، و زن دانا با مرد دانا برابر است. همچنین بر این باورم که ماموریت متحول کردن وضع زن و آزادی او، ماموریتی صرفا مردانه یا زنانه نیست ؛ زیرا وطن نمی تواند برخیزد درحالی که نیمی از بدن او لمس و فلج باشد.»
با مطالعه ی آثار فروغ فرخ زاد و غاده السمان به این مهم پی می بریم که وقتی آن ها از رنجشان در شعر می گویند آوای مشترکی دارند. آن ها همواره عشق می طلبند اما نه در قفس، بلکه در آزادی!
اگرچه پیشوایان و راهنمایان اقوام و ملل با پیشرفت تاریخ و بسط تمدن در هر عصر و زمانی خواسته اند از سختی فشار مرد بر زن بکاهند و تا حدی نیز کاسته اند، با این همه ، در بیشتر دوره های تاریخی ، کمابیش زن ، کنیز و اسیر مرد بوده است. چیزی که در آثار این دو شاعر مورد بررسی قرار می گیرد نقد اضطرابی است که ناشی از سرخوردگی های آن ها در جوامعی مردسالار است. هر دو شاعر سعی دارند علیه سنت ها و کلیشه های دست و پا گیر جامعه ی خود قیام کنند. تا جایی که هر دو در شعر زنانه ، سردمدار جامعه ی خویشند. روشنفکر همواره در پی آبادانی وطن خود بوده و به خصوص زنان روشنفکر هرگز به فکر جدایی زنان و مردان نیستند بلکه سعی آن ها، آگاه نمودن جامعه به طور همگانی است. این دو معتقدند که اگر مردان جوامع شرقی بر حقوق زنان تبعیضی قائل شدند باید تغییر کرده و آنان را آگاه کرد و این تبعیضات، دردی همگانی و یکی از رنج های انسان مدرن است. درک بسیار عمیق از رنج های آدمی در جهان هستی و بیان غریزی آن از دیگر وجوه تشابه این دو شاعر محسوب می شود. هر دو درد و رنج های بشر جدید را در دوره ی مدرنیته با عمق جان حس کردند و از روح حساس خود بر زبان لطیف شاعرانه شان جاری کرده اند. نظریات فمینیستی و روشنگرانه فروغ، گرایش نظری است که از دل اشعارش به بیرون می ترواد. فروغ فرخ زاد به زنان طوری نگاه می کند که تاکنون به رسمیت شناخته نشده اند و به عنوان دیگری و جنس دوم، تلقی شده اند. همین امر باعث می شود که اشعار و شخصیت خود شاعر به مسئله ای قابل مطالعه تبدیل شود. اما جامعه ی زمان فرخ زاد از پذیرش چنین بینش هایی که بسیار تازه و نو بوده، سر باز می زند و طبعا یک نوآور ، از لحاظ اجتماعی باید متنبه شود تا با گذشت زمان حرف ها و عقایدش مورد پذیرش قرار بگیرد.
در این پژوهش از این اضطراب ها به عنوان اضطراب «جنس دوم» یاد می کنیم. به جز این دو شاعر ممکن است بسیاری از دیگر زنان نیز در نا خودآگاه خود نوعی دلهره و اضطراب داشته باشند. تا جایی که برخی از زنان مجبورند برای این که مورد پسند مردان قرار بگیرند خود را تغییر دهند یا حرف هایشان را نگویند. ناگفته نماند خودآگاه مجموعه ای از عواطف و حالاتی است که در قسمت روشن ذهن قرار دارد و نا خود آگاه قسمتی است که پس از طی مدتی کوتاه در زیر لایه های ذهن پنهان می شده و فراموش می شود اما از بین نمی رود. اضطراب هایی که در نقد آثار این دو زن وجود دارد تنها به اضطراب جنس دوم خلاصه نمی شود آن ها دلهره های دیگری چون اضطراب وطن، تنهایی و مرگ را نیز دارند. البته غاده از غربت به ظاهر پُر زرق و برق خود نیز در رنج است و بارها اشاره می کند که از غربتش احساس رضایت نمی کند. فروغ و غاده به عنوان دو روشنفکر و انسان مدرن نه تنها برای وطن خویش نگران اند بلکه اضطراب جامعه ی جهانی و بشریت را نیز یدک می کشند؛ زیرا این دو حس مسئولیت دارند و این مسئولیت خاصیت انسان مدرن و از شاخصه های اگزیستانسیالیست است. می دانیم که انسان در برابر خود و دیگران مسئول است. او تصویری خاص از انسان برگزیده ی خود را می آفریند و در انتخابش انسان بودن را برمی گزیند. این امر به ما یاری می دهد تا محتوای واژه هایی چون اضطراب، اندوه، پوچی، یاس و مرگ را بهتر درک کنیم. زیرا اگزیستانسیالیست ثابت می کند که انسان مضطرب است، اضطرابی که از آن به عنوان اضطراب ابراهیم یاد می کند. اضطرابی که هر چقدر آن را کتمان کند باز هم در او جاری است. انسان با گزینش های خود، خود را درگیر می کند و در می یابد که نه تنها خود را برگزیده، بلکه با قانونش همه ی بشیریت را درگیر کرده است. در نتیجه نقطه ی اوج در شکل گیری جهانِ مدرن، اصلِ انسان گرایی است. انسان چنان به خودباوری می رسد که قصد دارد هدایت گر کائنات باشد. بی اعتمادی انسان به مذهب و کلیسا او را انسانی خودمختار و تک رو بار می آورد. انسانی که می خواهد سرنوشت را خود به دست گیرد. او خود را محور همه چیز دانسته تا اندک اندک خود را مسئول هر اتفاقی که می افتد بداند. این خود زیربنای فلسفه ی اگزیستانسالیست است.
این فلسفه از انسان می خواهد که با وجود تمامی جبرهایی که در زندگی دارد انتخابی اصلح و آگاهانه داشته باشد. او خود می تواند سرنوشتش را تغییر دهد. شاید یکی از دلایل عقب ماندگی کشورهای جهان سوم و کمتر توسعه یافته همین باشد که اکثر اتفاقات جوامع خود را متاسفانه به قسمت نسبت می دهند. دقیقا چیزی که غاده و فروغ مد نظر دارند این است که با بسیاری از خرافات مبارزه کنند و در این راه، هم حضور مردان الزامی است و هم زنان. این دو قصد دارند با اعتراضی که در اشعارشان می آورند وضع موجود انسان جامعه ی خود را تغییر دهند. این دو از تبعیض در جنس خود شروع کرده و خواستار تغییر وضع زنان هستند.
اولین گام آن ، انسان دانستن زن است ، و غاده السمان و فروغ و امثال این ها ، با درکی ژرف از این تبعیض و پیامدهای آن خود را فدایی آرمان بزرگ انسان گرایی خویش کرده اند.
این دو با شعر خود ثابت کرده اند که زنان نه تنها ضعفی ذاتی ندارند بلکه می تواند در زمینه های مختلف ادبی و هنری پا به پای مردان حرکت کنند و گاهی حتی بالاتر از آن ها نیز گام بردارند.
در این پژوهش نشان خواهیم داد که زنان چگونه اضطراب هایی دارند و چرا این اضطراب ها در زنان بیشتر از مردان است. علاوه بر آن نمودی از اضطراب هایی که فروغ و غاده در شعر دارند را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
در این راه از دیوان فروغ فرخ زاد و کتاب های شعر غاده السمان که به زیبایی با همت دکتر فرزاد ترجمه شدند بیشتر بهره گرفته ام. از سویی عدم دسترسی به همه ی منابع عربی از دیگر مشکلات تحقیق بوده است و از سویی دیگر به نظر می رسد تعداد اشعار ترجمه شده ی جهان معاصر عرب در ایران انگشت شمار است و امید است که در این زمینه شاهد پیشرفت روز افزون باشیم.

نظرات کاربران درباره کتاب اضطراب در اشعار فروغ فرخزاد و غادة‌السمان