فیدیبو نماینده قانونی رادمهر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب فراتر از بودن

کتاب فراتر از بودن

نسخه الکترونیک کتاب فراتر از بودن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب فراتر از بودن

در عمق هر زندگی چیزی وحشت آور، سنگین و سخت وجود دارد؛ چیزی شبیه به یک رسوب، یا یک لکه. در حقیقت، رسوب یا لکه‌ای از غم... به جز قدیس‌ها، همه‌ی ما انسان‌ها و در واقع همه ما موجودات زنده به بیماری غم گرفتار هستیم. بنابراین شادی، کمیاب‌ترین احساس در این دنیاست. شادی پرارزش‌ترین و در عین حال کم ارزش‌ترین موجود در دنیاست، چیزی که تنها کودکان می‌توانند به راستی آن را ببینند و حس کنند؛ آری فقط کودکان، قدیسان و تو...

ادامه...
  • ناشر رادمهر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.64 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب فراتر از بودن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به روح بلند پدرم
که با هر نفس لحظه ای به او
نزدیک تر می شوم

سلاّخی زار می گریست...
به قناری کوچکی دل باخته بود!

مقدمه ی مترجم:

تو اگر می دانستی
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
دگر امروز نمی پرسیدی
که تو ای مرد چرا تنهایی...

در بخشی از این کتاب آمده است:
«... ولی قول بده برای دل خودت بنویسی، زیرا در غیر این صورت تو فقط یک کار ادبی کرده ای، در حالی که باید نوشت... و نوشتن با کار ادبی خیلی فرق دارد...»
و کتاب حاضر ترجمه ای است از نوشته ی بی همتای کریستین بوبن(۱) به نام La Plus Que Viveکه اکنون در پیش روی شماست.
نمی دانم و نمی خواهم بدانم از خواندن این اثر چه احساسی به شما دست می دهد، زیرا من هم این کتاب را «فقط برای دل خودم» ترجمه و منتشر کرده ام و برخلاف بسیاری دیگر از کارهایم، بنا به سفارش یا اهداف حرفه ای نبوده است؛ چرا که این نوشته برایم یادآور روزهای قشنگی است که دیگر هرگز برایم تکرار نخواهند شد؛ یادآور روزهای قشنگی که با «او» بودم؛ با او که به گفته ی قسمتی از این کتاب، باارزشترین چیز یک عشق را به من هدیه داد: «فقدان!...»
البته دیگر از نبودنش دلگیر نیستم و به آن عادت کرده ام؛ حتی وقتی خوب به این فقدان فکر می کنم، می بینم که چیزهای زیادی هم از آن یاد گرفته ام:
آری من یاد گرفته ام که هیچ فرقی نمی کند چقدر خوب و وفادار باشم، زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند...
من آموخته ام کسانی را که دوست شان دارم، خیلی زود از دست می دهم و کسانی را که بود و نبودشان برایم اهمیتی ندارد، همیشه در کنارم خواهم داشت...
من یاد گرفته ام که باید همیشه، آن هایی که دوست شان دارم را با کلامی عاشقانه و نگاهی ملتمسانه ترک کنم، چون ممکن است دیگر هیچ گاه نبینم شان...
این که بسیاری از افراد و چیزهای دور و برم به قطارِ شهربازی می مانند؛ گرچه همراه شدن و در کنارشان بودن برای مدت کوتاهی سرگرم کننده و لذت بخش است، اما هیچگاه مرا به جایی نمی رسانند و در درازمدت حاصلی جز سرگیجه و تهوع ندارند...
این که هرگز عشق، محبت، رفاقت و هیچ چیز باارزش دیگری را از کسی گدایی نکنم؛ چون معمولا" چیز باارزش را به گدا نمی دهند.
یاد گرفته ام که همیشه آن گونه سبکبار زندگی کنم که به هنگام رویارویی با ناگزیرهای سهمگین زندگی چون دوستی، عشق یا مرگ، چیز زیادی برای از دست دادن نداشته باشم...
و یاد گرفته ام که هر چقدر هم که عشق میان دو نفر داغ و آتشین باشد، باز هم روزی از بین خواهد رفت و برای جبران آن باید آن قدر پول داشت که...
و یاد گرفته ام که به قول مارکیس دو ساد:
L'amour, fait passer le temps، et le temps, fait passer l'amour!
بر خود لازم می دانم از زحمات سرکار خانم نازنین نظری فردوس، که با صبر و حوصله ای ستودنی زحمت ویرایش این متن را پذیرا شدند تشکر و قدردانی کنم که به راستی بی زحمات ایشان، ورق پاره های من هرگز به این صورتی که پیش روی شماست در نمی آمد؛
و کلام آخر...
این که اگر این کتاب برای شما هم یادآور «او»یی باشد، و یا اگر حتی با به خاطر آوردن خاطره ای از روزهای از دست رفته تان لبخندی، هر چند تلخ، را بر لب تان بنشاند؛ خوشحال می شوم که زحماتم در ترجمه و انتشار این اثر به هدر نرفته است...

صد بار شدم عاشق و مردم صد بار 
تابوت خودم به گور بردم صد بار

من غّره از این که صد نفر گول زدم
 دل غافل از آن که گول خوردم صد بار

سید حبیب گوهری راد
مترجم برگزیده ی سال ۱۳۸۱
مدیرمسئول مجموعه ی فرهنگی ـ انتشاراتی رادمهر
habib_goharirad@Yahoo.com



واقعه ی مرگ تو، تمام وجود مرا در هم ریخت...
تمام وجودم، جز قلبم را.
آن قلبی که تو ساختی و هنوز می سازی، قلبی که تو، هنوز در نبودت هم با دست های گم شده ات، به آن شکل می دهی و با صدای گم شده ات، آن را به آرامش دعوت می کنی و با خنده های گم شده ات، به آن روشنی می بخشی.

دوستت دارم...
جز این دو کلمه چیزی نمی توانم بنویسم، جز این دو کلمه چیزی برای نوشتن نمی یابم. این جمله ای است که تنها تو نوشتنش را به من آموختی و صحیح بیان کردنش را به من یاد دادی؛ آن هم با تاملی بسیار، هر کدام جداگانه و به وسعت چندین سده، و با همان آرامش و کندی که تنها مختص تو بود. با همان کندی که در همه ی کارهای روزمره ات نشان می دادی: چمدان بستنت و یا حتی مرتب کردن خانه ات.
تو کندترین زنی بودی که در طول عمرم دیده بودم... کندترین و در عین حال تندترین.
چهل و چهار سال عمر تو مانند آذرخشی کند وآرام به سر شد؛ آذرخشی کند که در یک لحظه، سیاهی آن را بلعید.

دوستت دارم...

نظرات کاربران درباره کتاب فراتر از بودن

این کتاب رو استادم معرفی کرد...کتاب بی نظیری هست.
در 11 ماه پیش توسط زينب دژاگاه
"فراتر از بودن" توصیفی زیبا و مفهومی از مفاهیم زندگی، مرگ، حیات پس از مرگ، روابط انسانی، جایگاه والای زن و عشق مبالغه آمیز ، از زبان مردی است که زنش را از دست داده. کتاب کوتاه و مفیدی بود. قسمتی از متن کتاب : در این زندگی هیچ چیز بیهوده آفریده نشده. هیچ چیز این زندگی متعلق به ما نیست، این زندگی به ما بخشیده شده و به همراه آن خیلی چیزهای دیگر ، خیلی بیش از آن چه روز مرگ مان از دست می دهیم.
در 9 ماه پیش توسط moz...ari
بسیار زیبا از عشق می گوید از مرگ از زندگی و این سه گانه را در هم می آمیزد. حتما بخوانید
در 1 سال پیش توسط ami...ani