فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب در پیرامون نهج‌البلاغه

کتاب در پیرامون نهج‌البلاغه

نسخه الکترونیک کتاب در پیرامون نهج‌البلاغه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب در پیرامون نهج‌البلاغه

«نهج‌البلاغه» کتابی است که پس از کتاب آسمانی «قرآن» بهترین و عالی‌ترین و مشهورترین کتاب دنیا، و آفتاب عالم‌تابی است که در آسمان وسیع علم پرتو افکن است. کتابی است که مورد اعجاب دوست و دشمن حتی بیگانگان اسلام قرار گرفته است؛ با این همه بعضی از اشخاص مغرض و منحرف که «حقیقت» را نشناخته و از وهم و گمان پیروی می‌کنند، این ستاره فروزان آسمان علم را نشناخته و درباره آن به شک و تردید افتاده‌اند!... تاب حاضر که از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد، ترجمه همان کتاب است، و چنان‌که می‌بینید این کتاب خالی از هر گونه تعصّب و غرض نوشته شده است، و فقط خواسته است خدمتی به عالم انسانی و دنیای علم و تاریخ کرده باشد، آن مرد بزرگ در این کتاب پرده‌های گوناگون تعصّب را از چهره درخشان «حقیقت» بالا زده، و واقعیت کتاب بزرگ «نهج‌البلاغه» را آن طور که هست، نشان داده است.

ادامه...

بخشی از کتاب در پیرامون نهج‌البلاغه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه مترجم

«حقیقت» همچون آفتاب تابانی است که در افق وسیع فضای عالم انسانی پرتوافکن می باشد. از آن جا که این فضای وسیع هرگز خالی از ابرهای تیره و تار نبوده است، به همین جهت چهره نورانی «حقیقت» گاهی از نظرها پوشیده می ماند و ناگفته پیداست که آفتاب با همه نور و روشنی که دارد، باز نمی تواند از پس ابر تیره چهره خود را به ساکنان زمین نشان دهد. به همین جهت گفته اند:
آفتاب گرچه روشن است آن را پاره ابر، ناپدید کند!
درک «حقیقت» نیز بسته به وسعت شکاف ابرهای متراکم افق فکر انسان است. کسی می تواند چهره «حقیقت» را مشاهده کند که پرده های متراکم اوهام و تعصّب و جهل و نادانی را از افق فکر خود پاره نماید. ولی کسانی که فضای عقل و خرد آن ها را ابرهای تیره و تار تعصّب و عادات و تقلیدهای کورکورانه و... فراگرفته، همچون نابینایان عالم وسیع و روشن «حقیقت» را یک فضای تاریک و سیاه می پندارند! و هیچ گاه به حقیقت نمی رسند و آن چه می بینند سرابی بیش نیست، و هرچه باور کرده باشند جز افسانه و اوهام نمی تواند باشد.
به گفته حافظ شیرازی:«چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»!
«نهج البلاغه» کتابی است که پس از کتاب آسمانی «قرآن» بهترین و عالی ترین و مشهورترین کتاب دنیا، و آفتاب عالم تابی است که در آسمان وسیع علم پرتو افکن است. کتابی است که مورد اعجاب دوست و دشمن حتی بیگانگان اسلام قرار گرفته است؛
با این همه بعضی از اشخاص مغرض و منحرف که «حقیقت» را نشناخته و از وهم و گمان پیروی می کنند، این ستاره فروزان آسمان علم را نشناخته و درباره آن به شک و تردید افتاده اند!... شاید خوانندگان محترم باور نکنند که با این وصف عده ای بوده و هستند که این کتاب را یک کتاب عادی و احیانا ساخته یک دانشمند شیعی و منسوب به علی علیه السلام می پندارند! ولی با توجّه به آن چه گفتیم زیاد جای تعجب نیست.
آری، ما عده ای از دانشمندان سُنّی را سراغ داریم که از میان آن همه خطبه های ارجدار آن، روی یک «خطبه کوچک»! که وجود و عدم آن در مقام این کتاب بزرگ تاثیری ندارد، انگشت گذاشته و با احتمالات نادرست و شبهات بی جا، آن را مجعول پنداشته، و با همین وهم این مجموعه نفیس را قیاس به آن کرده، و بدین گونه خواسته اند واقعیت «نهج البلاغه» را منکر شوند!
از این رو می بینیم بزرگ مردی دانشمند قدعلم کرده، و برای ارائه «حقیقت» و نشان دادن چهره واقعی آن کتابی می نویسد و آن را ماهُوَ نهج البلاغه؟ نام می گذارد.
کتاب حاضر که از نظر خوانندگان محترم می گذرد، ترجمه همان کتاب است، و چنان که می بینید این کتاب خالی از هر گونه تعصّب و غرض نوشته شده است، و فقط خواسته است خدمتی به عالم انسانی و دنیای علم و تاریخ کرده باشد، آن مرد بزرگ در این کتاب پرده های گوناگون تعصّب را از چهره درخشان «حقیقت» بالا زده، و واقعیت کتاب بزرگ «نهج البلاغه» را آن طور که هست، نشان داده است.
این کتاب را نویسنده ترجمه کرده و به ترتیب در روزنامه دینی ندای حق تهران چاپ و منتشر شد. سپس تصمیم گرفت که آن را جداگانه چاپ کند، و به صورت کتابی درآورد از این رو، از استاد معظم دانشمند گرامی آقای علی دوانی تقاضا نمودم که نظری در آن نموده، و مواردی را که لازم است حک و اصلاح کنند و مقدمه ای بر آن بنویسند. بسیار خوش وقتیم که ایشان سوال اینجانب را پذیرفته و نخست اجازه ترجمه و چاپ آن را از حضرت مولّف فقید گرفتند (کلیشه آن از نظر خوانندگان محترم می گذرد) و سپس کتاب را با همه گرفتاری و نداشتن فرصت کافی از نظر گذرانده و به طور استعجال در حالی که در جناح سفر بودند، مقدمه نسبتا مفصل و جالبی بر آن نوشتند.
اکنون به این صورت، تقدیم خوانندگان می شود.

قم ـ ۲۰ فروردین ۱۳۴۶
سیدعباس میرزاده اهری

مقدمه روانشاد حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای علی دوانی

بسم الله الرحمن الرحیم

از نام این کتاب پیداست که موضوع آن چیست. کم تر کسی از مسلمانان را می توان یافت که نام با مهابت نهج البلاغه را نشنیده باشد. یقین است که اغلب به مجردی که نام این کتاب را خواندند: نهج البلاغه چیست؟ می دانند که نهج البلاغه کتاب علی(ع) است، سخنان گرم و آتشین و گفتار نرم و دلنشین مولای متقیان است...
نهج البلاغه آینه ای است که به خوبی گوینده عالی قدر آن و شخصیت بی نظیر او را چنان که بوده است می نمایاند؛ و ترازوئی است که حق و باطل را از هم جدا نموده، وزنه سنگین فضیلت را در کفه آن کاملاً جلوه گر می سازد.
آری نهج البلاغه جلوه گاه حق و حقیقت و مرکز تابش انوار درخشان صراحت، صداقت، آزادی، امانت، عدالت، شجاعت، شهامت، دانش و فضیلت بزرگ مرد اسلام و جهان یعنی: علی علیه السلام است.
کتاب با عظمتی که سند افتخار هر مسلمان و مایه اعتبار جهان انسانیت است. برای یک فرد مسلمان چه افتخاری از این بزرگ تر که گویند این سخنان نغز و هیجان انگیز پیشوای عالی مقام اوست، و برای هر انسانی چه اعتباری از این مهم تر که علی علیه السلام گوینده نهج البلاغه با تمام مزایای علمی و عملی که دارد، مانند او یک فرد «انسان» بوده است. انسانی که معنی انسانیت و راه و رسم انسانی را فقط باید از او پرسید و در وجود شخص بی مانند او جستجو کرد.
چنان که در مقدمه مترجم می خوانید، این کتاب ترجمه فارسی ماهو نهج البلاغه تالیف علامه نامی و فقیه عالی قدر و تازه گذشته شیعه مرحوم آیت الله سید هبه الدین شهرستانی قدس سره است.
این کتاب کم حجم و پرمعنی را فاضل محترم آقای سیدعباس میرزاده اهری از فضلای جوان حوزه علمیه قم اخیرا به فارسی ترجمه نموده و مرتب در روزنامه دینی ندای حق منتشر می ساخت. چون در نظر داشت که به صورت کتابی درآورده و مستقلاً چاپ کند، از این جانب درخواست کرد نظری در آن نموده و مقدمه ای بر آن بنویسم.
این جانب نخست با مولّف فقید که هنوز در قید حیات بود، مکاتبه نمودم و از ایشان اجازه چاپ خواستم و روی ارادت مخصوصی که سالیان دراز با آن مرد کم نظیر شیعه داشتم، تقاضا نمودم اگر تالیفات تازه و نکات جالبی از زندگانی خود زائد بر آن چه در کتاب ها و مجلات و جرائد عربی و فارسی آمده است، دارند بنویسند تا در شرح حال ایشان به مقدمه کتاب بیافزایم.
علامه فقید طی نامه ای که کلیشه آن از لحاظ خوانندگان محترم می گذرد، ضمن اجازه ترجمه و چاپ کتاب، مدارکی را برای شرح حال خودشان یادآور شده بودند که همه را دیده بودم، و معلوم شد مطلب تازه ای نبوده است که بتوانم بر اطلاعات خود درباره ایشان اضافه کنم.
این نامه شاید آخرین نامه ایشان در این زمینه باشد. زیرا اندکی بعد از آن بیمار شدند و پیوسته در بستر بیماری به حال اغماء به سر بردند تا این که با یک دنیا تاسّف در روز بیست و پنجم شوال ۱۳۸۶ ه ـ ق در محل اقامت خود، شهر مذهبی کاظمین در کنار مرقد منور امام موسی کاظم و امام محمدتقی علیهماالسلام به سن هشتادوشش سالگی چشم از جهان ظلمانی پوشید و روح پرفتوحش به آشیان جنان پرواز نمود.
بعد از رحلت آن مرحوم، مترجم محترم این کتاب ترجمه خود را به من تسلیم کرد، و من هم از آغاز تا انجام آن را ملاحظه نموده و به قدری که وقت و حوصله داشتم، در عبارات آن حک و اصلاحی به عمل آورده، و خوشوقتم که این کتاب پر ارج به فارسی ساده و شیوا چاپ و منتشر می گردد.
در این مقدمه که در فرصتی اندک و با کمال شتاب نوشته می شود راجع به سه موضوع سخن به میان می آید: سخنی درباره نهج البلاغه و شخصیت بی مانند گوینده آن، شرح حال سیدرضی مولّف آن و شرح حال مولّف بزرگوار این کتاب.

سخنی درباره نهج البلاغه و شخصیت بی مانند گوینده آن

نویسنده معروف و مورخ متفکر مسیحی جرجی زیدان در کتاب مشهور و ذی قیمت خود تاریخ تمدن اسلام سخن پرارزشی دارد که بسیار مناسب است در این جا بیاوریم. وی می نویسد: «ما که علی بن ابی طالب و معاویه بن ابی سفیان را ندیده ایم» چگونه می توانیم آن ها را از هم تفکیک کنیم و پی به میزان ارزش وجود آن ها ببریم؟ ما از روی سخنان و نامه ها و کلماتی که از علی و معاویه مانده است پس از چهارده قرن به خوبی می توانیم درباره آن ها قضاوت کنیم. معاویه در نامه هائی که به عمّال و حکام خود نوشته بیش تر هدفش این است که خوب بر مردم مسلط شوند و زروسیم به دست آورند، سهمی را خود بردارند، و بقیه را برای او بفرستند. زیرا او از زروسیم معجزات زیادی دیده است! ولی علی بن ابی طالب(ع) در تمام نامه های خود به فرمانداران و استانداران خود قبل از هر چیز اکیدا سفارش می کند که پرهیزکار باشند و از خدا بترسند، نماز را مرتب و در اوقات خود بخوانند و روزه بدارند، امر به معروف و نهی از منکر کنند و نسبت به زیردستان رحم و مروت داشته باشند و از فقیران و یتیمان و قرض داران و حاجتمندان غفلت نورزند... و بدانند که در هر حال خداوند ناظر اعمال آنان می باشد و پایان این زندگی گذاشتن و گذشتن از این دنیاست...»
علی علیه السلام جز این نبوده و امروز پس از چند قرن هنوز چنان که بوده است در خلال سخنان شورانگیز و دلفریبش کاملاً مجسّم است و همچون آفتاب نیمروز می درخشد.
به نظر ما اگر مسلمانان امروز دسترسی به آن همه آیات قرآنی که در شان علی(ع) نازل شده نداشته باشند، و چنان که کلّیه روایات و احادیث که از پیغمبراکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام راجع به وجود اقدس علی(ع) رسیده است، از میان رفته و تنها نهج البلاغه برای مسلمانان باقی مانده بود، کافی بود که ما از روی همین خطبه ها، سخنان، نامه ها و کلمات قصار علی(ع) که صفحات نهج البلاغه را همچون تابلو نقاشی رنگین و پر نقش و نگار کرده است، به خوبی امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام را آن طور که در عصر خود می زیسته و میان مردم جلوه کرده است، ببینیم و بشناسیم!
با این که شما در این کتاب می خوانید بالغ بر ۵۹ کتاب توسط دانشمندان بزرگ شیعه و سنی درباره نهج البلاغه نوشته شده و با شرح و بسط به تجزیه و تحلیل سخنان پیشوای سخن سرایان جهان مولای متقیان پرداخته اند، و با این که طبق کتاب گران قدر مصادر نهج البلاغه تا عصر حاضر تعداد شرح ها و ترجمه های نهج البلاغه از ۱۱۰ بالغ می گردد، و با این که به زبان های فرانسوی و انگلیسی و اردو و غیره هم ترجمه شده و قسمت هائی از آن به سایر زبان ها هم راه یافته است، مع الوصف هنوز حق نهج البلاغه ادا نشده است، و مردم جهان حتی مسلمانان و بلکه بالاتر بگویم شیعیان و دوستان مولی درست نتوانسته اند پی به مقام شامخ سخنان علی علیه السلام ببرند و از این گنجینه علوم الهی و قوانین زنده که برای اداره زندگی دنیائی پی ریزی شده، بهره ببرند!
نهج البلاغه باید در بخش های گوناگون توسط گروهی از دانشمندان متخصص در رشته های علمی از فقیه و اصولی، فیلسوف الهی، پزشک، روانشناس و روانکاو، ادیب و نویسنده، سیاستمدار و قانون دان، خطیب و گوینده توانا با دقت مورد بحث و بررسی قرار گیرد، و در چندین جلد بزرگ به صورت دائره المعارف بشری درآید، چه به یقین آن چه در آن کتاب ها با استفاده از منبع سرشار و بسیار غنی نهج البلاغه منتشر می شود، عالی ترین دستورالعمل زندگی و برگزیده ترین سخنان حکیمانه و جامع ترین برنامه ای ست که توسط یک بشر آسمانی به جامعه انسانی ارائه شده است.
علامه فقید مرحوم شهرستانی در کتاب دیگرش به نام تنزیه التنزیه در بخش دوم، آن جا که از سخنان دانشمندان مغرب زمین برای عظمت و مقام بلند قرآن مجید گواه می آورد، می نویسد:
«و از سخنان بدیع مستر کرنیکوی انگلیسی استاد ادبیات در دانشگاه علیگره هندوستان در محضر استادان سخن و ادبائی که در مجلس او حاضر بودند، از اعجاز قرآن از وی پرسیدند، در پاسخ گفت: قرآن را برادری کوچک است که نهج البلاغه نام دارد آیا برای کسی امکان دارد که مانند این برادر کوچک بیاورد تا ما را مجال بحث از برادر بزرگ (یعنی قرآن) و امکان آوردن نظیر آن باشد؟...»
سپس علامه فقید می نویسد:«ما به مناسبت استشهاد این استاد به کتاب نهج البلاغه و وصف منزلت علیای آن در عالم ادبیات عربی بلکه در جهان علمی، کلمه جامعه ای را از امام بلغاء و استاد خطباء و ادبا یعنی شاگرد قرآن کریم و مربّای تربیت نبی حکیم علی بن ابی طالب علیه السلام در فصل گذشته یادآور شدیم که در آن خطبه و کلمه جامعه منزلت قرآن را چگونه توصیف فرموده است...»
سخن جامعی که مولّف در آن کتاب از امیر بلاغت درباره قرآن آورده است، چنین است که ترجمه فارسی آن از نظر خوانندگان می گذرد:«کتابی که خداوند بر پیغمبر فرستاد و چراغی که نور آن هرگز خاموش نمی شود، نوری است که از فروزش باز نایستد، و دریائی است که کسی به قعر آن نمی رسد، و شاهراهی است که رهروان در آن گمراه نگردند! و پرتوی است که تاریکی ندارد، و فرقانی است که برهانش همیشه روشن است، و بنیانی است که ارکانش منهدم نمی گردد، و داروئی است که دردها با وجود آن ترسی ندارد، و عزتی است که یارانش منهزم نگردند، و حقی است که یاوران آن منکوب نمی شوند.
قرآن کان ایمان و جلوه گاه آن است، و چشمه ها و دریاهای آن است؛ و بوستان های عدالت و استخرهای آن است، شالوده اسلام و ستون های آن است، دریایی است که غواصان فکرت پی به کنه آن نمی برند، و چشمه هائی است که زمین کاوان به انتهای آن نمی رسند، و سرچشمه ای است که هرچه از آن برگیرند، از آب آن نمی کاهد...»
این سخنان دل انگیز از مغز نورانی بزرگ مردی تراوش نموده که بعد از پیامبر عظیم الشان اسلام، بیش از هر کسی با قرآن مجید سروکار داشته، و در معانی و هدف اساسی این کتاب آسمانی دقت و مطالعه نموده، و پی به مزایا و مقاصد عالیه آن برده است.
آری او پیشوای انسان ها، و قهرمان پیروزمند اسلام، و مدافع بی نظیر قرآن امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه اسلام است. کسی که در تمام صفات برجسته انسانی و ملکات فاضله بشری جز پیغمبر خدا مثل و مانند ندارد.
در روزگاری که پیغمبر خدا در شهر مکه کانون شرک و کفر بر ضد بت و بت پرستی قیام کرد، بزرگ ترین حامی آن حضرت ابوطالب بزرگ قریش «پدر علی» بود. از سن ۹ سالگی که به خانه ابوطالب آمد و تحت کفالت و سرپرستی او قرار گرفت، تنها زنی که او را در آغوش پرمهر خود می پرورانید و لب خندهای مادرانه به روی او می زد و همچون مادری مهربان از وی مواظبت می کرد «فاطمه دختر اسد» بانوی بنی هاشم و «مادر علی» بود. به هنگامی که به رسالت مبعوث شد، نخستین کسی که در آن محیط وحشت بار و تاریک دعوت او را لبیک گفت و به جان و دل پذیرفت فقط و فقط «علی» فرزند ده ساله ابوطالب بود!
آری «علی» بود که چشم نگشود جز به روی «محمد»(ص) و سخن نگفت مگر به راستی و درستی، و کاری نکرد جز به حق و عدالت، چه افتخاری از این مهم تر که همسر زهرا دخت عالی مقام پیامبر که پدرش او را بانوی بانوان جهان نامید، «علی» است و بقای نام و دودمان پیغمبر و بلکه اساس قرآن و اسلام که به وسیله حسن و حسین و فرزندان آن ها در جهان ماند، به او وجود «علی» بستگی دارد؛ و به عبارت دیگر «علی» پدر فرزندان پیغمبر و حافظ و نگهبان کتاب و سنت آن حضرت است؟
در کدام جنگ سراغ دارید که علی پشت به جنگ کرده روی از دشمن برتافته باشد؟ در چه واقعه ای دیده اید که «علی» بوده است و بزرگ ترین مسئولیت ها را به عهده نگرفته باشد؟
به لباس آن حضرت نگاه کنید! پیراهنی ساده و پر وصله است، کمربند و غلاف شمشیر و کفش پایش از الیاف خرماست، و با این وصف هرکس او را می دید کوه با عظمتی را می نگریست که با ابهت و جلال و سکون و وقار در حرکت است.

نظرات کاربران درباره کتاب در پیرامون نهج‌البلاغه