فیدیبو نماینده قانونی سپید و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بانوی قدرتمند

کتاب بانوی قدرتمند

نسخه الکترونیک کتاب بانوی قدرتمند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب بانوی قدرتمند

کتاب بانوی قدرتمند نوشته لوییز هی درباره شناخت زنان نسبت به ارزش‌‌های خویش است. به نظر وی تغییر نگرش و باورها و ارزش قائل شدن برای خود و عزت نفس مهم‌‌ترین چیزهایی هستند که یک زن می‌‌تواند داشته باشد. وی با اشاره به عدم جنسیت روح بر حفظ عزت‌‌نفس،‌ جذب باورها و افکار مثبت از طریق تغییر اندیشه و کلمات، عدم سرزنش خویش،‌ توجه به صدای خرد درون،‌ غلبه بر ترس‌‌ها از جمله عدم احساس امنیت و ترس از تنهایی و اعتماد به جریان زندگی تاکید می‌‌کند. لوییز هی اعتقاد دارد باید حتی به شانس‌‌های کوچک زندگی توجه کرد،‌ زیرا دنیا عاشق انسان‌‌های قدردان و سپاسگزار است.

ادامه...
  • ناشر سپید
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بانوی قدرتمند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

قبل از هرچیز اجازه دهید یادآوری کنم در مسیر ما به سوی رشد و تعالی، معلمان راهنمایی هایی هستند که ما پایمان را جای پای آن ها می گذاریم و این شامل حال خود من نیز می شود. پس بدانید من شفادهنده نیستم و تا به حال هیچ کس را شفا نداده ام. من فقط می خواهم با در اختیار گذاشتن ایده هایم به شما کمک کنم خود را قدرتمند کنید. بنابراین شما را به خواندن کتاب های دیگر و شاگردی در محضر استادان دیگر هم تشویق می کنم، چون تمامی دانش ها در اختیار یک نفر و یا یک سیستم خاص نیست. از طرفی زندگی بسیار بزرگ تر از آن است که ما بتوانیم آن را کامل درک کنیم. من از شما می خواهم با خواندن این کتاب، هر آنچه را که به نظرتان بهتر است نزد خود نگاه داشته، و از آن استفاده کنید. سپس برای آموختن بیشتر نزد آموزگاران دیگری بروید. چون تنها در این صورت خواهید توانست به درک خود از زندگی عمق ببخشید.
خود من نیز یک زن هستم و می دانم شما هم مانند من از کودکی تا به حال بارها شماتت شده و مورد سرزنش قرارگرفته اید. والدین ما و سپس جامعه، همواره به دنبال برنامه ریزی برای نحوه ی تفکر و رفتارمان بوده اند: «اوه تو یک دختری! باید اینگونه باشی … تو باید از این قوانین تبعیت کنی، چون یک زنی. نگران نباش … این سرخوردگی ها خاص زنان است.» البته برخی از ما با رضایت کامل، نقش های تحمیلی را بازی کرده و البته عده ای هرگز حاضر به تن دادن به آن ها نمی شویم.
به هر حال زندگی سرشار از موج های کوبنده و تجارب است. و ما اینک در دوره ای از تجارب تازه قرار گرفته ایم. زنان دنیا سال ها و سال ها بر طبق سیستم های اعتقادی و دلخواه مردان زندگی کرده اند. به ما گفته شده قادر به انجام چه کاری هستیم و چطور باید آن را انجام دهیم. وقتی دختر کوچکی بودم، به من آموخته بودند همواره باید دو قدم از مردانی که با آن ها قدم می زنم، عقب تر باشم و مرتب آنچه در سر و دستانم می گذرد را به ایشان گزارش بدهم. البته این روش، مو به مو به من آموزش داده نشده بود. این رفتاری بود که من در مادرم می دیدم و می دانستم باید عین همان را تکرار کنم. مادر من، طی سال ها زندگی یاد گرفته بود که باید پیرو بی چون و چرای مردان باشد. پس هر آزاری را از جانب آنان می پذیرفت؛ چیزی که من هم به آن تن داده بودم. و مدت ها گذشت تا متوجه شدم رفتارم هرگز شایسته ی یک زن نیست. بنابراین به تدریج شروع به تغییر دادن سیستم باور درونی خود کرده و برای خود ارزش و عزت نفس ایجاد کردم. با این تغییر درونی، جهان خارج نیز متحول شد و من دیگر هرگز گرفتار مردان سلطه گر و رفتار آزار دهنده آن ها نشدم. ارزش قایل شدن برای خود و عزت نفس مهم ترین چیزهایی هستند که یک زن می تواند داشته باشد. پس اگر واجد آن ها نیستید، سعی کنید ایجادشان کنید. زنی که برای خود ارزش قایل است، هرگز تن به خفت و حقارت و آزار نمی دهد. ما فقط به این دلیل خود را زیر سلطه ی دیگران می بریم که گمان می کنیم ارزشی نداریم.
تمام همّ و غم من این است که به زنان کمک کنم همانی شوند که برایش سرشته شده اند. من می خواهم آن ها به عدالتی که سزاوار خلقتشان است دست پیدا کنند. من می خواهم به آن ها نشان بدهم که چه قدر در جامعه ی خود ارزشمندند. چه قدرتی دارند و چه قدر لیاقت دوست داشته شدن از طرف خود را دارند. البته اصلاً هدفم خوار و تحقیر کردن مردان نیست، بلکه فقط می خواهم بین این دو جنس، نوعی برابری و عدالت ایجاد کنم که به نفع هر دو است.
اما بدانید تغییر نگرش و باورها زمان می برد. پس با رسیدن به صفحات میانی این کتاب خسته نشوید. ازخود بپرسید چه زمانی می توانم ایده های جدید را پذیرفته و از آن بهره ببرم؟ بنابراین برای خود محدودیت زمانی نگذارید. فقط هرکاری لازم است انجام دهید و مطمئن باشید کاینات با دانش بی مرزش، راه را به شما نشان خواهد داد.



فصل اول . نقطه ی شروع

چیزهای زیادی برای انجام دادن و آموختن وجود دارند.

من به طور تصادفی به نوشته هایی از درس اقتصاد خانه در دبیرستان های دهه ی ۱۹۵۰ دست یافتم که به طور کامل نحوه ی تربیت زنان آن دوران را نشان می دهد. به گزیده ای از آن متون درسی واقعی! توجه کنید:
همیشه شامتان آماده باشد. در این مورد درست برنامه ریزی کنید. حتی از شب قبل، تدارک شام فردا را ببینید. چون از این راه به شوهرتان می فهمانید به فکر او و نیازهایش هستید. همه ی مردان گرسنه به خانه می آیند و شنیدن بوی یک غذای گرم و خوشمزه بخشی از خوشامدگویی شما به آن هاست.
به خودتان برسید. قبل از ورود شوهرتان ۱۵ دقیقه استراحت کنید تا هنگام آمدنش سرحال به نظر برسید. با آرایشی هرچند مختصر و پوشیدن لباس های مرتب و خوشبو خود را زیبا جلوه بدهید. او روز خسته کننده ای داشته است. با دیدن گشاده رویی شما خستگی اش کم خواهد شد.
خانه را مرتب کنید. قبل از رسیدن او به خانه، کتاب ها و اسباب بازی ها و وسایل اضافه را از جلوی چشم بردارید و حتی اجازه ندهید یک ذره گرد و خاک روی میز بماند. با این کار شوهرتان حس می کند وارد بهشت شده است که همین برای شما یک امتیاز است.
بچه ها را تمیز کنید. دست و صورت بچه های کوچک را خوب شسته، موهایشان را شانه زده و اگر لازم است لباس هایشان را عوض کنید. آن ها جواهرات کوچکی هستند که شوهرتان دوست دارد براق باشند.
سر و صداها را به حداقل برسانید. هنگام ورود شوهرتان، صدای ماشین لباسشویی، جاروبرقی و … را قطع کنید. از بچه ها هم بخواهید ساکت باشند. خوشحالی خود را از دیدن وی با لبخندی گرم و کلماتی محبت آمیز نشان دهید.
برخی نبایدها. با مشکلات و گلایه ها به استقبال شوهرتان نروید. اگر برای شام دیر کرد از او جواب نخواهید. این کارش را در مقایسه با زحماتی که در روز کشیده است، به حساب نیاورید. اسباب آسایش او را فراهم کنید. از وی بخواهید روی یک صندلی راحتی یا تختخواب مدتی استراحت کند. بنا به فصل، یک نوشیدنی گرم یا خنک برایش بیاورید. یک بالش یا کوسن نرم پشت سرش گذاشته و بگویید کفش هایش را در بیاورد. با لحنی ملایم و صدایی دلنشین و آرام با وی سخن بگویید. اجازه دهید مردتان آرامش داشته باشد.
به حرف هایش گوش کنید. حتماً حرف های زیادی از صبح در دلتان مانده است که می خواهید به شوهرتان بگویید. اما فراموش نکنید لحظه ی ورود او به خانه، موقع مناسبی برای این کار نیست. پس اجازه بدهید اول او بگوید.
شب او را خراب نکنید. هرگز از اینکه شوهرتان شما را برای شام بیرون نمی برد یا سرگرمی لذت بخشی برایتان فراهم نمی کند، از وی شکایت نکنید. در عوض سعی کنید دنیای پر از استرس و خستگی او را درک کرده و فقط موجب راحتی اش را فراهم کنید.
هیچیک از دستورالعمل های بالا اگر شخصاً خواهان انجامشان هستید، اشتباه نیستند. اما توجه کنید اکثر زنان جوان آن روزها، برای خوشایند همسرانشان، پا روی خواسته های خود می گذاشتند. یک «زن خوب» باید از نظر مردها خوب باشد نه از نظر خودش و یا زنان دیگر. اما امروزه ما زن ها دوباره باید به زندگی خود فکر کنیم. ما باید با دانستن دلیل انجام همه چیز (حتی چیزهایی که به نظر وظیفه ای عادی می آیند، مثل پختن، شستن، بچه داری و فرمانبرداری) خود را از نو بسازیم. باید به تمام کارهایی که سال ها به طور خودکار انجام داده ایم، نگاهی دوباره بیاندازیم. آیا می خواهید بقیه ی زندگی تان نیز چون روزهای گذشته از پی هم بگذرد؟
البته ساختن زنان به معنی خراب کردن مردان نیست. کوبیدن مردان به اندازه ی اذیت کردن زنان بد و نادرست است. هدف ما اصلاً این نیست. این نوع رفتار، ضعف ما را نشان می دهد و من احساس می کنم ما به اندازه ی کافی ضعیف بودن را تجربه کرده ایم. مقصر دانستن خود، مردان و جامعه به علت مشکلاتمان، نه تنها آن ها را برطرف نمی کند، بلکه همچنان ما را در موضع ضعف نگاه می دارد. چون سرزنش کردن همیشه رفتاری از سر ضعف بوده است. بهترین کاری که در مورد مردان دنیای خود می توان کرد این است که دست از قربانی شدن توسط آن ها برداریم و کارهایمان را خودمان انجام دهیم. چون همه به افرادی که عزت نفس خود را حفظ می کنند، احترام می گذارند.
البته من نسبت به مردان، به خاطر تمام مشقاتی که متحمل می شوند احساس دلسوزی دارم. نقش مشکل آن ها در زندگی، بارهای سنگینی را بر دوش آن ها می گذارد. هر پسر بچه ای از کودکی آموخته است چون یک مرد است نباید گریه کند و هرگز حرفی از احساساتش به میان نیاورد. به اعتقاد من، این نیز نوعی شکنجه و کودک آزاری است که می تواند توجیهی برای خشم فزاینده ی آن ها در بزرگسالی باشد. علاوه بر این بسیاری از مردان جوان به خاطر نداشتن رابطه ای خوب با پدر خود افسوس می خورند. اگر می خواهید اشک یک مرد را ببینید، خلوتی برایش فراهم کرده و از وی بخواهید از پدرش حرف بزند. در این صورت خواهید دید بسیاری از ناراحتی ها، از حرف های زده نشده بین یک پدر و پسر می آید. حرف هایی که اگر گفته می شد، بی شک کودکی بهتر و متفاوت تری را به دنبال داشت. هرچه قدر سخنان بیشتری از دهان پدری خارج شود، عشق و ارزش بیشتری در پسرش به وجود خواهد آورد.
جوامع در طول سال ها، زنان را برای «خوب بودن» اینگونه شستشوی مغزی داده اند: «باید نیازهای همه را بر نیازهای خود مقدم بدانید.» زندگی بسیاری از ما سرشار از تامین تقاضاهای دیگران بوده و به جای «یک زن چه هست»، «یک زن چگونه باید باشد» به همه ی ما دیکته شده است. اجبار به سرویس دادن به دیگران، حتی خارج از وظیفه ی مقرر، خشم و رنجی عمیق در درون اکثر زن ها به وجود آورده و همین رنج است که آن ها را از پا در می آورد. مادرانی که، هم کار می کنند و هم مسئولیت مراقبت از خانه را به عهده دارند، با فداکاری بیش از حد، خود را از بین می برند.
ما اجازه ی مریض شدن را به خود نمی دهیم، چون گمان می کنیم حق استراحت کردن نداریم. به اعتقاد من بسیاری از بیماری های زنان راهی است برای لحظه ای آسودن. این تنها بهانه ای است که به آن ها حق آرامش داشتن را می دهد. چون تا مریض نباشند، جرات نه گفتن را پیدا نخواهند کرد.
ما زنان باید بدانیم شهروندان درجه ی دو نیستیم. این فقط اسطوره ای قدیمی از تقسیمات اجتماعی و البته سخنی بیهوده است! هیچ روحی حقیرتر از دیگری نبوده و هیچ روحی هرگز جنسیت نداشته است. ما باید همان طور که به دیگران ارزش می گذاریم، یاد بگیریم برای خود و توانایی هایمان نیز ارزش قایل باشیم. با ظهور جنبش فمینیسم، زنانِ شاکی از بی عدالتی، مردان را به خاطر هرچیزی مقصر دانستند، البته تشکیل این دادگاه در آن زمان، امری موجه به نظر می رسید. چون زنان نیاز داشتند حتی برای مدتی کوتاه به عنوان یک روش درمانی، سرخوردگی ها و ناکامی هایشان را بر زبان بیاورند.
اگر برای درمان آزاردیدگی دوران کودکی نیز به یک روانکاو مراجعه کنید، برای التیام دردها باید هر آنچه را که بر سر تان آمده، بازگو کنید. بهرحال وقتی برای بیان احساسات زمان در اختیار انسان گذاشته می شود، حرکات پاندولی عقایدش توازن بیشتری از خود نشان داده و منظم تر حرکت می کند. این همان چیزی است که امروزه برای زنان رخ می دهد. اکنون فرصتی به دست آمده تا ما خشم، تقصیر، ضعف و قربانی بودن خود را آشکار کنیم. و از طرفی به اعاده ی حقوق پایمال شده ی خویش بپردازیم. حال زمان آن است که ما قدرت فکر خود را در دست هایمان گرفته و جهانی از مساوات را که خواهانش هستیم، خلق کنیم.
وقتی هر زنی یاد بگیرد به طریقی درست از خودش مراقبت کند، به خود احترام بگذارد و برای خویش ارزش قایل باشد، زندگی را برای همه ی موجودات کره ی خاکی ـ حتی مردان ـ در مسیری مستقیم خواهد انداخت. عشق و احترام بین زن و مرد امری بدیهی شده و هر جنس، دیگری را عزیز می شمارد. به ما یاد داده اند که برای همه، همه چیز هست و باید آسایش و رحمت را برای همگان خواست. من معتقدم می توان جهانی امن برای عشق ورزیدن به یکدیگر خلق کرد؛ جهانی که همه در آن خوشبخت بوده و به تمامیت خود می رسند.
***
یادداشت:
........
........
***

نظرات کاربران درباره کتاب بانوی قدرتمند

بسیار عالی .ممنون از شما
در 1 سال پیش توسط ladan saharkhiz
عالی بود
در 10 ماه پیش توسط ham...lim
یکی از بهترین و تاثیر گذار ترین کتاب هایی ک خوندم ای کتاب بود... واقعا در شرایط خیلی بدی منو نجات داد و زندگیم رو متحول کرد عالی بود توصیه میکنم تمام بانوان بخونن
در 9 ماه پیش توسط Nadali
به نظر من هر خانمی چه مجرد و چه متاهل حتما باید چنین کتابی رو بخونه ،خوندش رو به همه خانم های عزیز کشورم توصیه میکنم
در 4 ماه پیش توسط s.k...765
کتابی بود که خیلی به من کمک کرد ممنونم از همه: نویسنده، مترجم و شما فیدیبو عزیزم 🌸💐
در 1 ماه پیش توسط sahel
عاااالییی. خوندنش برای هرخانمی واقعاواجبه. عاشقشم💖
در 1 سال پیش توسط E L
به نظر من قسمت نمونه کتاب قشنگ تر از بقیش بود البته من هنوز کتابو تموم نکردم و انگار ادامه کتاب از جذابیت کمتری نسبت به اوایلش برخورداره
در 5 روز پیش توسط k*** ag
👌
در 3 ماه پیش توسط میترا احسانی
حرف خیلی جدیدی توش نبود فقط مضمونش این بود ک خانوما قدر خودشون رو بدونن اما در مجموع کتاب بدی نیست و خوندنش ضرر نداره
در 5 روز پیش توسط سارینا شجاعی
هر زنی این کتاب رو باید خونده باشه،عالیه
در 3 ماه پیش توسط سودا مطلبی