فیدیبو نماینده قانونی سپید و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رهبری ۳۶۰  درجه

کتاب رهبری ۳۶۰ درجه

نسخه الکترونیک کتاب رهبری ۳۶۰ درجه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رهبری ۳۶۰ درجه

آیا این، همان‌ جایی است که شما در آن زندگی می‌کنید؟ آیا شغلی معمولی در سازمان دارید؟ مطمئناً صاحب شغل سطح پایین سازمان نیستید، با این حال مدیر هم نیستید ـ در هرصورت دوست دارید مدیریت کنید،کارها با دستور شما انجام شود و در انجام کارها سهیم باشید. لازم نیست خود را اسیر و دربند شرایط کنید. و یا حتماً مدیر اجرایی باشید تا بتوانید مدیریت کنید. می‌توانید یاد بگیرید چگونه تأثیر رهبری‌تان را القا کنید؛ حتی زمانی که ناچارید به شخصی که مدیر خوبی نیست، گزارش بدهید. حقیقت این راز چیست؟ شما یاد می‌گیرید با مدیرº۳۶۰ بودن، چگونه در هر جایگاهی که در سازمان دارید، تأثیرگذار باشید. و می‌آموزید چگونه بر مقامات بالاتر از خودتان، بر همکاران و یا بر زیردستان خود مدیریت کنید.

ادامه...
  • ناشر سپید
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.46 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رهبری ۳۶۰ درجه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول

افسانه های مدیریت از سطوح متوسط سازمان

تاکنون شاهد نمونه های بارزی از مدیریت بوده ایم:
مقاومت ویلیام والس(۱) با رهبری گروهی از مردان سلحشور و جنگجو، در مقابل ظلمی که ارتش در حق او و بقیه مردم روا می داشت؛ ایستادگی و مقاومت وینستون چرچیل(۲) در مقابل تهدید نازی ها مبنی بر فروپاشی اروپا؛ رهبری ماهاتما گاندی(۳) در راهپیمایی ۲۰۰ مایلی تا دریا برای اعتراض با "قانون نمک". ایستادگی مری کی اش(۴) به تنهایی، برای تشکیل یک سازمان جهانی؛ سخنرانی مارتین لوترکینگ(۵) در مقابل مجسمه لینکلن(۶) و دعوت مردم به رویای آشتی اش.
هر یک از این افراد، نمونه بارزی از رهبران موفق بوده اند و اگر بر میلیون ها نفر تاثیر نگذاشته باشند، به طور حتم، صدها هزار نفر را تحت تاثیر قرار داده اند؛ گرچه این نمونه ها می توانند گمراه کننده هم باشند. واقعیت این است که ۹۹% مدیران، از صاحب منصبان سازمان ها نبوده اند، بلکه سمت های معمولی را عهده دار بوده اند. معمولاً در سازمان ها فقط یک نفر به عنوان مدیر معرفی می شود. در این صورت اگر شما آن یک نفر نباشید، چه می کنید؟
من حدود ۳۰ سال است که مدیریت تدریس می کنم و تقریباً در تمام کنفرانس هایی که سخنرانی داشتم، حداقل یک نفر به من مراجعه می کند و می پرسد: «من به آموزش های شما درباره مدیریت علاقه مندم، اما نمی توانم آن ها را در عمل به کار بگیرم. من مدیر اصلی نیستم و کسی که زیر دستش کار می کنم، در بهترین حالت، آدم متوسطی است.»
آیا این، همان جایی است که شما در آن زندگی می کنید؟ آیا شغلی معمولی در سازمان دارید؟ مطمئناً صاحب شغل سطح پایین سازمان نیستید، با این حال مدیر هم نیستید ـ در هرصورت دوست دارید مدیریت کنید،کارها با دستور شما انجام شود و در انجام کارها سهیم باشید.



لازم نیست خود را اسیر و دربند شرایط کنید. و یا حتماً مدیر اجرایی باشید تا بتوانید مدیریت کنید. می توانید یاد بگیرید چگونه تاثیر رهبری تان را القا کنید؛ حتی زمانی که ناچارید به شخصی که مدیر خوبی نیست، گزارش بدهید. حقیقت این راز چیست؟ شما یاد می گیرید با مدیرº۳۶۰ بودن، چگونه در هر جایگاهی که در سازمان دارید، تاثیرگذار باشید. و می آموزید چگونه بر مقامات بالاتر از خودتان، بر همکاران و یا بر زیردستان خود مدیریت کنید.
این مساله که بتوانید در هر موقعیتی بر دیگران نفوذ داشته باشید، برای همه قابل فهم نیست؛ بعضی از افراد، در مدیریت بر اعضای گروه خودشان موفق اند اما ظاهراً با مدیران سایر بخش های سازمان، بیگانه هستند. بعضی دیگر در برقراری ارتباط دوستانه با مدیرشان موفق هستند، اما نمی توانند برای زیردستان ، مدیر خوبی باشند. عده معدودی می توانند با همه کنار بیایند و رابطه ای مناسب برقرار کنند. اما در مقابل، توانایی انجام هر کاری را ندارند. اما مدیران º۳۶۰ با بقیه فرق دارند. فقط آن ها هستند که می توانند در هر پستی که باشند، بر دیگران نفوذ داشته باشند. این مدیران با کمک به دیگران، در حقیقت به خودشان کمک می کنند.
در حقیقت هر کس توانایی مدیریت در سطح متوسط و متوسط به بالا را دارد و کار کردن روی این موضوع برایش جالب است، می تواند مدیری º۳۶۰ شود. بنابراین حتی اگر از بین عدد ۱ تا ۱۰ به خودتان امتیاز ۵ یا ۶ بدهید می توانید مدیریت خود را تقویت کنید و بر تمام افرادی که در اطراف تان هستند، نفوذ داشته باشید. انجام این کار برای هر کس در هر پستی از سازمان، میسر است.
شروع این مباحث با هفت افسانه های است که بسیاری از کسانی که در سطوح میانی سازمان مدیریت می کنند، به آن ها اعتقاد دارند. بخش اول کتاب، به این موضوع اختصاص دارد.

افسانه اول «افسانه موقعیت»:

اگر در راس نباشم، نمی توانم مدیریت کنم.

اولین تصور غلطی که مردم درباره مدیریت دارند، این است که مدیریت فقط در مورد افرادی صدق می کند که جایگاه یا لقب خاصی دارند. اما حقیقت غیر از این است. برای این که مدیریت کنید، لازم نیست مهمترین جایگاه را در گروه، حوزه یا اداره خود داشته باشید. اگر نظرتان چیزی غیر از این باشد، آن وقت است که پایبند افسانه موقعیت می شوید.
در راس گروه بودن، هرگز نمی تواند کسی را به طور خودکار، مدیر کند. «قانون تاثیر از ۲۱ قانون انکارناپذیر» این موضوع را به طور کامل توضیح داده است: «اصلی ترین معیار مدیریت، تاثیر است؛ نه بیشتر و نه کمتر.»
از آن جا که من بیشتر عمرم را به طور داوطلبانه به مدیریت اداره ها گذرانده ام، شاهد افراد بی شماری بودم که اسیر «افسانه موقعیت» بودند. هنگامی که این افراد به عنوان مدیر گروهی دیگر فعالیت می کردند ، تحمل این موضوع که در مقابل دیگران با لقبی به عنوان مدیر یا پستی بالا شناخته نشوند، غیرممکن بود. آن ها به جای این که سعی کنند رابطه ای مناسب با اعضای گروه برقرار کنند، منتظر می ماندند تا مدیران ارشد، به آن ها لقب و اختیارات تام دهند. این افراد پس از مدتی، از شرایط خسته و دل زده می شوند و سرانجام تصمیم می گیرند وقت خود را صرف گروه، مدیر یا اداره دیگری کنند.
افرادی که پیشرو این روش هستند، نمی توانند مراحل رسیدن به مدیریت موفق را درک کنند. در این جا پنج مرحله مدیریت را به طور خلاصه توضیح می دهم.

۱. موقعیت ـ حقوق

مردم فقط به این دلیل که مجبور هستند، از شما اطاعت می کنند.
نکته: تاثیر شما هرگز از حدود تعریف شده شغل تان، تجاوز نخواهد کرد. هر چه بیشتر در این مرحله بمانید، روحیه افراد ضعیف تر می شود.

۲. اجازه ـ روابط

مردم فقط به این دلیل از شما اطاعت می کنند که خودشان این را می خواهند.
نکته: مردم فراتر از حدود مشخص شده اختیاراتتان، از شما اطاعت خواهند کرد. این مرحله باعث می شود کار به صورت تفریحی انجام شود.
توجه: توقف بیش از حد در این مرحله، باعث ناآرامی اعضای فعال گروه می شود.

۳. تولید ـ نتایج

مردم فقط به دلیل خدماتی که برای سازمان انجام داده اید، از شما اطاعت می کنند.
نکته: در این مرحله، بیشتر اعضا موفقیت را حس می کنند. آن ها، شما و کارهایتان را دوست دارند. بنابراین تمام مشکلات با کوچک ترین تلاشی، حل می شوند.

۴. پرورش و تربیت اعضا ـ تولید دوباره

مردم فقط به دلیل خدماتی که برایشان انجام داده اید، از شما اطاعت می کنند.
نکته: بیشترین پیشرفت در این مرحله صورت می گیرد. تعهد شما نسبت به تربیت مدیران، رشد سازمان و سایر افراد را تضمین خواهد کرد. هر کاری از دستتان برمی آید، انجام دهید تا به این مرحله برسید و در آن بمانید.

۵. شخصیت دادن به اعضا ـ احترام

در این مرحله، مردم فقط به خاطر شخصیت و رفتارتان از شما اطاعت می کنند.
نکته: این مرحله مخصوص مدیرانی است که چندین سال فعالیت داشته اند. البته عده کمی از مدیران به این مرحله می رسند. کسانی که به این مرحله رسیده اند، شاهکار کرده اند.
مدیریت، فرآیندی پویاست و همه این حق را دارند که مدیر موفقی باشند. این که در چه مرحله ای از مدیریت هستید، به خودتان بستگی دارد. در هر حال از پایین ترین مرحله آغاز می کنیم.
اولین و ابتدایی ترین مرحله، موقعیت است. شما می توانید کارتان را از هر شغلی که دارید، آغاز کنید. این شغل می تواند هر چیزی باشد: کارگر خط تولید، کارمند بخش اداری، فروشنده، سر کارگر، معاون مدیر و...
مهم نیست چه شغلی دارید. چون در هر پستی که باشید، متناسب با آن، حقوقی دارید. اما اگر بخواهید فقط با کمک موقعیتی که دارید، مدیریت کنید و برای تاثیرگذارتر بودنتان هیچ تلاشی نکنید، مردم به این دلیل از شما اطاعت می کنندکه مجبور هستند. آن ها فقط حاضر هستند در محدوده ی تعریف شده شغلی تان از شما اطاعت کنند. هر چه از نظر موقعیت شغلی، پایین تر باشید، اختیارات تان محدودتر خواهد شد. نکته جالب این است که شما می توانید بیشتر از سمتی که دارید، بر دیگران تاثیرگذار باشید. در این صورت می توانید از نردبان مدیریت، یک پله بالا بروید.
در مرحله دوم، حوزه مدیریت بیشتر از موقعیت شما است. به این دلیل در مرحله قبل با اعضای گروه ارتباط مناسبی برقرار کرده اید که شما با آن ها با احترام رفتار می کنید و برای آن ها، به عنوان یک انسان، ارزش قایل هستید.
به آن ها توجه می کنید، نه به خاطر خدماتی که به شما یا اداره، ارائه می دهند. به آن ها توجه می کنید و هم به شما اعتماد بیشتر دارند. در نتیجه به شما اجازه می دهند تا بر آن ها مدیریت کنید. به عبارت دیگر، آن ها فقط به این دلیل از شما اطاعت می کنند که خودشان این را می خواهند.
مرحله سوم، تولید است. شما به این مرحله از مدیریت قدم گذاشته اید چون از کارتان نتایج خوبی گرفته اید. اگر اعضای گروه به علت همکاری شما با آن ها، در کارشان موفق شوند، آن وقت است که از شما می خواهند تا بیشتر و بیشتر بر آن ها مدیریت کنید. آن ها فقط به خاطر خدماتی که برای سازمان انجام داده اید، از شما اطاعت می کنند.
برای رسیدن به مرحله چهارم، لازم است بر پیشرفت اعضا، تمرکز کنید. به همین مناسبت این مرحله از مدیریت، به «مرحله پیشرفت اعضا» معروف است. مسوولیت شما در این مرحله، نزدیک شدن به اعضای گروه است ـ به آن ها اعتماد کنید، کمک کنید تا توانمند شوند و بر توان مدیریت شان بیفزایید. در حقیقت کاری که شما در این مرحله می کنید، تربیت مدیر است. شما برای آن ها ارزش قایل می شوید و نشان می دهید که چه قدر برایتان ارزش دارند. در این مرحله آن ها فقط به خاطر کارهایی که برایشان انجام داده اید، از شما اطاعت می کنند.
مرحله پنجم و نهایی، شخصیت دادن است. اما این، مرحله ای نیست که کسی با اختیار خود به آن برسد، چون رسیدن به این مرحله از کنترل شخص خارج است. این دیگران هستند که می توانند شما را به این مرحله برسانند و آن ها فقط زمانی این کار را می کنند که بدانند شما در چهار مرحله قبلی و در این مدت طولانی در مدیریت، موفق بوده اید. در این زمان است که شما لقب «مدیر پنج مرحله» را به خود اختصاص داده اید.

نظرات کاربران درباره کتاب رهبری ۳۶۰ درجه

کتاب خوبیست ممنون
در 2 سال پیش توسط علی زیدی
عالی ممنون
در 3 روز پیش توسط رضا نقش