فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کاوشی در نهج‌البلاغه

کتاب کاوشی در نهج‌البلاغه
مجموعه مقالات و سخنرانی‌ها در کنگره بین‌المللی هزاره نهج‌البلاغه - جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب کاوشی در نهج‌البلاغه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کاوشی در نهج‌البلاغه

مشهورترین اثر سیدِ رضی نهج‌البلاغه است که آن را در سال ۴۰۰ هجری یعنی شش سال پیش از وفاتش تألیف کرده است. بنابراین امسال درست هزار(۱) سال از عمر نهج‌البلاغه می‌گذرد. سیدِ رضی در سایه دانش وسیع و نیروی سنجش ادبی فوق‌العاده خویش با استفاده از کتابخانه شخصی خود و کتابخانه بزرگ برادرش سید مرتضی، و کتابخانه شاپوربن اردشیر وزیر شیعی بهاءالدوله دیلمی که دارای ده هزار جلد کتاب نفیس و بعضی منحصر به فرد بوده است، و سایر مآخذی که در اختیار داشته، پس از مطالعه دهها کتاب پیرامون خطبه‌ها و سخنان و نامه‌های بی‌نظیر و تاریخی جدّ بزرگوارش امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مطالب نهج‌البلاغه را از میان آنها برگزید و در سه بخش قرار داد: خطبه‌ها و سخنان، نامه‌ها و کلمات قصار (سخنان کوتاه) حضرت و آن را نهج‌البلاغه یعنی (روش زیبای سخن گفتن) نامید. مقدّمه‌ای عالی و کوتاه نیز بر آن نوشت و در صدر و ذیل بعضی از سخنان حضرت گاهی مشکلات آن را حلّ کرده و توضیح داده یا مأخذ آن را نقل می‌کند یا شأن نزول آن را بیان می‌دارد. علامه بحرالعلوم فقیه عالی مقام شیعه نهج‌البلاغه یعنی گزیده‌ای از سخنان امیرالمؤمنین علیه‌السلام را «سخنی بالاتر از گفتار مخلوق و پایین‌تر از کلام خالق» می‌داند. دانشمندان معتقدند از این مقدار سخنان امیرالمؤمنین که سیدِ رضی در «نهج‌البلاغه» تدوین کرده است، به خوبی پیداست که پس از قرآن مجید، دنیای اسلام کتابی از لحاظ ابعاد و ارزش‌های اسلامی مانند نهج‌البلاغه در اختیار ندارد.

ادامه...

بخشی از کتاب کاوشی در نهج‌البلاغه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بخش اول: درباره نهج البلاغه

نقش نهج البلاغه در دنیای معاصر

آیت اللّه سید علی خامنه ای

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

... بعد از یک دوران طولانی رکود و بی توجّهی، این کتاب قیم و انسان ساز و جامعه ساز و بی نظیر را مجددا مطرح و زنده کردند. از همه برادران و خواهرانی که در این مراسم شرکت کرده چه از سراسر کشور و چه از خارج کشور صمیمانه متشکرم.
خیلی برای بنده دلنشین بود، اگر این توفیق را پیدا می کردم که مثل یکی از شما در جلسات این کنگره ارزشمند شرکت فعّالی داشته باشم و مثل همیشه که نهج البلاغه یکی از قبله های امید فکری ما بود و بسیاری از اوقاتمان به مطالعه آن می گذشت و این کتاب عزیز در حوزه تدریس و تدرس و فکر و مطالعه ما جایگاه عمده ای داشت، در این محفل شریف علمی و ارزشمند هم مانند یک جستجوگر از اعماق این اقیانوس عظیم بحثی را بررسی می کردم و همه روزه در آن حاضر می شدم. امّا حالا که متاسفانه آن فراغت و فرصت نیست، لازم می دانم به همه شما برادران و خواهران، و نیز به کسانی که در این مجلس حضور ندارند امّا دل در گرو هدایت نهج البلاغه و امام علی بن ابی طالب علیه السلام داشته و دارند، درباره این کتاب قیم و اثر جاودانه مطالبی را عرض کنم.
یک مطلب این است که کتاب نهج البلاغه یعنی مجموعه ای که به همّت و تلاش سید بزرگوار شریف رضی گرد آمده و بحمداللّه تا امروز محور ملاحظه و مطالعه خواصّ و اندیشمندان بوده، نه محور معرفت و کار عمومی مردم. شاید در تمام دورانی که این کتاب تالیف شده و به وجود آمده مانند امروز مورد نیاز و متناسب با اوضاع زمان و مکان نبوده است. البته نهج البلاغه از جهات مختلف حائز اهمیت است، شاید بشود گفت که نهج البلاغه مجموعه ای است از عمده ترین مباحث معارف اسلامی و همه آنچه برای یک انسان مسلمان و یک جامعه اسلامی لازم است در نهج البلاغه از آن سخنی و حرفی و اشاره ای یا بحثی و هدایتی هست: توحید و عقاید اسلامی و اصول دین تا اخلاق و تهذیب و تزکیه نفسانی، سیاست ملک داری و کیفیت اداره صحنه های عظیم فعالیت اجتماعی تا تنظیم روابط اخلاقی و خانوادگی، جنگ و سیاست، و حکمت و علم و...
لیکن مطالب این کتاب که در مجموع، درس زندگی اجتماعی برای مسلمان هاست به طور مجرد از زندگی، مطرح نشده. گوینده این کلمات یک رئیس مملکت، یک حاکم و فرمانروای بزرگی است که سلطنت و حکومت او بر یک کشور پهناور و عظیمی گسترش داشته و این انسان بزرگ که مسئولیت ملک داری و زمامداری را هم بر دوش داشته، با احساس این مسئولیت عظیم، این مطالب را بر زبان جاری کرده است. نهج البلاغه مانند گفته های حکیمی نیست که دور از غوغای زندگی و فارغ از واقعیت ها و مسائل گوناگونی که در یک جامعه ممکن است مطرح باشد، بنشیند و معارف اسلامی را بیان کند بلکه سخنان انسانی است که بار مسئولیت اداره یک جامعه عظیم را بر دوش خود احساس می کند و دانای دین و بصیر به همه معارف اسلامی و قرآنی است و با دلی مالامال از معرفت، و روحی بزرگ و در مقام پرمسئولیت، با مردم روبه رو می شود، با آنها حرف می زند، از آنها می خواهد، به آنها می گوید، و به سوالات و استفهامات آنها پاسخ می دهد. این است زمینه و موقعیت صدور نهج البلاغه، و از این جهت با همه روایاتی که ما از ائمه معصومین علیهم السلام داریم، فرق می کند.
ائمه علیهم السلام در دوران حاکمیتی که مورد قبول خودشان باشد، زندگی نمی کردند بلکه در دوران اختناق به سر می بردند. مسائل از دیدگاه یک حاکم و مسئول اداره مملکت بر زبان آنها جاری نمی شد، امّا امیرالمومنین علیه السلام به عنوان یک حاکم اسلامی حرف می زند؛ با جامعه ای که تحت اشراف و حکومت خود او است، سخن می گوید، و این بخش بیشترین سخنانی است که از امیرالمومنین در نهج البلاغه نقل شده است. البته در کلمات آن حضرت سخنانی هم هست که مربوط به دوران حکومت ایشان نیست.
ما امروز در همان شرائط قرار داریم، شرائط کنونی جامعه اسلامی ما همان شرائط است، البته روشن است که نهج البلاغه مخصوص کشور ما نیست، مال همه دنیای اسلام است، و دنیای اسلام هم امروز در حال رسیدن به یک بیداری و حیات دوباره اسلامی است. در کشور ما و در جامعه ما که در سایه آموزش های امیرالمومنین علیه السلام و با اتکا به نفس نهج البلاغه، این انقلاب به پیروزی رسیده و امروز تقریبا با همان جامعه اسلامی و علوی تشکیل شده، همان شرائط تقریبا در بیشتر ابعاد در جامعه و کشور ما حکومت می کند. امروز روز استفاده هر چه بیشتر از نهج البلاغه است.

روزگار رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علی علیه السلام

من در این مورد مختصری توضیح بدهم: حتّی شرائط زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله هم با شرائط زندگی دوران حکومت امیرالمومنین متفاوت است. در دوران رسول اکرم صلی الله علیه و آله جامعه، جامعه اسلامی صد در صد بود. یعنی جهت گیری جامعه همان جهت گیری صد در صد اسلامی بود. امّا خصوصیتی که در آن دوران از اوّل تا آخر دوران زندگی ده ساله پیغمبر در دوران حکومت اسلامی وجود داشت، این بود که در آن روز صف بندی ها آشکار بود. شعارهای اسلامی، شعارهای مشخّص و واضح و تعیین کننده و مشخّص کننده بود. جناح بندی هایی که در جانب پیغمبر و مخالفان پیغمبر قرار داشت، جناح بندی واضح و آشکاری بود؛ معلوم بود که دوست و دشمن کیست؛ حتّی حرکت نفاق که در جامعه اسلامی از اوّل تشکیل حکومت اسلامی، حداقل از دوران زندگی پیامبر در مدینه، به وجود آمد، نمی توانست آن طوری که نتیجه حرکت نفاق هست، جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. خود پیغمبر حاضر بود. آیات منافقین نازل می شد. منافقین تهدید و افشا می شدند. خیلی از منافقین به وسیله پیغمبر شناخته و حتّی به دیگران شناسانده می شدند. حرکات موذیانه نفاق انجام می گرفت امّا بر مجموع جامعه اسلامی یک صراحت و یک حالت افشاگری مسلط بود. کسانی که در جنگ در برابر پیغمبر شرکت می کردند، دشمنانی بودند که دشمنی آنها، و ابعاد این دشمنی، و میزان دوری و نزدیکی آنها از اسلام معلوم بود. حتّی معلوم بود که یهود چقدر مخالف اسلامند؟ قریش چقدر مخالف اسلامند؟ و قبائل دیگر. در این که کیفیت مبارزه آنها با اسلام و مسلمین چگونه است، مسلمان ها دچار حیرت و تردید نبودند.
دوران امیرالمومنین این خصوصیت را نداشت و این یکی از بزرگ ترین دشواری های حکومت کوتاه، کمتر از پنج سال، امیرالمومنین است. در دوران امیرالمومنین وقتی که دو لشگر در برابر هم قرار می گرفتند، هر دو لشگر نماز می خواندند، هر دو لشگر اگر در ماه رمضان بود، روزه می گرفتند. از میان هر دو لشگر بانگ تلاوت قرآن شنیده می شد. مسلمان ها در هر دو لشگری که در مقابل هم قرار داشت، احساس می کردند که صراحت و راحتی خیال دوران پیغمبر را ندارند. لذا در جنگ صفین در نبردهای امیرالمومنین چند بار زمزمه سوال و حیرت به وجود آمد و مسلمان هایی که اسلام قدیمی دوران پیغمبر را داشتند و مسائل و حقایق اسلامی را از اوّلین روزهای ولادت اسلام و به خصوص ولادت حکومت اسلامی ثبت کرده بودند، مثل عمار یاسر، می توانستند گره گشا باشند و مشکل را برطرف کنند امّا بسیاری مردّد بودند. در ماجراهای دوران امیرالمومنین، اختلاف صفوف آشکار نبود. اشتراک در شعارها به قدری فضا را تنگ کرده بود که امیرالمومنین بارها می فرمود: «لاَیحْمِلُ هَذَا الْقَلَمَ اِلاَّ اَهْلَ الْبَصرِ وَ الصَّبْرِ» تنها مقاومت کافی نیست، بینایی و هشیاری و تیزنگری لازم است. این خصوصیت ویژه زمان امیرالمومنین، رنجهای امیرالمومنین، و دردسرهای امیرالمومنین بود.
ما امروز در دنیایی عظیم با شعارهای زیبایی که در بسیاری از نقاط جهان، سر داده می شود، کم و بیش همان وضعیت را داریم. حتّی امروز در دنیای اسلام که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی به فاصله هایی به اندازه فاصله ایمان و کفر از هم دور هستند؛ با چنین واقعیتی مواجهیم.
امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیله بخشی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است، امّا جهت گیری ها به شدّت مغایر یکدیگر است. امروز شرائطی مشابه شرائط حکومت امیرالمومنین است. پس روزگار نهج البلاغه است. امروز می شود از دیدگاه دقیق و نافذ امیرالمومنین علیه السلام به واقعیت های جهان و جامعه نگاه کرد و بسیاری از حقایق را دید و شناخت و علاج آن را پیدا کرد.

به نظر ما امروز از همیشه به نهج البلاغه محتاج تر هستیم.

این یک جهت بود که ضرورت پرداختن به نهج البلاغه و بازگشت به این مجموعه را که از زبان امیرالمومنین و مولای متّقیان نقل شده، نشان می دهد و هر چه بیشتر کار کردن در پیرامون آن و آماده کردن مقدّماتی که بتواند آن را قابل استنادتر و قابل فهمتر بکند، از همیشه لازمتر و ضروری تر است.
یک حقیقت دیگری که وجود دارد و امروز ما را بیشتر از گذشته به نهج البلاغه مشتاق می کند، این است که در طول تاریخ اسلام متاسفانه، در اثر انحرافی که از کج فهمی و جهالت از یک سو و غرض ورزی و دشمنی از سوی دیگر حاصل شده، در آنچه که از معارف اسلامی در اختیارمان هست، سردرگمی هایی داشته ایم.
در طول تاریخ گذشته اسلام، نادانی و جهالت هایی وجود داشته، تنگ نظری ها و خودخواهی هایی وجود داشته که موجب شده حقایق اسلامی و معارف اسلامی آن چنان که هستند و باید شناخته شوند، شناخته نشوند، و به علاوه غرض ورزی ها و خیانت ها و تعمّد بر انحراف اسلام را هم از اوّلین قرنهای پیدایش اسلام از قدرتمندان و کسانی که خلوص و صفای اسلام به زیان آنها بوده است، مشاهده می کنیم.
ما در طول تاریخ همواره احتیاج داشته ایم به سرچشمه های خالص و زلال اندیشه اسلامی و نظامی فکری که بتوان به آنها متکی شد. خوشبختانه قرآن کریم همواره در اختیار مسلمان ها بوده، گر چه در فهم قرآن هم همان بدبینی ها و کج بینی ها و نفهمی ها و غرض ورزی ها، دخالت هایی کرده اند، امّا بحمداللّه متن قرآن سالم و به دور از هر گونه تصرّف بدخواهانه یا جاهلانه ای در اختیار مسلمان ها هست. لیکن این موجب نمی شود که سرچشمه های زلال معرفت برای مسلمانان امروز به همان ضرورتی که سلامت قرآن برای مسلمان ها دارد، ضروری نباشد. با گسترش فرهنگ بشری و با عمق معرفتی که بر انسان ها حاکم است، امروز آن روز است که باید کسانی بنشینند، با وجود گذشت زمان و با وجود فاصله از صدر اسلام، آن معارف دست نخورده خالص و سالم را که می تواند اطمینان و باور انسان را به خود جلب کند، هر چه بیشتر جمع کنند و در اختیار استنباط و اجتهاد و متفکران و صاحب نظران قرار دهند.
این کاری است که در احادیث هم باید انجام بگیرد. نهج البلاغه این راه نزدیک را در پیش پای ما می گذارد؛ نهج البلاغه ما را از این فاصله طولانی با صدر اسلام به نزدیکترین پایگاه ها و امن ترین دیدگاه ها نسبت به معارف اسلامی می رساند. اگر ما روی نهج البلاغه کار کنیم و اگر آن مقدار از خطب امیرالمومنین که در نهج البلاغه نیست، جمع شود و روی اینها و درباره سند و خصوصیاتی که اعتبار آنها را مشخص و مسلم و قطعی می کند، کار فنی انجام بدهیم، و نهج البلاغه را به مجموعه ای نزدیک به پانصد خطبه ای که از آن حضرت نقل شده برسانیم، خدمت بزرگی به معارف اسلامی در قرن پانزدهم هجری شده است. با گذشت این همه مدت از صدر اسلام، ما می توانیم یک منبع غنی لایزالی که مورد قبول همه مومنین به اسلام است و می تواند باشد، در اختیار مسلمان ها قرار دهیم. آن مجموعه مطلوب چقدر برای فهم درست اسلام به ما مدد خواهد کرد و چقدر بینش ما را نسبت به معارف اسلامی ارتقا خواهد داد، و این کاری است ممکن، به خصوص در سایه نظام جمهوری اسلامی که اساسا بر مبنای قرآن و نهج البلاغه شکل گرفته است. این کاری است که حتما بایستی انجام بگیرد و این امیدواری هست که کوشش برادران عزیز ما در بنیاد نهج البلاغه و همه کسانی که با آنها همکاری می کنند. این خدمت بزرگ را برای عالم اسلام انجام دهند.

شخصیت علی علیه السلام در نهج البلاغه

یک بعد دیگر از ابعاد ارزش و اهمیت نهج البلاغه، ترسیم شخصیت امیرالمومنین علیه الصلوه و السّلام است: چیزی که ما امروز به آن کمال احتیاج را داریم.
امیرالمومنین علی علیه السلام این چهره ناشناخته، این انسان والا، این نمونه کامل مسلمانی که اسلام می خواهد انسان ها آن چنان ساخته بشوند، در لابلای اوراق و سطور نهج البلاغه کاملاً شناسایی و تعریف می شود. نهج البلاغه در حقیقت کتاب معرفی علی بن ابی طالب علیه السلام است. چگونه ممکن است به افقهای اسرارآمیز و شگفت آور، و وادی های گوناگون معرفتی که در نهج البلاغه است کسی دست نیافته باشد و بتواند آنها را این جور زیبا و جالب ترسیم و توصیف کند. در نهج البلاغه همه ابعاد یک شخصیت والای انسانی وجود دارد: از معرفت، اخلاق، خصلت های ویژه یک انسان منهای آموزشهای اسلامی، و اخلاق ویژه والایی که فقط اسلام به انسان ها تعلیم داده است، یک انسان کامل در نهج البلاغه مجسم می شود و آن انسان کامل خود امیرالمومنین علیه السلام است. این نه فقط از باب شناسایی چهره امیرالمومنین علیه السلام مهم است بلکه از باب شناسایی اسلام و این که اسلام چگونه انسانی را می خواهد بسازد، حائز اهمیت است، و امروز بشریت معاصرمان از ما سوال می کند: «این اسلامی که شما از آن دم می زنید و فکر می کنید رسالت آن جهانی است، در صدد ساختن چگونه انسانی است؟» برای پاسخ چه کسی را بهتر و زیباتر و جامعتر و والاتر از علی بن ابی طالب علیه السلام می توان نشان داد؟ چهره علی بن ابی طالب علیه السلام در هیچ جا مانند نهج البلاغه آشکار نمی شود. البته درباره عظمت این کتاب و ارزش این سخنان و این نامه ها مطالب عمیق گفته شده و خیلی حرفها می توان زد، من فقط اشاره ای بکنم تا سپاس و تشکر قلبی من از کسانی که این کنگره و کنگره های قبل و این حرکت را برای شناساندن نهج البلاغه سازمان دادند، موجّه کند و معلوم شود به چه مناسبت ما این کار را این قدر عظیم و حائز اهمیت می دانیم.
با این که مدت هاست نهج البلاغه تا حدود زیادی از فراموشی بیرون آمده و نام آن به گوش مردم رسیده و به نحوی در دسترس مردم قرار گرفته است، اعتقاد دارم که در عین حال باید کارهای زیادی روی نهج البلاغه انجام بگیرد. البته ممکن است و احتمال می رود که بسیاری از این کارهایی که می گویم باید انجام بگیرد، انجام گرفته باشد و ما از آن خبر نداشته باشیم.

پژوهش های ضروری پیرامون نهج البلاغه

بسیاری از کارهای لازم بر روی نهج البلاغه در طول بیش از هزار سالی که از تدوین این کتاب شریف می گذرد، انجام گرفته است. شاید در کتابخانه ها نسخ خطی این آثار ارزشمند باشد که باید گشت و پیدا کرد، احتمال هم دارد که در طول زمان در معرض حوادث قرار گرفته و از بین رفته باشد. به هرحال این کارها باید انجام بگیرد.
یکی از کارهایی که این کنگره می تواند انجام دهد این است که فهرست کارهایی که باید روی نهج البلاغه انجام بگیرد، تهیه و تدوین کند و در اختیار اندیشمندان بگذارد. شاید بتوان ده ها کار لازم را شمرد که امروز نهج البلاغه به این کارها نیازمند است و باید روی آن انجام بگیرد، باید اینها را تدوین کرد و در اختیار مردم گذاشت تا اندیشمندان و مولّفان و صاحب نظران و کسانی که با نهج البلاغه مانوس هستند، بدانند چه کارهایی باید انجام بگیرد. دو سه کار به نظر من فوری و ضروری است.

۱ ـ ترجمه فارسی خوب از نهج البلاغه

من البته از آنچه انجام گرفته کم و بیش مطلع هستم و نمی خواهم به زحمات فراوانی که به خاطر برگردان نهج البلاغه به فارسی انجام گرفته، خدای ناکرده به چشم بی قدری نگاه کنم. در یک کنگره دیگر هم که سه سال پیش تشکیل شده بود و بنده توفیق پیدا کردم و شرکت کردم از عالم جلیل آقای (سیدعلی نقی) فیض الاسلام که اوّل بار این کتاب را به فارسی ترجمه کرد و در اختیار مردم قرار داد و صدای نهج البلاغه برای اوّلین بار به گوش مردم آشنا شد، تشکر کردم و باز هم تشکر می کنم، همچنین از چند نفر نویسندگان محترمی که روی نهج البلاغه به عنوان ترجمه یا خلاصه گیری یا بیان محتوای این کتاب شریف کارهایی انجام داده اند.
لیکن می خواهم عرض کنم جای یک ترجمه کامل و همه جانبه برای نهج البلاغه مثل جای یک ترجمه کامل و همه جانبه برای قرآن در جامعه ما همچنان خالی است. این به نظر من مایه سرشکستگی است. من خواهش می کنم بنیاد نهج البلاغه این مساله را با فوریت و جدیت تعقیب کند، همچنانی که برای چندمین بار از این پایگاه و تریبون استفاده می کنم و از همه کسانی که می توانند ترجمه خوبی از قرآن کریم به فارسی تهیه کنند و ارائه دهند، خواهش می کنم این کار را بکنند.
جمهوری اسلامی بعد از پنج سال به نظرم قدری دیر کرده، باید این کار زودتر انجام می گرفت و هر چه می گذرد دیرتر می شود. به نظر من اشکالی ندارد که چندین نفر شروع کنند به نوشتن و ترجمه هایی که هر کدام به تنهایی هم می تواند کافی باشد، وجود داشته باشد. چون به هرحال هیچ ترجمه ای کامل نخواهد بود. این جور نباشد که اگر کسانی شنیدند که فلان نویسنده خوب و آشنا به زبان عربی مشغول ترجمه نهج البلاغه یا قرآن شده از کار دست بکشند و کاری نکنند. هر کسی شوق این کار را در خود احساس کند شروع کند؛ اگر ده ترجمه بسیار خوب هم ما از قرآن کریم و نهج البلاغه شریف داشته باشیم، زیادی نیست؛ و هیچ اشکالی ندارد که علائق مختلف و ذوقهای گوناگون و دیدگاه های مختلف از یک آیه یا یک جمله بتوانند خواننده را به ابعاد واقعی آن جمله قدری نزدیکتر کنند. بنابراین به نظر من این کار امروز در اولویت قرار دارد.

۲ ـ فصل بندی موضوعی نهج البلاغه

یکی دیگر از کارهایی که حتما در باب نهج البلاغه ضرورت دارد، فصل بندی عنوانی نهج البلاغه است: فصل بندی موضوعی. البته این کار انجام گرفته، بعضی از محقّقین و علمای بزرگ و عالی قدر زمان ما روی نهج البلاغه این کار را کرده اند و مجلدات متعدّدی هم چاپ شده که به جای خود ارزش مند است امّا در زیر عناوین کلّی، که فکر می کنم در حدود ۳۰ عنوان را تفکیک کرده اند که در تکمیل آن شاید ده ها عنوان فرعی می توان پیدا کرد. این کار در قرآن هم جایش خالی است و انجام نگرفته است. یک تفصیل الآیات باید برای قرآن نوشته شود، شامل بیشترین موضوعاتی که ما تا امروز نتوانسته ایم به آنها برسیم و در قرآن از آن نشانی هست. در باب نهج البلاغه تنظیم یک تفصیل المطالب و تفصیل الموضوعات، فوق العاده ضروری است. نهج البلاغه واقعا یک اقیانوس عمیق و تمام نشدنی است، همه هم توفیق پیدا نمی کنند این کتاب را آن چنان که شایسته آن است، سیر کنند و در آن غور کنند، در حالی که بسیاری از مطالب و معارف این کتاب برای مردم لازم است و باید این امکان برای جویندگان و علاقه مندان پیدا شود که مطالب مورد نظرشان را در آن به آسانی بیابند.

۳ ـ فصل بندی از لحاظ اعتبار سندی

یکی از کارهای دیگری که خوب است روی نهج البلاغه انجام بگیرد، فصل بندی از لحاظ اعتبار سندی است. یقینا بعضی از بخشهای نهج البلاغه در حدّ اعلای اعتبار و وثوق روایی قرار دارد، البته بعضی از بخشها هم در آن حدّ نیست. تاکنون روی اسناد نهج البلاغه کارهایی انجام گرفته و کتاب هایی چاپ شده: حدود دو یا سه تالیف یا بیشتر. شاید در میان گذشتگان هم این کار انجام گرفته باشد که بسیاری از آن بی اطلاعند امّا لازم است یک طبقه بندی از لحاظ سند و اعتبار سندی انجام بگیرد چنان که به هر یک از خطب یا کلمات یا نامه ها که انسان مراجعه می کند بداند، از لحاظ سندی که این حدیث دارد، چقدر مورد اعتبار است و چقدر می توان به آن تکیه کرد. البته همه شواهد و قرائن را می توان در این مورد به کار گرفت و این چیزی است که اگر برای عامه مردم هم مورد نیاز نباشد، برای محقّقان و اندیشمندان و کسانی که به این مساله اهمیت می دهند، یقینا حائز اهمیت است.

نظرات کاربران درباره کتاب کاوشی در نهج‌البلاغه