فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب کمدیا دل‌آرته
تئاتر ایتالیا در قرون ۱۶ ، ۱۷ و ۱۸

نسخه الکترونیک کتاب کمدیا دل‌آرته به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب کمدیا دل‌آرته

کمدیا دل آرته تا سال های اخیر به فراموشی سپرده شده بود،چند سالی است که توجه عده ای را به خود جلب کرده است؛اما قبل از مورخان،نقاشان مکتب نو و کارگردانانی هم چون گوردون کریگ،مدیر هولد و بنیان گذران و کارکنان تئاتر کهن پترزبورگ اولین کسانی بودند که در آغاز قرن۲۰ به تئاتر ایتالیا توجه نشان ددند.
کمدیا دل آرته در نیمه ی دوم قرن۱۶شکل واقعی خود را یافت و دوره ی شکوفایی آن با انحطاط ادبیات مطابق بود.بر کمدی عالمانه و در خور توجه رنسانس ایتالیا غالب شد و افرادی چون ترانس،ماکیاولی،تس از طرفداران آن بودند.در حالی که تئاتر ادبی کاملا مقید به اصول نمایش نامه نویسی کلاسیک فقط در دربار می درخشید کمدیا دل آرته در قید و بند هیچ نظریه ی زیبا شناختی نبود،اما برای بقای خود مدام می جنگید،از این رو می بایست مورد پسند مردم باشد و درآمد بالایی کسب کند.از هرچیزی که به نفع نمایش بود بهره می جستند؛از نوآوری های جسورانه تا شیوه های کهن منسوخ.این تئاتر در دام صورت گرایی گرفتار نشد.اما به تدریج میانه روی را زیر پا گذاشت ودچار هرج ومرج شد.به تدریج برخی حقه های کمیک آن که مردم را می خنداند،مدام تکرار می شد.سنت و تقلید های بی حاصل که قبلا مرسوم بود بار دیگر در این تئاتر حاکم شد.به این ترتیب کمدیا دل آرته در قرن۱۸ به معنای واقعی کلمه به حیات خود خاتمه داد وبه زوال محکوم شد و جای خود را به تئاتر خرده بورژاوی کهنه و پر از عقل سلیم داد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 6.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب کمدیا دل‌آرته

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



با این کتاب متوجه شدم فقط یک راه برای قضاوت و فهم اثر نمایشی وجود دارد و آن به گفته ی قدما فهم آن در محیط اثر است؛ به خوبی متوجه معیارهای احمقانه ای شدم که برخی از اساتید نقد از ته دفتر کارشان به شدت ابراز کرده اند، معیارهایی که در ادبیات دراماتیک حل و فصل شده اند.

فرانسیسک سارسی

 این کتاب ترجم ای است از:

La Commedia Dell Arte

Constant Mic

مجموعه ی تئاتر امروز جهان

وجود بیش از هجده دانشکده ی هنرهای نمایشی دولتی و خصوصی در سراسر کشور، به اضافه ی ده ها کارگاه آزاد آموزش هنر بازیگری و کارگردانی، که هر ساله دست کم ۱۲۰۰ فارغ التحصیل متخصص و تعلیم دیده وارد بازار تولید هنرهای نمایشی می کنند، در جوار ۲۰۰ گروه داوطلب شرکت در جشنواره ی نمایش های آیینی ـ سنتی، ۳۳۶ گروه تئاتر معلولین در سراسر کشور، ۵۱۰ گروه تئاتر مردمی در ۴۳۷ سرای محله ها ی تهران، وجود ۱۲۰ گروه تئاتر فعال در حوزه ی نمایش های ویژه ی کودک و نوجوان، ۴۵۷ گروه تئاتر عروسکی متقاضی در جشنواره های داخلی تئاتر عروسکی، ۲۶۷ گروه خیابانی دارای پروانه و ۴۷۰ گروه حرفه ای خواهان شرکت در جشنواره ی سالیانه ی تئاتر فجر، که در مجموعه یک نیروی فعال ۲۰۰ هزار نفره در سراسر کشور را تشکیل می دهند، ما را در برابر مطالبات نیرویی فعال، جوان و پویا قرار می دهد که برای آموختن و اندوختن، بیش تر از هر زمان دیگر، نیازمند منابع و کتاب های پرارزش و علمی در همه ی زمینه های نظری و عملی هنر نمایش اند. کافی است تنها یادآوری کنیم که در زمینه ی نمایش نامه نویسی، در سال ۱۳۹۲، حدود ۳۰۰۰ نمایش نامه توسط درام نویسان جوان ایرانی به رشته ی تحریر درآمده است. ارقام و آمار زمینه های دیگر نیز بسیار درخور توجه اند:
ـ برپایی ۸۷ جشنواره و همایش و یادواره: ۳۲ جشنواره ی استانی، ۶ جشنواره ی منطقه ای و ۵۲ جشنواره با عناوین مختلف از سوی گروه های نمایش در نقاط مختلف کشور.
ـ تولید ۴۹۳۸ نمایش از سوی گروه های نمایش و ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی سراسر ایران.
ـ تعداد ۶۷۶۹۹ اجرا از نمایش های تولید شده در گونه های مختلف.
ـ وجود ۱۲۲۳۰۶۹۱ مخاطب و تماشاگر.
ـ تعداد تالارهای فعال محل اجرای نمایش در سراسر کشور ۳۹۹ سالن.
طرفه آن که (بر طبق آمار ارائه شده از طرف دفتر طرح و برنامه ی اداره ی کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) این آمار و ارقام تنها مربوط به فعالیت های یک ساله ی ۱۳۹۲ در مراکز هنری و ادارات وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. حال اگر فعالیت های گوناگون: ۷۲ کانون نمایش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، کانون های فرهنگی و هنری مساجد، واحد فرهنگی ـ هنری بنیاد شهید، واحد آموزش و تولید حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، و سرانجام حجم بالای آموزش و تولید نمایش در ده ها خانه ی فرهنگی و فرهنگ سراهای تهران و شهرستان ها را هم بیفزاییم، خواهیم دید با نیرو، توان، کار و خلاقیت بسیار گسترده تری روبه روییم که به علت جوانی و جست وجوگری، از هر نظر نیازمند تعلیم و آموزش اند. بنابراین بر اهل فن و قلم و مراکز علمی و انتشاراتی است تا در برابر استقبال گسترده و بی سابقه ی هنرمندان، دانشجویان و هنرجویان از این هنر پایه ای کهن و توانمند، تا آن جا که در توان دارند، بکوشند به قدر وسع و دانش خود از خرمن تجارب زنده و منابع علمی امروز دنیا توشه بردارند و به نوبه ی خود، پالوده و پیراسته و علمی، در دسترس این نسل جست وجوگر و زنده و فعال بگذارند، تا حتی الامکان فاصله ی فنی و فکری خود را با آخرین تجربیات و دستاوردهای امروز جهان کم و کم تر کرده باشیم.
از این نظر تالیف و ترجمه ی مجموعه ای از کتاب های ارزنده و علمی که هم، ارزش دانشگاهی داشته باشد و به کار کلاس های درس و تحقیق دانشگاهی بیاید، و هم مفید به حال تجربیات عملی و کارهای اجرایی گروه های فعال نمایشی در مراکز حرفه ای و تجربی، اولین دل مشغولی ما برای تالیف و انتشار این مجموعه است. به خصوص که در غیاب مراکز پژوهشی و علمی، نبود تحقیقات منظم هنرهای نمایشی، فقدان مراکز اسناد و مدارک هنری، و نیز کمبود کتاب و کتابخانه های تخصصی، ما در همه ی زمینه ها با کاستی های جدی و چشمگیری روبه روییم.
وجود پاره ای پژوهش های سطحی ـ ژورنالیستی نیز که تالیف شان بسیار شتاب زده صورت می گیرد و اغلب آن ها به شدت کهنه و تکراری بوده و یا رونویسی ناشیانه از کتاب های دیگران و منابع خارجی اند و تقریباً هیچ کدام به نیازهای واقعی امروز هنر و هنرمندان ایران پاسخ نمی گویند و تا به امروز جز غلط آموزی، سطحی نگری و «پخته خواری» سود دیگری در برنداشته اند.
گفتن ندارد که خلاقیت های نمایشی گوناگون هنرمندان ما زمانی به سامان می رسد و از ارزش های مثبت و ماندگار برخوردار می شود که زیربنای تئوری محکمی داشته باشد. و به درستی این مهم به دست نمی آید مگر به یاری آموزش درست، استادان فرهیخته، وجود منابع موثق و داشتن مآخذ دقیق و علمی که باب نظریات نوین یا بحث های تازه را بگشاید، و یا از اصول پایه و راه کارهای نوین برای غنای زیبایی شناسی نمایش امروز سخن در میان آورد.
از سوی دیگر کثرت فرهنگ ها و وجود سبک ها، شیوه ها و گونه های جدید تئاتر در کنار آثار گوناگون بازمانده از حوزه های تمدن های مختلف از ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون، فرهنگ تئاتر را چنان غنی و پیچیده و پر پشتوانه کرده است که بدون شک بدون تجهیز خود به منابع معتبر تاریخی یا تشریح اصول و روش های آن به یاری منابع پایه ای و مآخذ تشریحی نوین، امکان ندارد از دستاوردها و تجربیات گرانبار هزاران ساله ی این هنر در سطح جهان باخبر شویم.
بنابراین تلاش ما این خواهد بود تا این مجموعه، هم در زمینه ی نظری و عملی به نیازها پاسخ گوید و هم در باب مباحث تاریخی، ژانرها، سبک ها و تجربه های نوین، کمبودها را برطرف کند. و هدف در همه حال ارتقای سطح کمی و کیفی هنر نمایش و تامین نیاز هنرمندان، دانش آموختگان و دوستداران این هنر در زمینه های فکری و فنی پر ارزش است. باشد تا در جای خود پژوهشگران، منتقدان، گزارشگران هنری و خوانندگان مختلف را نیز به کار آید. و به ویژه هنرمندان گرامی شهرستان های دور و نزدیک را ـ که امکان دسترسی کم تری به مراکز علمی و دانشگاه ها دارند ـ از هر نظر یاری رسان باشد.

قطب الدین صادقی

پیش گفتار

آیا برای هنر نیز تاریخچه ای هم چون علوم وجود دارد؟ آیا برای ثبت یک اثر تاریخی باید کاملاً متعلق به گذشته باشد و قابلیت اجرا در زمان حال نداشته باشد و فقط نقش موجود را ایفا نماید؟ تاریخ نگار قوانین سالی(۱) (Saliens) یا قلاب سنگ های رومی ها را مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهد، اما هیچ کس به ذهنش خطور نمی کند که مجموعه احکام قضایی یا هنر نظامی ما را بر پایه ی موضوعات کهن و قدیمی قرار دهد. زمانی که تاریخ نگار تندیس کوچک اسکرایب خمیده را تحلیل می کند، بدیهی است که چیزی از ویژگی های تحسین برانگیز این تندیس بدشکل کم نمی شود و کماکان همان نقش سابق را ایفا می کند. به نظر می رسد چنان چه بخواهیم از تاریخچه ی هنر، علمی قاطع ایجاد کنیم دو راه بیش تر نداریم: یا عالم هنر باید ارزش های ماندگار را از هنر گذشته جدا کند و فقط به طور سیستماتیک به آثار پیش پاافتاده یا بی اعتباری بپردازد که در زمان حال اثری از آن ها وجود ندارد ـ اما با توجه به اطلاعات من هنوز شخصی این گونه تاریخ هنر را بررسی نکرده است؛ یا این که تاریخ نگاران هنر در میان افکار عاری از مفهوم هنری و ذوق و سلیقه انتخاب شوند. اغلب به چنین تاریخ نگارانی برمی خوریم؛ اما کارها و آثارشان کتابخانه های مان را غنا نمی بخشند: بلکه بهترین تاریخ نگاران هنر قبل از هر چیز همواره منتقدین هنری بوده اند.
می دانیم تاریخ عموماً جوانب متعدد نگرش های زمان را طبق دیدگاه تاریخ نگار، آشکار می کند؛ اما آثار هنری با متغیرهای بسیار برجسته و مهم از زمان می گذرد. مطابق با تغییراتی که وضع ما نسبت به آثار گذشته تحمل می کند ناگهان دورانی که تاکنون کاملاً در ابهام بوده اند به وضوح ظاهر می شوند و غنای پنهان خود را به کنجکاوی بیدار، و ذهن مشتاق می نمایانند.
کمدیا دل آرته تا سال های اخیر به فراموشی سپرده شده بود و چند سالی است که توجه عده ای را به خود جلب کرده است. اما قبل از مورخان، نقاشان مکتب نو و کارگردانانی هم چون گوردون کرگ(۲)، مه یرهولد(۳)، و بنیان گذاران و کارکنان تئاتر کهن پترزبورگ، اولین کسانی بودند که در آغاز قرن ۲۰، به تئاتر ایتالیا توجه نشان دادند.
این اقدام بسیار گویا برای تمام کسانی که قصد مطالعه ی این تئاتر را از دیدگاه تاریخی دارند قابل فهم و درک است، و در عین حال بررسی آن به عنوان سنتی همواره زنده و موثر، و به عنوان نیرویی با ارزش که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری وجود داشته باشد، ضروری است.
گاهی به نظر می رسد هنر نمایشی یک کشور در برهه ای از زمان پیشرفت مضاعفی در دو جهت متفاوت داشته است، دو جهتی که حتی سبک و سیاقی متضاد داشته اند. به این ترتیب در روم باستان، که آثار ادبی یونان، الگوی تئاتر بود، هنر نمایشی کاملاً مستقل از ادبیات و کاملاً مرتبط با هنر بازیگر مشاهده می شد. در قرون وسطی بازیگران تئاتر مذهبی عموماً عاشق این سبک بودند، با این وجود تئاتر دلقکان حرفه ای عاری از هرگونه منش مذهبی بود. ابتدای قرن ۱۹، در فرانسه، در راستای تئاتر کلاسیک با اجرای نمایش نامه های راسین، کرنی، ولتر، تئاتر خیابانی نیز اجرا می شد که مهم ترین معرف آن دبورو، بازیگر و هنرپیشه ی معروف، بود.
هنگامی که جریان نمایشی به این ترتیب تغییر مسیر داد، یکی از گرایشات، عموماً هنری جدی بود که از آثار اساتید گذشته تامین می شد؛ این هنر که به خصوص طبقات اشراف طرفدار آن بودند موردتوجه عموم واقع شد. برعکس، گرایش دیگر، از منش و ویژگی دموکراتیک و با سبک خود از جایگاه مردمی برخوردار بود. رپرتوار چندان مطرح نبود و کسی به یک سبک قابل توجه نمی اندیشید، بلکه آن چه مهم بود رضایت تماشاگر و مردم و کسب درآمدی قابل توجه بود. این تئاتر مورد استقبال مردم، تحسین و تقدیر معاصران را برنمی انگیزد. حتی مورد بی توجهی واقع می شود. و فقط مدتی پس از مرگش متوجه می شویم هم چون پسربچه ی عاقل با سر و وضعی همواره مرتب که مادرش بسیار به او می بالید کاملاً به امید و آرزویی که به او داشت توجه نکرد و به ولگردی ژولیده و ژنده پوش مبدل شد که با دوستانی بسیار بد معاشرت داشت. گرچه کمدیا دل آرته که در نیمه ی دوم قرن شانزدهم بر کمدی عالمانه و درخور توجه رنسانس ایتالیا غالب شد و افرادی چون ترانس(۴)، ماکیاولی(۵)، تس(۶) و ارسطو از طرفداران آن بودند، گرچه دکور نمایش بسیار ساده و ابتدایی است، با آیین و سنن دوره ی رنسانس مطابقت دارد. دو گوشه ی برآمده ی پاویون های دو خانه را نشان می دهد (به فصل ۷ رجوع شود.) هم چنین دکور گچی در تمام آن قابل مشاهده است.



صحنه ی نمایش بازیگران در میدان سن ـ مارک، واقع در ونیز

امروزه نیز هم چون گذشته بار دیگر رونق یافته است و هرازگاهی افرادی محترم به خاطر فضاحت آن فریاد می زنند، این افراد شاید به ابتذال هنر چارلی چاپلین نیز انتقاد کنند.
نویسنده با تقدیم این کتاب به آقای چارلی چاپلین نه تنها به بزرگ ترین کمدین عصر ما احترام گذاشته است، بلکه جایگاه کمدی کهن ایتالیا در زمان حاضر را خاطرنشان کرده است. به این ترتیب، کمدی مردم پسند ایتالیا در کاباره، بازار مکاره، در فقر، و تقریباً در شاهراه ها متولد می شد و تمام اروپا را در برمی گرفت و درنهایت به دربار شاهان و دوک ها و در بین طبقه ی مرفه هم چون طبقه ی متوسط مردم راه می یافت.
بررسی تاثیر کمدیا دل آرته بر تئاتر نو اروپا پایان پذیر نیست، زیرا در کشورهای مختلف موضوع تحقیق ها بسیار جدی است، می توان گفت بسیاری از آن ها با توجه به عصر شکوفایی این نوع نمایشی در ایتالیا هنوز دقیقاً بررسی و مطالعه نشده اند. به نظر می رسد جنبه ای که این نوع تئاتر در موطن و خاستگاه اصلی اش ارائه می دهد، تحول واقعی در تاریخ هنر نمایشی اروپا ایجاد می کند و این موضوع موردتوجه متخصصین بوده است. تصور می شود بازیگران نیز به تئاتری علاقه مند باشند که قطعاً از جاذبه ی ویژه ای برخوردار است زیرا موفقیتی بزرگ داشته و تاثیرگذار بوده است. با این وجود چنین نیست.
کمدیا دل آرته، به این شکل، به اندازه ی کافی موردتوجه اساتیدی که بیش تر به عملکرد تاریخی آن یا به ملاحظات عالمانه یا بی حاصل در مورد منشا این نوع تئاتر می پردازند، قرار نگرفت. منشایی که در ابهامات دوران کلاسیک باستان از بین رفته است و بازیگران با نشان دادن تحسین خود نسبت به این «صحنه های الهی»، نسبت به «این معبد فکر آزاد» و غیره ضمن رواج پرشور آن، ـ دیگر در پی شناخت واقعیت درست در مورد این هنر نمایشی نیستند.
عموماً دوره ی رنسانس ایتالیا با تمام جوانب آن مورد مطالعه قرار گرفته است، اما تاکنون ارزش واقعی تئاتر آن بررسی نشده است که تصور می کنم به این علت است که ایتالیا در دوره ی رنسانس سیستمی برای تزیینات نمایشی ابداع کرد که تاکنون به جا مانده است و نیز تئاتری به غایت، شگفت انگیز، بی نظیر در نوع خود، اما کمی مستقل از ادبیات، و در نگاه اول حتی فاقد هرگونه ادبیات خلق کرد. در این دوره فقط یک نمایش نامه نویس با قریحه نبود، هرچند در مجموع توانمندی ایتالیا در قبال ادبیات نمایشی چندان با اهمیت به نظر نمی رسد. بنابراین اگر تاریخ نه به عنوان یک شاخه ی مستقل بلکه به عنوان شاخه ای از تاریخ ادبیات (همان طور که تاکنون این چنین بوده و بسیار تاسف آور است) بررسی شود، متوجه می شویم مطالعه ی تئاتر ایتالیا در دوره ی رنسانس بی ارزش است.
طی سال های اخیر محافل هنری نسبت به کمدی ایتالیا توجه نشان داده اند، بنابراین توجه جدید تا حدی ناشی از نگرش ما در مورد مشکلات عمومی تئاتر است، با این وجود آثار مهم در مورد کمدی ایتالیا به نیمه ی دوم قرن گذشته مربوط می شود. و پی خواهیم برد که اذهان آکنده از تصورات و مفاهیم نمایشی این دوره، با در نظر گرفتن اهمیت تاریخی کمدیا دل آرته، این نوع تئاتر را تنگ نظرانه در نظر می گرفتند و ارزش صرفاً هنری برای آن قایل نبودند. شیوه ی آنان صرفاً فلسفی بود، گرچه مواردی هم چون فن بازیگران، منش و اخلاق شان، سلیقه و سلوک مردم، کارگردانی نمایش، نورپردازی، موسیقی، رقص، گریم، در ابهام بود و مورد توجه نبود (عموماً تا وقتی افرادی که به تاریخ تئاتر می پردازند و بین تئاتر و ادبیات نمایشی تمایز قایل شوند تاریخ تئاتر بر مبانی محکم استوار نخواهد بود.)



کمدین ایتالیایی برگرفته از کتابچه ی جی. سی. کراس، ۱۶۱۸

دقیقاً این شرایط موجب شد این اثر را در مورد کمدی ایتالیا منتشر کنم، اثری که ابتدا هدفی غیر از تهیه ی مجموعه ی فعالیت های مربوط به تئاتر «از تئاتر باستان» تا «پترزبورگ» نداشت. ابتدا مهم ترین اطلاعاتی را که تاکنون مورخین از این دست تهیه کرده اند جمع آوری و طبقه بندی کردم. به منابع نیز مراجعه و سعی کردم حتی الامکان نواقص متعدد را کامل کنم، و نواقصی را رفع کردم که با جانب داری از این منابع هنوز وجود دارد.
با مطالعه ی تئاتر ایتالیا، برخلاف برخی مورخین، بیش تر و خصوصاً به منابع ایتالیایی پرداخته ام.
مردم در سراسر اروپا در کمال میهمان نوازی از کمدین های ایتالیایی استقبال کرده اند، اما این استقبال در فرانسه بی نظیر بود. زیرا اسناد فرانسه در مورد کمدی ایتالیا(۷) بیش تر از منابع ایتالیایی است. از سوی دیگر مورخین فرانسوی آثار متعدد برگزیده و عالمانه ای به کمدی ایتالیا اختصاص داده اند. اما بیش تر این آثار به مجموعه فعالیت های نمایشی بازیگران ایتالیایی در پاریس و تاثیر آن ها بر مولیر می پردازند. طبیعتاً نویسندگان از منابع غنی و درخور توجه فرانسوی نیز اقتباس کرده اند که نباید نادیده گرفت و خود شخصاً به آرشیوها و کتابخانه های فرانسوی بسیار مدیونم. با این وجود صرفاً بر مبنای اسناد و مدارک فرانسه در مجموع نگارش تئاتر فرانسه و نه تئاتر ایتالیا را به پایان رساندم.
در حقیقت کمدین های ایتالیایی با اجرای نمایش در خارج از کشور خود و ضمن اشاعه ی گسترده ی سبک خود متحمل برخی تاثیرات می شدند. سخنرانی آرلوکن ویزانتینی در سال ۱۷۱۷ در حضور مردم پاریس، زمانی که دستمزد ایتالیایی ها سیر نزولی داشت از این حیث بسیار ویژه است. «شما از دو چیز بیزارید: خطاهای ما و خطاهای نمایش نامه های مان. خواهش می کنم از دید کسی که ما را می نگرد فکر کنید ما خارجی هستیم، مجبوریم برای آن که شما را خوشحال کنیم خود را فراموش کنیم. با زبان جدید، نمایش های جدید و اخلاق و کردار جدید. نمایش نامه های اصلی ما خوشایند خبرگان است، اما خبرگان توجهی به آن نمی کنند. خانم هاـ که بدون آن ها هر چیزی تحلیل می رود ـ از آن که با زبان مادری خود خوش هستند راضی اند، نه به زبان ما حرف می زنند نه متوجه آن می شوند، پس چه طور دوست شان داشته باشیم؟ چه قدر دشوار است خود را از پیش داوری های کودکانه و آموزش خلاص کنیم. حمیت ما به منظور خدمت به شما مشوق ماست و هر قدر هم کم موجب پشتکار ما شوید، امیدواریم بهترین بازیگر باشیم و از نگاه شما مضحک نباشیم و قابل تحمل باشیم... ما مسئول گفته های نویسندگان و شیوه ای هستیم که به ما می گویند. شما با حمایت از ما، مشوق کودکان ما که بین شما متولد شده اند و طبق سلیقه ی شما تربیت می شوند خواهید بود، شاید روزی لیاقت تشویق های شما را داشته باشند(۸)».
این سخنان بیانگر اندوه هنرمندانی است که ترک وطن کرده اند و جذب پانسیون های اشرافی سلطنتی شده اند و احساس می کنند مجبورند خود را به دست فراموشی بسپارند. از سال ۱۶۶۸، ایتالیایی ها ناگزیر صحنه هایی به زبان فرانسه در کمدی های خود می گنجاندند؛ و چون بداهه گویی به زبانی که به سختی متوجه آن می شدند برای شان دشوار بود، این صحنه ها از پیش توسط نویسندگان فرانسوی نوشته می شد(۹).
دو بو(۱۰) (تاملات منتقدانه در مورد شعر و نقاشی) در این باره می گوید: «در قرن هفدهم کمدین های ایتالیا ساکن پاریس بودند، عده ای از بازیگران حتی ملیت فرانسوی کسب و در همان کشور ازدواج کردند.»(۱۱)
کمدین های ایتالیایی در سایر کشورها نیز به موفقیت دست یافتند.(۱۲)
بنابراین گرچه کمدیا دل آرته بر تمامی تئاترهایی که با آن ارتباط داشت تاثیرگذار بود، تئاترهای اروپا نیز بر آن بی تاثیر نبود و نتیجه ی این تاثیر این بود که سبک و سیاق تئاتر ایتالیا به عوامل خارجی آلوده شد. فرانسوی ها و انگلیسی ها پانتالون و آرلوکن را با تمام بذله گویی های شان وارد کمدی های خود کردند. اما انتظار داشتند در کمدی ایتالیا نیز ویژگی ها نمایشی خود و بعضی از شیوه های سبک ملی خود را بیابند، و بدین ترتیب آرلوکن مدهوش از موفقیت خود و با درخشش سبک و سیاق بیگانه، بی آن که خود متوجه شود با لیوان دیگری می نوشید.
هنگام بررسی و مطالعه ی کمدیا دل آرته به ناچار به این موضوع پی می بریم که تمایزی مهم بین تئاتر ایتالیا ـ فرانسه و تئاتر واقعی ایتالیا وجود دارد. تمایزی که با گذشت زمان شدت می یابد. نباید فراموش کرد باوجود آثار بسیاری که هرچند دیر منتشر شدند و در تمام جوانب مطالعه و بررسی شده اند، هم چون آثار جراردی و ریکو بونی که به زبان فرانسه نوشته شده و در تمام کتابخانه های کمابیش مهم یافت می شوند، در آرشیوها و کتابخانه های ایتالیا دست نوشته های بسیار درخور توجهی وجود دارد(۱۳) که نگارنده ی این کتاب آن ها را بررسی نکرده است. این دست نوشته ها نیاز به بررسی و مطالعه ی دقیق دارند.(۱۴)

نظرات کاربران درباره کتاب کمدیا دل‌آرته

بسیار کامل و عالی
در 2 سال پیش توسط