فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ترجمه و شرح خطبه قاصعه، روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی یا ابلیس

کتاب ترجمه و شرح خطبه قاصعه، روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی یا ابلیس

نسخه الکترونیک کتاب ترجمه و شرح خطبه قاصعه، روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی یا ابلیس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ترجمه و شرح خطبه قاصعه، روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی یا ابلیس

نخوت گریبان او بگرفت و به خلقت خویش بر آدم بالید و به خاطر طینت‌ و اصل خود بر او تعصّب ورزید، پس دشمن خدا (شیطان) پیشوای متعصّبان و پیشاهنگ خود بزرگ‌بینان است، همان که بنیاد تعصّب را برنهاد و با خدا در ردای بزرگ‌منشی، به ستیزه پرداخت و تن‌پوش تکبّر را درپوشید و روپوش فروتنی را از تن به در کرد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.37 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ترجمه و شرح خطبه قاصعه، روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی یا ابلیس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْکبْرِیاءَ
وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِه
سپاس خدای راکه لباس عزّت و بزرگی درپوشید
و آن دو را برای خود گزید
و بر دیگر آفریدگان ممنوع گردانید
(بخشی از خطبه ۲۳۴)

«علی علیه السلام» فریادی در سکوت زمان،
و «نهج البلاغه» شفای دل ها و روح زندگی است،
کتابی که موجد تامّل های عمیق و شورانگیز آدمی، و نقطه وصل انسان با خداست.
نهج البلاغه، طلوع مهربان و زلال جادویی عمیق ترین رازهای رشد و تربیت، و چشمه جوشان حکمت و سیاست است.
و علی علیه السلام بر بلندای «جبل النور»، از «حرای» نهج البلاغه، پیام آور اسرار حیات است، و پژواک صدای رسایش در سینه ساکت کوهستان های دور، انفجار نور.
او «موذن» بلند آوازه معبد ایمان، و «بشارت» آرامش توحید است. و ما با همه توان به چنین روحی نزدیک می شویم و نزدیکتر... تا دورنمایی از تصویرها و معنی ها را با امواج احساسمان دریابیم، و به نیروی پارسایی در خود حلول دهیم و آنک، نم نم باران ها، و ریزش نهرها، و هیاهوی آبشارها و معراج «قلب سلیم»...
و تولدی دیگر...
***
خطبه ۲۳۴ نهج البلاغه، معروف به خطبه قاصعه(۱) طولانی ترین خطبه نهج البلاغه است. این خطبه در نکوهش ابلیس و صفت کبر و سرنوشت تکبرپیشگان ایراد شده است. از منابع و شروح اینگونه برداشت می شود که علت ایراد خطبه این بود که جوان های کوفه حالت کبر و غرور پیدا کرده و این امر موجب درگیری بین قبائل و اقوام را فراهم کرده بود. بیم این می رفت که این روحیه و اخلاق ناپسند موجب فتنه و فساد گردد، ازآنجاکه ریشه کن کردن مفاسد اجتماعی و اصلاح جامعه و ایجاد «اخوّت اسلامی» منوط به تهذیب و رشد فضائل و ترک رذائل است، امام در جهت اصلاح حال مردمان این خطبه را ایراد فرمود. تاریخ ایراد خطبه با توجه به اشاره امام به ناکثین، قاسطین و مارقین، باید سال ۳۹ یا ۴۰ قمری باشد.

منابع:

بخش هایی از این خطبه گرانسنگ توسط شیخ کلینی (م:۳۲۹)، در کتاب «فروع کافی»؛ نیز شیخ صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه»، جلد اول؛ ماوردی (م: ۴۵۰)، در کتاب «اعلام النبوه»؛ و سیدبن طاووس در کتاب «الیقین» ذکر گریده است.

مطالب مهم خطبه ۲۳۴:

- حمد و ثنای خداوند؛
- آزمایش الهی و اهداف آن؛
- ویژ گی های ابلیس (تعصب و تکبر)؛
- هشدار به مردمان از کید شیطان؛
- آفرینش و سرنوشت آدم(ع)؛
- تواضع و فروتنی و نقش آن در پیروزی بر تکبر؛
- انگیزه ایجاد تعصب؛
- تعصب پسندیده؛
- فرمانروایان متکبر و سرنوشت آنها؛
- امر به معروف و نهی از منکر؛
- انجام وظیفه امام در برابر ناکثین و قاسطین و مارقین؛
- تبیین جایگاه امام در نزد رسول خدا؛
- اشاره به معجزه پیامبر در فراخوانی درخت و آمدن آن؛

سبب نامگذاری خطبه به قاصعه:

شارحان نهج البلاغه درباره نام گذاری این خطبه چند نکته ذکر کرده اند:
۱- گویند وقتی امام(ع) این خطبه را ایراد می فرمود بر شتری سوار بود که مشغول علف خوردن و نشخوار کردن بود. بنابراین وقتی راویان این خطبه را نقل می کردند اشاره به شرایط و زمان و مکان آن می نمودند و می گفتند خطبه ای که بر روی «ناقه قاصعه» ایراد گردیده است. پس «قاصعه» از ریشه «قصع» و به معنای «بلعیدن» است.
۲- معنای دیگر قاصعه از ریشه «قصع القلمه» می باشد. یعنی حشره موزی را کشت، چون این خطبه روح مبارزه با شیطان را تقویت می کند و انسان ها را از نظر اخلاقی و ایمانی قوی می سازد که در برابر وسوسه های شیطان مقاومت کنند. ازاین رو شیطان که مصداق بارز تکبر و غرور و سرمنشا ایجاد کبر و نخوت است. با ایراد این خطبه و عمل به رهیافتهای آن، راه پیروزی بر او هموار می شود. بنابراین «قاصعه» یعنی «قاتله» یعنی شیطان و پیروانش با این بیان کشته و مطرود می شوند.
۳- معنای دیگر«قاصعه»، «ذاهبه» (رونده) است. یعنی دقّت و توجه نسبت به این خطبه، ریشه تکبّر را می خشکاند و درواقع «کبّر» می رود و «تواضع» می آید.
۴- قاصعه به معنای تحقیرکننده هم آمده است. امام(ع) با ایراد این خطبه شیطان متکبّر را پست و بی مقدار نمود و پستی او را نشان داده است.
البته همه این معانی به یک معنی بازمی گردد و آن هشدار امام به مردم در مورد بیماری تکبّر و خطر ابتلای بدان و ضرورت معالجه آن است.

(وَ مِنْ خُطْبَهٍ لَهُ عَلَیهِ السَّلامُ)
وَ مِنَ الناسِ مَن یسمِّی هذِهِ الْخُطْبَهَ بِالْقاصعَهِ، وَ هِیَ تَتَضمَّنُ ذَمَّ اِبْلِیسَ لَعَنَهُ اللَّهُ عَلَی استِکبارِهِ وَ تَرْکهِ السُّجُودَ لِادَمَ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ اِنَّهُ اَوَّلُ مَنْ اَظْهَرَ الْعَصَبِیهَ، وَ تَبِعَ الْحَمِیهَ، وَ تَحذِیرَ النّاسِ مِنْ سُلُوک طَرِیقَتِهِ.
از خطبه های آن گرامی - بر او درود - خطبه ای است که «قاصعه»(۲) نامیده می شود و نکوهش ابلیس را - نفرین خدا بر او - در بر دارد، به جهت خود بزرگ بینی وی و وانهادن سجده بر آدم - درود بر او - که طی این خطبه، حضرت مردم را از پیمودن راه ابلیس برحذر می دارد، زیرا همانا وی نخستین کسی است که تعصّب نشان داد و از غیرت بیجا پیروی کرد.

«شریف رضی»

۱

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْکبْرِیاءَ، وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ، وَ جَعَلَهُمَا حِمًی وَ حَرَماً عَلَی غَیرِه،ِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ، وَ جَعَلَ اللَّعْنَهَ عَلَی مَنْ نَازَعَهُ فِیهِمَا مِنْ عِبَادِهِ.

آغاز خطبه

سپاس ویژه خداست، آن که «عزّت» و «سترگی» را درپوشیده و آن هر دو را برای خویش و نه آفریدگانش برگزیده و قرقگاه و حریمی مخصوص خود قرار داده و آستانه جلال و شکوهش ساخته(۳) و بر هر بنده ای که در این دو خصلت با وی بستیزد، نفرین نهاده است.
***

۲

ثُمَّ اخْتَبَرَ بذَلِک مَلَائِکتَهُ الْمُقَرَّبِینَ، لِیمَیزَ الْمُتَوَاضعِینَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُستَکبِرِینَ. فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ الْعَالِمُ بِمُضمَرَاتِ الْقُلُوبِ وَ مَحْجُوبَاتِ الْغُیوبِ: «اِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ، فَاِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ، فَسَجَدَ الْمَلائِکهُ کلُّهُمْ اَجْمَعُونَ اِلَّا اِبْلِیسَ»

انسان، موجود برتر

آنگاه به همین کبریا فرشتگان مقرّب خویش را آزمود تا فروتنان از مستکبران شناخته شوند. پس خدای - پاکیزه باد نام وی - در حالی که دانای پنهانی دل ها و فروپوشنده غیب هاست فرمود: «من انسانی از خاک می آفرینم و چون او را موزون و به هنجار ساختم و در او از روح خود دمیدم، همه بر او سجده برید. آنگاه فرشتگان همگی او را سجده بردند مگر ابلیس»(۴).
***

۳

اعْتَرَضتْهُ الْحَمِیهُ فافْتَخَرَ عَلَی آدَمَ بِخَلْقِهِ، وَ تَعَصَّبَ عَلَیهِ لِاَصلِهِ. فَعدُوُّ اللَّهِ اِمامُ الْمُتَعَصِّبِینَ، وَ سَلَفُ الْمُستَکبِرِینَ، الَّذِی وَضعَ اَساسَ الْعَصَبِیهِ، وَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبَرِیهِ، وَ ادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ، وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ.

گاه آزمون

نخوت گریبان او بگرفت و به خلقت خویش بر آدم بالید و به خاطر طینت و اصل خود بر او تعصّب ورزید، پس دشمن خدا (شیطان) پیشوای متعصّبان و پیشاهنگ خود بزرگ بینان است، همان که بنیاد تعصّب را برنهاد و با خدا در ردای بزرگ منشی، به ستیزه پرداخت و تن پوش تکبّر را درپوشید و روپوش فروتنی را از تن به در کرد.
***

۴

اَلَا تَرَوْنَ کیفَ صَغَّرَهُ اللَّهُ بِتَکبُّرِهِ، وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ، فَجَعَلَهُ فِی الدُّنْیا مَدْحُوراً، وَ اَعَدَّ لَهُ فِی الْآخِرَهِ سَعِیراً.

عقوبت سخت خود بزرگ بینان

آیا نمی بینید که چگونه خداوند او را به خاطر خود بزرگ بینی و برتری جویی، کوچک و فرودست گردانید و در این جهان رانده و مطرود ساخت و برای وی در آن جهان زبانه آتش فراهم کرد؟
***

نظرات کاربران درباره کتاب ترجمه و شرح خطبه قاصعه، روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی یا ابلیس