فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب دو نمایشنامه از اورپید
ایفی‌ژنیا در اولیس و ایفی‌ژنیا در میان توری‌ها

نسخه الکترونیک کتاب دو نمایشنامه از اورپید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب دو نمایشنامه از اورپید

ایفی‌ژنیاهای اوریپید دو شاهکار ادبی بازمانده از دوران طلایی یونان هستند که جدای از درون‌مایه‌ی عمیق و فلسفی آن‌ها، دستمایه‌ی مطالعات مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی آن عصر بوده‌اند و هم‌چنان محققان، آثار درام‌نویسان آن عصر را مبنای بازگشودن عمیق‌ترین مباحث اسطوره‌شناسی و انسان‌شناسی می‌دانند.
ایفی‌ژنیاهای اوریپید را می‌توان از بزرگ‌ترین درام‌های چالش‌برانگیز یونان عصر شکوفایی نامید. حقایق عظیمی با محوریت قربانی انسان و ارزش‌های انسانی چنان در این دو نمایش‌نامه درهم تنیده‌اند و چنان مفاهیم عمیق و انسانی از آن متبادر می‌شود که مخاطب را با خالق اثر به یگانگی می‌رساند و هم‌گام و هم‌سو می‌کند.

ادامه...

  • ناشر: نشر قطره
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 0.98 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۹۵صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب دو نمایشنامه از اورپید

به بانی. ف

به دنیایش که دنیایم را پرستید و پرستیدمش
به ذره ذره خیره نگریستنش به دست هایم برنگاشتن این ترجمان که دردمند درد را پنهان می کرد تا بنویسم...
و من فروخورده و بی هوش در پندار خودخواهی ها میان جنگ برای یک زندگی می نوشتم...
و ندانستم دیوار کوتاه مرگ می تواند بنمایاند چه قدر عشق بزرگ است...
کودکی صورت نوباوه چهارده ساله ات رنجان از درد از جهان نخواهد رفت...
معصومیت و زیبایی ابدی ات...
و این آخرین بار بود که برایت توانایی نگاشتن کلام مستقیم برای دیگری خواهم داشت...
تو در کلام من بافته میان داستان هایم گنجیده ای...
و تو را به همان گور شیرین و گس از اقاقیا می سپارم که درونش می آیم... به همان بهشت شیرین...
تا مرگ که دراننده تمام حجاب ها است...



دو نمایشنامه از اورپید

ایفی ژنیا در اولیس و ایفی ژنیا در میان توری ها

اوریپید

مترجم: سحر پریازانی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



پیش گفتار مترجم انگلیسی

اوریپید «ایفی ژنیا در اولیس»(۱) را چندی پیش از مرگش در ۴۰۶ ق.م و چند ماه پیش از شکست آتن از اسپارت در جنگ پلوپونز(۲) نگاشت. «ایفی ژنیا در میان توری ها»(۳) حدوداً ده سال پیش تر نوشته شد. بنابراین ترتیب وقایع در دو نمایش نامه برعکس زمان نگارش آن هاست. اگر نمایش نامه ها قرار باشد باهم اجرا شوند بهتر است که ترتیب زمانی نگاشتن نمایش نامه ها را نادیده گرفته و روند طبیعی داستان در نظر گرفته شود.
تم محوری هر دو نمایش نامه هراس قربانی انسان است. به هر طریق این واقعیت اساسی قرن ها در پژوهش ادبی نادیده انگاشته شده است. قربانی انسان به عنوان یک عنصر بدیهی اسطوره پذیرفته شده بود، رخدادی که می توانست موجبات برخورد بین آگاممنون و کلیتم نسترا را فراهم آورد. پژوهش های متاخر به این تم محوری بهای بیشتری داده است حتی تا پذیرش این واقعیت که این ماجرا می تواند معرف خاطرات بازمانده از قربانی انسان باشد. (بحث مشابهی نیز درباره ی داستان ابراهیم و اسحاق(۴) نیز وجود دارد.) نادیده انگاشتن محوریت وحشت و پایین آوردن این موضوع تنها در حد عنصری بدیهی از اسطوره در اجراهای معاصر اشتباه خواهد بود.
داستان قربانی شدن ایفی ژنیا در منظومه های هومر پیدا نمی شود، اما در منابع بعد از هومر مانند هزیود از نجات او به دست آرتمیس نام برده شده است. به هر شکل داستان او قسمتی از سرگذشت سقوط «خاندان آترئوس» و موضوعی متداول در نمایش های قرن پنجم است. پیرمردان هم سرا در «اورست» آیسخلوس داستان قربانی شدن او را به دست پدرش می خوانند. در «الکترا»ی سوفوکل مرگ او دفاعیه ی کلیتم نسترا است از رفتارش با الکترا و اورست؛ همان طور که در نسخه ی اوریپید آمده است. به هرحال، داستان او قسمتی مهم از دوگانه های اخلاقی مطرح شده و در بسیاری نمایش نامه های باز مانده و از دست رفته را تشکیل می دهد.
آن چه که با حساسیت امروزی ما به طور خاص عجیب می نماید تعدد نسخه های مختلف داستان است. ما به داشتن نسخه ی یگانه ای از اساطیر خود خو گرفته ایم (داستان ابراهیم و اسحاق). اما برای یونانیان دوران باستان چنین نبوده است. روبرتو کالاسو(۵) در کتاب جدال برانگیز و درخشان خود، ازدواج کادموس و هارمونی،(۶) عنوان می کند که بازگویی و بازسازی یک داستان واحد ناشی از نگاه چندوجهی یونانیان به اسطوره های دینی و فرهنگی شان بود. به زبانی دیگر درحالی که ما حقیقی بودن یک داستان را در یکسان بودن نسخه های مختلف آن جست وجو می کنیم یونانیان حقیقت را در نگاه کردن از چند وجه به یک داستان درمی یافتند. این گرایش در ایفی ژنیا های اوریپید به طور خاص آشکار می شود. نه تنها هر دو نمایش نامه از بنیاد شکل های متفاوتی از وقایع را ارائه می دهند، بلکه در پایان هر دو نمایش نامه نشان می دهند که خدایان هم چنان جایگزین های دیگری هم دارند. بدبختانه پایان هر دو نمایش نامه دست خورده و برگشت ناپذیر، ازدست رفته است؛ اما این به یک اجرای مدرن اجازه ی بازسازی و نوآوری می دهد.
این ترجمه ها به منظور اجرای صحنه آماده شده اند. هم چون نمایش نامه های دیگر این مجموعه(۷) از ادبیات گفتاری استفاده شده است. اوریپید کنجکاوی مترجم امروزی را به چالش می کشد. شیوه ی او با در اختیار گرفتن یک لحن واحد قابل دستیابی نیست. آشیل کاملاً متفاوت با آگاممنون صحبت می کند و کلیتم نسترا با ایفی ژنیا. «ایفی ژنیا در اولیس» درست پیش از مراسم قربانی اتفاق می افتد. کلیتم نسترا و ایفی ژنیا توسط آگاممنون با دستاویز ازدواج آشیل و ایفی ژنیا به اولیس فراخوانده می شوند. به یاد داشته باشید که این نمایش نامه زمانی نگاشته شد که جهان یونان در پایان جنگ پولوپونز در حال متلاشی شدن از درون بود. ما با منلائوس و آگاممنون نه به عنوان دو قهرمان توانمند جنگ تروا بلکه به عنوان دو ژنرال رشوه خوار و سنگدل عامی روبه رو می شویم. آنان در مدح قربانی سخنوری می کنند. در پایان جوان معصوم می میرد تا جنگ بتواند ادامه یابد. لحن گفتارشان بیشتر خشن و عامیانه، و نیز مادی و سنگدلانه است. از سویی دیگر آشیل با دلیری و حتی خشونت و خودبینی شهسواری زره پوش سخن می گوید.
طنز در این دو نمایش نامه هویداست. پیرمرد خدمتکار در اولیس شخصیتی یک دنده و ترش رو است که به گونه ای یادآور برده ها در کمدی است. ایفی ژنیا در میان توری ها موقعیت هایی دارد که اگر کاملاً کمدی نباشد دست کم عامدانه خنده دار است. هر دو نمایش نامه به طور چشم گیری نمایشی هستند. تغییر و دگرگونی و چرخش طرح داستانی هر دو نمایش نامه سرشار از تعلیق است. فاجعه هر آن در شرف وقوع است و در نهایت به نقطه ی نجات می رسد. اما مخاطب با پایانی باور نکردنی، قتل به شکل قربانی انسان روبه رو می شود.

پیش گفتار مترجم فارسی

«ایفی ژنیا در اولیس» و «ایفی ژنیا در میان توری ها» اثر اوریپید(۸)، دو نمایش نامه از مجموعه «نمایش نامه هایی برای اجرا»(۹) و منتشر شده در نشر «الفنت»(۱۰) امریکا ست. نمایش نامه هایی برای اجرا مجموعه نمایش نامه های عصر کلاسیک هستند که به انگلیسی معاصر و به زبانی نزدیک به پرفورمنس و اجرا بازگردانده شده اند. تلاش من بر این بوده که این نمایش نامه های کهن همان گونه که از رسالت آن ها برمی آید به زبانی برگردانده شوند که هر چه بیشتر فاصله ی میان متن کهن و انسان امروز را بردارند. و بر آن بودم که زبان و قابلیت دو نمایش نامه را به اجراهای هر چه مدرن تر و بر پایه ی ادبیاتی دست یافتنی تر و نزدیک تر به فارسی امروز برسانم. در حقیقت شعر قربانی نثر شده تا درامی کهن با ساختاری نو تهی ای میان خود و نسل های نو تئاتر را کمتر کند. تنها این رسم را در سرود هم سرایان قدری واگذاشتم تا آهنگ خود را در شعر نو هم ساز کند. برای من که بخشی از خانواده ی بزرگ تئاتر هستم این دو ترجمه دغدغه ای دیرین برای نسل های نو تئاتر و خدمتی به فرهنگ این سرزمین بوده است. چون نگاه و دغدغه ام فاصله ی مخاطب تئاتر امروز به متون کهن بود، از این رو چاره ای جز برگزیدن زبانی شیوا و به دور از پیچیدگی و قربانی ادبیات شعرگونه ی اوریپید نبود. امید که گشایشی در آن سوی باشد...
ایفی ژنیا های اوریپید دو شاهکار ادبی بازمانده از دوران طلایی یونان هستند که جدای از درون مایه ی عمیق و فلسفی آن ها دستمایه ی مطالعات مردم شناسی و جامعه شناسی آن عصر بوده اند و هم چنان محققان آثار درام نویسان آن عصر را مبنای بازگشودن عمیق ترین مباحث اسطوره شناسی و انسان شناسی می دانند. ایفی ژنیا های اوریپید را می توان از بزرگ ترین درام های چالش برانگیز یونان عصر شکوفایی نامید. حقایق عظیمی با محوریت قربانی انسان و ارزش های انسانی چنان در این دو نمایش نامه در هم تنیده اند و چنان مفاهیم عمیق و انسانی از آن متبادر می شود که مخاطب را با خالق اثر به یگانگی می رساند و هم گام و هم سو می کند.
ایفی ژنیا های اوریپید انجام خاندان بزرگ آترئوس(۱۱) و داستان قربانی شدن ایفی ژنیا(۱۲) دختر بزرگ آگاممنون(۱۳) به دست خودش در بندر اولیس(۱۴) است. وحشت قربانی انسان در هر دو نمایش نامه تا آخرین لحظات وجود دارد و مخاطب را به جایگاه تلخ قربانی بر قربانگاه نزدیک می کند و وحشت و خشونت ناشی از بربریت آن را برای او نمایان می کند. در حقیقت آن چه که اوریپید با دستمایه قرار دادن اسطوره ایفی ژنیا خلق کرده یکی از بزرگ ترین منابع انسان شناسانه ی عصر حاضر بر رویکرد قربانی انسان در جوامع کهن است. و درواقع این دو نمایش نامه سندی دال بر انجام آیین های قربانی انسان و دوشیزه ها در یونان کهن است. آگاممنون به روایتی هنگامی که ناوگان عظیم یونان در آن بندر گرد آمده بودند تا به سوی نابودی تروا بتازند به آرتمیس(۱۵) توهین کرد و گوزن مقدس آن الهه را شکار کرد و گفت: «در چیره دستی شکار، من از آرتمیس قوی دست تر هستم.» و این چنین مورد غضب آرتمیس قرار گرفت و از باد موافق محروم شد. هر چند بنا به روایت هومر از جنگ تروا(۱۶) آرتمیس خود از بازدارندگان و مخالفان حمله ی یونانیان به تروا بوده است. کالکاس(۱۷) پیشگو رای به قربانی دختر بزرگ آگاممنون، ایفی ژنیا داد، و تنها راه حرکت ناوگان خسته و تاب از کف داده به تروا را قربانی ایفی ژنیا در معبد آرتمیس و به پای آن الهه دانست. آگاممنون مقهور و در تنگنای حقیقت همسرش کلیتم نسترا(۱۸) را فریفت و به نام ازدواج ایفی ژنیا با آشیل(۱۹) دخترش را به قتل گاه اولیس خواند. و باقی داستان پیچیدگی روابط انسانی میان این خاندان و تقلای دختر برای زندگی است که در نهایت به رستگاری می رسد. به رستگاری می رسد و گلو گاه خود را به قربانگاه آرتمیس تسلیم می کند. دو روایت وجود دارد که ایفی ژنیا معصومانه در برابر سرداران یونانی قربانی می شود و روایت دوم می گوید آرتمیس در دم آخر دلش به حال ایفی ژنیا به رحم می آید و به جای او گوزنی بر قربانگاه می گذارد و او را در میان مه و اثیر به سرزمین توری ها (کریمه فعلی) می برد و کاهنه ی معبد خود می کند. در آن سامان نیز کشتی شکستگان و راه گم کردگان را برای این الهه قربانی می کردند. و «ایفی ژنیا در میان توری ها» ادامه ی داستان «ایفی ژنیا در اولیس» و داستان یافتن اورستس برادرش و فرار او از آن سرزمین به همراه وی است که اوریپید با فاصله ی زمانی ده سال ابتدا «ایفی ژنیا در میان توری ها» و سپس «ایفی ژنیا در اولیس» را نگاشته است.
ایفی ژنیا هرچند تنها دوشیزه ای نیست که قربانی خشونت مردان در فرهنگ اساطیر یونان می شود باری به نام ترین آنان است. ایفی ژنیا بسیار معصوم تر از سایر دوشیزگان قربانی در یونان باستان است و در نهایت خود خواسته پا در دامگاه مرگ می گذارد و می خواهد کسی وی را با زور از گیسوانش بر زمین نکشد چرا که او به میل خود خواهد آمد و برای بزرگی یونان گلوگاهش را تسلیم خواهد کرد. شخصیت او در طول نمایش نامه متحول می شود و از کودکی هراسان از مرگ زودهنگام خویش و استغاثه برای زندگی خود به رستگاری از جهان ماده می رسد و خود را قربانی یونان می کند. در «ایفی ژنیا در اولیس» تمام وقایع لحظه به لحظه داستان را به اوج و دم تسلیم ایفی ژنیا به قربانگاه می رسانند. تک تک شخصیت های جدای از رسالت آن ها در روایت نمایش نامه، بخشی از سیاهه ی مکتوب جبر زندگی و خود قربانی عاملی بزرگ تر هستند و علی رغم شقی بودن آگاممنون به عنوان آن که همسر و دخترش را می فریبد تا شوکت و سنگینی تاج پیروزی بر تروا را بر سر جاه طلب خود احساس کند، خود قربانی خواست خدایان است. چه او می داند که جنگ بین تروا و یونان جنگ بین خدایان اولمپوس است و درمی یابد که قربانیِ ستیزه ی چند خدای با یک دیگر است و از آن می نالد و می گرید باری از آن سر نمی پیچد. چه به گفته ی او هر قدمی بردارد و به هر سویی برود نفرین شده است.
نفرین از آن جا دامن خاندان آترئوس را می گیرد که جد خاندان، تانتالوس(۲۰) از آتش حسد نسبت به خدایان اولمپ نشین و نامیرا بودنشان فرزند پسر خود پلوپس(۲۱) را قربانی می کند و به عنوان خوراک در ضیافتی بر سر سفره ی خدایان می آورد. او با این عمل هولناک می خواست به گونه ای نشان دهد که خدایان نیز فریب می خورند و برتر از انسان نیستند. هرچند تنها دمتر(۲۲) به دلیل از دست دادن دخترش پرسه فونه(۲۳) و غم ناشی از آن ناآگاهانه قدری از شانه ی پلوپس تناول می کند، خدایان پی به حرکت شنیع و شیطانی او می برند، او و خاندانش را نفرین می کنند. خدایان پلوپس را به زندگی بازمی گردانند و شانه ی پلوپس را باز می سازند. تانتالوس به جهان زیرین یا هادس(۲۴) فرستاده می شود و خدایان او را این چنین نفرین می کنند: وی را در استخری می افکنند که آبی گوارا در آن جریان دارد و بر فراز آن درختی پربار از میوه قرار دارد. او هنگامی که دستانش را برای برگرفتن آب دراز می کند آب در زمین فرو می رود و هنگامی که دست به شاخسار درخت برای چیدن میوه ای می برد درخت شاخ خود را پس می کشد و وی تا ابد از گرسنگی و تشنگی رنج خواهد برد. این نفرین در تاروپود این خاندان تنیده می شود و سایه ی آن در سرنوشت هر یک از اعضای این خاندان گسترده می شود. هرکدام از اعضای این خاندان تلخی و شوری سرنوشت را به گونه ای بر پیشانی نوشت خود دارد. نوادگان تانتالوس، آترئوس و تیستس(۲۵) در کشاکش دسترسی به قدرت از هیچ بی رحمی نسبت به یک دیگر فروگذار نمی کنند و چنان این نفرت بین برادران به عمق راه می گشاید که این دو و فرزندانشان تا به آخر نسبت به یک دیگر عناد می ورزند و از یک دیگر انتقام می کشند. تا آن جا که تیستس همسر آترئوس را می فریبد و با او هم خوابه می شود و آترئوس بعدتر برای انتقام دو فرزند وی را می پزد و در یک ضیافت دوستانه به خورد وی می دهد. داستان این خاندان سرشار از تابوشکنی های قابل تعمق فرزند کشی، مادرکشی، هم نوع خواری و قربانی انسان و فرزندان خود است. آگاممنون ایفی ژنیا را قربانی خودکامگی خود می کند و کلیتم نسترا فسرده در آتش انتقام می افتد و با نواده ی تیستس، ایجستس(۲۶) وارد رابطه ای عاشقانه به قصد انتقام از آگاممنون می شود. پس از ده سال از قربانی شدن ایفی ژنیا جنگ تروا پایان می پذیرد و سرکردگان سپاه یونان به خانه هایشان بازمی گردند. کلیتم نسترا آگاممنون را گشاده رو می پذیرد و حمام گرمی برای او مهیا می کند و به همراه فاسقش پسرعموی آگاممنون، او را در حمام با تبر مثله مثله می کند و به همراه ایجستس بر تخت آرگوس تکیه می زند، باری اورستس(۲۷) پسرش را از بیم ایجستس و قانون انتقام در یونان کهن که هر فرزندی باید پس از رسیدن به سن بلوغ انتقام پدر مقتول خود را بگیرد، به خانه عموی فرزندانش، استرافیوس(۲۸) می فرستد. ایفی ژنیا به روایتی قربانی می شود و تلخی مرگ این دوشیزه شانزده ساله که چون بره ای به پای سرکردگان سپاه یونان سلاخی می شود، سایه ی تیره و تلخی بر سر خوشبختی خاندان می افکند. و نماد نفرین بر این خاندان به نام اساطیر یونان است. اورستس با این باور پا می گیرد و برنا می شود که بار انتقام قتل پدرش را بر دوش دارد و چه بخواهد و چه نخواهد جامعه ی آن زمان یونان از او انتظار انتقام کشی دارد، هر چند که قاتل آن پدر، مادری است که از زهدان او به جهان آمده است! فشار افکار عمومی اورستس جوان را برمی انگیزد که به انتقام بلند شود و مادر و عموزاده ی خود را برکنار کند و بر تخت پدر بنشیند. اورست به آتن و معبد آپولو(۲۹) می رود؛ ایزدی نغمه خوان که راز رستگاری خاندان آترئوس در دستان او است. او اورست را به قتل مادرش و انتقام فرمان می دهد. اورستس و پیلادس(۳۰) دوست، پسرعمو و هم قطارش به کاخ وارد می شوند ایجستس را می کشند و آنگاه اورست مادرش کلیتم نسترا را که با تمام وجود از هیچ کوششی برای برانگیزاندن احساس مادر و فرزندی برای زنده ماندن فروگذار نمی کند، با شمشیر به قتل می رساند و ناگاه الهه های انتقام که در اساطیر یونان از آن ها به «فیوری ها»(۳۱) یاد می شود به سراغش می آیند و وی را هر کجا که از آن ها می گریزد دنبال می کنند و او را به وادی دیوانگی می کشانند. فیوری ها در حقیقت ندای وجدان بیدار اورستس هستند که وی را در وادی جنون از عمل خود می کشانند؛ ندای وجدان بیدار او از عمل شنیع مادرکشی. اورست سرگردان می شود و به دلیل جنون تلخی که گاه تمام وجود او را سراپا در برمی گیرد نیمه دیوانه و گریزان از دست های انتقام فیوری ها تخت سلطنت را رها می کند و سرزمینی از پس سرزمینی سرگردان می شود. مردم از عمل او نفرت دارند و خود را از او دور می کنند و اورست تنها و غرقه در رنج عمل خود به آتن می رود تا بین مردم ناشناس بماند و از آن جا که فرزند مرد به نامی است آن جا نیز مردم از او گریزانند و در نهایت کار وی را به دادگاه فرامی خوانند. در این دادگاه آپولو شخصاً از اورست حمایت می کند و با رای شش ـ شش و با دخالت آتنا(۳۲) وی تبرئه می شود و از او خواسته می شود که به سرزمین توری ها برود و تمثال آرتمیس، خواهر هم خون آپولو را که از آسمان بر سرزمین بربرها فرو افتاده است، برباید و با خود به آتن بازگرداند. چندی از فیوری ها رای دادگاه را می پذیرند و برخی وی را سرزمین از پس سرزمینی دیگر دنبال می کنند و او را ناتوان بر لبه های تاریک جنون می افکنند. اورستس و پیلادس عازم دریا های وحشی و محدوده ی هراسناکی به نام صخره های غران می شوند. صخره هایی که هیچ کشتی ای به سلامت از میان آن ها گذر نخواهد کرد و صخره هایی که با غرش سهمگین دریا بر خود سهمگین تر و غران تر می نمایند. آپولو اورست را به دنبال نجات و یافتن نیمه ی گمشده ی خودش، ایفی ژنیا می فرستد. وی تمثال خواهر هم خون و عزیزش آرتمیس را نشانه می گیرد و اورست را در دریاهای وحشی به دنبال یافتن عشق و هستی نو روانه می کند. چرا که تنها راه نجات اورست از جنون، آغوش گرم مادرانه ی خواهری است که پیش از آن که بشناسدش از دستش می دهد. خواهری که از تمام وجود او جز بویی در خاطر اورستس بر جای نمانده است. ایفی ژنیا اسیر کاهنه بودن خونین خویش عمر تنهای خود را در توری می گذراند. برادر از میان صخره های غران می گذرد و به ساحت هراسناک قومی می رسد که کشتی شکستگان غریبه را به پای تمثال آرتمیس، الهه آن دیار، قربانی می کنند و کاهنه ی آن همان خواهری است که ناخودآگاه برای رهاییدنش آمده است. اورست اسیر می شود و این بار به شومی تقدیرش و نفرین سایه افکنده بر خاندانش بافته در تاروپود تاریک آن ایمان می آورد، اما در کشاکش بیم و امید ایفی ژنیا را بازمی شناسد و به کمک او تمثال را می رباید و به آتن بازمی گرداند و خواهرش را پس از سال ها اسارت در معبدی خونین می رهاند «و الهه های انتقام به الهه های بخشش بدل می آیند». آپولو تمثال عزیز خواهرش را بازمی یابد و اورست از نفرین رها می شود و ایفی ژنیا را بازمی یابد. به گونه ای نیمه های گم شده یک دیگر را بازمی یابند. و این نقطه ی انجامی بر نفرین خاندان آترئوس است. ایفی ژنیا در میان توری ها یک «اسکِیپ پِلِی»(۳۳) است. اسکیپ پلی به معنای «نمایش نامه های فرار» نمایش نامه هایی هستند که در آخر روایت شخصیت محوری از محل و جایگاهی که در آن در جدال بوده می گریزد. ایفی ژنیا پس از رسیدن به یونان به دستور آتنا به براورون(۳۴) می رود. هرگز پیمان زناشویی نمی بندد و تا آخر عمر خویش به آرتمیس خدمت می کند و هنوز در براورون مراسم بزرگداشت وی برگزار می شود.

نظرات کاربران
درباره کتاب دو نمایشنامه از اورپید

ترجمه نسبتا خوبی داره ولی برخی از جاها از املاهای متفاوت برای اسم ها استفاده شده که بهتره یکنواخت باشن.
در 3 روز پیش توسط
مقدمهٔ زیبا ، و ترجمه هنرمندانه به زبان مخاطب روز در این کتاب قابل تقدیر است . امید به فردای بهتر از تلاش نسل توانمند امروز ! در کمک به فرهنگ انسانی ! حسن سلیقه کارشناسان فیدیبو در انتخاب این اثر !
در 8 ماه پیش توسط