فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما

نسخه الکترونیک کتاب خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما

باید با فرمان بازار حرکت کرد. با کسانی که دادوستد دارید چنان رفتار کنید که گویی عضوی از خانواده‌ی شما هستند. فراموش نکنید که با خدمات پس از فروش، انسان مشتریان همیشگی به دست می‌آورد. کالایی را به مشتری بفروشید که برایش سودمند باشد نه آنکه نظرش را جلب کرده باشد. هرگونه ضایعات حتی یک برگه‌ی کاغذ ناقابل قیمت محصول را به همان اندازه بالا خواهد برد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات بازاریابی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.85 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

هنگام مرور تاریخ مشاهده می کنیم که فراز و فرود ملتها مهمترین داستان شگفت انگیز دفتر تاریخ است. این فراز و فرودها دلایل مختلفی دارد که بی توجهی به هر یک از این دلایل مانع آشکار شدن واقعیت می شود و در نتیجه نمی توان راه چاره ای برای حل مشکلات ارائه کرد.
از طرفی در بررسی و یافتن دلیل مشکلات باید ریشه ای اندیشید تا علل اصلی گرفتاریها را یافت؛ چون توجه به ظواهر نمی تواند راهگشا باشد؛ چرا که از دیرباز گفته اند:

خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است

پرسش اصلی این است که این پای بستها کدامند؟
قطعاً در هر کشوری به فراخور حال و روز و وضعیتش این دلایل ریشه ای متفاوتند، به همین دلیل مردم هر سرزمینی باید بر اساس خرد جمعی خود این دلایل را شناسایی کند و آنگاه فرایندی سیستمی برای رفع این علتها تدوین کند و به اجرا درآورد.
به تعبیر دکتر محمود سریع القلم:

اولین گام برای رشد و توسعه را باید اصلاح فکر دانست.

او می گوید:

در کشور باید فکر ها را اصلاح کنیم و به نخبگان سیاسی بگوییم از ثروتمند شدن مردم ایران حمایت کنند چون آینده ی هر ملتی و توسعه ی هر کشوری در گرو ثروتی است که تولید می کند.

سریع القلم تولید ثروت برای یک ملت را منطق و کانون منظومه ای می داند که ما در آن زندگی می کنیم و ملتی که ثروت تولید نکند و گرفتار رانت باشد توسعه نخواهد داشت و در مرحله ی اول توسعه یافتگی که اصلاح فکر است، می ماند. وی همچنین به تعادل در زندگی اشاره می کند و می گوید:

آنهایی که در همه ی ابعاد زندگی تعادل دارند توانایی اصلاح فکر خود را دارند، بنابراین اصلاح فکر و پرورش اندیشه مبنای توسعه یافتگی است.

مساحت کشور ژاپن حدود یک ششم مساحت ایران است با ۱۲۶ میلیون نفر جمعیت و حدود ۷۰ درصد این کشور کوهستانی است به همین دلیل قیمت زمین مسطح در این کشور بسیار گران است، اما تنها سرمایه ای که ژاپن دارد انسان است.
این پژوهشگر مسائل اجتماعی ویژگی مردم ژاپن را چنین بیان می کند:

" این مردمان زیاد سوال می پرسند و کم سخن می گویند. من خود در دانشگاه خیلی تلاش می کنم که دانشجو زیاد سوال بپرسد و حتی اگر جواب سوال را ندانم راحت می گویم نمی دانم و تلاش می کنم در مورد موضوع مورد نظر اطلاعات کافی به دست آورم و جلسه ی بعد پاسخ پرسش دانشجو را بدهم."

سریع القلم "فرهنگ" را محور توسعه یافتگی می داند و اعتقاد دارد که افرادی که در مصدر قدرت هستند به مردم باید به عنوان شهروند نگاه کنند، نه رعیت.
جایگاه شهروند حتی از رئیس دولت نیز بالاتر است چون رئیس دولت خدمتگزار مردم است. شهروند حق دارد هوای سالم استشمام کند و دارای حقوق است که باید به آن حقوق احترام گذاشت.
وی تکنولوژی را مبنای کار آفرینی می داند و از نظر او فرهنگ یعنی فرهنگ جمعی، یعنی یک عده مسائل بیهوده را کنار گذاشته و سعی کنند از یکدیگر فرهنگ توسعه را بیاموزند.
وی برای رفع موانع جهت گام گذاشتن در راه توسعه، مراحل زیر را متذکر می شود: حرکت از فرد به جمع، حرکت از فرد به سازمان، حرکت از ابهت فردی به سمت توانایی فرد، حرکت از شوکت فردی به سمت ظرفیتهای فکری فرد و خودنمایی باید به مهارتهای مدیریتی تبدیل شود.
وی تعامل بین المللی را از سطوح بالای رشد می داند و اعتقاد دارد، هر کس بخواهد در سطح بالا رشد کند و هر کس در سطح بین المللی به دنبال اعتبار بگردد، باید تعامل بین المللی داشته باشد.
دیگر نکته اینکه، چون بدین جا رسیدی، صبری کلان و عزمی قوی باید تا بتوان در دوره ی زمانی یک یا دو نسل این راه حلها را اجرا و نهادینه کرد؛ آنگاه اگر بودی، می توانی شاهد شکفتن اولین شکوفه های رضایت و رفاه ملی و توسعه ی اجتماعی باشی.
در این راه همه ی افراد یک ملت، از زن و مرد و پیر و جوان در جایگاه خود باید بدانند و بخواهند و عمل کنند. پس اولین قدم در راه بهروزی هر مردمی، تلاش مستمر و دائمی در راه داناتر کردن و آگاهی بخشیدن به ایشان است که چه نیک گفته اند:

"توانایی در دانایی است."

در این کتاب در چارچوب موضوعهای زیر با خوانندگان محترم مباحثه خواهم داشت:
* یافتن مشکلات ما و دلایل اصلی بروز این مشکلات
* تلاش در یافتن راه حل این مشکلات
* نقش و وظیفه ی هر واحد اجتماعی در پیگیری این راه حلها
* و سرانجام ارائه ی این مطالب به صورت مدلی برای خوشبختی مردم سرزمین مان ایران و جهان
بدیهی است تمامی این مطالب از منظر عقیده و تجربه ی نگارنده است و به یقین از خطا و اشتباه مصون نیست؛ به همین دلیل دریافت پیشنهاد صاحبان رای و اندیشه و کسانی که قلبشان برای بهروزی آدم و آدمیت می تپد، برای اینجانب بسیار راهگشا خواهد بود؛ که گفته اند:

"همه چیز را همگان دانند."

در این نوشته تلاش شده است در کنار بیان مطالب و تعاریف و بایدها و نبایدها تا حد ممکن مصادیق و نمونه هایی از زندگی و رفتار کارآفرینان (بخصوص کارآفرینان ایرانی) آورده شود. برای این منظور از زندگی یک کارآفرین خارجی و یک کارآفرین ایرانی کمک گرفته شده است.
کارآفرین خارجی " کونوسوکی ماتسوشیتا" است. آقای ماتسوشیتا در سالهای گذشته از منظر کارشناسان و اساتید مختلف مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله به عقیده ی آقای جان پی کاتر، استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده ی کتاب "رهبری کارآفرین" او درخشانترین کارآفرین سده ی بیستم بوده است.
از بین کارآفرینان داخلی نیز "برادران خیامی" را برگزیده ام؛ چرا که موثرترین سازمان صنعتی ایران یادگار و حاصل تلاش آنهاست. در این راه علاوه بر استفاده از اطلاعات جمع آوری شده در مورد بعضی از کارآفرینان کشور و دنیا از موهبت مصاحبت با دوازده نفر از بازنشستگان شرکت ایران خودرو که از بدو کار این شرکت (با نام ایران ناسیونال) با برادران خیامی (موسسین اولیه ی این شرکت) همکاری داشته اند استفاده کرده ام که در همین جا وظیفه ی خود می دانم از هیات مدیره ی کانون بازنشستگان ایران خودرو و بخصوص سرکار خانم محبی که امکان مصاحبه با این بزرگان را برای اینجانب فراهم کرده اند، تشکر و قدردانی کنم؛ چرا که باز گفته اند:

"بی پیر به ظلمات مرو."

همچنین با استفاده از کتاب آقای کاتر هم تا حد ممکن مصادیقی از یک کارآفرین ژاپنی آورده ام. هدفم از ذکر این مصادیق این است که نشان داده شود دغدغه های کار آفرینان در همه جای دنیا یکی است، اما راه حلها و اقداماتشان با تکیه بر فرهنگ هر کشور کمی متفاوت است.
در پایان این کتاب هم خلاصه ای از زندگی این دو چهره ی درخشان کارآفرینی را آورده ام تا مشخص شود این افراد تا چه حد در افکار و اقدامات خود به هم نزدیک اند و یکسان.
برای مرور زندگی ماتسوشیتا از کتاب "رهبری کارآفرین" نوشته ی جان پی کاتر، ترجمه ی زنده یاد دکتر محمد علی طوسی استفاده کرده ام و برای زندگی برادران خیامی نیز نوشته ای از دکتر بهزادی که چند سال قبل در روزنامه ی اقتصادی آسیا به چاپ رسیده است را مورد استناد قرار داده ام.
گفته های این عزیزان و به طورکلی همه ی نمونه هایی که برای تقویت یا اثبات نوشته های خود آورده ام را با حروف پررنگ تر آورده ام تا معلوم شود این سخن از عزیزی یا منبعی غیر از نویسنده است.
امید آنکه روزی همه ی مردم ما به این دوبال پرواز اجتماعی برای رسیدن به قله ی تمدن انسانی مجهز شویم.
پیکرم آجین شده، به دست کسانی که دوستم دارند و پیکر آنان نیز آجین شده توسط من، که بسیار دوستشان می دارم! و سالهاست که می اندیشم که: چرا و چاره چیست؟
حاصل این اندیشیدن کتابی شد که اکنون در حال بوسه زدن بر دستهای شماست. این نوشته یک مطلب کلاسیک نیست و به درد کلاسهای درس نمی خورد. یک مطلب تحقیقی و دانش افزا نیز بعید است که باشد؛ نوشته ای است از ژرفای درون و دلسوزانه برای مردمی که بسیار برایم عزیزند و حاصل تلاش ذهنی من برای سرزمینی است که عاشقانه دوستش می دارم.

من این دلکش زمین را می پرستم
من این روشن سما را دوست دارم

اگر آلوده دامانید، اگر پاک
من ای مردم، شما را دوست دارم

و به قول حکیم ملاصدرا می گوید:

ویرانه ای است این جهان، عمر کفاف نمی دهد که آبادش کنم و غیرت، رخصت نمی دهد که رهایش کنم.
پس، آبادسازی یک گوشه ی گم جهان به دست من، آبادسازی کل جهان است به دست همگان.

آنگاه که در کلاسهای خود با مفهوم "خلاقیت و کارآفرینی" آشنا شدید،
و آنگاه که شوقی برای ساختن وطنتان پیدا کردید،
و بالاخره زمانی که اراده کردید آن گوشه ی گمی که به شما سپرده اند را آباد کنید،
تا اگر همراهی برای آبادی گوشه های گم دیگر جهان بود،
با تلاش همه ی شما، جهان آباد شود، و نام "ایران" دگرباره بر تارک آن بدرخشد،
خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد می کنم.
و به هر کس که اینگونه آرزو دارد،
و در راه تحقق این آرزو گام برمی دارد.

ناصر بیک زاده مرزبانی

پیشگفتار

از نظر کار افراد به سه دسته تقسیم می شوند، عده ای کارفروش هستند، انسانهای شریفی که برای دیگران کار می کنند نظیر کارمندان، کارگران و...، عده ای خوداشتغال هستند، انسانهایی که فعالیت تک نفره دارند مثل رانندگان تاکسی یا مغازه دارانی که راساً و بدون هیچ کمکی مغازه شان را اداره می کنند. اما دسته ی سوم کارآفرین هستند که سازمانها را ایجاد می کنند و علاوه بر اشتغال زایی، ثروت زایی، اعتمادبه نفس آفرینی و... را برای سایرین مهیاسازی می کنند. حال اگر این کارآفرینان، ایده آفرین هم باشند جامعیت بین افکار و اعمال در آنها بیشتر می شود. هر چند حتماً هم لازم نیست ایده آفرین و کارآفرین یک نفر باشد. ایده آفرین کسی است که با ارائه ی ایده های ساختارشکن متفاوت از دیگران می بیند، می شنود و فکر می کند.
شومپیتر، پدر کارآفرینی، کارآفرینان ایده آفرین را افرادی می داند که دست به تخریب خلاق می زند و همواره خارج از چارچوبها می اندیشند. اما ایده های ساختارشکن نیاز به اقدام عملی دارد تا به ثمر برسند و این اقدام عملی از کارآفرینان برمی آید.
به شخصه معتقد هستم صرفاً با آموزش نمی توان کارآفرین پرورش داد چون به نظرم کارآفرینی مربوط به جگر است و آموزش مربوط به مغز. ما با آموزش، سطح دانایی افراد را ارتقا می دهیم. اما اگر تیپ شخصیتی فرد حرکتی نباشد و به اصطلاح عام مردم جگر کاروکسب راه انداختن را نداشته باشد و در روز بیش از ۱۶ ساعت برای رسیدن به هدفش زحمت نکشد، در این صورت آموزش کارساز نخواهد بود. ذات کارآفرینی قابل آموزش نیست، ولی مهارتهای آن را می توان آموزش داد.
روزی یکی از مدیران ارشد سازمانی که بخشی از شهریه ی دوره های کارآفرینی را می پرداختند به من گلایه کرد که چرا در دوره های آموزشگاه بازارسازان به کارآفرینی نمی پردازیم؟ پاسخ من این بود که اگر اجازه می دهید و بودجه ی لازم را تامین می کنید تا ابتدا با مصاحبه ها و تستهای استعدادسنجی صحیح و علمی، اشخاص را برای ورود به کلاس کارآفرینی سنجش کنیم و آنهایی که شرایط ورود به کلاس را دارند جذب کنیم، این کار را می کنیم. اعتقاد من این است که آموزش شرط لازم برای کارآفرین است، اما اگر با تیپ شخصیتی متناسب کارآفرینی همراه نباشد به هدر دادن ثروت ملی است.
به نظر من ماتسوشیتا و برادران خیامی و بزرگان کارآفرین دیگر، جوهره و استعداد کارآفرین شدن را داشته اند و با آموزشهای درون خانواده پرورش یافته و راهی تازه آفریدند. برای مثال آنجا که پدر ماتسوشیتا تاکید می کند ایشان نباید در سازمان دولتی استخدام شود بلکه، باید در صنعت، شاگردی کند تا خودش به درجه ای برسد که کسب وکاری را راه بیندازد، بستر مناسبی برای فعالیت ایشان فراهم شد. پس بعد از استعداد، شاگردی کردن، خاک بازار و صنعت را خوردن و پله های ترقی را طی کردن، عامل بعدی است.
پیتر دراکر، پدر مدیریت علمی جهان می گوید: کارآفرین فردی است که فعالیت اقتصادی کوچک، جدید و متعلق به خود را شروع می کند. او ارزشها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را متحول می کند. آنها ریسک پذیرند، البته ریسکی که لازمه ی هر فعالیت اقتصادی است، و بزرگی دیگر اضافه می کند، کارآفرین نیروی محرکه و موتور اقتصادی جامعه است. یکی از مهمترین ویژگی هر کارآفرین، نوآوری است. فرایند کارآفرینی نوعی تخریب خلاق است، به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده ی کارآفرینی همان انجام کارهای جدید و یا ابداع روشهای نوین در کارهای جاری است که این روش نوین همان تخریب خلاق است.
آقای مهندس ناصر بیک زاده مرزبانی با کوله باری از دانش و تجربه در مدیریت ارشد شرکتهای صنعتی و تعامل با مدیران و کارآفرینان بزرگ ایرانی و جهانی، کتاب "خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما" را تالیف کرده اند. کتاب چارچوب و ساختار محکمی دارد. با تعاریف خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی با یک ادبیات تحقیق قوی شروع شده است، نظرات بسیاری از صاحبنظران در این حوزه گردآوری شده است و سپس به کارآفرینی فردی، کارآفرینی سازمانی، کارآفرینی ملی و در نهایت کارآفرینی جهانی در فصول مختلف پرداخته شده است.
در ادامه چند برداشت کوتاه از کتاب را می آورم:
کارآفرینی شرکتی همراه با نوآوری در شرکت تحقق می یابد و شامل نوسازی، احیا و القای قوانین جدید رقابت می باشد. در پس این اندیشه ها، فردی قرار دارد که گرچه نقش رهبری دارد، اما به تنهایی قادر به نوآوری نیست و نیاز به سازماندهی گروههای کاری دارد. پس نقش سازمانها در تحقق اهداف کارآفرینی مهم است، اما هر سازمانی نمی تواند این نقش را عملی سازد. پس نیاز به سازمان یادگیرنده داریم که سازمانی است که با قدرت و به صورت جمعی یاد می گیرد و دائماً خودش را به نحوی تغییر می دهد که بتواند با هدف موفقیت مجموعه سازمانی به نحو بهتری اطلاعات را جمع آوری، مدیریت و استفاده کند. برای مثال، به شرکت وال مارت به عنوان بزرگترین شرکت بخش خصوصی جهان نگاه کنید، این شرکت با حدود یک میلیون و دویست هزار نفر نیرو را سم والتون بنیان گذاشت.
به راستی مدیران ارشد، متولیان فرهنگ سازمان هستند. به تفکرات سم والتون دقت کنید. آنجا که سه پایه ی ارزشهای رهبری و تصمیم گیری را احترام به افراد (کارکنان)، خدمت به مشتری و تلاش برای تعالی ذکر می کند و می گوید: "ما با یکدیگر کار می کنیم، این راز پایداری ما است. ما هزینه ی زندگی را برای همه ی افراد کاهش خواهیم داد. فرصتی فراهم خواهیم آورد که همه ی دنیا مزایای آن را ببینند و زندگی بهتری داشته باشند. ما به آنچه انجام می دهیم افتخار می کنیم." بی دلیل نیست که وال مارت به این درجه از توفیق می رسد. چون انسانهای بزرگ همچون سم والتون افکار بزرگ دارند و این افکار بزرگ با اقدام عملی و سازمان یادگیرنده که پیوند می خورد نتایج بی نظیر را فراهم می سازد. کارآفرین فقط دستور نمی دهد بلکه، خود بیشتر از همه کار می کند. چنانکه ادیسون رمز نابغه شدنش را ۱ درصد خلاقیت و ۹۹ درصد آگاهانه عرق ریختن بیان می کند.
سرنوشت برادران خیامی را در پایان کتاب بخوانید که چگونه بیشتر از سایر افراد سازمانشان کار می کردند، آن هم کار عاشقانه. لی اسکات، مدیرعامل بعدی وال مارت و دست پرورده ی سم والتون می گوید: "باور همگان این است که به محض آنکه مدیرعامل شدی می توانی دستور دهی و کارها انجام شود. اما حقیقت آن است که تنها با نفوذ در دیگران می توان اثری برجای گذاشت." پس رهبری به معنای توان نفوذ کردن در دل همراهان، یکی از اصول دیگر کارآفرینان موفق است و بعد داشتن چشم انداز. کارآفرین روِیا دارد. سودای بزرگی در سر دارد. فقط به سود مادی نمی اندیشد. آرامش او در کار و چالش است.
به چشم انداز تویوتا دقت کنید: "ما قصد داریم براساس اصول راهنمای خود در ترسیم پایدار جامعه و زمین مشارکت داشته باشیم. تعامل باز و منصفانه ی مدیریت با ذی نفعان، کارکنان، محیط زیست، جامعه و شرکای کسب وکار برایمان بسیار مهم است. ما عملیات کسب وکار خود را یکپارچه و صادقانه انجام می دهیم." پس اصل دیگر موفقیت کارآفرینان، جامعیت نگری است. آنها به تمام ابعاد زنجیره ی ارزش آفرینی و جامعه توجه دارند. کارآفرینان ثروت آفرین هستند، نه فقط برای خود بلکه، برای بشریت. آنها وقتی به درجه ی کارآفرینی جهانی می رسند دیگر حتی فقط به کشور خودشان نمی اندیشند و به قول پاستور، به نحوی عمل می کنند که آنگاه که وقت رفتن است این حق را داشته باشند که با صدای بلند بگویند که من آنچه را در توان داشته ام برای بشریت انجام دادم.
در کتاب بخوبی اشاره شده است که کارآفرینان جهانی برای رسیدن به موفقیت ناچار به ایجاد ۴ شایستگی هستند.

* باید به روشنی دلایل لزوم جهانی شدن خودشان را تعیین کنند.
* بیاموزند با شرکای قدرتمند ائتلاف کنند.
* در مدیریت زنجیره ی تامین جهانی عالی عمل کنند.
* فرهنگ چندملیتی در سازمان خود خلق کنند.
و می بینیم به جایی می رسیم که به جای رقابت کورکورانه وارد مسابقه ای در جهان، برای خدمت گذاری به بشریت و اول شدن در مسابقه ی مشتری نوازی می شویم، همکاری و تعامل جایگاه جدیدی پیدا می کند. آنجا که نویسنده از حافظ می آورد:

جنگ هفتادودو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

و عبارت زرتشت را به ما یادآور می شود که "میزان خوشبختی هر کس به اندازه ی تلاشی است که او برای خوشبختی دیگران می کند." در بخشی از کتاب و در پیوستها نمونه ی کارآفرینان بزرگ ایرانی (برادران خیامی) و ژاپنی (ماتسوشیتا) معرفی شده اند که به جذابیت کتاب بیش از پیش افزوده است. به راستی هیچ چیز به اندازه ی خواندن داستان موفقیت و سرنوشت یک کارآفرین برای جوانان یادگیرنده نمی تواند ثمربخش باشد.
در پایان، عباراتی کوتاه از ماتسوشیتا را یادآور می شویم؛ "باید با فرمان بازار حرکت کرد. با کسانی که دادوستد دارید چنان رفتار کنید که گویی عضوی از خانواده ی شما هستند. فراموش نکنید که با خدمات پس از فروش، انسان مشتریان همیشگی به دست می آورد. کالایی را به مشتری بفروشید که برایش سودمند باشد نه آنکه نظرش را جلب کرده باشد. هرگونه ضایعات حتی یک برگه ی کاغذ ناقابل قیمت محصول را به همان اندازه بالا خواهد برد."
از مطالعه ی کتاب لذت فراوان بردم. بار دیگر از زحمات مهندس مرزبانی تشکر می کنم. ایشان کار بزرگی را پیش گرفته اند. با قلم شیوا و دانش قابل احترام، تجربیات خویش را همراه با پیشینه پژوهی عمیق در ادبیات حوزه ی کارآفرینی و بررسی داستان بزرگان پیوند زده اند و کتابی خواندنی و یاد دهنده را برای ما رقم زده اند.
از همکاران خوبم احمد آخوندی و محسن جاویدموید در انتشارات بازاریابی که زحمات زیادی برای چاپ و نشر کتاب متحمل شدند سپاسگزارم.
از سرکار خانم مریم چهاربالشی که سالها با مهندس مرزبانی کار کرده اند و افتخار این را داشته اند که از محضرشان درس بگیرند و ویراستاری این کتاب را متقبل شدند، ممنونم.
تقاضا می کنم توصیه ها و نظرات خود را برای در نظر گرفتن جهت چاپهای بعدی کتاب از طریق زیر به ما برسانید:

* سایت شخصی پرویز درگی: www.dargi.ir
* نشانی اینترنتی: info@TMBA.ir
* سایت انتشارات بازاریابی: www.marketingPublisher.ir
* نشانی اینترنتی: info@marketingPublisher.ir
* نشانی انتشارات بازاریابی: تهران، خیابان آزادی (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالی، کوچه نمایندگی، پلاک ۱، واحد ۱۰
*  با شماره ی تلفکس: ۶۶۴۳۱۴۶۱(۰۲۱)
* با شماره ی تلفنهای: ۶۶۴۲۳۶۶۷(۰۲۱) و ۶۶۴۳۴۰۵۵(۰۲۱)
* با شماره ی تلفن همراه شخصی ام: ۰۹۱۲۱۹۹۴۲۸۱
گر بخواهید در این یک دم عمر
نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان
بس برازنده و لایق باشید

هدفی ناب بیابید و در راه وصال
عالم عامل عاشق باشید

سبز باشید
پرویز درگی

فصل اول: تعریف و مقدمه

با مطالعه ی فرهنگ کشورهای توسعه یافته، به وضوح در می یابیم که در همه ی این کشورها فضا برای فعالیت کارآفرینان بسیار باز است. به صورت کلی می توان گفت میزان توسعه یافتگی هر کشوری تابعی از آزادی عمل و حمایت از کارآفرینان است. این مطلب بارها و بارها نیز از سوی دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی مورد تاکید قرار گرفته است و من نیز در ادامه در کتاب پیش رو بعضی از نکات موکد ایشان را بیان می کنم.
برای بحث موجز و دقیق در حوزه ی کارآفرینی، ابتدا باید بدانیم که کارآفرینی خود حاصل و منتج از "نوآوری" است و این مفهوم نیز زاییده شده و حاصل مفهوم دیگری به نام "خلاقیت" است و مهم این است که فرایندهای اجرایی برای شکل گیری حلقه ی خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در جامعه شکل عملیاتی پیدا کند؛ حتی می توان گفت شکل گیری این فرایند در نهایت منجر به توسعه و پیشرفت ملل خواهد شد.
از جهت مخالف نیز می توان، موانع بروز و حاکمیت این سه پدیده ی به هم پیوسته را شناسایی کرد و با تجزیه وتحلیل علمی و آسیب شناسی، موانع تحقق شرایط مطلوب را شناسایی کرد. این در حقیقت همان روشی است که لقمان حکیم می گوید، ادب را از بی ادبان آموخته است.
در هر صورت نباید فراموش کنیم که برای یافتن راه حل برای مشکلات اجتماعی و فرهنگی هرگز نمی توان با پاک کردن صورت مساله به گشوده شدن گره کمک کرد، بلکه، "راهکارِ" یافتن "راهکار" شاید این باشد که به قول سهراب سپهری، چشمها را بشوییم و جور دیگر ببینیم.
به همین دلیل در کتاب پیش رو تلاش می کنم با تعاریف و مفاهیم این سه کلمه آشنا شویم؛ چرا که هدف اصلی این کتاب جستن راههایی است که در نهایت بتواند این سه مفهوم را بر زندگی اجتماعی ما حاکم سازد و بر این باورم که این تنها راه برون رفت از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ما در شرایط کنونی است؛ البته با تکیه بر فرهنگ غنی ملی خود و بومی سازی این مفاهیم.

نظرات کاربران درباره کتاب خلاقیت و کارآفرینی، دو بال پرواز ما