Loading

چند لحظه ...
کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند

کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند

نسخه الکترونیک کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱,۹۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند

حس کرد یکی از اتومبیل‌هایی که باسرعت از کنارش می‌گذشتند برای او ایستاده است. سرش را پایین آورد. پژو‌ِ نقره‌ای تمیزی روبه‌رویش ایستاده بود و شیشه‌ی سمتِ او آرام و یکنواخت پایین می‌رفت. پشتِ فرمان، مرد خم شده بود و نگاهش می‌کرد. بی‌لبخند و حرف. حورا لحظه‌ای ترسید، اما بی‌درنگ یاد شرایطی افتاد که در آن قرار گرفته بود و تصمیمش را گرفت. چه اتفاقی می‌توانست بیفتد؟ این‌همه با بچه‌های دانشکده تاکسی‌مرسی سوار شده‌اند، چه اتفاقی افتاده است جز نهایتاً ردوبدل کردن چند شماره‌ی تلفن و گفتن و خندیدن؟ اما این‌بار تنها بود. این هیجان کار را بیشتر می‌کرد. هر چند تنهایی خیلی از کارها لطفی ندارند. با این‌حال، طرف با این سن‌وسال و ریش‌وپشم... نه، در این برف حتماً آدم‌های بامرام هم هستند که قصدشان کمک کردن است و بس. درِ عقب را باز کرد. این‌طوری دست‌کم امن‌تر است و دست مرد به او نمی‌رسد. صدای ویگن پیش از آن‌که سلام کند فضا را پر کرده بود: پس از این زاری مکن، هوس یاری مکن، تو ای ناکام دل دیوانه... مرد بلافاصله راه افتاد. حورا گفت: خیلی لطف کردید. واقعاً معلوم نبود تا کی باید زیر برف می‌ایستادم. چشم‌های مرد در آینه لبخند زدند. صدای موسیقی را کم کرد. ـ خواهش می‌کنم. حسابی خیس شده‌ید.

ادامه...

مشخصات کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر ۱۳۸۸/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.59 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند

اواسط کتاب جمله ای است که می گوید "تنها مرگ، زیبایی عشق را آشکار میکند". به نظرم تمام داستان تلاش نویسنده برای نشان دادن تجلی این جمله است. بخشهای مرگ، بخش های جنگ و شیمیایی و رنج جان کندن است و بخشهای عشق، روابط آدمی و احساسات فروخورده و ممنوعه. برای نشان دادن در هم تنیدگی عشق و مرگ هم چه چیز بهتر از مرور خاطرات و نوستالژی های غم انگیز یعنی به لحاظ ساختاری نویسنده ذهن منظمی دارد و به لحاظ خیال پردازی هم نگاهش را می پسندم. ترکیب این دو در فضاسازی، بخصوص در صحنه های مرگ و شیمیایی کاملا اثرگذار است و خواننده را با خود همراه می کند. اما به همین اندازه به نظرم در دیالوگ نویسی ضعف دارد و شاید اگر همین مهارت را در نوشتن دیالوگها و انتخاب کلمات داشت، شعارگونگی پاره ای از بخش ها کمتر میشد و اثرگذاری داستان چند برابر. در کل، نسبت به داستانهای معاصر ایرانی فراوانی که در یکی دو سال گذشته خوانده ام کیفیت بالاتری داشت، گرچه هنوز انتظار آثار بهتر و پخته تری را میکشم
در ۲ سال پیش توسط امین ( | )
هر چند علت کینه ی فریبا به شوهرش و علت کار رسول برای من مشخص نشد، اما از جهت پرداختن به جنبه ی دیده نشده ای از جنگ یعنی بمباران شیمیایی و عوارض و پیامدهای آن، بسیار جالب بود.
در ۴ سال پیش توسط شهرزاد همامی ( | )
کتاب خوبی بوددفقط یه کم شیوه روایتش فرق داشت
در ۳ سال پیش توسط زهرا صادقیان ( | )