فیدیبو نماینده قانونی نشر نشانه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب نگاهی به سینما در دوران طلایی
جلد دوم، نقش هنرپیشگان زن

نسخه الکترونیک کتاب نگاهی به سینما در دوران طلایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نگاهی به سینما در دوران طلایی


در جلد دوم، از نقش هنرپیشگان زن در دوران طلایی سینما از ۱۹۱۴ تا ۱۹۷۵ سخن به میان می‌آید.

ادامه...

  • ناشر: نشر نشانه
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 2.42 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۷۴صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب نگاهی به سینما در دوران طلایی



نگاهی به سینما در دوران طلایی

نقش هنرپیشگان زن

جلد دوم

جلال رضایی راد





 حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



در جلد دوم، از نقش هنرپیشگان زن در دوران طلایی سینما از ۱۹۱۴ تا ۱۹۷۵ سخن به میان می آید. 

گرتا گاربو 




گرتا گاربو Greta Garbo

که نام اصلی اش گرتا گوستافسون است سپتامبر ۱۹۰۵ در شهراستکهلم سوئد در یک خانواده فقیر کارگری به دنیا آمد. او بچه ای خیالباف بود و همین ویژگی سبب شد تا به هنر تئاتر روی آورد. او در یک مسابقه زیبایی خوش درخشید و به خاطر چهره ی جذاب و استعداد هنری اش به مدرسه ی عالی هنرهای دراماتیک سوئد راه یافت. در یکی از نمایش هایش مورد توجه کارگردان سوئدی، موریتس استیلر، قرار گرفت که نقشی در فیلم رومانتیک داستان گوستابرلینگ (۱۹۲۴) به او داد. گاربو در این فیلم چنان تاثیری از خود برجای نهاد که کارگردان سوئدی او را با خود به آمریکا برد تا شانسش را در آن کشور امتحان کند. در آن جا لوییس ب مایر، مدیر کمپانی فیلمسازی متروگلدوین مایر، که نقش رویایی او را در فیلم سوئدی بسیار پسندیده بود، گاربو را به هالیوود دعوت کرد ودر فیلم جسم و شیطان (۱۹۲۷) شرکت داد.
نقش گاربو در این فیلم بود که از او یک ستاره جهانی ساخت.
نخستین فیلم ناطق گاربو آناکریستی (۱۹۳۰) نام داشت. مدیر تبلیغ و بازاریابی هالیوود با سروصدای زیاد به دوستداران سینما بشارت داد که از این پس گاربو حرف می زند. همان سال او در فیلم عاشقانه ی رومانس شرکت جست و برای نخستین بار به خاطر نقشش در هر دو فیلم نامزد جایزه ی اسکار گردید.
در سال ۱۹۳۱ محبوبیت او چنان بود که شرایط عقد قرارداد برای شرکت در فیلم ها را خود تعیین می کرد. شهرت او در فیلم های ماتاهاری (۱۹۳۱) در نقش جاسوسه ی آلمانی جنگ جهانی اول و گراند هتل(۱۹۳۲) در نقش بالرین روسی همچنان ادامه یافت. با فیلم مادام کاملیا (۱۹۳۶) که در آن با رابرت تیلور همبازی بود، شهرت او به اوج رسید و برای دومین بار نامزد جایزه ی اسکار شد. بسیاری از منقدین و مورخین سینمایی نقش او را در هرسه فیلم یاد شده عالی توصیف کردند. پس از آن، ستاره ی او ناگهان افول کرد چون نقش هایش در آن سری فیلمهای رومانتیک تکراری شده بود.
پس از مدت ها کناره گیری و دوری از سینما، گاربو با شرکت در یک نقش کاملاً متفاوت، یعنی فیلم کمدی نینوچکا (۱۹۳۹) دوباره زنده شد. منقدین و مردم گفتند چه خوب که او از حالت غمگین همیشگی خود خارج شد و لبخند برلب آورد. او با این فیلم برای سومین بار نامزد جایزه ی اسکار گردید.پس از شکست فیلم زن دوچهره (۱۹۴۱) او در سن سی وپنج سالگی بعد از شرکت در بیست وهشت فیلم، دیگر به صحنه نیامد و رسماً کناره گیری کرد. با وجود این به خاطر نقشش در همین فیلم از سوی شورای ملی بررسی فیلم های سینمایی جایزه ی بهترین اکتریس را دریافت داشت. هالیوود به خاطر نقش والایش در صنعت سینما به او اسکار افتخاری تمام عمر اعطا کرد ولی او در مراسم اسکار حضور نیافت و جایزه ی طلای اسکار را به خانه اش پست کردند.
از فیلم های قابل ذکر دیگر او می توان به آناکارنینا (۱۹۳۵) اشاره کرد که درآن جایزه ی بهترین آکتریس را از سوی منقدین فیلم نیویورک دریافت کرد. شرکت او در فیلم سوزان لیناکس (۱۹۳۱) همبازی او کلارک گیبل را به شهرت رساند. گاربو به خاطر شرکت در آن فیلم، محبوب ترین ستاره ی زن سال های ۱۹۳۱ – ۱۹۳۰ شناخته شد.
گرتا گاربوی افسانه ای ابرستاره ی دوران طلایی سینما به شمار می آمد. او استیلی در هنرپیشگی ارائه داد که تفاوت آشکار باتمام هنرپیشگان عصر خود داشت. او درواقع جلوتر از زمانش بود. کمپانی متروگلدوین مایر به خاطر دراختیار داشتن چنین هنرپیشه ای به خود می بالید.بسیاری از صاحب نظران سینمایی درباره ی او سخن گفته اند؛ تی بر می گوید: او در دوران سینمای صامت با حرکاتش در روی صحنه، با اشاره ها و با نحوه ی نگاه هایش تمام احساساتش را بیان می کرد و در یک آن، قادر بود احساس درونی خود را از خشم به غم تغییر دهد. جفری ونس، مورخ سینما، هم می گوید او درونی ترین احساسات خود را با حرکت، اشاره و نگاه بروز می داد. به همین لحاظ نقش او در فیلم ها خیلی رئالیستی جلوه می کرد. رکس اوهیلی همبازی او در فیلم مادام کاملیا می گوید: گاربو در واقع نقش بازی نمی کرد بلکه با نقش هایش زندگی می کرد. کلارنس براون، کارگردان که هفت فیلم با گاربو ساخت، می گوید: گاربو چیزی در پشت چشمانش داشت که شما قادر نبودید بخوانید مگر آن که روی صورت او کلوزآپ می شد؛ اگر او قرار بود به یک نفر با رشک و به دیگری با عشق بنگرد، نیازی نداشت که احساسش را تغییر دهد. همین که چشمش از یک شخص به شخص دیگر می افتاد، شما رنگ عشق یا حسد را در آن می دیدید. هیچ کس تا آن زمان نتوانسته بود روی پرده ی سینما یک چنین ویژگی ارائه دهد.
گاربو در سال ۱۹۸۳ به دلیل خدماتش به صنعت سینما جایزه ی ستاره ی قطبی از سوی پادشاه سوئد دریافت کرد. در بلوار هالیوود جای پای شماره ۶۹۰۱ مشاهیر سینما به او اختصاص داده شده است. او سال های زیادی در انظار ظاهر نمی شد و از همه دوری می جست تا این که در آوریل۱۹۹۰ در سن هشتاد و چهارسالگی به علت ابتلا به ذات الریه درگذشت.



گرتاگاربو در نقش ماتاهاری هلندی
داستان سینمایی
باشرکت:
گرتا گاربو در نقش ماتاهاری
رامون نووارو در نقش ستوان آلکسی روزانوف خلبان روسی
لوییس استون (رییس شبکه ی جاسوسی آلمان)
لایونل باریمور در نقش ژنرال روسی سرگیی شوبین
کارگردان: فیتز موریس
تهیه کننده: ایروینگ تالبرگ
محصول ۱۹۳۱ کمپانی متروگلدوین مایر

نظرات کاربران
درباره کتاب نگاهی به سینما در دوران طلایی

نخوندمش میخوام بخونمش امیدوارم خوب نوشته شده باشه چون میتونه خیلی چیز فوق العاده ای باشه اگه خوب نوشته شده باشه
در 11 ماه پیش توسط