فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار

کتاب مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار

نسخه الکترونیک کتاب مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار

مکتب روان‌شناسی وحدت‌ که روشی است متمایز و جامع به ماهیت و فطرت و نیازهای انسان، با دیگر مکاتب روان‌شناسی مانند روان‌ تحلیل‌گرایی‌، رفتارگرایی، انسان‌گرایی وجودی،بسیار متفاوت است تا حدی که گستره‌ی تازه و مفاهیم جدیدی را بر نگاه روان‌شناسان، مشاوران و روان‌پزشکان می‌گشاید و انسانی فطری، تحولی و جاودان‌نگر را با حضور و اتصالی وحدانی در جلسات مداخله، آموزش و درمان تشریح می‌کند و مشکلات و نیازها و تعالی مراجعان را از منظر متفاوتی تبیین و راه‌کارهایی برای بهزیستی، رضایت و خشنودی و سازگاری و ارتقاء آن‌ها عرضه می‌کند. نگاه منحصربه‌فرد و غایت‌مدار به ماهیت انسان، جاودانگی و بقای او، به‌عنوان پرتو و ذره‌ای از وجود لایتناهی، این مکتب را در زمره‌ی مکاتب معنوی و شهودی قرار می‌دهد و توجه و بهره‌گیری از حواس شهودی مغز برای انطباق، توسعه، بهزیستی بشر و ادامه‌ی خشنودی زندگی در عالم دیگر را امری ضروری توصیف می‌کند، تا حدی که بدون در نظر گرفتن این ابعاد، مداخلات تربیتی و درمانی روش‌های روان‌شناسی را شایسته و کامل برای مغز، فطرت و نیاز همه‌جانبه‌ی انسانی نمی‌داند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.7 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مفروضات و مفاهیم ساختاری مکتب روان شناسی وحدت

در هر مکتب و نظریه ای مفروضات و مفاهیم کلیدی وجود دارد که فهم ساختار و شاکله ی آن فهم مکتب را شفاف و آسان می کند. در آغاز به اصلی ترین مفروضات و مفاهیم این مکتب اشاره می شود.

هفت مفروضه ی مکتب روان شناسی وحدت مدار

اول: زندگی هر کس تحت هر شرایطی وحدت است و رفتار و وجود انسان غایت مدار است و سیری وحدانی داشته و لحظه به لحظه ی آن، هدف و معنایی باطنی را دنبال می کند. لذا هر اتفاقی، چه حاوی رنج ها و شکست ها و چه خوشی ها و موفقیت ها، در خود هدف و معنا دارد و مسیر تعالی را می پیماید.

دوم: سرشت و سرنوشت هر کس منحصربه فرد است و کلید شکوفایی و توسعه و موفقیت اوست. سرشت همان ساختار ژنتیک است که در فطرت آن حکمت و هدایت نهفته است و سرنوشت و تعامل سرشت با محیط که زندگی بی همتا و ضروری هر شخص را شکل می دهد. و هر اتفاقی که در سرنوشت هر شخص پیش می آید در اثر هم افزایی نیازهای متعدد درونی و تعامل بیرونی شرایط اوست و حکمتی تحولی و رو به جلو دارد.

سوم: روان شناسی وحدت مدار معتقد به ویژگی های فطری است که به طور بالقوه نقشه ی سرنوشت، انگیزه و استعدادهای غایی را در خود دارد و در محیط می گشاید و انسان با شناسایی علایق و استعدادهای فطری راه رشد و تلاش را کشف و آشکار می کند و در آن راه می یابد.

چهارم: هر رفتار و اتفاقی شامل برآیند مجموعه ای از تعاملات است که به طور هم زمان و با هدفی غایی و هدایتی درونی (وحدانی) در کنار هم قرار می گیرند و بر هم اثر می گذارند. لذا هر رفتار یک علت خطی ندارد و مجموعه هایی از عوامل هم زمان، یک اتفاق را شکلی دوری و حلزونی می دهند. خواست و اراده ی انسان یکی از عوامل موثر است اما همه ی علت نیست. در نگاه وحدت مدار هر اتفاقی، همه ی گذشته، حال، آینده، بالا، پایین، چپ و راست خود را رصد می کند و بعد شکل می گیرد. و همه ی تجارب قبلی از بخش و فقدان تا شادمانی و موفقیت ها به وضعیت فعلی شخص معنا می دهند.

پنجم: ساختار روان و شخصیت انسان ظرفیت هایی در دو حوزه ی هشیار و ناهشیار است. ظرفیت های ناهشیار یا ناخودآگاه، از حواس مغزی وسیع و سریع هستند که ادراک های آنی، الهامی، خلاق و بصیرت را تولید می کند و گستره ی وسیعی از معرفت و فهم بشری را می سازد و نیرویی مثبت و راه گشا و در ظاهر ماورایی یا غیبی ذهن انسان است. اگر ظرفیت های شهودی مثبت به کار گرفته نشود، بخشی از ناخودآگاه تحت تاثیر خیال بافی از الهامات و فرضیات و خیالات منفی می شود و فکر و هوشیاری شخص محدود می شود.

ششم: انسان سیری تحولی و جاودانه را می پیماید و همیشه ماندگار است و زندگی در کره ی خاکی ابتدای رشد و تحول روانی است. روان انسان که دربرگیرنده ی همه ی فعالیت های ذهنی، عاطفی، شهودی و اجتماعی هر شخص است، به صورت نیرویی مستقل و هشیار، پس از تحول (مرگ) باقی می ماند و به رشد و زندگی بالنده، تحولی و شکوهمند خود ادامه می دهد.

هفتم: عشق انگیزه ی اصلی همه ی فعالیت بشری است و فقدان عشق و یا از دست دادن آن چه واقعی و چه خیالی، ریشه ی نفوذ خیالات منفی و عادات مرضی و اختلالات روانی است. کمبود عشق به صورت ترس از دست دادن تعلق و تملک تجلی می کند و احساس تنهایی و بی کسی را از اعماق درون، بیرون می آورد. وقتی عشق نباشد ترس، غم، نگرانی و تزلزل و آشفتگی بروز می کند. بر این اساس فرایند بازسازی «اتصال وحدانی» توام با توجه و علاقه ی متناسب با مقاطع مختلف، رویکرد وحدت درمانی است. اتصالی وحدانی که باعث احساس ایمنی و سازگاری و پذیرش و خشنودی در هر وضعیت می شود.

مفاهیم کلیدی مکتب روان شناسی وحدت

از خواننده ی محترم دعوت می شود تا برای فهم عمیق تر مفروضات فوق الذکر به مفاهیم کلیدی و اصلی این مکتب توجه کنند و به طور ساختاری پایه های این مکتب شهودی عقلانی را درک کنند.

تعریف روان شناسی

از نظر مکتب روان شناسی وحدت، روان شناسی، علم مطالعه ی گرایش فطری وحدت مدار احساسات و عواطف، اندیشه و شهود و رفتار فردی و بین فردی است. در هر کنشی انگیزه ای فطری مولد و محرک فعالیت آن است و غایت خود را رصد می کند و فرایند و هدفی وحدت مدار دارد.
در مکتب روان شناسی وحدت مدار، موضوع روح در کنار روان بحث می شود و روح را صورت و گستره ای از روان می داند. به عبارتی دیگر در این مکتب «روان» بخشی از گستره ی وسیع «روح» است و «روان» از جنس همان روح و بخشی از تظاهرات آن است که جلوه گر شده است. بخش بزرگی از حواس و قوای آن پنهان و ناهشیار است.

مفهوم فطری بودن

در روان شناسی وحدت مدار ماهیت و خمیرمایه ی ظرفیت ها و استعدادهای مغز، گستره ای فطری است و چیزی بیرون از خودش ساخته نمی شود و از درون تجلی و شکوفا می شود. مغز و جسم انسان ذره ای از وجود و ماهیت و فطرت واحدی است که در جهان تبلور پیدا کرده و ذات اصلی و لایتناهی خود را دارد. لذا فطرت (ساختار ژنتیک) از قبل، ماهیت گرایش و استعدادهای شخص را معلوم کرده است. از نظر مکتب روان شناسی وحدت مدار ویژگی های فطری هر شخص به طور بالقوه، نقشه و انگیزه ی غایی راه را در خود دارد و انسان با رشد و تلاش، آن را آشکار و کشف می کند.
در نگرش وحدت ارگانیسم وجودی پیوسته به یک کلِ واحد است، هم اهداف آینده و هم تجارب گذشته، در رفتار فعلی او در آن واحد رصد، ملاحظه و محاسبه می شوند.

مفهوم سرشت و سرنوشت

در نظریه ی روان شناسی وحدت، ژنتیک (سرشت) و محیط و تربیت (سرنوشت)، فرایندی یک پارچه، به هم پیوسته و جدانشدنی هستند. فضایی که به وسیله ی نیروها و تشعشعات، جاذبه ها، مواد و عناصر زیستی و زمینی، به هم جوش خورده است و فطری شده است. تاثیر تعاملی که سرشت بر محیط و محیط بر سرشت دارد تعامل و چرخه ای وحدتی است.
سرشت چون قوه است، اصل است و حرف اول را در رشد می زند و عوامل محیطی از تاثیر صور فلکی و جغرافیا، تا غذا و تربیت، عامل شکوفه ساز و تربیت کننده ی آن هستند و با آن گره خورده و جدایی در کار نیست. در سرشت نیروی غایی، تمایلی خودشکوفا و خود تنظیم گر است که با هماهنگی عوامل سرشتی و محیطی زندگی هر شخص را در لحظه، تنظیم و هدایت می کند. سرنوشت هر کس خاص خود او و برآیند مجموعه ی شرایط وحدت مداری است که مشیت و یا واقعیت بر آن غالب است.

مفهوم انگیزش

انگیزه در ریشه ی همه ی حواس مغزی، از تفکر، کنجکاوی و الهام تا میل به جنس مخالف، محبت، خواب و خوراک وجود دارد و ریشه ی آن «عشق و یا دلبستگی و اتصال» به منظور حفظ پیوستگی و امنیت و تعالی خود است. یک کلام، محرک همه ی فعالیت های انسانی و محیطی و عالمی، نیروی عشق است. فقدان و کمبود عشق موجب ترس و نگرانی از تنهایی و جدایی و عوارض آن خشم، حرص، حقد، حسادت و امثالهم است. ریشه ی عمیق ترس در احساس مرگ و نیستی است که فرد تصور می کند نیست می شود و یا به جای ترسناکی منتقل می شود.
انرژی عشق با حالت دلبستگی و اثر تملک و تعلق در مراحل مختلف رشد بر سر موضوعات مختلف و مناسب سن نمایان و متمرکز می شود و بسته به طرز تفکر و فهم هر کس، تملک و توجه عاشقانه ی متفاوتی را به وجود می آورد. عشق در هر طراز زیستی و فکری، حال شهودی خاص دارد. برترین مرتبه ی آن عشق و اتصال وحدانی است که در اواخر سنین جوانی ریشه های صمیمی آن هویدا شده و در میان سالی بارور می شود.

مفهوم علیت

در نگرش مکتب روان شناسی وحدت مدار وقوع هر رفتار و رویدادی حاصل مجموعه شرایط پیوسته و هوشمند با اتصالات وحدانی است که غایت مدار و رصدگراست و مرتبه به مرتبه با درک نقصان های رشد و تحول با آن سازگاری و آگاهی پیدا می کند. هر رفتاری در زمان، مکان، شرایط و مختصات وحدت مداری شکل می گیرد که با اطراف خود، اتصال معنادار و هدف دار و هم زمانی دارد.
در وحدت، ارتباط خطی و همبستگی محرک و پاسخ مطرح نیست. هر اتفاقی زنجیره ای از اتفاقات را با خود حمل می کند و یک میدان و تسلسلی از روابط و تعاملات هم زمان را در خود مورد ملاحظه قرار می دهد و اتفاقات را در خود بارور و ایجاد می کند. مانند سنگی که در آب می افتد و به هر سو موج منتشر کرده و بر اطراف اثر می گذارد(۱).
لذا در نگاه مکتب روان شناسی وحدت هر رخداد در زندگی هر کس، هشیارانه اول، آخر، بالا، پایین، سیر و فرایند اثر خود را می بیند و با شرایط موجود، خود را هماهنگ می کند و رشد و تحول را در نظر می گیرد و تغییر و تحولی تازه را شکل و یا جاری می کند.

مفهوم اراده

کل عالم وحدت است و بشر و هر چیز دیگری هم، جلوه ی این وحدت است و اراده و اختیار محدود او هم متصل به وحدت است. حس انتخاب و اراده در مکتب وحدت، یک ظرفیت مغزی است که با دیگر حواس مغزی پیوند دارد و تابع وضعیت آن هاست و در یک چرخه ی علیتی وحدت مدار فعالیت می کند. در مغز اراده و انتخاب آزاد و موازی عالم که فطرت و وحدت عالم جدا باشد، وجود ندارد. اراده ی آزادی که مستقل باشد و هر چه بخواهد بکند در کار نیست. اراده ی انسانی کاملاً محدود به سرشت و سرنوشت فرد است یعنی ظهور استعداد ژن ها در امکانات و فرصت محیط. هر شخص با استفاده از استعداد و مهارت و شرایط محیطی که در آن زندگی می کند و می اندیشد تصمیم می گیرد و تاثیر می گذارد.

مفهوم منطقی بودن

در مکتب روان شناسی وحدت، انسان وجودی منطقی دارد. چون توانایی تفکر و استنباط جز ء ظرفیت های مغزی اوست؛ عوامل را بررسی می کند، تصمیم می گیرد و حل مسئله می کند. اما در کنار این منطق فکری و پیوسته به آن، یک منطق گسترده ی شهودی که ناخودآگاه و یا ناهشیار را می سازد وجود دارد و متصل به خودآگاه است. حواس شهودی و ناخودآگاه سرعت بالا و ادراکی آنی دارد بشر این سرعت را درک نمی کند. آن را غیرمنطقی و معنوی می نامد. درحالی که امور معنوی، منطق سریع و وسیع درونی خود را دارد و چون با منطق استدلالی و تحلیلی که جزءنگر و استنباطی است و سرعت پایین دارد مقایسه می کنند، آن را غیر منطقی و غیر عقلانی تصور می کنند، بلکه عین عقل و منطق و خلاق تر است.
عشق هم یک عقل فشرده و منطق اثیری و سریع دارد که فرایند آن به یک باره حس می شود. همان طور که الهام، منطق و شعور سریع و نوری دارد. عقل که برترین تجلی و کنش مغز بشری است، برآیند فعالیت های شناختی و شهودی و خلقی فرد است. امری تحولی که در هر مرحله ای با کمک رشد و تمرین، تحول لازم را پیدا می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار