فیدیبو نماینده قانونی ترجمان علوم انسانی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب بحران در جامعه‌شناسی
نیاز به داروین

نسخه الکترونیک کتاب بحران در جامعه‌شناسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب بحران در جامعه‌شناسی

در این کتاب استدلال شده است که بحران در جامعه شناسی هنگامی اجتناب ناپذیر شد که جامعه شناسان از تعهدات نخستین بنیای گذاران این رشته منحرف شدند؛ تعهداتی که می گفت بدون قوانین کلی ، هیچ نوع جامعه شناسیِ علمی ای وجود نخواهد داشت. به علاوه جامعه شناسی در همان محیط فکری او متولد شد که نظریه تکامل داروین و نهایتا ژنتیک انسانی و علوم تکاملی مختلف متولد شدند، علومی که در جهت مطالعه اجتماعی توسعه یافتند. برای دهه ها این انقلاب علمی با گام هایی سریع توسعه یافت و برخی شاخه های علوم انسانی وارد جریان این انقلاب شدند.باید گفت که جامعه شناسی نیز برای حفظ بقای خود به عنوان یک رشته علمی، باید همانند آنان عمل کند و این کار را بسیار سریع انجام دهد، زیرا اکنون، روند مثله کردن این رشته بسیار سریع اتفاق می افتد. در این راه جامعه شناسی نیاز به فراگیری درس های داروینی و سهیم شدن در قلمروهای رو به گسترش آن دارد.

ادامه...
  • ناشر ترجمان علوم انسانی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.67 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۳۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب بحران در جامعه‌شناسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

ما جامعه شناسانی مغرور اما دل نگران هستیم؛ دلواپسِ اینکه مبادا در آینده ای نزدیک روند کنونی جامعه شناسی، به شکلی از خودویرانگریِ آکادمیک بینجامد. بنابراین اطمینان داریم که خوانندگان ما کمتر تحت تاثیر انتقادات ما از وضعیت فعلی رشته مان قرار دارند و بیشتر تحت تاثیر کوشش صمیمانه و پرشور ما برای ارائه راه های برون رفت از آنچه خواهند بود که بسیاری از روایت ها آن را یک بحران بسیار مُهلک و در حال تعمیق می دانند.
البته همه جامعه شناسان با این تشخیص موافق نیستند. بسیاری از آنان چنان زیر بار مسئولیت سنگینِ تعهدات روزانه برای تدریس و تحقیق خم شده اند که خود ِ انجام امور روزمرّه به هدفشان تبدیل شده است. برخی دیگر این بحران را انکار می کنند یا دست کم معتقدند که می توان آن را به راحتی مرتفع کرد تنها اگر جامعه شناسان تعدیل های کوچکی را در کردارهایشان انجام دهند. برخی از تجویزهای معمول تر دیگر، مباحث بی فایده کمتر و نقدهایی که به شکل متقابلی ویرانگر است، ادغام بهتر نظریه و روش ها، کوشش بیشتر برای اتحاد نظریه های کنونی، روابط عمومی بالاتر و نیز عینیت بیشتر برای احتراز از ایدئولوژی (ایدئولوژی مربوط به طبقه، نژاد، جنسیت و مانند این ها) را الزامی می دانند.
با این وجود، البته دیگر اعضای رشته جامعه شناسی به درجات مختلف و در اندازه های گوناگونی در نگرانی های ما سهیم هستند. برخی از آنان بیرون از دانشگاه هستند؛ جایی که به مهارت های عملی و ویژه آنان نیاز است. در آنجا آن ها اغلب درمی یابند که مهارت هایشان ارزش اندکی دارد، زیرا بین «جهان واقعی» و جامعه شناسی هیچ اشتراکی وجود ندارد یا میزان آن کم است. دیگران نیز دانشگاهیانی هستند که نسبت به ظرفیت های بالقوه مهارت های خود افتخار می کنند، ولی اغلب به واسطه تلاش های بدون نتیجه شان که شامل کوشش آن ها برای حل بحران ها و تحقق وعده هایشان نیز می شود، دچار فرسایش شده اند. این محققان کتاب ها و مقالاتی نوشته اند درباره موضوعاتی مانند «بحران در علوم اجتماعی» و «انحلال جامعه شناسی»(۱)، «بی کفایتی های تعلیم داده شده» به جامعه شناسان، و نیز موضوعات مرتبط دیگری که در عناوینی مثل «مشکل جامعه شناسی چیست؟» متبلور می شود.
اتهامات یا تحلیل های محض، وضع امور درهم ریخته ای را نشان می دهد. مثلاً جامعه شناسان بارها یک دیگر را به سبب ناکامی در تعریف آشکار مفاهیم و ناتوانی در توسعه نظریه های ابطال پذیرِ معتبر مسئول می شمارند. ایشان معمولاً در مناظراتی درگیر می شوند که هر چند سال یک بار رخ می دهد. اگر مقصود از نظریه، روابط تجربی ای است که به راحتی قابل پیش بینی و به قدر کافی عام هستند که بتوان آن ها را در بیش از یک موضوع اِعمال کرد، در واقع تاکنون هیچ نظریه علوم اجتماعی ای تولید نشده است؛ یعنی اگرچه ممکن است آن ها از قوانین جامعه شناختی صحبت کنند، اما این قوانین نه واقعی اند و نه واقعی تلقی می شوند. جدایی گسترده ای میان نظریه و روش وجود دارد و حتی آمار ما -یعنی بخش عمده ای از «روش شناختی» ما- عمدتاً از دیگر رشته هایی همچون اقتصاد و زیست شناسی وارد شده است که اغلب بیش از آگاهی بخشی به خوانندگان موجب سردرگمی آن ها شده است. به علاوه، بسیاری از محققان علوم اجتماعی در پژوهش های توصیفی ای تخصص پیدا کرده اند که تحت تاثیر منافع شخصی و برخی تجربیات آن ها قرار دارد و انگار این مشکلات هنوز کافی نیست. پس بسیاری از جامعه شناسان از این اندوهناک اند که علم نویدبخش آن ها اکنون در تکه پاره های نسبیت گراییِ فرهنگی افراطی و چندفرهنگ گرایی، پسامدرنیسم، درستی سیاسی و نیز در نفوذ «ایسم»های مختلف و دستورعمل های ایدئولوژیکِ منبعث از دغدغه های محلی، نژادی و طبقه ای و بسیاری از شکایات فمینیسم رادیکال غوطه ور است.
تا اندازه ای رشته های نزدیک جامعه شناسی -از جمله روان شناسی، انسان شناسی و علوم سیاسی- دشواری هایی مشابه دشواری های ما دارند، اما این ها - و به ویژه روان شناسی و تا اندازه کمتری انسان شناسی- به سبب ارتباط دیرپای خود با زیست شناسی تکاملی، بهتر به مسیر مطلوب هدایت شده اند. از این چشم انداز، آن ها -همراه با شاخه های گوناگون جانورشناسی و شعبه های گوناگون خود جامعه شناسی (مثل مطالعات شهری، عدالت جزایی یا مددکاری اجتماعی)- به صورتی فعالانه در حال دریدن جامعه شناسی هستند. این تهدیدات خارجی به واسطه عدم مقاومت یا مقاومت اندک ما در برابر قصورهای داخلی رشته ما تقویت شده است.
در این رابطه نگرانی اصلی ما این است که بحران در جامعه شناسی به قدری عمیق و فراگیر شود که دانش ِ جامعه که زمانی مغرور بود، در معرض خطر حذف از دانشگاه ها در ۲۵ تا ۳۰ سال آینده قرار گیرد. مشکلات ما بسیارند، اما به طور بنیادین، این بحران از ناکامی ما در کشف و استفاده از حتی یک قانون واحد یا اصلی نشات می گیرد که به اندازه کافی کلی باشد تا بتواند شمار بسیاری از فرضیه هایی را پیشنهاد کند که به طور منطقی با هم ارتباط متقابل داشته باشند. ناگزیر چنین ابزاری همچنین می تواند منطق مورد نیاز برای مفهوم پردازی و عملیاتی کردن، روش های مناسب ابطال پذیری و بنابراین هدایت به سوی پیکره رو به رشدی از دانش نظام مند و انباشتی را فراهم کند؛ پیکره ای که توسط سلسله مراتبی از گزاره های نظری بازنمایی شده است و کل چهارچوب نهادی را در بر گرفته است.
علاوه بر این، با توجه به ناکامی های ما در کشف مستقلانه اصول کلی، باید همانند روان شناسی و انسان شناسی مدرن، این اصول کلی را با هر تغییر و تبدیلی که مناسب به نظر برسد، از علوم طبیعی ای وام بگیریم که از نظر موضوعی به علوم اجتماعی نزدیک تر باشند. لذا ما باید تاکید کنیم که از نظر ما جامعه شناسی اگر بخواهد اصلاً چیزی باشد، باید یک علم(۲) باشد. از این رو آن هایی که در این نگاه با ما اشتراک نظر ندارند، این کتاب را بی فایده و حتی در تضاد با علائق پژوهشی خود خواهند یافت.
آن شاخه از علم طبیعی که بیش از دیگر شاخه ها به جامعه شناسی (همانند دیگر علوم اجتماعی) نزدیک تر است، «زیست شناسی تکاملی» است. طی ۱۵۰ سال این شاخه از دانش، انقلاب علمی حیرت آوری را پدید آورده است. همچنین در دهه های اخیر زیست شناسیِ تکاملی گام های بلندی را برای مطالعه رفتار -که شامل رفتار انسانی نیز می شود- از طریق پالایش نظریه داروین، جنبه های مختلف علم ژنتیک و از جمله برخی علومِ تکاملی مانند رفتارشناسی انسان(۳)، نخستی شناسی(۴)، زیست شناسی عصبی، درون ریزشناسی عصبی(۵) و روان شناسی داروینی برداشته است. امروزه در این رشته ها بیش از هر جایِ دیگری، فعالیت هایی در حوزه علوم رفتاری جریان دارد و بر این مبنا، جامعه شناسی یا باید در این انقلاب مشارکت کند یا اینکه از چشم اندازهای فکری حذف خواهد شد.
در این راستا، این کتاب به سه بخش تقسیم شده است؛ نخست، فصل های یک تا سه که نظری اجمالی به نویدهای نخستین جامعه شناسی می افکند؛ نویدی که ممکن است حاوی ویروس بحران بعدی باشد. در ادامه و در فصل بعدی می کوشیم تا بحران را -به ویژه در قالب اصطلاحات پیشنهاد شده خود جامعه شناسان - تعریف کنیم و نهایتاً با بحثی کوتاه در فصل پس از آن، درباره برخی دلایل اصلی بحران نتیجه گیری می کنیم.
با توجه به دیدگاه ما در مورد پیوند ضروری بین زیست شناسی تکاملی و جامعه شناسی، در بخش دوم ابتدا عناصر اصلی نظریه تکامل داروین از طریق گزینش طبیعی ارائه می شود (فصل چهارم).
سپس در فصل پنجم، بحثی مختصر در باب عناصر اساسی نظریه نوداروین که از حدود ۱۹۳۰ تکامل یافته، صورت می گیرد .
قسمت نهایی بخش سوم متشکل از چهار فصل کاربردی است. فصول ششم و هفتم به جنبه های متعددی از رفتارهای متفاوت جنسی اختصاص یافته است؛ عناوینی که از گذشته دور در انحصار نظریه پردازان فمینیست بوده است. اینجا و به ویژه در فصل ششم، چیزهایی را می یابیم که زیان بیشتری برای بقای جامعه شناختی دارد. چنانکه دو تن از زنان منتقد تاکید کرده اند، فمینیست های رادیکال نوعی از «آفرینش گرایی نوین» را ایجاد کرده که «درک متعارف را به چالش می کشد» و «با سنت آکادمیک که در مقام شعار، به آزادی بشری متعهد است، تناسبی ندارد.»
به همین جهت، استراتژی ما در این بخش این خواهد بود که برخی استدلال های فمینیست ها را به شکلی انتقادی بررسی کنیم و بکوشیم تا با نشان دادن پیوندهای نظری بین آن ها با مطالب ارائه شده در بخش دو، درک بهتری از آن ها ارائه دهیم.
دو فصل باقی مانده نیز به ترتیب به دو تلاش اختصاص یافته است: ۱. ارائه تبیینیِ تکاملی از پیدایش، عمومیت یابی و استمرار نظم هایِ مسلّط (آنچه که جامعه شناسان آن را «قشربندی اجتماعی» می نامند) و ۲. به کارگیری رویکردی متناظر نسبت به عمومیت و تداوم قومیت و منازعات قومی در جامعه بشری.
همانند سنت قطعی در نگارش کتاب ها، افراد بسیاری به شکل مستقیم یا غیر مستقیم در این کار تاثیر گذاشته اند. در بخش تاثیرگذاران غیر مستقیم، چند «نوداروینی» هستند که نماینده رشته هایی مانند زیست شناسی، نخستی شناسی، انسان شناسی و نیز روان شناسی اند. همان طور که ارجاعات متعدد به آثار این عده نشان می دهد، ما نسبت به درس های باارزشی که از آن ها فراگرفته ایم، سپاس گزاریم. به صورت مستقیم تر، دانش پژوهان متعددی در اندیشه ورزی ما به انحای گوناگونی -مثل مطالعه و اظهار نظر در مورد همه یا بخشی از نسخه های اولیه این مجلد- مشارکت کرده اند. اینان شامل دیکسون بنسون، امی امری، پنی آنتون گرین، راینا هوفر، ایوینگ لوئیز هورویتز، ریچارد ماکالک، روی اسمیت، جاناتان ترنر و پیر فان دن برگ هستند و ما بسیار به ایشان مدیونیم، اما به این خاطر نیز که آن قدر خردمند نبوده ایم تا از درس های آن ها به اندازه کافی بهره ببریم نیز افسوس می خوریم. ما به علاوه مفتخریم تا از کمک دانشکده هایمان در دانشگاه تگزاس در آستن و کالج مری واشنگتن قدردانی کنیم؛ برای نمونه، هر دوی ما در این پروژه از فرصت مطالعاتیِ یک ترمی بهره مند شده ایم. نهایتاً نیز لاورنس مینتز، ویراستار این کتاب، علاوه بر کمک در تهیه دست نویس کتاب، در مورد مشکلات و مسائل مختلفی که نوعاً مولفان خسته و مشتاق را احاطه می کند نیز همراهی بسیاری با ما کرد. کارکردن با او لذتی واقعی بود.

نظرات کاربران درباره کتاب بحران در جامعه‌شناسی