فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب مائده‌های آسمانی

نسخه الکترونیک کتاب مائده‌های آسمانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب مائده‌های آسمانی

کلماتی هست که آدم وقتی با خودش می‌گوید به نظر بسیار درخشان می‌رسند. اما زمانی که همان‌ها را به زبان می‌آورد و یا می‌نویسد دیگران از آن بهره‌ای نمی‌برند، یا مثل غذایی مانده و عجیب و غریب آن را مضمضه می‌کنند و از دهان بیرون می‌ریزند.
کسی می‌گفت سال‌ها برای مردم صحبت می‌کردم، اما همین که شب می‌شد حرف‌هایی که طی روز زده بودم در رختخواب به سراغم می‌آمدند. خود را مثل بقالی می‌دیدم که جنس‌هایش را پس آورده‌اند. دوباره تا نیمه‌های شب آنها را به قوطی‌هایشان باز می‌گرداندم و می‌فهمیدم که مخاطبان یک کلمه از آنها را تحویل نگرفته‌اند. اینک مدتی است که دیگر وقتی می‌روم بخوابم حرف‌هایی که زده‌ام به سراغم نمی‌آیند. انگاری اخیرا کسانی آنها را تحویل می‌گیرند و دیگر پس نمی‌آورند.
ما همه دوست داریم اینطور باشیم؛ برای مردم افاضه کنیم و آنها لذت ببرند و رهنمود بگیرند. اما خداوند این را تنها برای تعداد کمی از انسان‌ها خواسته است. پس شنونده حرف‌های ما کیست؟
- خودمان!

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.68 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۴ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب مائده‌های آسمانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

کلماتی هست که آدم وقتی با خودش می گوید به نظر بسیار درخشان می رسند. اما زمانی که همان ها را به زبان می آورد و یا می نویسد دیگران از آن بهره ای نمی برند، یا مثل غذایی مانده و عجیب و غریب آن را مضمضه می کنند و از دهان بیرون می ریزند.
کسی می گفت سال ها برای مردم صحبت می کردم، اما همین که شب می شد حرف هایی که طی روز زده بودم در رختخواب به سراغم می آمدند. خود را مثل بقالی می دیدم که جنس هایش را پس آورده اند. دوباره تا نیمه های شب آنها را به قوطی هایشان باز می گرداندم و می فهمیدم که مخاطبان یک کلمه از آنها را تحویل نگرفته اند. اینک مدتی است که دیگر وقتی می روم بخوابم حرف هایی که زده ام به سراغم نمی آیند. انگاری اخیرا کسانی آنها را تحویل می گیرند و دیگر پس نمی آورند.
ما همه دوست داریم اینطور باشیم؛ برای مردم افاضه کنیم و آنها لذت ببرند و رهنمود بگیرند. اما خداوند این را تنها برای تعداد کمی از انسان ها خواسته است. پس شنونده حرف های ما کیست؟
- خودمان!
یک روز کسی در مراسم ترحیم بزرگی صحبت می کرد، اما مجلس سخنانش را نمی پذیرفت. چند جمله از آنچه می گفت به یادم مانده است. می گفت: چندی قبل مرا برای بازدید از طرح لوله گذاری گاز برده بودند. لوله های بود که آدم به راحتی از داخل آنها رد می شد. آنها را با وسایل دقیق وارسی می کردند و اگر کوچک ترین درزی داشت کنار می گذاشتند. آدم ها هم اینطورند؛ به بزرگی شان نگاه نکنید، مهم آن است که شائبه نداشته باشند. بعد می گفت: این مسیل های تهران که در جنوب شهر بوی بدشان مشام را آزرده می کند در سرچشمه از آب های معدنی که در بطری می فروشند مرغوب تر بوده اند، منتهی در راه که حرکت می کنند اندک اندک آلودگی به آنها اضافه می شود، تا اینکه ذره ای از لطافت اولیه شان باقی نمی ماند.
چه حرف های زیبایی، به شرط آنکه نکته اول را در مورد رقبای سیاسی نگفته باشند و در جمله دوم فرد مورد بزرگداشت را منظور نکنند. آیا چنین نیست؟ همین شروطی که من گذاشتم هم مثل دیگر شائبه هایی است که زیبایی نکته ها را از بین می برند. چه حرف هایی خوبی، به شرط آنکه گوینده و شنونده یگانه باشند، بلکه یک نفر باشند. دو نفر که شدند بیگانگی آغاز می شود.
روزی ما فقط آن چیزی نیست که می خوریم. مهم تر از آن تجربیات روحانی ماست. آیا علم رزق نیست؟ آیا وجد رزق نیست؟ آیا محبت رزق نیست؟ آنگاه هیچ کس نیست که بتواند روزی دیگری را بخورد یا روزی خود را به دیگری بخوراند. بسیاری از حرف هایی که ما می زنیم روزی خودمان است. اگر شنونده شان خودمان باشیم چه سخنان نغزی هستند. ولی ما آنها را لقمه می گیریم و در دهان دیگری می گذاریم تا آن را تف کند و بیرون بریزد. از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمودند: من دوست دارم مومن صدای سخن فرشتگان را بشنود: انی احب المومن ان یکون محدثا. شنونده تعجب کرد. حضرت فرمودند: یعنی صاحب فهم باشد - ای یکون مفهّما.
البته تمام اینهاچیزی از شهوت ما برای مجلس داری کم نمی کند. حالا چرا از تعابیر گوشه داری چون شهوت استفاده می کنیم؟ به شکرانه حیاتی که خداوند به ما بخشیده است دوست داریم دیگران را هم از آن بهره مند کنیم:

صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود
تا اختیار کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش به در می برد زموج
وین جهد می کند که بگیرد غریق را

اگر کسی یک نفر را زنده کند گویی همه مردم را زنده کرده است. یعنی اهمیت ندارد که جمعیت های میلیونی از سخنان ما زنده شوند. اگر یک نفر هم زنده شد برابر است با اینکه همه مردم زنده شده باشند، حتی اگر آن یک نفر خودمان باشیم. قل انّما اعظکم بواحده ان تقومواللّه مثنی و فرادی ثم تتفکروا. بگو شما را تنها به یک چیز موعظه می کنم، به آنکه برای خدا دو تا دو تا و یکی یکی برخیزید و آن گاه بیندیشید.
اینها بخشی از دلایلی بود که برای سال ها در انتشار این اوراق تردید می کردم. اگر می خواستم می توانستم احتمال بدهم که شاید روزی شما در چنته ام جا مانده باشد، لذا آن را باز می کنم تا سهم خود را بردارید. اما نه! بهتر بود که کار را از اول با دروغ شروع نکنم. در جهانی که سنگ ها هم آرزوی درخشیدن دارند مگر یک دروغگوی بزرگ باشم که بگویم دوست ندارم مردم نوشته هایم را بخوانند.
نوشتن این مقالات را از سال ۶۹ آغاز کردم. آن روزها دخترکم که اینک بانویی کامل شده است، هنوز زبان باز نکرده بود. اوایل هر چند ماه یک میوه بر این شاخه می رویید، تا اینکه کم کم فاصله ها زیاد شد و با مرگ پدر، درختی که امیدوار بودم از بار او هفتاد من کاغذ را سیاه کنم خشکید.
از این که کتابم صفحات اندکی دارد خجالت می کشم، اما چه کنم، پیاله ام این قدر بیشتر نبود. امیدوارم آبی که در آن جمع کرده ام لااقل زلال باشد. برای جبران این کمی سرور ارجمند جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، که همواره بیش از لیاقتم به من لطف داشته اند، اجازه فرمودند که تعدادی از آثار نقاشی شان را به همراه نوشته هایم چاپ کنم. فضای این نقاشی ها را با نوشته ها بسیار نزدیک خواهید یافت. حتی گاهی موضوع آنها یکی است؛ انگاری یک مطلب به دو زبان بیان شده باشد. و اگر با زبان این آثار آشنا باشید چه بسا بیان ایشان را سلیس تر، موجزتر و زیباتر بیابید. نام دو اثر «قصیده قدیمی» و «نامه عاشقانه» را خود نقاش انتخاب کرده است - و عنوان مقاله ماقبل آخر فی الواقع از روی نام اثر ایشان اقتباس شده است. برای برخی دیگر از این آثار هم من اسم هایی انتخاب کردم تا به خیال خود اشاره ای باشد برای کسانی که علاقمند به آشنا شدن با زبان آنها هستند. توجه داشته باشید که این نام ها، تفسیرها و تعبیرهای من اند و چه بسا که در اصل خالق آنان بی نام باقی ماندن شان را ترجیح دهد.
در طول این سال ها دوستانی نوشتن این مقالات را پیگیری می کردند و با راهنمایی های خود کمک کار من بودند، که چه بسا نام بردن و سپاسگزاری از تمامی آنان در این مجال ممکن نباشد. تنها یک تبعیض قائل می شوم و از نویسنده و مترجم فقید مرحوم دکتر احمد شهسا نام می برم که هرگاه مرا می دید حال این مکتوبات را می پرسید: «از انشاء جدید چه خبر؟». همچنین بر خود لازم می دانم از حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دعائی مدیرمحترم روزنامه اطلاعات و دوست عزیز جناب آقای بهبودی سردبیر نشریه کمان که این مقالات را در زمان تحریر و تولدشان مناسب درج در نشریات خود می یافتند سپاسگزاری کنم.

سید علیرضا بهشتی شیرازی

نظرات کاربران درباره کتاب مائده‌های آسمانی

سلام متن نمونه بعد از مقدمه ناخوانااست علت چست؟
در 3 ماه پیش توسط
فوق العاده بود
در 5 ماه پیش توسط