فیدیبو نماینده قانونی نشر بیدگل و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب این قرن

کتاب این قرن

نسخه الکترونیک کتاب این قرن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب این قرن

یک قرن چیست؟ من پیش‌گفتار ژان ژنه‌ بر نمایشنامه‌اش سیاها را در نظر دارماو در این پیش‌گفتار به کنایه می‌پرسد: «یک سیاه چیست؟» بلافاصله می‌افزاید: «و پیش از هر چیز چه رنگی دارد؟» من می‌خواهم به همین منوال بپرسم: یک قرن چند سال دارد؟ یک‌صد سال؟ این بار پرسش بوسوئه است که توجه‌مان را جلب می‌کند: «یک‌صد سال، یک هزار سال، چیست وقتی که یک دم محوشان می‌کند؟».حال باید بپرسم کدام دمِ استثنایی است که قرن بیستم را محو می‌کند؟ سقوط دیوار برلین؟ نقشه‌برداری از ژن‌ها؟ راه‌اندازی یورو؟ حتی با فرض این‌که می‌توانستیم این قرن را شکل دهیم و آن‌را به‌منزله‌ی ابژه‌ای برای اندیشه برسازیم، آیا این ابژه‌ فلسفی خواهد بود، ابژه‌ای دست‌خوش آن اراده‌ی تکین، یعنی اراده به تعمق و باریک‌بینی؟ آیا این قرن پیش از هر چیز یک واحد تاریخی نیست؟

ادامه...
  • ناشر نشر بیدگل
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب این قرن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت مترجم فارسی

۱. کتاب حاضر ترجمه ای است از Le siécle اثر فیلسوف معاصر فرانسوی، آلن بدیو، که از روی برگردان انگلیسی آن، به قلم آلبرتو توسکانو، با عنوان The Century، صورت پذیرفته است. همان طور که در عناوین فرانسوی و انگلیسی اثر مشهود است حروف تعریف «Le» و «The» معرف منظور مولف و مترجم انگلیسی از واژگان «siécle» و «Century» ـ قرن ـ هستند، که در ترجمه ی فارسی با ضمیر «این» جایگزین شده اند تا منظور از ترجمه ی فارسی این واژه ـ قرن بیستم ـ تا حد ممکن حاصل گردد.
۲. تلاش ها برای دست یابی به نسخه ی اصلی اثر به موجب برخی بدقولی ها ناکام ماندند. از این رو برگردان حاضر عمدتاً بر مبنای ترجمه ی انگلیسی استوار است.
۳. همان طور که از فصل نخست بر می آید، این کتاب، بر اساس منطق روش شناختی خود، حاوی نقل قول های بسیاری از متون متنوع (سیاسی، فلسفی، و به ویژه ادبی) است. از این میان برخی پیش تر به فارسی ترجمه شده اند که در برگردان حاضر، چه به خاطر حفظ یکپارچگیِ ترجمه (خوب یا بد) و چه (در مواردی) به سبب عدم رضایت از ترجمه های موجود، همگی از نو ترجمه شده اند؛ لیکن همه ی ترجمه های مذکور مورد ملاحظه قرار گرفته اند.
۴. در طول این اثر مولف از برخی اصطلاحات روانکاوانه همچون ظاهر [Semblance]، حکایت [Fiction]، امور سه گانه ی خیالی، نمادین، واقعی، نمود [Appearance] استفاده می کند که آشنایی با مضمون شان برای فهم منظور نویسنده ضروری است. اما به دلیل وجود فرهنگ های روانکاوانه ای که در سال های اخیر به فارسی ترجمه شده اند(۱) توضیحی در موردشان داده نشده و خواننده در صورت نیاز می تواند به آن ها رجوع کند.
۵. در متن اثر، یادداشت های مولف با شماره درون قلاب [] مشخص شده و در انتهای کتاب آمده اند. زیرنویس هایی که با شماره ی کوچک و بدون قلاب مشخص شده اند همگی از آنِ مترجم فارسی هستند. در متن انگلیسی اثر، یادداشت هایی از مترجم انگلیسی نیز وجود داشت که اکثراًٌ به مسائل فنی ترجمه از زبان فرانسوی به انگلیسی مربوط بود. در دو ـ سه مورد که یادداشت ها به کار خواننده ی فارسی هم می آمدند در قالب زیرنویس های مترجم فارسی، با ذکر تعلق شان به مترجم انگلیسی، ترجمه و گنجانده شده اند.
۶. در این ترجمه واژگانی همچون انسان و بشر، فکر و اندیشه، آفریدن و خلق کردن، (به همراه مشتقات شان) به یک معنا آورده شده اند.
۷. در انتهای متن انگلیسی، «شرحی» بر این کتاب به قلم مترجم انگلیسی آن (آلبرتو توسکانو) آمده بود که بیشتر نوعی «بسط» می نمود تا «شرح»، بنابراین به خواننده در فهم اثر کمکی نمی کرد و صرفاً در بردارنده ی ایده های مترجم انگلیسی بود در الهام از اثر مولف. در هر حال، به دلیل مواجهه با برخی مسائل فنی و همچنین ضیق وقت از برگردان آن صرف نظر شد و از این رو خواننده در این مجلد صرفاً با درس های بدیو درباره ی « این قرن» روبروست.
۸. متن فرانسوی خام درس گفتارهای آلن بدیو در طول این تاخیر ۵ ـ  ۴ ساله به دست آمد که جز برای برخی روشنگری ها و مقاصد ویرایشی مورد استفاده قرار نگرفت؛ از این رو تاکید می شود که این برگردان عمدتاً بر پایه ی ترجمه ی انگلیسی آلبرتو توسکانو استوار است. در خصوص تاخیر مذکور هم اینکه ترجمه ی حاضر به رغم هرچیز در نهایت به همان سالی تعلق دارد که به پایانش منتهی گشت و بس.
۹. ترجمه ی این کتاب در اردیبهشت ۱۳۸۸ به پایان رسید، ولی چاپ آن به دلیل مسائل فنی به تاخیر افتاد. با این حال متن حاضر (اعم از زیرنویس ها و...) و به رغم ویرایش چندباره، در کل همان متن سال ۸۸ است.

فواد جراح باشی (بهمن ۱۳۹۲)

یادداشت دبیر مجموعه

یک
“فلاکتِ انسان تنها از یک چیز ناشی می شود: این که نمی تواند با آرامش در یک اتاق بماند”. پس از چهار قرن، این سطرِ درخشان از کتابِ تاملاتِ پاسکال، هنوز هم ذره ای از حقیقتِ خود را از دست نداده است: در همین لحظه ای که این جمله را می خوانید، میلیون ها نفر در سرتاسرِ جهان، اضطرابِ سکون و تنهائیِ خود را با ضرب گرفتن رویِ میز، با عوض کردنِ بی هدفِ کانال های تلویزیون، با بطالتِ کلیک های بی هدف، با بوق زدن پشتِ فرمانِ اتومبیل، با رفت و آمدهای بی معنا در هزارتویِ منوهای موبایل فراموش می کنند. قرنِ دوزخیِ ۲۱، تنها راه های پاک کردنِ صورت مساله را بیشتر، رنگارنگ تر و هموارتر کرده است، قرنی که اتوپیایِ روشنگری را به یک شهربازیِ بزرگ تبدیل کرده است. درمقابل، تصویرِ معاصرِ انسانِ پاسکال، احتمالاً تصویرِ انسانی است که به جای بازکردنِ همه ی درها، کلیک کردنِ همه ی لینک ها و فشاردادنِ همه ی دکمه ها، مردد و با چهره ای آرام و چشم هایی خیره مثلِ فرشته ی مالیخولیای آلبرشت دورِر، پشتِ همه ی این درها و لینک ها و دکمه ها، در مکثی طولانی ایستاده است. بالقوه گیِ خیره شدن و فکر کردن، و در مقابل، فعلیتِ بی وقفه ی انجام دادن و انجام دادن.

دو
در سنتِ فلسفه ی غرب، این تقابل، از همان ابتدا و در جهانِ یونانی، خود را به هیئتِ تقابلِ تئوری/پراکسیس نشان داده است. می توانیم پیشنهاد کنیم که این تقابل، صورت مساله ی اساسیِ فلسفه ی غرب است؛ مساله ای که در دوره های مختلف، نام های متفاوتی پیدا کرده و بااین حال آن ها را همچون دانه های تسبیح به هم متصل کرده است: بالقوه گی/فعلیتِ ارسطو، سوژه/ابژه ی کانت، ذهنیت/عینیتِ هگل یا کل/جزءِ فلسفه ی تحلیلی همه گی نام های مختلفِ همین تنشِ برسازنده اند. تنها به این معنا و براساسِ همین تنشِ بنیادین است که می توانیم از کلیتی یک پارچه به نامِ «فلسفه ی غرب» سخن بگوئیم. این تنشِ بنیادی چیزی در حدِ شرط و زمینه ای است که خودِ تفکر را اساساً امکان پذیر می کند، دیالکتیک تاریخی را به راه می اندازد، نقد را امکان پذیر می کند و به اصطلاحِ زبان شناختی تر، نفسِ وجودِ معنا را ممکن می کند. حقیقت دارد که انسان به یک تنش هبوط کرده است؛ و اگر برای عقل چیزی باقی مانده باشد که هنوز ارزشِ حفظ کردن داشته باشد، این چیز یک نا ـ  چیز، یک حفره است: انسان نگهبانِ زخمِ خود است. تئوری پراکسیس یکی از نام های بسیارِ این زخم است.
تصورِ ما براین است که جدی گرفتنِ این تنش، فلسفه را به بیرونِ فلسفه، به زندگی، متصل می کند؛ تصورِ ما از تفکرِ انتقادی هم، چیزی جز این نیست؛ گفتاری که مدام سرگرمِ تامل در نفس، مشغولِ بازی با دل ـ  و ـ  روده ی خود است. تئوری یا دخلی به زندگی دارد، یا اساساً به هیچ دردی نمی خورد. تئوری دستی است که باید به جائی بربخورد.
با  این که عنوانِ تفکرِ انتقادی ممکن است برای هم کاسه کردنِ چند گفتارِ نظریِ به خصوص، یا حتی انگشت گذاشتن بر یک سنتِ فکریِ خاص، زیادی گل و گشاد باشد ـ که هست ـ اما انگار چاره ای هم نیست، شاید ما هنوز در وضعیتی نیستیم که مقوله های مان را تنگ تر و معلوم تر کنیم. به هر حال، «تئوری پراکسیس» نامِ مجموعه ای است که قرار است بدنه ی اصلیِ کتاب های بخشِ فلسفه در نشرِ بیدگل را در خود جای دهد.

سه
بخشِ بزرگ و شاید همه ی آنچه، در فارسی، دست کم از مشروطه تا امروز، خوانده و نوشته شده است، هرگز از زیرِ خیمه ی سنگینِ استعاره ی ترجمه ـ به وسیع ترین معنای کلمه ـ بیرون نیامده است. ترجمه، دهانِ هویت است، زخمی سرگشاده در بدنِ بادکنک «سوژه ی فارسی» است. تجربه ی صدساله ی تجدد در فارسی، بیش از هرچیز، به ما نشان داده است که مرکزِ “ما” جائی بیرون ـ  از ـ  ما قرار دارد؛ که “ما” در مقامِ یک “استثنا”یِ بزرگ تجربه می شود و تحققِ عقل، بیش از هرچیز، در گروِ به رسمیت شناختنِ همین حفره، همین زخم، همین زمینِ ترجمه است. تفکر کندوکاو در دیگری است.
پس مساله این است که چگونه می توان یک حفره را ترجمه کرد؟ مترجم، علاوه بر این که فاعلِ فعلِ ترجمه است، صاحبِ فضایی موسوم به «مقدمه ی مترجم» هم هست؛ شاید مقدمه ی مترجم همان فضائی است که نخستین نطفه های تفکر در آن باید پرورده شوند. جایی برای مشقِ تالیف. دعوت خواهیم کرد تا مقدمه ها جدی گرفته شوند، پربارتر و حتی الامکان حجیم تر باشند. «مجموعه ی تئوری پراکسیس» نامِ کلیِ چنین تلاشی است.

حسین نمکین
اسفند ۸۷

ترجمه این قرن

قصد بر آن بود که این سیزده درس درباره ی قرن بیستم از ابتدا با ترجمه ی انگلیسی شان همراه گردند. حقوق مالکیت موجب سلب آن امکان شدند. با این همه مایلم در حال و هوای آن پروژه ی اولیه و به عنوان پیش گفتار در این چاپ تک زبانه تاملی را بگنجانم که از طرح ابتدایی مشترکی که با آلن بدیو داشتم به بار آمد. از آنجا که درس گفتارهایِ پی آیند با تمام توان سعی در شکافتن گزاره های این قرن دارند، به جاست که بپرسیم این قرن خود درباره ی مسئله ی زبان، به طور عام، و مسئله ی دو ـ زبانگی، به طور خاص، چه برای گفتن دارد.
در حالی که از بسیاری جهات، مشخصه ی فلسفه ی این قرن، به استثنای برخی مرتدان و «افراطیون» (به ویژه آن نئو ـ پارمنیدسی درخشان و محزونِ اهلِ تریست [Trieste]، کارلومیشل اشتاتر(۲)، و کتاب سال ۱۹۱۰ او La persuasione e la Rettorica [ ایقان و رتوریک] را در نظر دارم)، نوعی تقدس (اگر نه نوعی الاهیات بنیادین) زبان، برابر انگاری تامل فلسفی با تامل زبانی بوده (از گزاره های خیابانی مورد التفات در کمبریج گرفته تا مواعظ این جهانی توتنائبرگ)(۳)، سخن پردازان این قرن نسبت به قدرت های زبان، چه زبان روزمره و چه پیامبرگونه، بسی مشکوک، آزمون گر، یا حتی مایوس بوده اند.
در تطابق با توجهات فزاینده و اغلب بی پیرایه ای که هنرها در این قرن نثار «رسانه» [هنری] کردند، با این وجود شاعران و رمان نویسان، با عواقبی بس ژرف تر و پیچیده تر، آزمون های دشوار تحمیل شده به واسطه ی ماده ی زبانی را تکثر بخشیدند.
تنها با در نظر گرفتن نظام مرسوم نقطه گذاری که به نحو درخشانی از سوی آدورنو مورد بررسی قرار گرفت، می توان دید که ادبیات این قرن هم موجد سرکوب این نظام بوده (آن طور که هست اثر بکت) و هم موجب تکثیر به ظاهر آشفته و «نادستوری» اش (برای مثال، داستان های آرنو اشمیت(۴) را ملاحظه کنید).
به هر حال این دست کاری شایع یا بی اعتنایی به رسوم، همواره نه تنها با پالایش تامل آمیز رسانه (روایت گریِ درهم ریخته ی مدرنیسم استتیکی)، بل با نفرتی تمام عیار از زبان همراه بوده است. از جستارهای ویلیام باروز(۵) در باب «ویروس ـ واژه» و دورنماهای یک «انقلاب الکترونیکی» تا تجربیات متنوع (و ندرتاً قانع کننده) در شعر تجسمی، زبان به خاطر آنکه نفس جوهر رسوم بوده، به خاطر همدستی اش در کشاندن انسان به یوغ بندگی فایده مندی، به خاطر شراکت اش در کنترل سیاسیِ کم و بیش مخفیانه ی کنش انسانی و صنعت تبلیغات، مورد حمله واقع شده است. در نهایت نیز قرن بیستم، قرن پژوهش های گسترده و متنوع درباب همدستی میان ثبت [Recording] و کنترل، درج [Inscription] و سلطه بوده است.
بخشی از نیروی پایدار ساموئل بکت دقیقاً در شیوه ی یکتا و طاقت فرسایی نهفته است که آثارش، از یک سو، آزمایش گری چشم گیر با ابزارهای نحوی و دستوری، و از سوی دیگر، نوعی عدم اطمینان راسخ و هدفمند به کلام نوشتاری [مکتوب]، را در هم می آمیزند. بکت این مقتضیاتِ به ظاهر ناهمگون را از رهگذر استراتژی دو ـ زبانگی و ترجمه ـ ازـ خود(۶) به پیش می بَرَد (قرینه ی زبانی این رویکرد بی شک سرخوشی آریستوکراتیک ناباکوف است در سبک پردازی بی نهایت لایه لایه و نیز دست کاری جهان های زبانی، با آن پیچیدگی هزارتو وار و دقت صریحش در جزئیات ـ سلوکی استتیکی که غالباً از شکنجه های آوای بکتی فارغ است).
برای درک نفرت ژرفِ بکت از زبان (نفرتی تماماً متناسب و حدّت یافته با تبحر بداعت آمیز او) لازم نیست نام ناپذیر(۷) یا متن هایی برای هیچ (۸) را زیر و رو کنیم (گرچه بهتر است این کار را حتماً انجام دهیم). بکت پیش از آن در نامه ی مشهور خود به اکسل کن(۹) به سال ۱۹۳۷ (در اصل به آلمانی(۱۰)) می نویسد:

برایم بیش از پیش دشوار، حتی بی معنا، شده که چیزی به انگلیسی رسمی بنویسم. و زبانم بیش از پیش برایم همچون حجابی می شود که برای دست یافتن به چیزهای (یا نیستی) پشت اش باید از هم دریده شود. گرامر و سبک. از دید من این ها به اندازه ی یک لباس شنایِ ویکتوریایی یا توداریِ یک جنتلمن حقیقی بی ربط شده اند. یک ماسک. به این امید که زمانی فرا رسد، زمانی که به لطف خدا از پیش در برخی محافل خاص فرا رسیده، که موثرترین استفاده از زبان در گرو سوء استفاده از آن باشد. از آنجا که نمی توانیم به یک باره زبان را نابود کنیم، پس حداقل نباید از هیچ کاری برای سوق دادن آن به ورطه ی رسوایی خودداری کنیم. سوراخ سوراخ کردن آن، تا جایی که آن چه در پس اش مخفی است ـ چه چیزی باشد و چه هیچ ـ شروع به نشت کند؛ امروزه نمی توانم برای یک نویسنده هدفی والاتر از این متصور شوم. یا آیا این فقط ادبیات است که در آن طرق بی تحرک کهنه ای که موسیقی و نقاشی بسی پیش از این کنار نهادند همچنان باقی می ماند؟ آیا در طبیعت رذیلانه ی واژه، چیزی بی نهایت مقدس وجود دارد که در ارکان سایر هنرها یافت نشده است؟ آیا دلیلی دارد که مادیت دهشتناک سطح واژگانی این طور انحلال ناپذیر باشد و نتواند همچون سطح صوتی در سمفونی هفتم بتهوون با سکته های پی در پی از هم دریده شود، تا آنجا که در سراسر اثر چیزی نیابیم مگر ردی از اصوات پراکنده و معلق در ارتفاعات سرگیجه آور که مغاک های بی پایان سکوت را به هم پیوند می زنند؟ این سوال جواب می خواهد.

نظرات کاربران درباره کتاب این قرن

به جای فراموش کردن وقایع این قرن باید آنها را به یاد آورد تا به این ترتیب شاهد بروز رخدادهای مثبت و همچنین جلوگیری از وقایع ناگوار آن در آینده باشیم
در 1 سال پیش توسط