فیدیبو نماینده قانونی ترفند و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ازدواج به سبک ایرانی

کتاب ازدواج به سبک ایرانی
همه چیز درباره‌ی پیوند زناشویی

نسخه الکترونیک کتاب ازدواج به سبک ایرانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب ازدواج به سبک ایرانی

تاکنون بیشتر کتاب‌هایی که در زمینه‌ی ازدواج نوشته شده‌ است، تک موضوعی‌ است، یعنی اگر جوانی قصد ازدواج داشته باشد، ‌مجبور است برای هر مسأله‌ای که در ذهنش پیش می‌آید، کتاب ویژه‌ی آن را تهیه کند. برای مثال: برای آموختن معیارهای انتخاب و ازدواج، برای آگاه شدن از مسایل حقوقی، موضوعات مربوط به بیولوژی و بارداری و یا مباحث مربوط به رسومات ازدواج و... در مورد هر کدام کتابی جداگانه نیاز است. بر همین اساس در این کتاب تلاش کردیم، تمام این موضوعات را یک جا جمع کنیم تا بتوانیم در مدتی کوتاه، اطلاعات مورد نیاز یک جوان را که در حال ازدواج کردن است، به او بدهیم. البته این کتاب با محوریت ازدواج یک بانو نوشته شده است اما در هر پاره‌ی آن تلاش کردیم که به آنچه برای یک مرد جوان هم ضروری است بپردازیم تا آقایان نیز بتوانند با مطالعه‌ی آن با همسر آینده‌ی خود بهتر رفتار و خوشبختی خود را تضمین کنند.

ادامه...
  • ناشر ترفند
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.77 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۵۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ازدواج به سبک ایرانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هرگه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

حافظ

سخن را با عشق آغاز کردیم زیرا هرچه در این آفرینش هستی یافته است جز عشق نیست و تمام حقیقت خلقت، محبت ناب خالق آن است. ما همه در دریای هستی شناوریم، امروز در این جهان و فردا در آن جهان ناب حقیقی، پس همیشه هستیم و خواهیم بود و آنچه در این میان راست است و محض، عشق است و بس.
حال این عشق که در روح آدمیان ساری و جاری است اگرچه در تمام کائنات خود را نشان می دهد و می توان تبلور آن را در هر آنچه که هست، دید و لمس کرد اما موجودی باید باشد تا همچون آیینه ای برای عشق واقع شود و آن موجود همان انسان است و این انسان ها هستند که با ازدواج کردن و پیوستن به همدیگر معنای حقیقی عشق را می یابند.
اما چیزی که در این میان مهم است، درست انجام دادن این امر است، زیرا اگر خدشه ای بر آن وارد شود، لطمه ی اصلی بر محبت ناب وجودی انسان ها وارد می شود و حتا خلقتی که بنایش بر مهر الهی است، دچار بی مهری و تردید می گردد؛ بنابراین همه ی کسانی که می خواهند ازدواج کنند، باید با دیدی ژرف و با آگاهی کامل به مجموعه ی عواملی که می تواند باعث درست انجام شدن این عمل شود، توجه کنند و به تمام مسایل مهمی که در این امر موثر است، دقت نظر داشته باشند.
زن یا مرد بودن هر چند ماهیت مستقلی را با خود همراه دارد ولی آنچه برای زن و مرد ارزش و اعتبار می آورد، زن بودن یا مرد بودن نیست، بلکه مسوولیت ها و وظایف مربوط به نوع بشر است، که از طریق این مسوولیت ها انسان برای خود اعتبار و ارزش کسب می کند. جنسیت تنها تفاوت در ظاهر است اما این ملاک برتری و ارزش نیست، ملاک برتری درست عمل کردن به اعمال مهم است و در این میان یکی از اساسی ترین کارها، ازدواج است؛ بر این اساس ما در این مجموعه تلاش کرده ایم تا به موضوعاتی بپردازیم که برای ازدواج لازم و ضروری اند و به کار بستن آ ن ها و در نظر داشتن آن معیارها کمک می کنند تا این مهم به درستی انجام شود.
تاکنون بیشتر کتاب هایی که در زمینه ی ازدواج نوشته شده است، تک موضوعی است، یعنی اگر جوانی قصد ازدواج داشته باشد، مجبور است برای هر مساله ای که در ذهنش پیش می آید، کتاب ویژه ی آن را تهیه کند. برای مثال: برای آموختن معیارهای انتخاب و ازدواج، برای آگاه شدن از مسایل حقوقی، موضوعات مربوط به بیولوژی و بارداری و یا مباحث مربوط به رسومات ازدواج و... در مورد هر کدام کتابی جداگانه نیاز است. بر همین اساس در این کتاب تلاش کردیم، تمام این موضوعات را یک جا جمع کنیم تا بتوانیم در مدتی کوتاه، اطلاعات مورد نیاز یک جوان را که در حال ازدواج کردن است، به او بدهیم.
البته این کتاب با محوریت ازدواج یک بانو نوشته شده است اما در هر پاره ی آن تلاش کردیم که به آنچه برای یک مرد جوان هم ضروری است بپردازیم تا آقایان نیز بتوانند با مطالعه ی آن با همسر آینده ی خود بهتر رفتار و خوشبختی خود را تضمین کنند.
در این نوشتار از مهربانی دوستانی بهره برده ام که وظیفه ی خود می دانم تا از این خوبان سپاس گزاری کنم. از بانو ماهره عطایی و آقای فرشاد قنبری، زوج موفق که تایپ این اثر را بر عهده گرفتند، خانم افسون عیسی لو (وکیل خانواده) که با تعریف ماجرای زندگی موکلانش (البته بدون ذکر نام) متناسب با مطالب، مرا همراهی کردند و خانواده ی پُرمهرم که تمام خستگی های مرا تحمّل کردند، در گوش سپردن به تمام صحبت های من حوصله و علاقه به خرج دادند و هر لحظه که نیاز بود مرا راهنمایی و در انتخاب درست مطالب یاری ام کردند، قدردانی می کنم.

سرانجام، آن زندگی که سزاوارش هستی، می تواند مال تو باشد. پس تلاش کن و عشق بورز.

صبا بیوک زاده
زمستان ۱۳۸۸

پاره ی نخست: ازدواج مناسب



«عاقلانه انتخاب کنید و عاشقانه زندگی.»

انسان موجودی است که تمام تلاشش در طول زندگی برای خوب زیستن، شاد بودن، و حتا آسوده مردن است و برای دست یافتن به این خواسته ها باید همیشه در تکاپو باشد و نیازهای متعددی را برای خود و کسانی که در کنارش هستند، برآورده کند. ازدواج از نیازهای اساسی بشر است، نیازی که با برآورده شدن آن همزمان نیازهای روحی، مادی، روانی، جسمی، اجتماعی، فردی و بسیاری از نیازهای انسان هم رفع می شود، به همین علت باید در انجام دادن آن بسیار دقت کرد و مسایل زیادی را در نظر گرفت و به آن ها رسیدگی کرد، زیرا ازدواج کردن کار بزرگی نیست بلکه ازدواج مناسب و درست پیش بردن آن مهم و باارزش است. در ازدواج مناسب عواملی چند تاثیر دارند که در این پاره و پاره های بعدی با ترتیبی مشخص به آن ها می پردازیم.

سن ازدواج

شرایطی در مورد سن ازدواج وجود دارد:
۱) عده ای بر این باورند که ازدواج سن ویژه ای ندارد، بلکه هر کس خودش بهتر می داند که چه موقع زمان ازدواجش فرارسیده است، زیرا برای ازدواج، افراد باید شرایطی داشته باشند که یکی از آن ها، بلوغ جسمی و نیاز به جنس مخالف است.
۲) مورد دیگر، بلوغ فکری و عقلی است که می توان گفت از مهم ترین شرایط ازدواج است، چون امکان دارد فردی از لحاظ جسمی به حدی رسیده باشد که نیاز به ازدواج پیدا کند، ولی به لحاظ عقلی و فکری هنوز در همان سن بلوغ باقی مانده باشد که در این صورت ازدواج برای او اشتباه است.
۳) عامل دیگر موقعیت فرد به لحاظ شغلی، فرهنگی و اجتماعی و امکانات اولیه ی رفاهی برای آغاز زندگی است. کسی که می خواهد ازدواج کند باید این شرایط را با هم داشته باشد. بنابراین ممکن است کسی در سن بیست سالگی همه ی این شرایط را پیدا کند و دیگری در سن چهل سالگی.

سن ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است؛ یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی. انسان در فرایند رشد در سنین مختلف از نظر روانی دارای ویژگی های متفاوتی است. البته این مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود، مهم این است که دختر و پسر احساس کنند از نظر فیزیولوژیکی و روانی نیاز به ازدواج دارند. معمولاً چون رشد بدنی و روانی دختران از پسران سریع تر است، زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین دلیل در اسلام سن تکلیف دختران نُه سال و پسران پانزده سال تعیین شده است. البته این بدان معنی نیست که هر دختری باید در نُه سالگی ازدواج کند. ازدواج زمانی مناسب است که هم به لحاظ روانی و هم از نظر فیزیولوژیکی شرایط آن مهیا باشد.
اختلاف سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی، متفاوت است. گاه اختلاف سن تا دَه سال هم مشکلی ندارد. اختلاف سنی زیاد موجب می شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک کنند. فردی با داشتن بیست سال سن بیشتر، طبیعی است که می تواند از تجربه های بیشتری برخوردار باشد و گاه نیز ممکن است چنین تجربه هایی وجود نداشته باشد، ولی فرد بزرگ تر دست کم می تواند چنین احساسی داشته باشد. بنابراین داشتن این تجربه ها و یا احساس داشتن آن ها، زمینه ای فراهم می کند که شخص ارزش لازم را به مسایل و نظریات فرد کوچک تر ندهد و همین مساله، زمینه ی عدم تفاهم میان آن دو را به وجود می آورد که این مساله سبب پدید آمدن مشکلاتی سترگ در روابط زناشویی می شود.

مشکلات اختلاف سنی زیاد

۱) از مباحث مهم درباره ی اختلاف سنی زیاد، انعطاف پذیری است، زیرا وقتی دو جوان با هم ازدواج می کنند، برای رسیدن به سازگاری بیشتر تلاش و به نظر دیگری توجه می کنند و خود را طوری تطبیق می دهند که دیگری بپسندد و به این ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب می نمایند. در حالی که با افزایش سن، انعطاف پذیری آدمی کم و همین امر در زندگی مشترک مشکل آفرین می شود.
۲) بسیار اتفاق می افتد که فرد بزرگ تر نگران از دست دادن همسر خود است و این ترس یکسره او را دچار استرس می کند و حتا باعث بدبینی می شود. چنین مساله ای ممکن است در زندگی مشکل بیافریند، زن را دچار انزجار کند و او را از خانه فراری سازد؛ حتا ممکن است روز به روز مشکلات افزایش یابد و سبب خیانت شود، زیرا این احتمال پیش می آید که زن پناهگاه عاشقانه و راحتی را جست وجو کند، و همیشه چنین آغوش های بازی وجود خواهد داشت.
۳) هنگامی که مرد بیش از اندازه بزرگ باشد، به همسر خود امر و نهی خواهد کرد. امر و نهی همیشه مبتنی بر حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن مداخله می کند و این مساله ناراحتی همسر را فراهم می آورد.
۴) فرد بزرگ تر احساس می کند که باید همسر کوچک تر را پرورش دهد، حال آن که شریک او انتظار دارد با همسر خود زندگی کند، نه آن که همسرش نقش پدر یا مادر او را بر عهده بگیرد و به تربیت وی بپردازد.
۵) مساله ی دیگری که مطرح می شود این است که فرد کوچک تر دچار رودربایستی رنج آوری است و نمی تواند به راحتی مشکلات خود را با همسرش در میان بگذارد. بنابراین حرف های ناگفته در این گونه خانواده ها بسیار است و فرصت مناسبی برای طرح آن ها وجود ندارد.
۶) گاهی در چنین خانواده هایی فرد بزرگ تر برای این که فرد کوچک تر را جذب کند و زندگانی ادامه یابد، مدام امتیازاتی می دهد که او را دلگرم کند، اما هر کس نمی تواند پیوسته چنین امتیازاتی بدهد، زیرا گاهی دادن امتیازها، برای فرد بزرگ تر تحمل ناپذیر و یا نشدنی می شود و به این ترتیب از انگیزه ی طرف مقابل برای ادامه ی زندگی می کاهد. از سوی دیگر فرد کوچک تر که نقطه ضعف همسر را یافته است در صدد گرفتن امتیاز بیشتر بر می آید.
۷) در مواردی هم دیده شده است که فرد کوچک تر، از همسر بزرگ تر از خود می ترسد و هر قدر سن فرد بزرگ تر بیشتر باشد احتمال پیش آمدن این مورد بیشتر می شود.
جوانان برای ازدواجی مناسب، باید پیش از سی سالگی اقدام کنند. فاصله ی میان بیست تا سی سالگی بهترین دوران برای ازدواج کردن است. ازدواج در سن خیلی پایین و یا در سن بالا زیان های بسیاری در پی خواهد داشت.
شانس موفقیت در ازدواج زمانی بیشتر است که سن مرد چند سال بیشتر از سن زن باشد. اگرچه ازدواج های خوب بسیاری اتفاق افتاده است که در آن سن زن زیادتر بوده است، زیرا درجه ی بلوغ نسبی و قابلیت سازش افراد نسبت به سن حقیقی آن ها اهمیت بیشتری دارد، حتا در روان شناسی نو سخن از این است که اگر دختر دو سال بزرگ تر باشد، ازدواج موفق تر خواهد بود. البته این نظریه هنوز اثبات نشده است، اما بیان کردن این مطلب به این جهت است که اگر زوجی با این شرایط احساس کرد می تواند در ازدواج موفق باشد، نباید به خاطر این فاصله ی سنی دچار تردید شود، اما
با این حال لازم است از هر جهت مسایل را بسنجد.

انتخاب همسر

پیش از ازدواج چشمانت را کاملاً باز کن و پس از ازدواج چشم هایت را کمی ببند!
منظور از چشم باز کردن، پژوهیدن آگاهانه، دقیق و همه جانبه ای است که آدمی چشم بسته زن نگیرد یا شوهر نکند. منظور از چشم هایت را کمی ببند این است که حالا که انتخاب و ازدواج کردی، برخی از اشکال ها و ضعف هایی را که همسرت دارد، نادیده بگیر، چون هیچ انسانی کامل نیست.
فرایند انتخاب همسر برای فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار است. کم تر انتخابی ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوج ها مرکز توجه و بسیار بااهمیت تلقی گردد.
گزینش همسر نباید بسته و ناشناخته صورت گیرد، زیرا ازدواج های ناخواسته و بی منطقی که بر اساس احساسات زودگذر پایه گذاری می شود، نه تنها ممکن است موفق نباشد بلکه نقش ویرانگری در جامعه ایفا می کند و زن و مرد نیز شکست بزرگی را در زندگی تجربه می کنند که ممکن است به تباهی زندگیشان بینجامد. گزینش همسر با اتکا بر خود، منطق، تکیه بر فرهنگ ها و باورهای دو طرف و بینش صحیح، موفق، سازنده و آموزنده خواهد بود.
نقطه ی آغاز برای همسرگزینی از خود فرد آغاز می شود. بنابراین پیش از این که سراغ کسی بروید، بایستی به سراغ خودتان بروید و وقتی خودتان را شناختید، در می یابید که به دنبال چه کسی هستید. اما اگر ندانید چه شخصیتی دارید، نمی توانید همسان خود، یعنی کسی را که بتواند جفت حقیقی شما از کار در آید، بیابید.

صفات یک همسر خوب

۱) دارای عقل و هوش

۲) دارای اخلاق نیک

۳) با عفت و نجابت

۴) زیبا

۵) با شرافت خانوادگی

۶) باسواد

۷) ثروتمند:

در نظر داشته باشیم که ثروتمندی کمال ذاتی انسان محسوب نمی شود و برای سازگاری زن و شوهر، انس، محبت و صفای خانوادگی لازم است. برای رسیدن به هدف عالی ازدواج، ثروت و مقام ملاکی مهم و ضروری نیست، اما بی تردید حد معقولی از دارایی برای آغاز زندگی لازم است.

۸) شاغل بودن داماد:

هر مردی باید مشغول به کاری باشد تا مخارج خود و خانواده اش را تامین کند، اما زن باید به این موضوع توجه داشته باشد که هر شغلی آثار و لوازم ویژه و خوبی و بدی هایی دارد. بعضی شغل ها پردرآمدند، بعضی کم درآمد، لازمه ی برخی از آن ها مسافرت های طولانی و دوری از خانواده است، در بعضی رعایت نظافت کامل، امکان ندارد. پس دختر جوان باید دقت کند که اگر نمی تواند با برخی شغل ها کنار بیاید، از همان ابتدا زدواج را نپذیرد، نه این که ازدواج را بپذیرد و بعداً باعث دردسر و ناراحتی همسر و فرزندان شود.
در فرایند انتخاب همسر برخی از عقاید و باورهای غیرمنطقی و محدودکننده هم وجود دارند که:
آ) زمان ازدواج و انتخاب فرد مورد نظر را برای ازدواج، محدود می کنند.
ب) تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و تفریط می کنند.
پ) از بررسی اندیشمندانه ی توانایی ها و ضعف های فرد و شناختن عوامل موثر در ازدواج، جلوگیری می کنند.
ت) مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم می بخشند و گزینه های بعدی را برای حل مشکلات به کمینه (حداقل) می رسانند.
آگاه بودن افراد درباره ی نگرش ها و شیوه ی اندیشیدن خویش، درباره ی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقع بینانه در ازدواجی موفق نقش بسزایی دارد.
لارسن نُه باور غیرمنطقی را که افراد اغلب درباره ی انتخاب همسر دارند بیان کرده است:

۱) اعتقاد به این که من تنها می توانم عاشق یک نفر باشم

شخصی که دارای این عقیده است گمان می کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این باور است که ما جایی در دنیا همزاد یا نیمه ی دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند.

۲) همسر کامل

اعتقاد به این تفکر که: «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم.» کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید در تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود، زیرا هیچ فردی کامل نیست و باید برای پیدا کردن چنین فردی زمانی طولانی صرف کرد.

۳) تکامل خود

کسی که این گونه فکر می کند، می گوید: «تا زمانی که نتوانم به خودم همچون یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم.» این اعتقاد نیز محدودکننده و غیرمنطقی است، از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروری است، اما احتمال دارد افراد را برای تصمیم گیری درباره ی ازدواج دچار اضطراب کند.

۴) ارتباط کامل

صاحب این عقیده این چنین می اندیشد: «ما باید پیش از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط موثری خواهیم داشت.» توجه به عوامل پیش بینی کننده ی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است. مانند ارتباط خوب و مهارت های حل مشکل و همانندی ارزش ها و باورها. جست وجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت ها و قابلیت ها را داشته باشد، عاقلانه است. اما نه در حد افراطی که یک رابطه یا آشنایی پیش از ازدواج سال ها طول بکشد.

۵) تلاش بیشتر

این اعتقاد با این تفکر شکل می گیرد که من با هر کسی که برای ازدواج انتخاب کنم، خوشبخت خواهم شد، به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.

۶) عشق کافی است

فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید: «عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است.» عشق رمانتیک شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند است. در واقع اشخاص کمی هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اما اگر عشق تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی های اساسی فردی و میان فردی از نظر دور می ماند.

۷) ارتباط داشتن

این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام پیش از ازدواج با هم ارتباط برقرار کنیم، شانس خوشبختیمان را بیشتر خواهیم کرد.» بررسی سوابق ارتباط و موفقیت های بعدی در ازدواج نشان داده است افرادی که پیش از ازدواج با هم رابطه ای کامل برقرار می کنند، آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی و جدایی دارا هستند. معمولاً کسانی که پیش از ازدواج با هم ارتباط برقرار می کنند به نسبت کسانی که پیش از ازدواج رابطه برقرار نمی کنند، مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کم تری برای ارزشمند شمردن ازدواج، همچنین نگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.

۸) فرد مکمل و تضاد

در این نگرش این گونه می اندیشند: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با من باشد.» اگرچه تفکر رایج این است که افراد با ویژگی های کاملاً متفاوت می توانند کامل کننده ی ضعف ها و قوت های یکدیگر باشند، اما عوامل پیش بینی کننده ی موفقیت در ازدواج نشان می دهند که قوی ترین عامل خوشبختی، همانندی در ارزش ها، نگرش ها و ویژگی های شخصی است.

۹) انتخاب باید آسان باشد

در این مورد افراد بر این عقیده اند که: «انتخاب همسر باید ساده باشد و این انتخاب شانسی و یا اتفاقی است.» بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند. چنین فردی بدون آن که آمادگی لازم داشته باشد یا عملی برای نزدیک شدن به هدف ازدواج انجام داده باشد در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در نخستین نگاه است.
این موارد تنها تعدادی از نگرش ها و باورهای غیرمنطقی افراد نسبت به انتخاب همسر است. شیوه ی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است. اگر آگاهی ها درباره ی باورهای غیرمنطقی و محدودکننده ی انتخاب همسر بالا رود و این نگرش ها ی نادرست و غیرمنطقی افراد تغییر کنند و در جهت درست هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواج های موفق در جامعه خواهیم بود.

نظرات کاربران درباره کتاب ازدواج به سبک ایرانی

لطفا همچین کتابی رو با این مقدمه و طراحی روی جلد و صرفا به دلیل فصلی که در مورد مسائل حقوقی ازدواج است در زمره کتب حقوقی نگذارید، حقوق و کتب مرتبط با آن دارای شانی است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.
در 1 سال پیش توسط